محبوب ترین مقالات

رسانه

سندمظلومیت

فاطمیّه خط مقدم ماست و اگر باور داریم دین ما ناشی از سرمایه ی محبت حضرت زهرا(سلام الله علیها) است، در ایام فاطمیّه نباید بی

ادامه مطلب »
تست سمعی

سخن امروز

در این قسمت برنامه های اجرا شده در رادیو قرآن و برخی سخنرانی های استاد را به شکل اتفاقی(Random) می توانید گوش کنید.

ادامه مطلب »

سندمظلومیت

فاطمیّه خط مقدم ماست و اگر باور داریم دین ما ناشی از سرمایه ی محبت حضرت زهرا(سلام الله علیها) است، در ایام فاطمیّه نباید بی تفاوت باشیم و هر یک از ما باید قدمی، قلمی و … برای احیای نام مادر شیعه و دفاع از مظلومیّت او برداریم.
در ادامه، اسناد شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) از منابع شیعه و اهل تسنن تقدیم می گردد تا کسی اجازه ی انکار آن را نداشته باشد‌.

شهادتی که در دل خود پرسش های زیادی را به همراه دارد:
▪️اینکه قاتلان حضرت مادر چه کسانی بوده اند؟
▪️اینکه به چه جرمی دست به چنین جنایتی زده اند؟
▪️ ارتباط شهادت حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به وصیت ایشان مبنی بر دفن شبانه بدون حضور منافقان چیست؟
▪️پیامد شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) در ادامه جسارت ها به خاندان اهل بیت(علیهم السلام)چگونه است؟
▪️کیفیّت شهادت حضرت زهراء( سلام الله علیها ) به چه صورتی در منابع فریقین منعکس شده است؟
▪️چگونه شهادت حضرت فاطمه(سلام الله علیها) رقم می خورد در حالی که فریقین روایات صحیحی نقل کرده اند که او “سیده نساء العالمین” است؟
▪️تاثیر سقط جناب محسن(علیه السلام) در کاهش جمعیت سادات جهان چقدر است؟
و…

 

💠 سند مظلومیّت ۱

🔰مرحوم شیخ کلینی (مـ۳۲۹ق) در کتاب شریفش، الکافی، روایتی را نقل می‌کند مبنی بر شهادت حضرت صدیقه طاهره(علیها السلام):
محمد بن یحیى، عن العمرکی بن علی، عن علی بن جعفر أخیه، أبی الحسن علیه السلام قال: «إن فاطمه علیها السلام صدیقه شهیده وإن بنات الأنبیاء لا یطمثن.»

☑️ ترجمه: «از امام کاظم (علیه السلام) منقول است که: به یقین، فاطمه(سلام الله علیها) صدیقه شهیده است و همانا دختران انبیاء حیض نمی‌شوند.»

🔎بررسی سندی روایت:
تمام راویان حدیث، ثقه‌اند و روایت در بالاترین درجه اعتبار می‌باشد.

🔹درباره صحت این روایت، علامه مجلسی (مـ۱۱۱۰ق) می‌فرمایند: «ثم إن هذا الخبر یدل على أن فاطمه صلوات الله علیها کانت شهیده، وهو من المتواترات» و مرحوم شیخ بهائی (مـ۱۰۳۱ق) نیز در ذیل این روایت می‌فرمایند: «هذا الحدیث لصحه سنده»

🔘 مرحوم علامه مجلسی بعد از نقل این روایت می‌نویسد: «الحدیث الثانی صحیح. والصدیقه فعلیه للمبالغه فی الصدق والتصدیق، أی کانت کثیره التصدیق لما جاء به أبوها صلی الله علیه وآله، وکانت صادقه فی جمیع أقوالها مصدقه أقوالها بأفعالها، وهی معنى العصمه… ثم إن هذا الخبر یدل على أن فاطمه صلوات الله علیها کانت شهیده وهو من المتواترات وکان سبب ذلک أنهم لما غصبوا الخلافه وبایعهم أکثر الناس بعثوا إلى أمیر المؤمنین علیه السلام لیحضر للبیعه، فأبى فبعث عمر بنار لیحرق على أهل البیت بیتهم وأرادوا الدخول علیه قهرا، فمنعتهم فاطمه عند الباب فضرب قنفذ غلام عمر الباب على بطن فاطمه سلام الله علیها فکسر جنبیها وأسقطت لذلک جنینا کان سماه رسول الله صلی الله علیه وآله محسنا، فمرضت لذلک وتوفیت صلوات الله علیها فی ذلک المرض.»[۴] 💢 ترجمه: «حدیث دوم صحیح است. صدیقه به معنای مبالغه در راستگویی و تصدیق است. یعنی آن حضرت در آن جا بر پدر بزرگوارش نازل شده، بسیار تصدیق کننده بوده است. و همچنین آن حضرت در تمام کردارها و گفتارشان راستگو بوده‌اند و این همان معنای عصمت است… این خبر ثابت می‌کند که آن فاطمه که صلوات خدا بر او باد، شهید شده است و این قضیه از متواترات است. سبب شهادت آن حضرت نیز این بوده است که وقتی خلافت را غصب کردند و اکثر مردم با آن‌ها بیعت کردند، افرادی را فرستادند تا امیرمؤمنان(علیه السلام) را برای گرفتن بیعت حاضر کنند؛ اما آن حضرت نپذیرفتند. پس عمر بن خطاب با آتشی که همراه داشت آمد تا خانه را بر سر ساکنانش آتش بزند و به زور وارد خانه شوند. فاطمه(سلام الله علیها)که در کنار در بود، مانع ورود آنان شد، پس قنفذ غلام عمر به شکم حضرت فاطمه(علیها السلام) زد و بر اثر آن پهلوهایش شکست و جنینی را که در شکم داشت و رسول خدا(صلی الله علیه وآله) او را محسن نامیده بود، سقط کرد. آن حضرت به خاطر این قضیه بیمار شد و بر اثر همین بیماری از دنیا رفت.»

📚 پی نوشت:
[۱] اصول کافی: ج۲، ص۴۲۰، ح۲، باب مولد الزهرا علیه السلام.
[۲] مراه العقول فی شرح اخبار آل الرسول: ج۵، ص۳۱۸.
[۳] مشرق الشمسین: ص۳۳۴.
[۴] مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول: ج۵، ص۳۱l

 

💠 سند مظلومیت ۲
🔻 قسمت اول

▪️ ثقه الاسلام کلینی(مـ۳۲۹ق) در کتاب شریف الکافی، روایت دیگری را نیز نقل می‌کند، که بیانگر ظلم‌های صورت گرفته بر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و امیرالمومنین علی(علیه السلام)است:
أحمد بن مهران رحمه الله رفعه وأحمد بن إدریس، عن محمد بن عبد الجبار الشیبانی قال: حدثنی القاسم بن محمد الرازی قال: حدثنا علی بن محمد الهرمزانی، عن أبی عبد الله الحسین بن علی علیهما السلام قال: «لما قبضت فاطمه علیها السلام دفنها أمیر المؤمنین سرا وعفا على موضع قبرها، ثم قام فحول وجهه إلى قبر رسول الله صلى الله علیه وآله فقال: السلام علیک یا رسول الله عنی… إنا لله وإنا إلیه راجعون، قد استرجعت الودیعه واخذت الرهینه وأخلست الزهراء، فما أقبح الخضراء والغبراء یا رسول الله… وستنبئک ابنتک بتظافر أمتک على هضمها فأحفها السؤال واستخبرها الحال، فکم من غلیل معتلج بصدرها لم تجد إلى بثه سبیلا، وستقول ویحکم الله وهو خیر الحاکمین…. ولولا غلبه المستولین لجعلت المقام واللبث لزاما معکوفا ولا عولت إعوال الثکلى على جلیل الرزیه، فبعین الله تدفن ابنتک سرا وتهضم حقها وتمنع إرثها ولم یتباعد العهد ولم یخلق منک الذکر وإلى الله یا رسول الله المشتکى وفیک یا رسول الله أحسن العزاء صلى الله علیک وعلیها السلام والرضوان.» [۱]

🔹ترجمه: «از امام حسین علیه السلام نقل شده است که: وقتی حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، از دنیا رفت و امیرالمومنین علی(علیه السلام) او را مخفیانه دفن کرد و آثار قبرش را مخفی نمود، رو به قبر پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) کرده و عرض کرد: ای رسول خدا، سلامی از جانب من و دخترت بر تو باد… انا لله و انا الیه راجعون، اینک، امانت بازگشت و به صاحبش رسید، زهرا از من گرفته شد. ای رسول خدا، چه زشت است این آسمان آبی و زمین تیره… به زودی دخترت به شما از همدستی امتت بر ستم به او خبر خواهد داد. پس احوال این جا را از او خبر بگیر و همه را بپرس. چه بسیار اندوه خروشانی در سینه‌اش که راهی به اظهارشان نیافت و شما به زودی می‌گویی خدا داوری می‌کند که او بهترین داوران است… و اگر چیرگی حکومت طلبان نبود، اقامت و درنگ در این جا را به اعتکاف لازم می‌دانستم و چونان مادر فرزند مرده بر این مصیبت بزرگ شیون می‌کردم. که در پیش چشم خدا دخترت نهانی دفن شد، حقش غصب شد و از ارثش بازداشته شد در حالی که آن پیمان هنوز دور نشده، یاد تو کهنه نگشته بود. پس ای رسول خدا، شکایتم به سوی خدا است و با تو ای رسول خدا، بر این عزا صبر می‌کنم. درود خدا بر تو و سلام و رضوان بر او.»
💢در این روایت، عباراتی از کلام امیرالمومنین(علیه السلام) دلالت بر روا شدن ظلم و ستم بر فاطمه زهرا(سلام الله علیها)دارد؛ آنجا که می‌فرماید: «قد استرجعت الودیعه واخذت الرهینه وأخلست الزهراء» صریحا فوت فاطمه زهرا را، غیر طبیعی بیان می‌دارد. همچنین در عبارات دیگر این روایت به ظلم و ستم بر حضرت زهرا و سخن‌های ناگفتنی و غصب حق و ارث و دفن شبانه و… همه و همه می‌تواند، موید روایات سابق و لاحق باشد.

❇️ مرحوم مجلسی در بحارالانوار، بعد از نقل روایت، در توضیح روایت می‌فرمایند: «ارواح در بدن، و ازواج نزد شوهرانشان، همچون ودیعه و رهینه‎اند؛» [۲]

با این حال؛ باید سوال پرسید که، منظور حضرت از بکاربردن صیغه مجهول، و در نهایت، شکایت به خداوند و رسول، بابت این پس گرفته شدن و یا برگرداندن ودیعه و رهینه (حضرت زهرا سلام الله علیها) چیست؟ در پاسخ می‌گوییم: توجیحی جز به شهادت رساندن و ظلم به فاطمه کبری(سلام الله علیها) نمی‎تواند باشد.

📚 کتابشناسی:
[۱] اصول کافی: ج۲، ص۴۲۱، باب مولد فاطمه سلام الله علیها، ح۳.
[۲] بحارالانوار: ج۴۳، ص۱۹۳،ح۲۱l

 

💠 سند مظلومیت۲
🔻 قسمت دوم

🔍بررسی اعتباری روایت:
روایت از دو طریق احمد بن مهران و احمد بن ادریس، نقل شده است؛ احمد بن مهران، به جهت طلب رحمت کلینی، محکوم به وثاقت است، هر چند در او تردید ضعف شده است. و احمد بن ادریس، بدون هیچ تردیدی، ثقه است.

محمد بن عبدالجبار شیبانی نیز از ثقات کبیر است و در ثقه بودنش تردیدی نیست.

اما قاسم بن محمد رازی، او مجهول است و در علم رجال، درباره ی او مطلبی (نه در جرح و نه در تعدیل) ذکر نشده است. اما به جهت وجود یک مجهول، در بین ثقات، نمی‌توان اعتبار روایت را خدشه وارد کرد، چرا که اولا، این روایت مویدات دارد. ثانیا، برخی از بزرگان این روایت را مورد تایید معرفی کرده‌اند، از جمله کلام مرحوم مجلسی ذیل این روایت که می‌فرمایند: « رواه الکلینی فی القوی عن علی بن محمد الهرمزانی»[۱]

از عبارت مرحوم علامه مجلسی، می توان چنین برداشت نمود که روایت قوی است، و مجهول موجود در بین راویان این حدیث، برای ایشان ثقه و شناخته شده بوده است.

🔺شبیه به همین مضمون را، با سلسله سندهای مختلف و اختلاف در برخی عبارات، نقل شده است که به جهت اقتصار، از ذکر همه آنها صرف نظر می‌کنیم.[۲]

📚کتابشناسی:
[۱] روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه: ج۵، ص۳۴۷
[۲] نهج البلاغه: خطبه ۲۰۲. کشف الغمه الاربلی: ج۲، ص۱۲۷. دلائل الامامه، محمد بن جریر الطبری: ص۱۳۸. امالی، شیخ مفید: ص۲۸۱. الانوار البهیه: ص۶۳. روضه الواعظین: ۱۵۲. امالی، شیخ طوسی: ص۱۰۹. مناقب ابن شهر آشوب: ج۳، ص۱۳۹.

 

💠 سند مظلومیّت ۳
♨️ از منابع اهل تسنن

🔹ابراهیم بن محمد جوینی (مـ۷۳۰ق)، از علماء اهل تسنن، در کتاب «فرائد المسطین» از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل می‌کند:

🔰أنبأنی الشیخ ابوطالب علی بن أنجب بن عبید الله بن الخازن عن کتاب الامام برهان الدین أبی الفتح ناصر بن أبی المکارم المطرزی عن أبی المؤید ابن الموفق، أنبانا علی بن أحمد بن موسی الدقاق قال: أنبانا محمد ابن أبی عبد الله الکوفی، قال: أنبانا موسى بن عمران النخعی، عن عمه الحسین بن یزید النوفلی، عن الحسن بن علی بن أبی حمزه، عن أبیه، عن سعید بن جبیر، عن ابن عباس، قال: إن رسول الله صلى الله علیه وآله قال: «…وأما ابنتی فاطمه، فإنها سیده نساء العالمین من الاولین والآخرین، وهی بضعه منی، و… إنی لما رأیتها ذکرت ما یصنع بها بعدی، کأنی بها وقد دخل الذل بیتها، وانتهکت حرمتها، وغصبت حقها، ومنعت إرثها، وکسر جنبها، وأسقطت جنینها، وهی تنادی: یا محمداه، فلا تجاب، وتستغیث فلا تغاث، فلا تزال بعدی محزونه مکروبه باکیه،… ثم یبتدئ بها الوجع فتمرض… فتقول عند ذلک: یا رب، إنی قد سئمت الحیاه، وتبرمت بأهل الدنیا، فألحقنی بأبی. فیلحقها الله عز وجل بی، فتکون أول من یلحقنی من أهل بیتی، فتقدم علی محزونه مکروبه مغمومه مغصوبه مقتوله، فأقول عند ذلک: اللهم العن من ظلمها، وعاقب من غصبها، وأذل من أذلها، وخلد فی نارک من ضرب جنبها حتى ألقت ولدها، فتقول الملائکه عند ذلک: آمین…»[۱]

🔹ترجمه: «ابن‏ عباس می‏‌گوید: رسول خدا(صلی الله علیه و آله)فرمود: و اما دخترم فاطمه، سرور زنان جهان هستی است از آغاز تا فرجام و پاره تن من است… چون او را می‏‌بینم که ذلت و خواری به خانه‌‏اش ره یافته، حرمتش شکسته، حقش غصب شده، از ارثش منع گشته، پهلویش شکسته، جنین او سقط می‏‌گردد و او ندا می‌‏دهد: وا محمدا! لیکن جوابی نمی‏‌شنود. دادرسی می‏‌طلبد، کسی به فریادش نمی‏‌رسد، او بعد از من همواره غمگین و گریان است… از اهل‏بیتم او نخستین کسی است که به من پیوندد. نزدم می ‏آید در حالی که محزون، ناراحت غمدیده و حقش سلب شده و مقتول (شهید) است.
در آن هنگام رسول خدا(صلی الله علیه و آله)گفت: هر که به او ظلم کرده، لعنت کن و هر که حق او غصب کرده، عذاب کن، آن که به او اهانت کرده، خوار ساز و آن که به پهلویش چنان زده که فرزند خویش افکنده، در آتشت جاودان ساز. ملائکه هم می‏‌گویند: آمین.»

✔️دقیقاً همین روایت را مرحوم شیخ صدوق (مـ۳۸۱ق) در امالی خود، نقل می‌نماید:
🔰حدثنا علی بن أحمد بن موسى الدقاق (رحمه الله)، قال: حدثنا محمد ابن أبی عبد الله الکوفی، قال: حدثنا موسى بن عمران النخعی، عن عمه الحسین بن یزید النوفلی، عن الحسن بن علی بن أبی حمزه، عن أبیه، عن سعید بن جبیر، عن ابن عباس، قال: إن رسول الله صلى الله علیه وآله قال: «… وأما ابنتی فاطمه،… أول من یلحقنی من أهل بیتی، فتقدم علی محزونه مکروبه مغمومه مغصوبه مقتوله …»[۲]

🔎بررسی اعتبار حدیث:
👤علی بن احمد شخصی موثق است و از مشایخ شیخ صدوق می‌باشد.
👤محمد بن ابی عبدالله نیز از وکلای بزرگ حضرت حجت(علیه السلام) در دوران غیبت صغری است و ثقه محسوب می‌شود.
👤موسی بن عمران نخعی، از افراد مهمل در علم رجال است، ولی به سه قرینه موثق محسوب می‌شود:
الف: برادرزاده و شاگرد مخصوص حسین بن یزید نوفلی است.
ب: از شاگردان محمد بن ابی عبدالله کوفی (وکیل امام عصر) می‌باشد.
ج: از برخی دیگر نقل روایت نموده که همگی آنان وثاقتشان ثابت است.
👤 حسین بن یزید نوفلی، که از راویان ثقه محسوب می‌شود، که البته برخی به او اتهام غلو (در سالهای آخر عمرش) را وارد کرده‌اند، که اولا اتهام ثابت نیست (به فرموده ی نجاشی) و ثانیا اگر ثابت باشد، اتهام به غلو سیاسی است نه اعتقادی.
👤حسن بن علی بن ابی حمزه و پدرش، که هر دو از واقفی مذهبان‌اند؛ اما روایت شناسان بزرگ شیعه، واقفی بودن آنها را دلیل رد و ضعف روایت نمی‌دانند، حتی برخی بزرگان چون محدث قمی، با دلایلی، اتهام واقفی بودن را از ایشان دفع می‌کند.
👤سعید بن جبیر، که از اصحاب خاص حضرت سجاد(علیه السلام) بوده است و در توثیق ایشان شکی نیست.
👤ابن عباس که از ثقات بزرگ محسوب می‌شود. با این حساب، روایت قابل اعتماد و مورد وثوق است.
📚 کتابشناسی:
[۱] فرائد السمطین،حموینی، ج ۲، ص ۳۴.
[۲] امالی، شیخ صدوق، ج۱ ص۲۰۸، ح۱۷۸، مجلس ۲۴.

 

💠 سند مظلومیّت ۴

▪️محمد بن جریر طبری شیعی (عالم قرن چهارم) روایتی را از امام جواد(علیه السلام) نقل کرده‌ است:
«وأَخْبَرَنِی أَبُو الْحُسَیْنِ مُحَمَّدُ بْنُ هَارُونَ بْنِ مُوسَى، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِی (رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ)، قَالَ: أَخْبَرَنِی أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِیدِ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیُّ، قَالَ: حَدَّثَنِی زَکرِیَّا بْنُ آدَمَ، قَالَ: إِنِّی لَعِنْدَ الرِّضَا علیه السلام إِذْ جِی‏ءَ بِأَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام، وسِنُّهُ أَقَلُّ مِنْ أَرْبَعِ سِنِینَ، فَضَرَبَ بِیَدِهِ‏ إِلَى الْأَرْضِ، ورَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَأَطَالَ الْفِکرَ، فَقَالَ لَهُ الرِّضَا علیه السلام: بِنَفْسِی أَنْتَ، لِمَ طَالَ فِکرُک؟ فَقَالَ علیه السلام: فِیمَا صُنِعَ‏ بِأُمی‌فاطِمَهَ علیها السلام، أَمَا واللَّهِ لَأُخْرِجَنَّهُمَا ثُمَّ لَأُحْرِقَنَّهُمَا، ثُمَّ لَأُذَرِّیَنَّهُمَا، ثُمَّ لَأَنْسِفَنَّهُمَا فِی الْیَمِّ نَسْفاً. فَاسْتَدْنَاهُ، وقَبَّلَ مَا بَیْنَ عَیْنَیْهِ، ثُمَّ قَالَ: بِأَبِی أَنْتَ وأُمِّی، أَنْتَ لَهَا. یَعْنِی الْإِمَامَهَ.»[۱]

🔹ترجمه: «زکریا بن آدم گفت: خدمت امام رضا علیه السلام بودم که حضرت جواد(علیه السلا) را که در آن زمان کمتر از چهار سال داشتند، آوردند. آن حضرت دست خود را بر زمین کوبید و رو به آسمان بلند کرد و مدتى در فکر بود تا این که امام رضا(علیه السلام)فرمود:
جانم به فدایت! در چه فکرى چنین فرو رفته‌‏اى؟
فرمود: در فکر ظلمی‌ که به مادرم فاطمه(سلام الله علیها) روا داشتند. به خدا سوگند آن دو نفر را از قبر خارج می‌کنم و آتش می‌زنم و خاکسترشان را به باد می‌دهم و به دریا می‌ریزم. امام رضا(علیه السلام) آن حضرت را پیش کشید و پیشانى مبارکش را بوسید و فرمود: پدر و مادرم به فدایت! شایسته امامتى»

📚[۱] دلائل الإمامه،ص۲۰۷

 

💠 سند مظلومیّت ۵

▪️ مرحوم علامه مجلسی (مـ۱۱۱۰ق)، در کتاب زادالمعاد، از شیخ طوسی(مـ۴۶۰ق)، با سند معتبر نقل می‌کند که:

🔰 فَقَدْ رَوَى الشَّیخُ الطُّوسِی رَحِمَهُ اللَّهُ بِسَنَدٍ مُعْتَبَرٍ عَنِ الْإِمَامِ الْحَسَنِ الْعَسْکرِی عَلَیهِ السَّلَامُ قَالَ [فی کیفیه صلواه علی فاطمه الزهرا سلام الله علیها]: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الصِّدِّیقَهِ فَاطِمَهَ الزَّکیهِ… اللَّهُمَّ کنِ الطَّالِبَ لَهَا مِمَّنْ ظَلَمَهَا وَ اسْتَخَفَّ بِحَقِّهَا وَ کنِ الثَّائِرَ اللَّهُمَّ بِدَمِ أَوْلَادِهَا…»[۱]

🔹ترجمه: «شیخ طوسی به سند معتبر از امام حسن عسکری(علیه السلام) نقل می‌کند که [هرگاه قصد صلوات فرستادن بر فاطمه زهرا(سلام الله علیها) داشتی بگو]: خداوندا، صلوات بفرست بر فاطمه پاک و دارای نفس زکیه… پروردگارا تو از ظلم و بیدادى که [امت] در حق او کردند و از حقوقی که از او غصب کردند دادخواهى کن و از آن مردم که خون پاک فرزندانش را بخاک ریختند خون خواهى کن و انتقام بگیر…»

🔎بررسی اعتبار روایت: در اعتبار این عبارت، می‌توان کلام شخص مرحوم علامه مجلسی را استشهاد کرد که ایشان فرمودند «به سند صحیح». همچنین با بررسی راویان روایت، به این نتیجه خواهیم رسید که تمام راویان ثقه‌اند.

 

💠 سند مظلومیّت ۶
♨️ از منابع اهل تسنن

▪️بخاری(مـ۲۵۶ق) در صحیح خود، درباره ی علت دفن مخفیانه فاطمه زهرا(سلام الله علیها) می‌نویسد:

«فلما تُوفیّت دَفَنها زوجُها علیٌ لیلاً و لم یؤذن بها أبابکر و صلّی علیها»[۱] یعنی: «[فاطمه زهرا سلام الله علیها] زمانی که از دنیا رفت شوهرش علی [علیه السلام] او را شبانه دفن کرد و ابوبکر را با خبر نساخت.»

📚 ۱_ صحیح البخاری، ج۵، ص۸۲، باب غزوه خیبر.

 

💠 سند مظلومیّت ۷

▪️سلیم بن قیس هلالی(مـ۷۶ق)، در کتابش از سلمان فارسی، مطلبی را نقل می‌کند که، بیانگر اتفاقات شب هجوم به بیت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)می‌باشد، او می‌نویسد:

🔰عن سلمان الفارسی رضی الله عنه أنه قال: «…فانطلقوا فاستأذنوا فقالت فاطمه علیها‌السلام أحرج علیکم أن تدخلوا بیتی بغیر إذن… ثم نادى عمر حتى أسمع علیا علیه‌السلام والله لتخرجن ولتبایعن خلیفه رسول الله أو لأضرمن علیک بیتک نارا، ألقوا فی عنقه [ای علی] حبلا أسود وحالت فاطمه علیها‌السلام بین زوجها وبینهم عند باب البیت فضربها قنفذ بالسوط على عضدها فبقی أثره فی عضدها من ذلک مثل الدملوج من ضرب قنفذ إیاها فأرسل أبو بکر إلى قنفذ اضربها فألجأها إلى عضاده بیتها فدفعها فکسر ضلعا من جنبها وألقت جنینا من بطنها فلم تزل صاحبه فراش حتى ماتت من ذلک شهیده صلوات الله علیها…»[۱]

🔺ترجمه: «[بعد از هجوم به بیت فاطمه زهرا سلام الله علیها] فاطمه زهرا(سلام الله علیها) به آنها گفتند: آیا بدون اذن وارد خانه می‌شوید؟ …

سپس عمر صدا داد تا علی(علیه السلام) بشنود و گفت: به خدا سوگند یا باید از خانه خارج شوید و بیعت کنید و یا آنکه خانه را به آتش می‌کشم، در این هنگام به گردن علی(علیه السلام) طنابی انداخته و فاطمه زهرا در کنار درب منزل، بین همسر و بین مهاجمان مانع شد؛ در این هنگام قنفذ [لعنت الله علیه] با شلاق به بازوی حضرت زهرا زد به طوری که اثر این ضربه در بازوی حضرت باقی ماند، ابوبکر نیز به قنفذ پیامی‌ فرستاد که، فاطمه را بزن، پس قنفذ، حضرت زهرا(سلام الله علیها) را به گوشه‌ای از منزل پرتاب کرد که استخوان دنده (پهلوی) حضرت در این هجوم شکسته شد و فرزند در شکمش سقط شد و از این بیماری بهبود نیافت تا از دنیا رفت و به همین جهت ایشان شهیده‌اند…»

▪️ به همین مضمون، حضرت علی(علیه السلام) نیز عبارتی دارند که می‌فرمایند:

🔰عن علی علیه السلام: «إن سبب إعفاء قنفذ من إغرام عمر له، أنه هو الذی ضرب فاطمه بالسوط حین جاءت لتحول بینهعلیه السلام وبینهم، فماتت صلوات الله علیها وإن أثر السوط فی عضدها مثل الدملج.» [۲]

🔹ترجمه: «از علی(علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: سبب معافیت قنفذ از پرداخت مالیات، توسط عمر، پاداش او در برابر عمل آن شب هجومش بود؛ او کسی بود که فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را با شلاق، هنگامی‌که می‌خواست بین من و آنها حائل شود، به شدد زد. و فاطمه زهرا(صلوات الله علیها) هنگامی‌ که از دنیا رفت، آثار آن شلاق بر روی بازویش، همچون بازوبند، وجود داشت.»

🔎 اعتبار کتاب سلیم بن قیس هلالی:
اعتبار کتاب اسرار آل محمد، تالیف عالم بزرگوار، سلیم بن قیس؛ بر هیچ متتبع و اهل تحقیقی پوشیده نیست. هر چند برخی قصد دارند که اعتبار این کتاب را خدشه دار کنند، اما در این مساله موفق نبوده‌اند و دلیل قابل دفاعی را بیان ننمودند. کتاب سلیم بن قیس، نزد شیعیان اعتبار داشته و دانشمندان شیعه نیز درباره آن بیاناتی دارند از جمله، جناب نعمانی در کتاب الغبیه خود، صراحتا می‌فرمایند: «کتاب سلیم بن قیس، یکی از اصولی است که اهل علم و حاملان حدیث اهل بیت(علیهم السلام)آن را روایت کرده‌اند. این کتاب قدیم‌ترین اصل است.»[۳]

📚کتابشناسی:
[۱] الاحتجاج طبرسی، ج۱، ص۸۳.
[۲] مأساه الزهراء(علیها السلام)، ج۱، ص۳۱۷. منقول از سلیم بن قیس هلالی: ص۱۳۴.
[۳] ر.ک: الذریعه، ج۲، ص۱۵۲. بحارالانوار، ج۳۰، ص۱۳۳-۱۳۵.

 

💠 سند مظلومیّت ۸
♨️ از منابع اهل تسنن
🔻 قسمت اول

▪️ابن ابی شیبه، از بزرگان اهل تسنن (مـ۲۳۵ق) در کتاب مصنف فی الاحادیث و الآثار، روایتی را از هجوم عمربن خطاب به بیت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)نقل می‌کند:

🔰حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بِشْرٍ، نا عُبَیدُ اللهِ بْنُ عُمَرَ، حَدَّثَنَا زَیدُ بْنُ أَسْلَمَ، عَنْ أَبِیهِ أَسْلَمَ أَنَّهُ حِینَ بُویعَ لِأَبِی بَکرٍ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ کانَ عَلِی وَالزُّبَیرُ یدْخُلَانِ عَلَى فَاطِمَهَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ فَیشَاوِرُونَهَا وَیرْتَجِعُونَ فِی أَمْرِهِمْ , فَلَمَّا بَلَغَ ذَلِک عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ خَرَجَ حَتَّى دَخَلَ عَلَى فَاطِمَهَ فَقَالَ: «یا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ, وَاللَّهِ مَا مِنْ أَحَدٍ أَحَبَّ إِلَینَا مِنْ أَبِیک, وَمَا مِنْ أَحَدٍ أَحَبَّ إِلَینَا بَعْدَ أَبِیک مِنْک، وَایمُ اللَّهِ مَا ذَاک بِمَانِعِی إِنِ اجْتَمَعَ هَؤُلَاءِ النَّفَرُ عِنْدَک، أَنْ أَمَرْتُهُمْ أَنْ یحَرَّقَ عَلَیهِمِ الْبَیتُ. قَالَ: فَلَمَّا خَرَجَ عُمَرُ جَاءُوهَا فَقَالَتْ: تَعْلَمُونَ أَنَّ عُمَرَ قَدْ جَاءَنِی وَقَدْ حَلَفَ بِاللَّهِ لَئِنْ عُدْتُمْ لَیحَرِّقَنَّ عَلَیکمُ الْبَیتَ وَایمُ اللَّهِ لَیمْضِینَّ لِمَا حَلَفَ عَلَیهِ…»[۱]

🔹 یعنی: «هنگامى که مردم با ابوبکر بیعت کردند، علی و زبیر در خانه ی فاطمه به گفتگو و مشاوره پرداخته بودند، این خبر به عمر بن خطاب رسید. او به خانه فاطمه آمد، و گفت: اى دختر رسول خدا! محبوب‌ترین فرد نزد ما پدر تو است و پس از او خودت، ولى سوگند به خدا این محبت مانع از آن نیست که اگر این افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آن‌ها بسوزانند. این جمله را گفت و بیرون رفت، هنگامى که علی [علیه السلام] و زبیر به خانه بازگشتند، دخت گرامى پیامبر به علی [علیهم السلام]و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد کرد که اگر اجتماع شما تکرار شود، خانه را بر شماها بسوزاند، به خدا سوگند! آنچه را که قسم خورده است، انجام مى‌دهد!»
📚۱_ المُصَنَّف فی الأحادیث والآثار: ج ۸، ص ۵۷۲.

 

💠 سند مظلومیّت ۸
🔻 قسمت دوم
🔎بررسی اعتبار روایت فوق:

روایت فوق، از منابع اهل تسنن است، در اعتبار این مورد، «سید حسن حسینی» بعد از بیان بخشی از روایت درباره ی محبت عمربن خطاب نسبت به اهل بیت، در معرفی منبع روایتش چنین می‌آورد که:
🔰«مصنف ابن أبی شیبه وإسناده صحیح. فهذا هو الثابت الصحیح، والذی ینسجم مع روح ذلک الجیل وتزکیه الله له»[۱] 🔹یعنی: «مصنف ابن ابی شیبه، است و سند این روایت هم صحیح است. این آن چیزی است که در مورد دیدگاه خلیفه دوم نسبت به حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) ثابت و صحیح است.»
👤«حسن فرحان المالکی» نیز، یکی از تئوریسین‌های سنی مذهب سعودی است که درباره ی ماجرای هجوم می‌نویسد:
🔰«ولکن حزب علی کان أقل عند بیعه عمر منه عند بیعه أبی بکر الصدیق نظراً لتفرقهم الأول عن علی بسبب ما رواه من بوادر الفتنۀ التی انتهت بمداهمه بیت فاطمه فی أول عهد أبی بکر وإکراه بعض الصحابه الذین کانوا مع علی على بیعه أبی بکر فکانت لهذه الخصومه والمداهمه (وهی ثابته بأسانید صحیحه) ذکرى مؤلمه لا یحبون تکرارها.»
🔹یعنی: «طرفداران علی [علیه‌السلام] در زمان بیعت با عمر، کمتر از زمان بیعت با ابوبکر بودند؛ چون در آغاز خلافت ابوبکر فتنه‌ای صورت گرفت که در نهایت موجب هجوم به خانه فاطمه [سلام‌الله‌علیها] شد و به همین جهت بعضى از صحابه از بیعت با ابوبکر اکراه داشتند. این مدعا با سندهاى صحیحى که وجود دارد، ثابت شده است و خاطره ی دردناکی است که تکرار آن را دوست ندارند.»
حسن فرحان در پاورقی همین عبارت، می‌نویسد:
🔰«کنت أظن المداهمه مکذوبه لا تصح، حتى وجدت لها أسانید قویه منها ما أخرجه ابن أبی شیبه فی المصنف بسند صحیح عن أسلم مولى عمر وغیر ذلک.»
🔹یعنی: «من در ابتدا فکر مى‌کردم قصه ی هجوم دروغ است و صحت ندارد؛ تا این که سند محکم برای آن پیدا کردم؛ از جمله روایتی که ابن أبی شیبه در کتاب المصنف خود با سند صحیح از اسلم غلام عمر نقل کرده است».[۲] ▪️البته برخی از بزرگان اهل تسنن، برای تطهیر چهره ی خلیفه ی خود، روایت را منقطع معرفی می کنند، در حالی که با نگاهی بر کتب رجالی و بزرگان اهل تسنن، و کمی تفکر بدون تعصب، پر واضح است که این افراد، اسلم را از سلسله روات حدیث حذف کردند تا حدیث را منقطعه کنند.(و الله اعلم)

▫️تصحیح و اعتبار بخشیدن به این روایت و این داستان، مکرر است که برای مختصر گویی به برخی از آنها اشاره می‌شود: از جمله:
👤سعد بن ناصر بن عبدالعزیز ابو حبیب الشثری در تحقیقش بر کتاب مصنف[۲]

و ابن ابی عاصم در کتاب «المذکر والتذکیر والذکر» روایت را نقل کرده است و یاسر خالد بن قاسم الردادی، بر همین کتاب تعلیقه نگاشته و سند این روایت را صحیح معرفی می‌کند.[۳] 👤عمرو بن عبدالمنعم نیز بر تحقیقی بر همین کتاب، اسناد روایت را صحیح می‌داند[۴]

و بشار عواد معروف در تحقیقش بر «تاریخ مدینه الاسلام»[۵]

📝شبیه به همین روایت را با سندی دیگر و معتبر، ابن حمزه زیدیه (د۶۱۵ق)، در کتاب الشافی خود نقل می‌کند.[۶] 📚کتابشناسی:
[۱] موسوعه الحسن و الحسین،ص ۱۹۱.
[۲] قراءه فی کتب العقائد المذهب الحنبلی نموذجا، ص ۴۶.
[۳] المُصَنَّف فی الأحادیث والآثار لابن أبی شیبه،ج ۲۱، ص ۱۴۴.
[۳۳] المذکر والتذکیر والذکر، تحقیق عمرو بن عبدالمنعم،ص ۹۱.
[۴] همان،ص ۴۱.
[۵] تاریخ بغداد،ج۶، ص۷۵، پاورقی رقم ۲۵۶۹.
[۶] الشافی،ج۴، ص۵۵۱.

 

💠 سند مظلومیّت ۹
▪️ محمد بن جریر طبری اول (سنی مذهب) (د۳۱۰ق) در کتاب تاریخ طبری خود، مطلبی را درباره ماجرای هجوم به بیت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، نقل می‌کند:
🔰حدثنا ابن حمید قال حدثنا جریر عن مغیره عن زیاد بن کلیب قال: «أتى عمر بن الخطاب منزل علی وفیه طلحه والزبیر ورجال من المهاجرین فقال والله لاحرقن علیکم أو لتخرجن إلى البیعه فخرج علیه الزبیر مصلتا بالسیف فعثر فسقط السیف من یده فوثبوا علیه فأخذوه»[۱] یعنی: «عمربن خطاب، به درب منزل علی بن ابی طالب(علیه السلام) آمد و در خانه طلحه و زبیر و برخی از مهاجرین بودند، فریاد زد: به خدا قسم اگر خارج نشوید و بیعت نکنید، خانه را آتش می‌زنم…»

🔎بررسی اعتبار روایت:
در این گزارش تاریخی، همه ی راویان ثقه اند و این عبارت با وجود اینکه به تابعی ختم می‌شود، از دیدگاه اهل تستن معتبر است.
📚۱_ تاریخ طبری، ج۲، ص۴۴۳، ح۹۲۶.

 

💠 سند مظلومیّت ۱۰

▪️ابن ابی‌الحدید معتزلی (مـ۶۵۶ق) در شرح نهج البلاغه خود، به نقل از کتاب «مروج الذهب» تألیف مسعودی (مـ۳۴۶ق) چنین می‌نویسد:
🔰قالَ المَسعُودِیُّ: «وَ کانَ عُروَهُ بنُ الزُبَیرِ یُعَذِّرُ أخاهُ عَبدَاللهِ فِی حَصرِ بَنِـی‌هاشِـمٍ فِی الشِعبِ وَ جَمعِهِ الحَطَبَ لِیُحرِقَهُم وَ یَقُولُ: إنَّما أرادَ بِذلِک ألّا تَنتَشِرَ الکلِمَهُ وَ لایَختَلِفَ المُسلِمُونَ وَ أن یَدخُلُوا فِی الطاعَهِ فَتَکونَ الکلِمَهُ واحِدَهً، کما فَعَلَ عُمَرُبنُ الخَطّابِ بِبَنِی‌هاشِمٍ لَمّا تَأخَّرُوا عَن بَیعَـهِ أبِی‌بَکرٍ، فَإنَّهُ أحضَرَ الحَطَبَ لِیُحرِقَ عَلَیهِم الدارَ.» [۱] 🔹ترجمه: مسعودی می‌گوید: «عروه بن زبیر برادرش عبدالله [بن زبیر بن عوّام] را در محاصره ی بنی‌هاشم در در درّه‌ای [در مکه] و جمع آوری کردن او هیزم را برای آتش زدن آنان [در وقایع مربوط به سال‌های دهه ششم و هفتم هجری که آل زبیر به دنبال کسب حکومت بودند]، معذور می دانست و می گفت: او این کار را برای آن کرد که تفرقه و پراکندگی ایجاد نشود و مسلمانان با هم اختلاف نکنند و آنان (بنی هاشم) نیز به اطاعت او درآیند و در نتیجه با هم متّحد شوند؛ همان‌طور که عمر بن خَطّاب این کار را با بنی هاشم کرد؛ وقتی آنان (امیرمؤمنان‌ علیه‌السّلام و صدّیقه طاهره‌ علیهاالسّلام) از بیعت با ابوبکر درنگ کردند. پس همانا او هیزم فراهم کرد تا خانه را بر آن‌ها بسوزاند.»
🔹با این نقل قول ابن ابی الحدید در قرن ششم از کتاب مسعودی، اما در برخی از چاپ‌های فعلی کتاب مروج الذهب، تحریفی در این عبارت صورت گرفته است و نام عمربن خطاب از آن حذف شده است و فعل مجهول به کار برده شده است.[۲]

🔹سند این عبارت در کتاب مسعودی، چنین آمده است: «وحدت النوفلی فی کتابه فی الاخبار، عن ابن عائشه، عن ابیه، عن حماد بن سلمه، قال: کان عروه بن الزبیر یعذر…».[۳]

🔹درباره ی شخصیت مسعودی نیز، اختلاف‌هایی وجود دارد، اما آنچه از منابع خود اهل تسنن برداشت می‌شود، سنی مذهب بوده است؛ ذهبی، او را معتزلی معرفی می‌کند[۴]

و سُبکی، او را شافعی می‌داند.[۵]

📚 کتابشناسی:
[۱] شرح نهج البلاغه لابن ابی‌ الحدید،ج۲۰، ص۱۴۷.
[۲] ن.ک:مروج الذهب (انتشارات بولاق ۱۲۸۳ه)، ج ۲، ص ۷۹. (انتشارات الازهریّه ۱۳۰۳ه)، ج۲، ص۷۲. (انتشارات دارالرجاء-قاهره ۱۳۵۷ه)،ج۳، ص۲۴. (انتشارات دارالهجره-قم)، ج۳، ص۷۷. (انتشارات مِیُمنِیَه)،ج۳، ص۸۶.
[۳] همان.
[۴] سیر اعلام النبلاء، ج۱۵، ص۵۶۹. تذکره الحفّاظ،ج۳، ص۸۵۷.
[۵] الطبقات الشافعیّه الکبری،ج۳، ص۴۵۶ـ۴۵۷.

 

💠 سند مظلومیّت ۱۱

▪️علّامه شیخ زین الدین عاملی بیاضی ‌قدّس‌سره (مـ۸۷۷ق) از علمای بزرگ شیعه، در کتاب ارزشمند خویش «الصراط المستقیم» چنین می‌نویسد:
🔰«وَ مِنها ما رَواهُ البَلاذُرِیُّ وَ اشتَهَرَ فِی الشِیعَهِ أنـَّهُ حَصَرَ فاطِمَهَ فِی البابِ حَتّی أسـقَطَت مُحسِناً.»[۱] 🔹یعنی: «از جمله آن موارد [و اعمال ناشایست خلیفه ی دوم] آن مطلبی است که بلاذری [از علمای سنّی ‌مذهب و متوفّای ۲۷۹ق] نقل کرده و در میان شیعیان نیز مشهور است که او (عمر بن خَطّاب) فاطمه [علیهاالسّلام] را آن‌ چنان بین در و دیوار قرار داد، که [فاطمه‌ علیهاالسّلام، فرزندش] محسن را سقط نمود.»

🔺عجیب است که این مطلب در چاپ‌های کنونی کتاب بلاذری، وجود ندارد، بلکه برعکس، روایتی جعلی در کتاب موجود است که حاکی از وفات محسن بن علی، در سن کودکی است.[۲]

این در حالی است که بلاذری تنها کسی است که این مطلب را نقل کرده است. از بلاذری، مطلب دیگری نیز در سقط محسن بن علی (علیه السلام) نقل شده است، که در ادامه نقل خواهیم کرد.
📚کتابشناسی:
[۱] الصراط المستقیم،ج۳، ص۱۲.
[۲] انساب الاشراف بلاذری،ج۳، ص۱۴۴.

 

💠 سند مظلومیّت ۱۲
♨️ از منابع اهل تسنن

▪️ أحمد بن عبد العزیز الجوهری البصری (مـ۳۲۳ق)، در کتاب خود با عنوان «السقیفه و فدک» حدیثی را درباره هجوم به بیت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) نقل می‌کند، او می‌نویسد:
🔰حدثنی أبو زید عمر بن شبه، قال: حدثنا أحمد بن معاویه، قال: حدثنی النضر بن شمیل، قال: حدثنا محمد بن عمرو، عن مسلمه بن عبد الرحمن، قال: «لما جلس أبو بکر على المنبر. کان علی، والزبیر، و ناس من بنی هاشم فی بیت فاطمه، فجاء عمر إلیهم، فقال: والذی نفسی بیده لتخرجن الى البیعه أو لأحرقن البیت علیکم. فخرج الزبیر مصلتا سیفه، فاعتنقه رجل من الانصار، وزیاد بن لبید، فدق به فبدر السیف، فصاح به أبو بکر وهو على المنبر، اضرب به الحجر»[۱] 🔻ترجمه: «مسلمه بن عبدالرحمن می‌گوید: وقتی ابابکر بر منبر نشست، علی بن ابیطالب و زبیر و عدّه‌ای از بنی‌هاشم در خانه فاطمه مجتمع بودند، پس عمر به سوی ایشان آمد و گفت: سوگند به آن کسی که جان عمر در دست او است، بایستی بیرون آیید برای بیعت و گرنه خانه را بر شماها می‌سوزانم، زبیر با شمشیر کشیده بیرون آمد، یک نفر از انصار با او دست بِه یقه شد و زیاد بن لبید بر او کوبید و شمشیرش را گرفت پس ابابکر همان طوری که بر منبر بود صدا زد، شمشیر را بر سنگ بزن.»

🔎بررسی اعتبار روایت:
🔹این روایت، به تابعی ختم می‌شود و تمام راویان ناقل آن، ثقه هستند. برخی در شخصیت احمد بن عبدالعزیز (نویسنده ی کتاب) تردید کرده اند و او را مجهول می‌دانند، این در حالی است که ابن ابی الحدید، در شرح نهج البلاغه اش، درباره ی این شخصیت، می‌نویسد: «عالم محدث کثیر الأدب، ثقه ورع أثنى علیه المحدثون ورووا عنه» و در جای دیگر «هو من الثقات الأُمناء عند أصحاب الحدیث» و همینطور: «هو من رجال الحدیث ومن الثقات المأمونین»[۲] 🔹همچنین، اگر این شخص را مجهول نیز بدانیم، طبق دیدگاه اهل تسنن، نقل از مجهول، توسط افراد ثقه، اعتباری است بر پذیرش سخنان فرد مجهول.
البته اختلاف است که آیا این نقل افراد موثق، توثیق آورد است و یا تنها حسن ظن خواهد آورد.[۳] 🔹شایان ذکر است که این روایت را ابن ابی الحدید، در کتاب خودش نیز نقل کرده است.
📚کتابشناسی:
[۱] السقیفه وفدک للجوهری،ج۱، ص۵۲-۵۳.
[۲] ر.ک: شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۶۰ و ج۱۶، ص۲۱۰ و ص۲۳۴.
[۳] ر.ک: کتاب السقیفه و الفدک، مقدمه.

 

💠 سند مظلومیّت ۱۳
♨️ از منابع اهل تسنن

▪️محمد بن جریر طبری (د۳۱۰ق) در کتاب تاریخ طبری خود، نقلی با موضوع هجوم به بیت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)دارد:
🔰حدثنا زکریاء بن یحیى الضریر قال حدثنا أبو عوانه قال حدثنا داود بن عبد الله الاودى عن حمید بن عبد الرحمن الحمیرى قال: «توفى رسول الله صلى الله علیه وسلم… فبایع الناس واستثبتوا للبیعه وتخلف علی والزبیر واخترط الزبیر سیفه وقال لا أغمده حتى یبایع علی فبلغ ذلک أبا بکر وعمر فقال عمر خذوا سیف الزبیر فاضربوا به الحجر قال فانطلق إلیهم عمر فجاء بهما تعبا وقال لتبایعان وأنتما طائعان أو لتبایعان و أنتما کارهان فبایعا»[۱] 🔹ترجمه: «پس مردم با ابوبکر بیعت کردند و به بیعت کمک کردند و علی [علیه السلام] و زبیر از بیعت کردن تخلف کردند و زبیر شمشیر کشید و گفت آن را غلاف نمی‌کند تا اینکه علی [علیه السلام] بیعت بکند پس آن خبر به ابابکر و عمر رسید پس عمر گفت: شمشیر زبیر را بگیرید و با سنگ بزنید [تا بشکند]. گفت پس عمر به سوی آنها رفت پس با خستگی به نزد آنها آمد و گفت: باید بیعت کنید چه از سر اطاعت و چه از سر کراهت پس بیعت کردند!»

🔎بررسی اعتبار روایت:
این گزارش تاریخی، مرسل است، و تمام روات آن ثقه‌اند. با این حال، برخی از بزرگان اهل تسنن، به اعتبار این سلسله سند، اذعان داشته‌اند؛ از جمله ابن تیمیه که نسبت به این این سند مرسل، می‌نویسد: «فهذا مرسل حسن ولعل حمیدا أخذه عن بعض الصحابه الذین شهدوا ذلک» [۲]

📚 کتابشناسی:
[۱] تاریخ الطبری،ج۲، ص۴۴۳-۴۴۴، ح۹۲۷.
[۲] منهاج السنه النبویه،ج۱، ص۵۳۶.

 

💠 سند مظلومیّت ۱۴
♨️ از منابع اهل تسنن

▪️ احمد بن عبدالعزیز الجوهری (مـ۳۲۳ق)، در ادامه ی مطالبش پیرامون ماجرای سقیفه و وقایع بعد از آن، نقل می‌کند که:
🔰حدثنا أبو زید عمر بن شبّه، قال: أخبرنا أبو بکر الباهلی قال: حدثنا اسماعیل بن مجالد عن الشعبی، قال: «سأل أبو بکر فقال: أین الزبیر؟ فقیل: عند علی وقد تقلّد سیفه، فقال: قم یا عمر! قم یا خالد بن الولید! انطلقا حتى تأتیانی بهما.. فانطلقا، فدخل عمر، وقام خالد على باب البیت من خارج، فقال عمر للزبیر: ما هذا السیف؟ فقال: نبایع علیاً، فاخترطه عمر فضرب به حجراً فکسره، ثم أخذ بید الزبیر فأقامه ثم دفعه وقال: یا خالد! دونکه فأمسکه، ثم قال لعلی: قم فبایع لأبی بکر، فلتکأ واحتبس، فأخذ بیده وقال: قم، فأبى أن یقوم، فحمله ودفعه کما دفع الزبیر فأخرجه. ورأت فاطمه ما صنع بهما، فقامت على باب الحجره وقالت: “یا أبا بکر! ما أسرع ما أغرتم على أهل بیت رسول الله، والله لا اکلّم عمر حتى ألقى الله”» [۱] 🔹ترجمه: «ابوبکر سؤال کرد و گفت: زبیر کجاست؟ گفته شد، نزد على [علیه السلام] مى‌باشد و شمشیرش را صیقل مى‌دهد. ابوبکر گفت: اى عمر و اى خالد بن ولید بروید على [علیه السلام] و زبیر را نزد من بیاورید، سپس آن دو رفتند، عمر داخل خانه شد و خالد بیرون ایستاد، عمر وقتى که داخل شد به زبیر گفت: این شمشیر براى چیست؟ زبیر در جواب گفت: با على [علیه السلام] بیعت مى‌کنم، بعد عمر شمشیر زبیر را به عنف گرفت و به سنگ کوبید و آن را شکست و سپس دست زبیر را گرفت و او را بلند کرد و به طرف درب کشید و صدا کرد: خالد! نزدیک شو و زبیر را نگهدار، بعد از اینکه زبیر را بیرون کرد، به طرف على [علیه السلام] آمد و گفت: بلند شو برویم با ابوبکر بیعت کن! وى امتناع فرموده و قبول نکرد، بعد عمر دست او را گرفت و گفت: بلند شو! وى از بلند شدن امتناع کرد، اینجا عمر على [علیه السلام] را هل داد و همان طورى که زبیر را به طرف در کشید، على [علیه السلام] را هم به سمت در کشید و از خانه بیرون کرد! در این هنگام فاطمه [سلام الله علیها] آن رفتار نابخردانه اى را که عمر نسبت به على [علیه السلام] و زبیر انجام داد ملاحظه فرمود و بر در اطاق ایستاد، و فرمود: چه زود دستورات پیامبر [صلى الله علیه و آله] را فراموش کردید و بر اهل بیت رسول خدا [صلى الله علیه و آله] ظلم روا داشتید، قسم به خدا با عمر صحبت نخواهم کرد تا اینکه خدا را ملاقات بکنم!.»
🔺در این عبارت، چند نکته، حائز اهمیت است؛ اول آنکه عمربن خطاب، به دستور ابوبکر، برای گرفن بیعت به اجبار، به سوی خانه فاطمه زهرا(سلام الله علیها) راه افتاده است. دوم آنکه به داخل خانه رفته است؛ پر واضح است که در این عبارت، از شیوه ورود به خانه سخن به میان نیامده است. سوم آنکه فضای داخل خانه، مشوش بوده است و باعث شمشیر کشی و مخاصمه شده است. چهارم آنکه فاطمه زهرا(سلام الله علیها) نسبت به اهل بیت نبوت، چه ظلم و ستمی‌ را دیده‌اند که چنین عمربن خطاب را مواخذه می‌کنند؟ و در آن خانه چه گذشت که فاطمه زهرا(سلام الله علیها)دیگر با عمربن خطاب سخن نگفت؟

🔎بررسی اعتبار روایت:
این نقل تاریخی نیز، مانند نقل قبلی او، نقل از تابعی است و راویان ثقه‌اند. مصنف، در ادامه ی کتابش، روایت دیگری را نیز نقل می‌کند، که شبیه به همین عبارت می‌باشد، هر چند تفاوتی در متن وجود دارد، اما نتیجه گیری همان است که در روایت سابق گذشت. سند روایت نیز، بدون تفاوت، یکی است.[۲] 📚 کتابشناسی:
[۱] السقیفه وفدک للجوهری،ج۱، ص۵۳.
[۲] شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید،ج۶، ص۴۸-۴۹.

 

💠 سند مظلومیّت ۱۵
♨️ از منابع اهل تسنن
▪️ مصنف، در جای دیگر کتابش، مطلبی دیگر با مضمون هجوم نقل می‌کند:
🔰أخبرنا أبو زید عمر بن شبه، قال: حدثنا إبراهیم بن المنذر، عن ابن وهب، عن ابن لهیعه، عن أبی الأسود، قال: «غضب رجال من المهاجرین فی بیعه أبی بکر بغیر مشوره، وغضب علی والزبیر، فدخلا بیت فاطمه علیها السلام، معهما السلاح، فجاء عمر فی عصابه، منهم أسید بن حضیر وسلمه بن سلامه بن وقش – وهما من بنی عبد الأشهل – فصاحت فاطمه علیها السلام، وناشدتهم الله .فأخذوا سیفی علی والزبیر، فضربوا بهما الجدار حتى کسروهما، ثم أخرجهما عمر یسوقهما حتى بایعا…»[۱] 🔻ترجمه: «ابی الاسود بیان می‌کند: گروهی از مردان مهاجرین
از بیعت ابی بکر بخاطر عدم مشورت با ایشان عصبانی بودند و علی(علیه السلام) و زبیر نیز عصبانی بودند . پس آن دو وارد خانه فاطمه زهرا سلام الله علیها شدند در حالی که به همراه خویش اسلحه داشتند . عمر بن خطاب به همراه گروهی شامل اسید بن حضیر و سلمه بن سلامه – که هر دو از قبیله بنی عبدالاشهل بودند – بر خانه زهرا سلام الله علیها وارد شدند. پس فاطمه(سلام الله علیها)فریاد کشید و آنان را به خدا قسم داد. آنها شمشیر علی(علیه السلام) و زبیر را گرفتند و به دیوار کوبیدند تا شکست. سپس عمر آن دو نفر را کشان کشان بیرون آورد تا بیعت کنند…»

🔎بررسی اعتبار نقل مذکور:
تمام راویان این نقل تاریخی، ثقه‌اند، بجز ابن لهیعه که درباره او بیان شده است: وی پس از آتش گرفتن کتاب‌هایش، از حفظ روایت می‌کرد و این دلیل ضعف اوست. البته این مطلب در این نقل تاریخی، صادق نمی‌باشد، چرا که ابن وهب، از کسانی است که قبل از آتش سوزی کتاب‌های ابی لهیعه از او شنیده و نقل کرده است.
📚[۱] السقیفه وفدک،ج۱، ص۴۶.

 

💠 سند مظلومیّت ۱۶
♨️ از منابع اهل تسنن

▪️ ابوالقاسم سلیمان بن احمد بن ایوب بن مطیر لخمی‌شامی طبرانی (مـ۳۶۰ق)، در کتاب معروف خود، «المعجم الکبیر» حدیثی را از ابوبکر نقل می‌کند که، دلالت واضح دارد در هتک حرمت بیت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

🔰حدثنا أبو الزنباع روح بن الفرج المصری، ثنا سعید بن عفیر، حدثنی علوان بن داود البجلی، عن حمید بن عبد الرحمن بن حمید بن عبد الرحمن بن عوف، عن صالح بن کیسان، عن حمید بن عبد الرحمن بن عوف: «أن أبی عبد الرحمن بن عوف، دخل على أبی بکر الصدیق رحمه الله علیه، فی مرضه الذی قبض فیه، فرآه مفیقاً، فقال عبد الرحمن …: ما تأسى على شیء من الدنیا؟ فقال: أجل إنی لا آسی من الدنیا إلاّ على ثلاث فعلتهن وددت أنی ترکتهن، وثلاث ترکتهن وددت أنی فعلتهن، وثلاث وددت أنی سألت عنهن رسول الله صلوات الله علیه و آله، أما اللاتی وددت أنی ترکتهن، فوددت أنی لم أکن کشفت بیت فاطمه، عن شیء، وإن کانوا قد أغلقوا علی الحرب…»[۱] 🔹ترجمه: «عبد الرحمن بن عوف، به ملاقات ابوبکر رفت در زمانی که در بستر بیماری بود، سپس از او پرسید که: آیا تا به حال پشیمان شده‌ای؟ ابوبکر در پاسخ می‌گوید: من بر انجام سه چیز و بر ترک سه چیز، پیشمان هستم؛ اول، آنکه درب خانه فاطمه زهرا را نمی‌گشودم، هر چند این درب برای جنگ با من بسته شده بود…»

🔺در این عبارت، صراحتا ابوبکر به مساله ی هجوم به خانه ی حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، اعتراف می‌کند، عبارت او که می‌گوید: «لم أکن کشفت بیت فاطمه» دلالت بر هجوم و ورود به خانه فاطمه زهرا، بدون رضایت حضرت (صاحب خانه) بوده است.

🔎بررسی اعتبار روایت:
روایت فوق، روایت از صحابی است، و روایت از صحابی نزد اهل تسنن، جایگاه ویژه‌ای از لحاظ اعتبار دارد. تمام راویان حدیث نیز، ثقه اند، جز «علوان بن داود بجلی» که در او اختلافی است بین علماء رجالی اهل تسنن. اما آنچه از جمع بندی کلام این دانشمندان رجالی کسب می‌شود، این است که علوان، ثقه است و اگر ثقه نباشد، حداقل جرح و قدحی درباره او بیان نشده است.
در مقالات مفصل، ثقه بودن علوان بن داود، ثابت شده است.

🔹همین روایت را، با حذف بخش‌های انتهایی، ابن قیم جوزیه (مـ۷۵۱ق)، در کتاب «عده الصابرین وذخیره الشاکرین» با سلسله سندی متفاوت نقل می‌کند:
«وذکر لیث ابن سعد عن صالح بن کیسان عن حمید بن عبد الرحمن بن عوف عن أبیه: أن أبابکر رضى الله عنه [لعنت الله علیه لظلمه علی فاطمه الزهرا] قال فى مرضه الذى مات فیه: إنى ولیت أمرکم وانى …»[۲] 📚کتابشناسی:
[۱] المعجم الکبیر،ج۱، ص۶۲، ح۴۳.
[۲] عده الصابرین وذخیره الشاکرین، ج۱، ص۲۱۱، ب۱۷.

 

💠 سند مظلومیّت ۱۷

▪️خواجه نصیر الدین طوسی‌ (مـ۶۷۲ق) از علمای بزرگ شیعه، در کتاب «تجرید الاعتقاد» که با شرح علّامه حلّی ‌قدّس‌ سره (مـ۷۲۶ق) به چاپ رسیده است، درباره ماجرای شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)و هجوم به بیت ایشان مطالبی بیان می‌کند، ایشان می‌نویسند:
🔰«وَ بَعَثَ إلی بَیتِ أمِیرِالمُؤمِنِینَ‌علیه‌السّلام لَمّا امتَنَعَ عَن البَیعَهِ فَأضرَمَ فِیهِ النارَ وَ فِیهِ فاطِمَهَ‌علیهاالسّلام.»[۱] 🔹ترجمه: «[ابوبکر، گروهی را] به سوی خانه امیرمؤمنان‌(علیه ‌السّلام) فرستاد، آن هنگام که ایشان از بیعت [با ابوبکر] امتناع کردند. پس خانه را به آتش کشید در حالی که فاطمه علیهاالسّلام در آن بود.»

👤شمس الدین اسفراینی و علاء الدین قوشچی، که از علمای سرشناس اهل تسنّن در قرن‌های هشتم و نهم هجری هستند، به ترتیب در کتابهای «تسدید العقائد فی شرح تجرید القواعد» و «شرح التجرید»، بر کتاب خواجه نصیر الدین طوسی، ردیّه نوشته‌اند. امّا این دو، زمانی که به جمله‌های فوق رسیده‌ اند، نه تنها کلام محقّق طوسی را منکر نشده اند، بلکه در صحّت روایت فوق، شک نیز نکرده‌اند و آن را ضعیف هم نشمرده‌اند.
جالب آن است که رویّه این دو، انکار سخنان محقّق طوسی بوده است و هر دو از علمای متعصّب اهل تسنن می‌باشند.
🔺این موضوع، نشانگر آن است که تا قرن نهم هجری، انکار این ماجرا به سبب وجود برخی مدارک، مشکل بوده است.
📚[۱] کشف المراد فی شرح تجریدالاعتقاد، ص۳۷۶-۳۷۷.

 

💠 سند مظلومیّت ۱۸

🔹ابن شهر آشوب (مـ۵۸۸ق)، در کتاب معروفش، مناقب آل ابی طالب، در بیان تعداد فرزندان فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، بعد از بیان نام فرزندان حضرت می‌نویسد:
🔰«…والمحسن سقط، وفی معارف القتیبی: ان محسنا فسد من زخم قنفذ العدوی…»[۱] 🔹ترجمه: «…و محسن سقط شد. قتیبی در معارف خود نقل می‌کند که: محسن [بن علی]، سقط شد به جهت زخمی‌ که قنفذ [غلام عمربن خطاب، بر فاطمه زهرا سلام الله علیها]، از روی دشمنی وارد کرد.

🔹ابن شهر آشوب (مـ۵۸۸ق)، در جای دیگری از کتابش، در بیان خصوصیات فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، بیان می‌کنند که:
🔰«[ان فاطمه الزهرا سلام الله علیها]الْمَظْلُومَهُ الشَّهِیدَه»[۲] 🔹ترجمه: «[به یقین فاطمه زهرا سلام الله علیها] مظلومه شهیده بودند.»

📚 کتابشناسی:
[۱] مناقب آل ابی طالب،ج۳، ص۱۳۳.
[۲] همان، ج۳، ص۱۳۲.

 

💠 سند مظلومیّت ۱۹
♨️ از منابع اهل تسنن

▪️ شیخ سعید بن محمد بن مسعود کازرونی (د۷۵۸ق)، در کتاب «مطالع الانوار المصطفویه» خود، صراحتا از سقط محسن بن علی(علیه السلام) به جهت ضربه ی عمربن خطاب در شب هجوم به بیت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، یاد کرده است و می‌گوید:

🔰«…و ولدت لعلی الحسن والحسین والمحسن، وقیل: سقط المحسن من بطنها میتاً بسبب أنّ عمر بن الخطاب دقّ الباب على بطنها حین جاء لعلی أن یروح به إلى عند أبی بکر لأخذ البیعه.»
📚نک: مطالع الأنوار المصطفویه فی شرح مشارق الأنوار النبویه: فی حرف الفاء

 

💠 سند مظلومیّت ۲۰
♨️ از منابع اهل تسنن

▪️ ابو ولید محمد بن شحنه حنفی(مـ۸۱۷ق) در شرحش بر ابن اثیر، می‌نویسد:
🔰«ثم إن عمر جاء إلى بیت علی لیحرقه على من فیه فلقیته فاطمه (علیها السلام) . فقال: ادخلوا فیما دخلت فیه الأمه.»
🔹ترجمه: «عمر به خانه علی آمد تا آن را با کسانی که در آن بودند به آتش بکشد، پس فاطمه او را دید؛ عمر به او گفت: در آن چیزی که همه امت در آن وارد شدند، وارد شوید (یعنی بیعت با ابوبکر).»
📚روضه المناظر فی أخبار الأوائل والأواخر، ج۱۱، ص۱۱۳.

 

💠 سند مظلومیّت ۲۱
♨️ از منابع اهل تسنن

🔹 شهرستانی (مـ۵۴۸ق) از قول نظّام (مـ۲۳۱ق) از علمای اهل سنت و معتزلین، مطلبی را که دال بر سقط محسن بن علی بر اثر هجوم به بیت فاطمه زهرا سلام الله علیه توسط عمر است، را نقل می‌کند، او می‌نویسد:
🔰«فقال: إن عمر ضرب بطن فاطمه یوم البیعه حتی القت الجنین من بطنها و کان یصیح احرقوا دارها بمن فیها و ما کان فی الدار غیر علی و فاطمه و الحسن و الحسین.»[۱]

🔹ترجمه: «نظام می‌گوید: خلیفه دوم در روز بیعت آن چنان با لگد بر شکم فاطمه [علیها السلام] زد که نوزادی که در شکم داشت، افتاد و سقط شد. عمر فریاد می‌زد: خانه ی فاطمه را با همه ساکنین آن آتش بزنید. حال آنکه در خانه، کسی غیر از علی و فاطمه و حسن و حسین نبود.»

✍اینکه در دوران نظام (قرن دوم) اعتقاد به قتل محسن بن علی علیه السلام، توسط عمربن خطاب و در ماجرای هجوم به بیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) به قدری فراگیر بوده است که حتی برخی از اهل تسنن نیز، به آن باور داشته و آن را حقیقت می‌دانستند، بسیار قابل توجه است.

🔹همین عبارت را، صلاح الدین صفدی (مـ۷۶۴ق)، بدون بیان عبارت پایانی، در کتاب الوافی فی الوفیات خود، همین عبارت را از ابراهیم بن سیار (معروف به نظام) نقل می‌کند.[۲] 📚 کتابشناسی:
[۱] الملل و النحل للشهرستانی،ج۱، ص۵۷.
[۲] الوافی بالوفیات،ج۶، ص۷۶.

 

💠 سند مظلومیّت ۲۲

▪️ نُعمانی معروف به ابن أبی زینب (مـ۳۶۰ق)، درباره ی ماجرای هجوم به بیت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) می‌نویسد:
🔰«فلو لم یکن فی الإسلام مصیبه… إلا ما لحق فاطمه علیها السلام حتى مضت‏ غضبى على أمه أبیها و دعاها ما فعل بها إلى الوصیه بأن لا یصلی علیها أحد منهم لکان عظیما.» [۱]

🔹ترجمه: «اگر در اسلام هیچ مصیبتی نبود مگر آنچه که به فاطمه سلام الله علیها(از سوی دستگاه خلافت) رسید تا به آنجا که از این دنیا رخت بربست در حالی که بر اُمت پدرش غضبناک بود. هم چنین باعث آن شد که وصیت کند تا احدی از آنان بر او نماز نگذارند، هر آینه مسأله­ای بسیار بزرگ و درد آور است.»
📚۱_ ‌الغیبه نعمانی، ص۵۵.

 

💠 سند مظلومیّت ۲۳

▪️ شیخ صدوق (مـ۳۸۱ق) درباره سقط محسن بن علی علیه السلام می‌نویسد:

🔰«وقد سمعت بعض المشایخ یذکر أن هذا الکنز هو ولده المحسن علیه‌السلام وهو السقط الذی ألقته فاطمه علیها‌السلام لما ضغطت بین البابین…»[۱]

🔹ترجمه: «محسن همان جنینی است که فاطمه آنگاه که بین دو درب مورد فشار قرار گرفت، او را انداخت.»
📚[۱] معانی الأخبار،ص۲۰۶.

 

💠سند مظلومیّت ۲۴

▪️سید مرتضی، دانشمند معروف شیعه در قرن پنجم، درباره بیعت گرفتن از حضرت امیرالمومنین علی(علیه السلام)می‌فرمایند:

🔰«هذا الخبر (فقالت [فاطمه] یا ابن الخطاب أتراک محرقا علی بابی قال: نعم …) قد روته الشیعه من طرق کثیره… وأی اختیار لمن یحرق علیه بابه حتى یبایع؟»[۱]

🔹ترجمه: «این روایت را (فاطمه گفت ای پسر خطاب آیا می‌خواهی خانه‌ام را بر سرم آتش بزنی؟!) شیعه از طریق­ه‌ای گوناگونی نقل کرد. حال این چگونه اختیاری است که درب خانه­‌ی کسی آتش زده شود تا بیعت کند؟»

📚[۱] الشافی فی الإمامه،ج۳، ص۲۴۱.

 

💠 سند مظلومیّت ۲۵

▪️شیخ طوسی دانشمند شیعه در قرن پنجم، ضرب فاطمه (سلام الله علیها) توسط خلیفه ی دوم و سقط حضرت محسن(علیه السلام) را مساله‌ای اتفاقی در میان شیعیان خواند و روایت‌های آن را مشهور شمرد. متن کلام او چنین است:

🔰«و المشهور الذی لا خلاف فیه بین الشیعه: أن عمر ضرب على بطنها حتى اسقطت فسمی السقط محسنا و الروایه بذلک مشهوره عندهم.»[۱]

🔹ترجمه:«اختلافی بین شیعیان نیست که عمر بن الخطاب بر شکم فاطمه سلام الله علیها زد تا آنکه فرزندش را سقط کرد و آن فرزند محسن نامیده شد. روایت در این باره نزد شیعیان مشهور است.»
📚۱- تلخیص الشافی،ج۳، ص۱۵۶.

 

💠 سند مظلومیّت ۲۶

🔹ابو الصلاح حلبی، از بزرگان شیعه در قرن پنجم، درباره ماجرای شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) می‌نویسد:

🔰«ومما یقدح فی عداله الثلاثه… إحضار الحطب لتحریق منزله والهجوم علیه بالرجال من غیر إذنه واضطرارهم بذلک زوجته وبناته وغیرهم إلى الخروج عن بیوتهم.»[۱]

🔹ترجمه: «از جمله مسائلی عدالت سه خلیفه را مورد خدشه قرار می‌دهد… آماده کردن هیزم برای به آتش کشاندن منزل علی(علیه السلام) (و فاطمه) و هجوم بر آن خانه بدون اجازه او و مضطر کردن همسر و دختران او و سایر افراد در خانه، به خارج شدن از منزلشان، می‌باشد.»
📚[۱] تقریب المعارف، ص۲۳۳.

 

💠 سند مظلومیت ۲۷
🔹 سید بن طاوس دانشمند امامی قرن هفتم، درباره ظلم وارده به فاطمه زهرا(سلام الله علیها) می‌نویسد:

🔰 «وعلماء أهل البیت علیهم السلام لا یحصى عددهم وعدد شیعتهم إلا الله تعالى، وما رأیت ولا سمعت عنهم أنهم یختلفون فی أن أبا بکر وعمر ظلما أمهم فاطمه علیها السلام ظلما عظیما.»[۱]

🔹 ترجمه: «دانشمندان اهل بیت(علیهم السلام) تعدادشان و تعداد شیعیانشان قابل شمارش نیست. از کسی از آنان ندیدم و نشنیدم که اختلاف داشته باشند در اینکه ابوبکر و عمر بر مادرشان فاطمه(علیها السلام)، ظلم بزرگ روا داشتند.»
📚 [۱] الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف، ص۲۵۲.

 

💠 سند مظلومیت ۲۸

🔹 خواجه نصیر طوسی، اندیشمند شیعی قرن هفتم نیز درباره ی این ظلم به صدیقه طاهره(سلام الله علیها) می‌نویسد:

🔰 «وبعث (ابوبکر) إلى بیت أمیر المؤمنین علیه السلام لما امتنع من البیعه فأضرم فیه النار وفیه فاطمه والحسن والحسین وجماعه من بنی هاشم.»[۱]

🔹 یعنی: «آنگاه که علی(علیه السلام) از بیعت با ابوبکر امتناع ورزید، او به سوی خانه ی آن حضرت فرستاد پس در آنجا آتش روشن کرد در حالی که فاطمه، حسن، حسین و عده­ ای از بنی هاشم، در آن بودند.»
📚[۱] کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۵۱۱.

 

💠 سند مظلومیت ۲۹
🔹 علامه ی حلی در توضیح گفتار خواجه نصیرالدین، اضافه می‌نماید که:

🔰«وضربت فاطمه علیها السلام فألقت جنینا اسمه محسن.» [۱]

🔹 یعنی: «فاطمه سلام الله علیها مورد ضرب واقع شد پس جنینی را که اسمش محسن بود انداخت.»

📚[۱] همان

 

💠سند مظلومیت ۳۰

🔹 فاضل مقداد، متکلم مشهور قرن هشتم، بار دیگر موضوع ضرب و سقط را در کنار برخی مسائل دیگر مطرح نمود و اینگونه نگاشت:

🔰 «بعث (ابوبکر) إلیها عمر حتّى ضربها على بطنها و أسقطت سقطا اسمه محسن و أضرم النار لیحرق علیهم البیت و فیه فاطمه علیها السّلام و جماعه من بنی هاشم فأخرجوا علیا علیه السّلام قهرا.»[۱] 🔹 یعنی: «خلیفه اول، عمر بن الخطاب را به سوی فاطمه فرستاد تا آنکه بر شکم او ضربه­‌ای وارد آورد و در اثر آن جنینی که نامش محسن بود سقط شد وآتش روشن کرد تا خانه را بسوزاند در حالی که فاطمه و عده­‌ای از بنی هاشم در آن بودند و علی(علیه السلام) را به اجبار از منزل بیرون آوردند.»
📚 [۱] اللوامع الالهیه، ص۳۵۹.

 

💠 سند مظلومیت ۳۱

🔹 زین الدین بیاضی، عالم قرن نهم، قرار گرفتن حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در میان درب و سقط جناب محسن(علیه السلام) در اثر آن را مشهور میان شیعیان می‌داند و می‌نویسد:

🔰«واشتهر فی الشیعه أنه حصر فاطمه فی الباب حتى أسقطت محسنا.»[۱]

🔹یعنی: «در میان شیعیان مشهور است که او فاطمه را در پشت درب فشار داد تا آنکه محسن را سقط کرد.»

🔹جناب آقای اسماعیل انصاری زنجانی، در کتاب مفصلشان «الموسوعه الکبرى عن فاطمه الزهراء» بیش از ۲۰۰ گزارش در منابع شیعی و غیر شیعی که ماجرای هجوم به بیت فاطمه(سلام الله علیها)، هتاکی به ایشان و ظلم به حضرت و شکستن پهلوی ایشان و سقط شدن محسن بن علی(علیه السلام)به واسطه ی آن ضربه و…را نقل کرده است.
📚[۱] الصراط المستقیم إلى مستحقی التقدیم،ج۳، ص۱۲