محبوب ترین مقالات

گوهر

گاه به انجام وظایفی که بر عهده داریم دلخوشیم، اما از شنیدن سخن خدا در هیاهوی فعالیتهای روزمره بی بهره ایم. گوهر فرصتی است برای مطالعه ی شرح و توضیح آیات و سور قرآن به بیان ساده،منبع ما در این نوشتار روایات ماثور اهل بیت(علیهم السلام)است.
این صفحه هر هفته کامل می شود.

💎گوهر

💠 فضیلت سوره ی فاتحه الکتاب

✨قال الرّسول(صلی الله علیه و آله)- إِنَّ اللَّهَ مَنَّ عَلَیَّ بِفَاتِحَهِ الْکِتَابِ مِنْ کَنْزِ الْجَنَّهًْ.
یعنی: پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: خداوند با نازل‌کردن سوره‌ی حمد، از گنج بهشت بر من منّت نهاد.
📚 محدث نوری،مستدرک الوسایل، ج۴، ص۱۶۶

✨ قال الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنِ الْحَسَنِ‌بْنِ‌عَلِیِّ‌بْنِ‌مُحَمَّدِ‌بْنِ‌عَلِیِّ‌بْنِ‌مُوسَی‌بْنِ‌جَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّدِ‌بْنِ‌عَلِیِّ‌بْنِ‌الْحُسَیْنِ‌بْنِ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِین (علیه السلام) قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: قَسَمْتُ فَاتِحَهًْ الْکِتَابِ بَیْنِی وَ بَیْنَ عَبْدِی فَنِصْفُهَا لِی وَ نِصْفُهَا لِعَبْدِی وَ لِعَبْدِی. مَا سَأَلَ إِذَا قَالَ الْعَبْدُ: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: بَدَأَ عَبْدِی بِاسْمِی وَ حَقٌّ عَلَیَّ أَنْ أُتَمِّمَ لَهُ أُمُورَهُ وَ أُبَارِکَ لَهُ فِی أَحْوَالِه … قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: هَذَا لِعَبْدِی وَ لِعَبْدِی مَا سَأَلَ فَقَدِ اسْتَجَبْتُ لِعَبْدِی وَ أَعْطَیْتُهُ مَا أَمَّلَ وَ آمَنْتُهُ عَمَّا مِنْهُ وَجِلَ.
یعنی: پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرماید: خدای تبارک‌وتعالی فرماید: «فاتحه الکتاب را میان خودم و بندگانم دو نیمه کردم؛ نیمه‌ای از من است و نیمه‌ای از بنده‌ی من؛ و از آن بنده منست آنچه خواهش کند». گاهی که بنده گوید: «بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خدای جلّ جلاله فرماید: «بنده‌ام به نامم آغاز کرد و بر من لازمست امورش را تمام کنم و احوالش را مبارک سازم …». خدای عزّوجلّ فرماید: «این از بنده‌ی منست و بنده‌ی من هرچه خواهد از آن اوست و برای بنده‌ام اجابت کردم و آنچه آرزو داشت به او دادم و از آنچه ترسید او را آسوده ساختم».
📚شیخ صدوق، الأمالی، ص۱۷۴

✨عنِ الْفَضْلِ‌بْنِ‌شَاذَانَ عَنِ الرِّضَا(علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ: أُمِرَ النَّاسُ بِالْقِرَاءَهًْ فِی الصَّلَاهًْ لِئَلَّا یَکُونَ الْقُرْآنُ مَهْجُوراً مُضَیَّعاً وَ لْیَکُنْ مَحْفُوظاً مَدْرُوساً فَلَا یَضْمَحِلَّ وَ لَا یُجْهَلَ وَ إِنَّمَا بُدِئَ بِالْحَمْدِ دُونَ سَائِرِ السُّوَرِ لِأَنَّهُ لَیْسَ شَیْءٌ مِنَ الْقُرْآنِ وَ الْکَلَامِ جُمِعَ فِیهِ مِنْ جَوَامِعِ الْخَیْرِ وَ الْحِکْمَهًْ مَا جُمِعَ فِی سُورَهًْ الْحَمْدِ.
یعنی: فضل‌بن‌شاذان از امام رضا (علیه السلام) روایت می‌کند که می‌فرماید: مردمان از آن جهت به قرائت در نماز مأمور شده‌اند که مبادا قرآن متروک و به دست فراموشی سپرده شود و در نتیجه ضایع و نابود گردد، لیکن چون قرائت قرآن در نمازها واجب شده، قرآن حفظ گردیده و مورد آموزش و آموختن قرار گرفته پس نابود نگردد و جهل به آن نباشد و بدان جهت نماز با خواندن سوره‌ی حمد آغازگشته نه سوره‌های دیگر قرآن، که در هیچ کلام و هیچ سوره‌ی قرآن به اندازه سوره‌ی حمد، انواع خیر و حکمت یکجا جمع نشده است.
📚 شیخ صدوق،من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۳۱۰

✨قال الصّادق (علیه السلام)- رَنَّ إِبْلِیسُ أَرْبَعَ رَنَّاتٍ أَوَّلُهُنَّ یَوْمَ لُعِنَ وَ حِینَ أُهْبِطَ إِلَی الْأَرْضِ وَ حِینَ بُعِثَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) عَلَی حِینِ فَتْرَهًْ مِنَ الرُّسُلِ وَ حِینَ أُنْزِلَتْ أُمُّ الْکِتَاب.
یعنی:امام صادق (علیه السلام)- شیطان چهار بار ناله سرداد؛ نخستین بار روزی که لعنت شد، بار دیگر زمانی که به زمین فرود آمد، دیگر وقتی که حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) پس از مدّتی که پیامبری نیامده بود، به پیامبری برانگیخته شد و بار چهارم آنگاه که سوره‌ی حمد نازل شد.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۲۰۴

 

💠 ویژگی و آثار سوره ی فاتحه الکتاب

✨عنِ الْحَسَنِ‌بْنِ‌عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ(علیه السلام) فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ قَالَ: جَاءَ نَفَرٌ مِنَ الْیَهُودِ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله)فَسَأَلَهُ أَعْلَمُهُمْ عَنْ أَشْیَاءَ فَکَانَ فِیمَا سَأَلَهُ أَخْبِرْنَا عَنْ سَبْعِ خِصَالٍ أَعْطَاکَ اللَّهُ مِنْ بَیْنِ النَّبِیِّینَ وَ أَعْطَی أُمَّتَکَ مِنْ بَیْنِ الْأُمَمِ. فَقَالَ النَّبِیُّ(صلی الله علیه وآله):أَعْطَانِی اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فَاتِحَهَ الْکِتَاب.
یعنی:امام حسن(علیه السلام) می فرمایند: چند نفر یهودی به حضور پیامبر آمدند و داناترینِ آنان مطالبی از حضرت پرسید و از جمله سؤالات اینکه: ما را از هفت خصلتی که خداوند از میان پیامبران فقط به تو عطا کرده و از میان امّت‌ها فقط به امّت تو عطا فرموده آگاه فرما؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خداوند به من سوره‌ی حمد را عطا فرموده است».
📚 شیخ صدوق، الخصال، ج ۲، ص۳۵۵

✨قال الصّادق (علیه السلام)- لَوْ قُرِئَتِ الْحَمْدُ عَلَی مَیِّتٍ سَبْعِینَ مَرَّهًْ، ثُمَّ رُدَّتْ فِیهِ الرُّوحُ مَا کَانَ ذَلِکَ عَجَبا.
یعنی: امام صادق(علیه السلام)می فرمایند: اگر سوره‌ی حمد هفتادمرتبه بر مرده‌ای خوانده شود و او زنده گردد، جای شگفتی نیست.
📚 شیخ کلینی، الکافی، ج ۲، ص۶۲۳

✨عنْ إِسْمَاعِیلَ‌بْنِ‌أَبَانٍ یَرْفَعُهُ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) قَالَ: رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لِجَابِرِ‌بْنِ‌عَبْدِ اللَّهِ: یَا جَابِرُ! أَ لَا أُعَلِّمُکَ أَفْضَلَ سُورَهًْ أَنْزَلَهَا اللَّهُ فِی کِتَابِهِ؟ قَالَ: فَقَالَ جَابِرٌ: بَلَی، بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَلِّمْنِیهَا. قَالَ: فَعَلَّمَهُ الْحَمْدُ لِلهِ أُمَّ الْکِتَابِ. قَالَ: ثُمَّ قَالَ لَهُ: یَا جَابِرُ! أَلَا أُخْبِرُکَ عَنْهَا؟ قَالَ: بَلَی – بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی – فَأَخْبِرْنِی. قَالَ: هِیَ شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ، إِلَّا السَّامَ یَعْنِی الْمَوْت.
یعنی: اسماعیل‌بن‌ابان در حدیثی مرفوع از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل می‌کند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به جابربن‌عبدالله (رحمه الله علیه) فرمود: «ای جابر! آیا می‌خواهی بهترین سوره‌ای را که خداوند در کتابش نازل فرموده، را به تو بیاموزم»؟ جابر (رحمه الله علیه) عرض کرد: «بله، پدر و مادرم به فدایت! بیاموز». راوی می‌گوید: «حضرت، الْحَمْدُ لله یعنی امّ الکتاب را به او آموخت». سپس فرمود: «ای جابر! آیا می‌خواهی تو را از این سوره آگاه سازم»؟ عرض کرد: «بله، پدر و مادرم به فدایت! آگاه ساز». حضرت فرمود: «آن شفای هر دردی است به جز مرگ».
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج ۸۹، ص۲۳۷

✨عن أَبِی‌بَکرِ الحَضرَمِی قَالَ: قَالَ أَبُوعَبْداللَّهِ (علیه السلام): إِذَا کَانَتْ لَکَ حَاجَهًْ فَاقْرَأِ الْمَثَانِیَ وَ سُورَهًْ أُخْرَی وَ صَلِّ رَکْعَتَیْنِ وَ ادْعُ اللَّهَ قُلْتُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ وَ مَا الْمَثَانِی. قَالَ فَاتِحَهًْ الْکِتَابِ: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ. الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعالَمِینَ.
یعنی: امام صادق(علیه السلام)- ابوبکر حضرمی نقل کرده است امام صادق(علیه السلام) فرمود: «هرگاه حاجتی داشتی مثانی و سوره‌ای دیگر را بخوان و دو رکعت نماز بگزار و به‌سوی خدا دعا کن». عرض کردم: «خدایت شایسته بدارد، مثانی چیست»؟ فرمود: «فاتحه الکتاب است؛ بِسْمِ الله الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، الْحَمْدُ لله رَبِّ الْعَالَمِینَ».
📚 مستدرک الوسایل، ج۴، ص۱۶۵

 

💠 شرط تاثیر سوره ی فاتحه الکتاب

✍️ از آن چه در بیشتر اشاره شد و آن چه که در سایر تراث شیعه در آثار قرائت فاتحه الکتاب بر می آید بعد از تشکیل خانواده ی حدیث در می یابیم شرط تاثیر خواندن این سوره دارابودن ولایت پیامبر و آل او(سلام الله علیهم) است:
✨قال الرّسول(صلی الله علیه و آله)- قَالَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) … سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَقُول … أَلَا فَمَنْ قَرَأَهَا مُعْتَقِداً لِمُوَالَاهًْ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ (علیهم السلام) مُنْقَاداً لِأَمْرِهِمَا مُؤْمِناً بِظَاهِرِهِمَا وَ بَاطِنِهِمَا أَعْطَاهُ اللَّهُ بِکُلِّ حَرْفٍ مِنْهَا حَسَنَهًْ کُلُّ وَاحِدَهًْ مِنْهَا أَفْضَلُ لَهُ مِنَ الدُّنْیَا بِمَا فِیهَا مِنْ أَصْنَافِ أَمْوَالِهَا وَ خَیْرَاتِهَا وَ مَنِ اسْتَمَعَ إِلَی قَارِئٍ یَقْرَؤُهَا کَانَ لَهُ قَدْرُ ثُلُثِ مَا لِلْقَارِی فَلْیَسْتَکْثِرْ أَحَدُکُمْ مِنْ هَذَا الْخَیْرِ الْمُعْرِضِ لَکُمْ فَإِنَّهُ غَنِیمَهًْ لَا یَذْهَبَنَّ أَوَانُهُ فَتَبْقَی فِی قُلُوبِکُمُ الْحَسْرَهًْ.
یعنی: امام علی(علیه السلام) از قول پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرماید: بدانید که هرکس با اعتقاد به ولایت محمّد(صلی الله علیه و آله) و خاندان پاک او این سوره را بخواند و به فرمان آن گردن نهد و به ظاهر و باطن آن ایمان داشته باشد، خداوند عزّوجلّ به ازای هر حرف از آن پاداشی برتر از دنیا و تمامی اموال و خوبی‌های آن به او عطا فرماید؛ و هرکس به شخصی که این سوره را قرائت می‌کند، گوش بسپارد، به اندازه‌ی یک‌سوّم ثواب قاری را به او دهند. پس تا می‌توانید از این خیر و برکتی که در اختیارتان نهاده شده، بهره گیرید که آن یک غنیمت است؛ مبادا فرصتش بگذرد و حسرتش در دل‌هایتان باقی بماند.
📚 علامه مجلسی، بحارالانوار،ج۸۹،ص۲۲۷ و شیخ صدوق، الأمالی، ص۱۷۵؛ فیه: «من اصناف اموالها … الی آخر» محذوفٌ.

✍️ هم چنین اگر امام صادق(علیه السلام) می فرماید: “بر هیچ دردی سوره‌ی حمد را هفتاد بار نخواندم مگر اینکه آرام یافت” امامی این سخن را می گوید که صاحب ولایت است و من و شما هر چه به اکسیر بی بدیلِ ولایت نزدیک شویم بی تردید بیشتر از آثار فاتحه الکتاب بهره می بریم.
✨ عن أبی‌عَبدالله (علیه السلام) قال: مَا قَرَأْتُ الْحَمْدَ عَلَی وَجَعٍ سَبْعِینَ مَرَّهًْ إِلَّا سَکَن.
یعنی: امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: بر هیچ دردی سوره‌ی حمد را هفتاد بار نخواندم مگر اینکه آرام یافت.
📚 راوندی، الدعوات، ص ۱۸۸.

 

📖بسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

✍️ از روایات اینطور بر می آید که”بسمله” راهی است برای شناخت آغاز و پایان سور، البته باید توجه داشته باشیم که نباید این کار توسط غیر معصوم رخ دهد تا در پی آن بتوانیم به لذت معنوی تناسب آیات و سور پی ببریم:
✨ قال الصّادق(علیه السلام): مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ کِتَاباً إِلَّا وَ فَاتِحَتُهُ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَ إِنَّمَا کَانَ یُعْرَفُ انْقِضَاءُ السُّورَهًْ بِنُزُولِ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ابْتِدَاءً لِلْأُخْرَی.
یعنی: امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: خداوند هیچ کتابی را از آسمان فرو نفرستاد، مگر آنکه آغازگر آن بِسْمِ الله الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ بوده است و پایان هر سوره نیز با نزول بِسْمِ الله الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ آغازین سوره‌ی بعدی مشخص شده است.
📚 العیاشی،التفسیر، ج۱، ص۱۹

✍️ شیطان با”بسمله” در تقابل است، از این رو شیعیان در امور خود اعم از نماز یا غیر آن “بسمله” را با صدای بلند می گویند اما با اقدام خلفا به ویژه معاویه”بسمله” از نماز و سایر امور حذف و یا در برخی فرقه ها آهسته گفته می شود:
✨ قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): عَنْ عِیسَی‌بْنِ‌عَبْدِ‌اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّه عَنْ عَلِیٍّ (علیه السلام) قَالَ: بَلَغَهُ أَنَّ أُنَاساً یَنْزِعُونَ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ فَقَالَ: هِیَ آیَهًْ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ أَنْسَاهُمْ إِیَّاهَا الشَّیْطَانُ.
یعنی: از حضرت علی (علیه السلام) روایت شده است که چون به حضرت گفتند برخی از مردم، بِسْمِ الله الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ را جا می‌اندازند، ایشان فرمود: «آن آیه‌ای از کتاب خداست که شیطان آن را از یادشان برده است».
📚 حاجی نوری، مستدرک الوسایل، ج۴، ص۱۶۵
✨ قال الصّادق (علیه السلام)- عَنْ خَالِدِ بْنِ الْمُخْتَارِ قَالَ: سَمِعْتُ جَعْفَرَبْنَ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) یَقُولُ: مَا لَهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ وَ عَمَدُوا إِلَی أَعْظَمِ آیَهًْ فِی کِتَابِ اللَّهِ فَزَعَمُوا أَنَّهَا بِدْعَهًْ إِذَا أَظْهَرُوهَا وَ هِیَ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ.
یعنی: خالدبن‌مختار گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می‌فرمود: «خداوند آنان را بکشد! والاترین آیه‌ی‌کتاب خدا را به عمد نمی‌خوانند و گمان کرده‌اند اگر آن را آشکار کنند، بدعت می‌شود. آن آیه: بِسْمِ الله الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ است».
📚 العیاشی،التفسیر، ج۱، ص۲۱

✍️ شیعیان باید مراقب باشند که تحت تاثیر مکتب خلفا قرار نگیرند و همه ی امور خود را با”بسمله” آغاز کنند:
✨قال الصّادق(علیه السلام): وَ لَرُبَّمَا تُرِکَ فِی افْتِتَاحِ أَمْرِ بَعْضِ شِیعَتِنَا بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ فَیَمْتَحِنُهُ اللَّهُ بِمَکْرُوهٍ، لِیُنَبِّهَهُ عَلَی شُکْرِ اللَّهِ تَعَالَی وَ الثَّنَاءِ عَلَیْهِ، وَ یَمْحُوَ عَنْهُ وَصْمَهًْ تَقْصِیرِهِ عِنْدَ تَرْکِهِ قَوْلَ: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم.
یعنی: امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: و چه بسا! برخی از شیعیان ما، در آغاز کار، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را فراموش کند و واگذارد! در نتیجه؛ خداوند به گرفتاری و بلا، دچارش کند برای اینکه؛ آگاه و بیدارش سازد! تا شکر و ثنای او را به جای آورد. و در آن گرفتاری و بلا، لکّه‌ی ننگ و تقصیر و کوتاهی او را به هنگام ترک (بسم الله) از او، بزداید.
📚 علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۷۳، ص۳۰۵

 

✍️ در منابع روایی به ما آموخته شده ذکر شریف (بسم الله الرحمن الرحیم) باید از مواردی باشد که به کودکان مان تعلیم بدهیم:
✨قال الرّسول(صلی الله علیه و آله):إِذَا قَالَ الْمُعَلِّمُ لِلصَّبِیِّ قُلْ: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ. فَقَالَ الصَّبِیُ: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، کَتَبَ اللَّهُ بَرَاءَهًْ لِلصَّبِیِ وَ بَرَاءَهًْ لِأَبَوَیْهِ وَ بَرَاءَهًْ لِلْمُعَلِّم.
یعنی:پیامبر(صلی الله علیه و آله)می فرمایند:هرگاه معلّم به کودک بگوید: «بگو: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم». و کودک بگوید: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»، خداوند برائت نامه‌ای برای کودک، برائت نامه‌ای برای پدر و مادرش و برائت نامه‌ای برای معلّمش می‌نویسید.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۸۹، ص۲۵۷

✍️ در ادامه جریانی از امام صادق (علیه السلام) نقل می شود که مربوط به زمان جدبزرگوارشان امام علی(علیه السلام) است:
عبداللَّه‌بن‌یحیی بر امیرالمؤمنان(علیه السلام) وارد شد. و در مقابلش صندلی بود، امیرالمؤمنان (علیه السلام) به او فرمود بنشین، او هم، روی آن نشست. ناگهان صندلی کج شد! و با سرش به زمین فرود آمد! و سرش شکست و استخوان سرش اندکی نمایان شد! و خون، جاری گشت! امیرالمؤمنان (علیه السلام)، دستور آب داد. آوردند و خون را از او شست. آنگاه فرمود: «نزدیک من بیا»! نزدش آمد. دستش را بر آن زخمی که استخوانش نمایان بود، گذاشت. از درد آن، بی تاب شد و بر آن، دست مالید و آب دهان مبارکش را انداخت. به مجرّد این کار زخمش خوب شد! آنچنان‌که گویی اصلا ! جراحتی به او نرسیده است.
امیرالمؤمنان (علیه السلام) فرمود: «ای عبداللَّه! حمد و ستایش برای خداوندی است که پاک‌کردن گناه شیعیان ما را در دنیا به رنج و محنتشان قرار داده است! تا فرمانبری و طاعت، آنان را بی‌آلایش و سالم گرداند! و مستحقّ اجر و ثواب آن گرداند». عبداللَّه‌بن‌یحیی گفت: «ای امیرالمؤمنان (علیه السلام)! آیا به‌راستی ما جز در دنیا به گناهانمان مجازات نمی‌شویم»؟! فرمود: «آری! همین طور است. آیا نشنیدی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:(الدُّنْیَا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ وَ جَنَّهًْ الْکَافِرِ؟) یعنی: «دنیا، زندان مؤمن است! و بهشت کافر»!
(إِنَّ اللَّهَ یُطَهِّرُ شِیعَتَنَا مِنْ ذُنُوبِهِمْ فِی الدُّنْیَا بِمَا تُبْلِیهِمْ بِهِ مِنَ الْمِحَنِ وَ بِمَا یَغْفِرُهُ لَهُمْ)
یعنی: خدا شیعیان ما را به خاطر محنت و رنجی که در این دنیا متحمّل شده‌اند، و به خاطر آمرزشی که؛ نصیب آنان فرموده است حتما از گناهان، پاک و پاکیزه می‌گرداند! از این جهت است که خدا می‌فرماید: (وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ )یعنی:
آنچه از گرفتاری و پیشامدی به شما رسد، از آن چیزی است که تاب‌وتوان شما به‌دست آورده، و تعداد بی‌شماری از آن را می‌بخشد و می‌گذرد. (شوری/۳۰) تا هنگامی‌که؛ به آستان رستاخیز در آمدند، طاعات و عباداتشان بر آن‌ها، سرشار گردد! و دشمنان محمّد (صلی الله علیه و آله) و دشمنان و بدخواهان ما را بنا به فرمانبری و طاعتی که از آنان سر می‌زند در دنیا پاداش و جزا می‌دهد! اگرچه طاعتشان بی‌وزن و بی‌ارزش است! چون خلوصی همراهش نیست. تا هنگامی‌که به آستان رستاخیز درآمدند، گناه و کینه‌ی خود که از محمّد و آل محمّد (علیهم السلام) و یاران خوب او، در دل داشتند بر آنان بازگردد! و به خاطر آن، در آتش افکنده شوند». در این هنگام؛ عبداللَّه‌بن‌یحیی گفت: «یا امیرمؤمنان (علیه السلام)! به‌من بال و پر دادی و مرا تعلیم فرمودی! پس اگر صلاح بدانی، گناهم را که در این مجلس به آن امتحان شدم به من بشناسان، تا همچنان تکرارش نکنم». فرمود: «لحظه‌ای که نشستی بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ نگفتی! نتیجه این شد که به خاطر سهو و نسیانت از آنچه به آن دعوت گشتی و خوانده شدی، خدا به این مصیبت و گرفتاریت، تمحیص و پاکی از گناه قرار داد. آیا ندانستی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از جانب خدای عزّوجلّ فرمود:(کُلُّ أَمْرٍ ذِی بَالٍ لَمْ یُذْکَرْ فِیهِ بِسْمِ اللهِ فَهُوَ أَبْتَرُ) یعنی:«هر اقدام قابل توجّه که در آن، یادی از [بسم اللهِ] نشود، ناقص و بریده است»!؟ گفتم: «آری، پدر و مادرم فدای شما! بعد از این، ترکش نمی‌کنم». فرمود: «در این صورت از آن، بهره‌مند و سعادتمندی».
📚همان، ج۷۳، ص۳۰۵و ج۸۹، ص۲۴۱
✍️ از این روایت بر می آید:
✅ شیعه در دنیا با موارد مختلف امتحان می شود تا پاک وارد قیامت شود و این موضوع لطف خداست که امیرالمومنین(علیه السلام) به سبب این نعمت خدای خویش را شاکر است.
✅ گفتن “بسمله”سنت نبوی است که نباید توسط شیعیان ترک شود.
✅ مراجعه به امام معصوم شفابخش آلام روحی و جسمی است.

 

✍️ در فرهنگ‌ اهل بیت(علیهم السلام) بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ در شمار هفت آیه ی سوره ی حمد است.
✨عن مُحَمَّدِبنِ‌مُسلِم قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) عَنِ السَّبْعِ الْمَثَانِی وَ الْقُرْآنِ الْعَظِیمِ أَهِیَ الْفَاتِحَهًْ؟ قَالَ: نَعَمْ. قُلْتُ: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ مِنَ السَّبْعِ؟ قَالَ: نَعَمْ! هِیَ أَفْضَلُهُنَّ.
یعنی: محمّدبن‌مسلم گوید: از امام صادق(علیه السلام) درباره‌ی سبع المثانی و قرآن عظیم پرسیدم: «آیا سبع المثانی، سوره‌ی فاتحه است»؟ فرمود: «بله»! عرض کردم: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم در شمار این هفت آیه است»؟ فرمود: «بله! آن بهترین آن‌هاست».
📚شیخ حر عاملی،وسایل الشیعه، ج۶، ص۵۷

✍️ هم چنین در آداب قرائت قرآن باید توجه داشت گفتن بسمله کافی است و می تواند جایگزین استعاذه شود:
✨عن فُرَاتِ‌بنِ‌أَحنَف عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) إِذَا قَرَأْتَ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ فَلَا تُبَالِی أَنْ لَا تَسْتَعِیذَ.
یعنی: فرات‌بن‌أحنف از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده است: هنگامی‌که بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را گفتی اشکالی ندارد که استعاذه (أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم) را نگویی.
📚علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۸۲، ص۶

✍️ یکی از ویژگی های شیعه که در روایات متواتر به آن اشاره شده است بلند گفتن بسمله به ویژه در تمامی نمازهای روز و شب است و ترک آن حتی در شرایط تقیه هم روا نیست.(نک:بحارالأنوار، ج۸۲، ص۸۱) از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است:
✨إذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًْ یُقْبِلُ قَوْمٌ عَلَی نَجَائِبَ مِنْ نُورٍ یُنَادُونَ بِأَعْلَی أَصْوَاتِهِمْ الْحَمْدُ للهِ الَّذِی صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّهِ حَیْثُ نَشاءُ قَالَ: فَتَقُولُ الْخَلَائِقُ هَذِهِ زُمْرَهًْ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ هَؤُلَاءِ شِیعَهًْ عَلِیِّ‌بْنِ‎أَبِی‌طَالِبٍ(علیه السلام) فَهُمْ صَفْوَتِی مِنْ عِبَادِی وَ خِیَرَتِی مِنْ بَرِیَّتِی فَتَقُولُ الْخَلَائِقُ إِلَهَنَا وَ سَیِّدَنَا بِمَا نَالُوا هَذِهِ الدَّرَجَهًْ فَإِذَا النِّدَاءُ مِنَ اللَّهِ بِتَخَتُّمِهِمْ فِی الْیَمِینِ وَ صَلَاتِهِمْ إِحْدَی وَ خَمْسِینَ وَ إِطْعَامِهِمُ الْمِسْکِینَ وَ تَعْفِیرِهِمُ الْجَبِینَ وَ جَهْرِهِمْ {بِ} بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ.
یعنی: روز قیامت که می‌شود گروهی از مردم بر شترانی نورانی وارد می‌شوند و با صدای رسایشان فریاد می‌زنند: حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که به‌وعده‌ی خویش درباره‌ی ما وفا کرد و زمین [بهشت] را میراث ما قرار داد که هرجا را بخواهیم منزلگاه خود قرار دهیم. (زمر،۷۴)». دیگران [با دیدن آن‌ها] می‌گویند: «ایشان جماعت پیامبرانند»! در این هنگام ندایی از طرف خداوند عزّوجلّ به گوش می‌رسد: «اینان شیعیان علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) می‌باشند که بندگان برگزیده و آفریدگان نیک من هستند». می‌گویند: «ای معبود و مولای ما! چگونه ایشان به این مقام و منزلت رسیده‌اند»؟ ندای الهی در جواب می‌گوید: «به‌واسطه‌ی انگشتر [عقیق] در دست راست کردن و به‌جاآوردن پنجاه‌ویک رکعت نماز [هفده رکعت نمازهای واجب و سی‌وچهار رکعت نمازهای نافله] و غذا دادن به فقیران و پیشانی بر خاک مالیدن [در حال سجده] و با صدای بلند گفتن بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ».
📚همان، ج۸۲، ص۷۹.

 

✍️ در میان اذکار مختلف”بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ” ذکری است که در سختی های زندگی حتما تاثیرگذار است:
✨ قال رسول الله (صلی الله علیه و آله)- مَنْ حَزَنَهُ أَمْرٌ یَتَعَاطَاهُ فَقَالَ: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَ هُوَ مُخْلِصٌ لِلَّهِ وَ یُقْبِلُ بِقَلْبِهِ إِلَیْهِ لَمْ یَنْفَکَّ مِنْ إِحْدَی اثْنَتَیْنِ إِمَّا بُلُوغِ حَاجَتِهِ فِی الدُّنْیَا وَ إِمَّا یُعَدُّ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ یُدَّخَرُ لَهُ لَدَیْهِ وَ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقَی لِلْمُؤْمِنِینَ.
یعنی: از پیامبر (صلی الله علیه و آله)منقول است که فرمود: هرکس را امری که بدان پرداخته غمگین و محزون‌کند، آنگاه بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بگوید درحالی‌که خالص برای خدا باشد و با جان و دل، به او روی آورد در آن، یکی از دو فایده است: یا رسیدن به نیاز دنیایی اوست! و یا چیزی است که به نزد خدا، برایش مهیّاست (وَ مَا عِنْدَ اللهِ خَیْرٌ وَ أَبْقَی)؛ و آنچه نزد خداست، برای مؤمنین، بهتر و پاینده‌تر است.
📚 شیخ صدوق، التوحید، ص۲۳۰

✍️ وقتی انسان کارش را با بسمله آغاز کند،خداوند بدون واسطه در کار او ورود پیدا می کند تا کارش بابرکت به اتمام برسد:
✨قال رسول الله(صلی الله علیه و آله)- إِذَا قَالَ الْعَبْدُ: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ. قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: بَدَأَ عَبْدِی بِاسْمِی وَ حَقٌّ عَلَیَّ أَنْ أُتَمِّمَ لَهُ أُمُورَهُ وَ أُبَارِکَ لَهُ فِی أَحْوَالِه.
یعنی:پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: هرگاه بنده بگوید: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خدای بزرگ و با عظمت فرماید: «بنده‌ام به نامم آغاز کرد و بر من لازم است امورش را تمام کنم و احوالش را مبارک سازم».
📚 همو، الأمالی، ص۱۷۴

✍️ هم چنین باعث حفظ انسان از ناملایمات آسمانی و زمینی می شود:
✨عنْ فُرَاتِ‌بْنِ‌أَحْنَفَ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُول وَ إِذَا قَرَأْتَ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ سَتَرَتْکَ فِیمَا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ.
یعنی: فرات‌بن‌احنف از امام باقر (علیه السلام) نقل می‌کند و می‌گوید از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که فرمود: «هنگامی‌که بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را تلاوت نمایی، این آیه تو را میان آسمان‌ها و زمین حفظ خواهد کرد».
📚 شیخ حر عاملی،وسایل الشیعه، ج۶، ص۵۹

✍️ امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:
«رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در تلاوت قرآن، از خوش صداترین مردم بود؛ هنگامی‌که در شب به نماز می‌ایستاد ابوجهل و سایر مشرکان می‌آمدند و به قرائت او گوش فرا می‌دادند، همین‌که بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ را می‌گفت آن‌ها انگشتانشان را در گوش‌هایشان کرده و فرار می‌کردند و چون گفتن: بِسْمِ اللهِ را تمام می‌کرد، آن‌ها برگشته و گوش فرا می‌دادند؛ و ابوجهل پیوسته می‌گفت: «ابن ابی‌کبشه [لقبی که مشرکان از روی عناد به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) داده بودند] پیوسته نام پروردگارش را تکرار می‌کند، او حقّاً پروردگارش را دوست دارد». امام صادق (علیه السلام) در اینجا فرمود: «اگر چه ابوجهل انسان دروغگویی بود امّا در این مورد راست گفت». و فرمود: «به همین خاطر بود که خداوند آیه ی ۴۶ سوره ی اسرا را نازل کرد.
📚 محدث نوری،مستدرک الوسایل، ج۴، ص۱۸۵
✨قال رسول الله (صلی الله علیه و آله)- بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْآیَهًْ الَّتِی یَقُولُ فِیهَا وَ إِذا ذَکَرْتَ رَبَّکَ فِی الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلی أَدْبارِهِمْ نُفُوراً.(اسراء/۴۶)
یعنی: از پیامبر (صلی الله علیه و آله) منقول است که بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ همانا آیه‌ای است که خداوند عزّوجلّ درباره‌اش فرمود: و هنگامی که پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد می‌کنی، آن‌ها پشت می‌کنند و از تو روی بر می‌گردانند.
📚 همو، ج۴، ص۱۶۶

 

✍️اهل بیت(علیهم السلام) در (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ) به این نکته تاکید کرده اند که سنّت خدا است و رحمتش بر غضب اش سبقت گرفته است
📚نک:علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۹، ص۳۳۸.
✍️ تبیین آیات قرآن، در شان حجت خداست بنابراین ملاحظه می کنیم حسن بصری از ابن عباس نقل می کند: امام علی(علیه السلام) یک شب از ابتدای آن تا سپیده دم، [فقط معنای] باء ِبِسْمِ اللهِ را برای او شرح داده و به سین آن نرسید و فرمود: «اگر بخواهم می‌توانم بار چهل شتر را از شرح ِبِسْمِ اللهِ سنگین کنم».
📚 اربلی،کشف الغمه ، ج۱، ص۱۳۰؛ بتفاوت لفظی

✍️ شرح بسمله دشوارتر می شود زمانی که به این فرمایش أمیرالمؤمنین(علیه السلام)برسیم که فرمود:
✨ أنَا نُقطَهُ تَحتَ البَاءِ.
یعنی: من نقطه‌ی زیر باء ِبِسْمِ اللهِ هستم.
📚 برغانی، بحرالعرفان، ج۱، ص۳۹

✍️ روش اهل بیت(علیهم السلام) در توضیح در مورد بسمله، تقطیع این عبارت و سپس تبیین آن است:
✨قال العسکری (علیه السلام ) بِسْمِ اللهِ أَیْ أَسْتَعِینُ عَلَی أُمُورِی کُلِّهَا بِاللَّهِ الَّذِی لَا تَحِقُّ الْعِبَادَهًْ إِلَّا لَهُ الْمُغِیثِ إِذَا اسْتُغِیثَ وَ الْمُجِیبِ إِذَا دُعِیَ.
یعنی: بِسْمِ اللهِ، یعنی در تمام امورم، از خدا یاری می‌طلبم! خدایی که پرستش و بندگی، جز برای او شایسته نیست! خدایی که دادرس است؛ آنگاه که از او دادخواهی شود، پذیرا و جوابگوست؛ هر آنگاه که خوانده شود!
📚 شیخ صدوق، التوحید، ص۲۳۰

✍️ این تقطیع در مورد صفات الرحمان و الرحیم نیست و رحمان صفت عام خدا و رحیم صفت خاص خداوند به بندگانش بیان شده است، ابوبصیر از امام صادق(علیه السلام) نقل می کند که:
✨أنَّهُ سُئِلَ عَنْ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ. فَقَالَ: الْبَاءُ بَهَاءُ اللَّهِ وَ السِّینُ سَنَاءُ اللَّهِ وَ الْمِیمُ مُلْکُ اللَّهِ. قَالَ: قُلْتُ: اللَّهُ؟ فَقَالَ: الْأَلِفُ آلَاءُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ مِنَ النَّعِیمِ بِوَلَایَتِنَا وَ اللَّامُ إِلْزَامُ اللَّهِ خَلْقَهُ وَلَایَتَنَا. قُلْتُ: فَالْهَاءُ؟ فَقَالَ: هَوَانٌ لِمَنْ خَالَفَ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام). قُلْتُ: الرَّحْمَنُ؟ قَالَ: بِجَمِیعِ الْعَالَمِ. قُلْتُ: الرَّحِیمُ؟ قَالَ: بِالْمُؤْمِنِینَ خَاصَّهًْ.
یعنی: ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) از معنی بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ سؤال شد.
فرمود: «که باء بهاء خدا است و سین سناء خدا و میم ملک خدا».

عرض کردم: «الله یعنی چه»؟ فرمود: «الف آلاء و نعمت‌های خدا بر خلقش از نعیم به ولایت ما است؛ و لام الزام خدا بر خلق خود است که ولایت ما را بر ایشان لازم گردانیده است».

عرض کردم: «هاء چه معنی دارد»؟ فرمود: «هوان و خواری از برای کسی است که با محمّد (صلی الله علیه و آله) و آل محمّد (علیهم السلام) مخالفت کرده».

عرض کردم: «رحمن»؟ فرمود: «به همه‌ی عالم بخشاینده است». عرض کردم: «رحیم»؟ فرمود: «به مؤمنان بخصوص مهربان است».
📚همان، ص۲۳

 

✍️به صفت (الرحیم) که اشاره شد شامل رحمت خاص خداوند به مومنان است در روایات مختلف پرداخته شده است.
مومن، که با مسلمان متفاوت است شامل شیعیان دوازده امامی می شود که صفت (الرحیم) با فعل حیاتی و مهم ” تقیه” در زندگی آنان جاری است.
تقیه عبارت است از خودداری از اظهار عقیده و پنهان داشتن آن یا انجام دادن کاری بر خلاف نظر قلبی به دلایلی خاص است که سخن پیرامون آن مجالی دیگر می طلبد اما باید دانست که در شمار تاکیدهای مکرر معصومان(علیهم السلام) بوده است:
✨ امام هادی (علیه السلام) می فرماید:
الرّحیم بِعِبَادِهِ الْمُؤْمِنِینَ مِنْ شِیعَهًْ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) وُسِّعَ لَهُمْ فِی التَّقِیَّهًْ یُجَاهِرُونَ بِإِظْهَارِ مُوَالَاهًْ أَوْلِیَاءِ اللَّهِ وَ مُعَادَاهًْ أَعْدَائِهِ إِذَا قَدَرُوا وَ یُسِرُّونَ بِهَا إِذَا عَجَزُوا.
یعنی: به بنده‌های مؤمن اش که شیعه آل محمّدند (علیهم السلام) مهربان است، تقیّه را برای آنان (شیعیان) روا داشته شیعیانی که با قدرت، دوستی دوستان خدا و دشمنیِ دشمنان خدا را آشکار کنند و درحال تقیّه که از ابراز آن عاجزند نهان سازند.
📚 شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج۲۸، ص۲۲۴
✍️ هم چنین رحمت های دیگر زندگی انسان ناشی از رحمت واسعه ی خداوندی است و اوج آن در قیامت است که همه ی بندگان بدان نیازمندند:
✨امام علی (علیه السلام)می فرماید:
رَحِیمٌ بِعِبَادِهِ الْمُؤْمِنِینَ، وَ مِنْ رَحْمَتِهِ أَنَّهُ خَلَقَ مِائَهًْ رَحْمَهًْ، وَ جَعَلَ مِنْهَا رَحْمَهًْ وَاحِدَهًْ فِی الْخَلْقِ کُلِّهِمْ، فَبِهَا یَتَرَاحَمُ النَّاسُ، وَ تَرَحَّمُ الْوَالِدَهًْ وَلَدَهَا، وَ تَحْنُو الْأُمَّهَاتُ مِنَ الْحَیَوَانَاتِ عَلَی أَوْلَادِهَا. فَإِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًْ أَضَافَ هَذِهِ الرَّحْمَهًْ {الْوَاحِدَهًْ} إِلَی تِسْعٍ وَ تِسْعِینَ رَحْمَهًْ فَیَرْحَمُ بِهَا أُمَّهًْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله)، ثُمَّ یُشَفِّعُهُمْ فِیمَنْ یُحِبُّونَ لَهُ الشَّفَاعَهًْ مِنْ أَهْلِ الْمِلَّهًْ.
یعنی: [و امّا الرَّحِیمِ؛ معنایش این است که]: او به بندگان مؤمنش رحیم است. و از رحمت اوست که صد رحمت آفرید و از آن، رحمت واحدی در خلایق و همه‌ی آفریدگان، قرار داد. و به‌خاطر آن، مردم به یکدیگر، رحیم و دلسوزند و مادر، به فرزندش مهربان و از این رو مادران در عالم حیوانات، بر اولادشان گرایش و عطوفت دارند. پس آنگاه که روز رستاخیز، فرا رسد [رحمت واحد] را به نودونه بخش دیگر بیفزاید! و با آن، به امّت جلیل محمّد رحمت آورد آنگاه درباره‌ی کسانی از اهل این ملّت که برایشان خواهان شفاعت هستند شفیعشان گرداند.
📚 الإمام العسکری،التفسیر، ص۳۷

 

📖 ألْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمینَ
🔮حمد و سپاس مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانیان است.

✨ امام صادق(علیه السلام)‌ می فرماید:
شُکْرُ النِّعْمَهًْ اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ وَ تَمَامُ الشُّکْرِ قَوْلُ الرَّجُلِ الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعالَمِینَ.
یعنی: شکرنعمت، کناره‌گیری از حرام‌هاست و نهایت شکرگفتن: الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ است.
📚 علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۶۸، ص۴۰؛ همو، ج۹۰، ص۲۱۴.

✨ در جایی دیگر می فرمایند: الحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعالَمِینَ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ؛ دَعْوَی أَهْلِ الْجَنَّهًْ حِینَ شَکَرُوا اللَّهَ حُسْنَ الثَّوَابِ.
یعنی: الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ* الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ؛ سخن بهشتیان است در آن هنگام که خداوند را به خاطر پاداش‌های نیک شکر می‌گزارند.
📚 همو، ج۸۲، ص۲۱ و ج۸۹، ص۲۳۸؛ العیاشی،التفسیر ج۱، ص۲۲.

✨ هم چنین می فرماید: تَفْسِیرُ الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعالَمِینَ یَعْنِی الشُّکْرَ لِلَّهِ وَ هُوَ أَمْرٌ وَ لَفْظُهُ خَبَرٌ وَ الْأَمْرُ مُضْمَرٌ فِیهِ وَ مَعْنَاهُ قُلِ الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ.
یعنی: الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِین؛ یعنی شکر و سپاس مخصوص خداوند است. این جمله امر در قالب جمله خبریه است و امرش در تقدیر می‌باشد و در اصل این‌گونه است: بگو: الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ.
📚 علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۸۲، ص۵۱/همو، ج۸۹، ص۲۲۹.

 

✨رسول خدا(صلی الله علیه و آله)می فرمایند: أَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ کَانَ فِی نُورِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ … وَ مَنْ إِذَا أَصَابَ خَیْراً قَالَ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِین.
یعنی: هرکه دارای چهار چیز باشد در نور اعظم الهی خواهد بود. تا جایی که فرمود: «و آن کس که چون به خیری دست یابد بگوید: الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعالَمِینَ».
📚 برقی، المحاسن، ج۱، ص۸

✨امام صادق (علیه السلام) از قول رسول خدا می فرمایند:
إِنَّ فِی ابْنِ‌آدَمَ (علیه السلام) ثَلَاثَمِائَهًْ وَ سِتِّینَ عِرْقاً مِنْهَا مِائَهًْ وَ ثَمَانُونَ مُتَحَرِّکَهًْ وَ مِنْهَا مِائَهًْ وَ ثَمَانُونَ سَاکِنَهًْ فَلَوْ سَکَنَ الْمُتَحَرِّکُ لَمْ یَنَمْ وَ لَوْ تَحَرَّکَ السَّاکِنُ لَمْ یَنَمْ وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِذَا أَصْبَحَ قَالَ: الْحَمْدُ لِلهِ رَبِ الْعالَمِینَ کَثِیراً عَلَی کُلِّ حَالٍ ثَلَاثَمِائَهًْ وَ سِتِّینَ مَرَّهًْ وَ إِذَا أَمْسَی قَالَ: مِثْلَ ذَلِک.
یعنی: در بنی‌آدم سیصدوشصت رگ بوده که صدوهشتاد رگ متحرّک و صدوهشتاد رگ دیگر ساکن می‌باشند، اگر رگ‌های متحرّک ساکن شده و یا بالعکس رگ‌های ساکن متحرّک گردند شخص را خواب نمی‌برد و رسول خدا هر صبح و شام به شکرانه سالم‌بودن رگ‌ها سیصدوشصت مرتبه می‌فرمود: الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ.
📚 شیخ کلینی، الکافی، ج۲، ص۵۰۳

✨امام صادق(علیه السلام)می فرمایند
مَنْ قَالَ أَرْبَعَ مَرَّاتٍ إِذَا أَصْبَحَ: الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ فَقَدْ أَدَّی شُکْرَ یَوْمِهِ وَ مَنْ قَالَهَا إِذَا أَمْسَی فَقَدْ أَدَّی شُکْرَ لَیْلَتِهِ.
یعنی: هرکس که هنگام دخول در صبح، چهار مرتبه بگوید: الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ شکر آن روز را انجام داده و هرکس هنگام دخول در شب آن را بگوید؛ شکر شبش را ادا کرده است.
📚همان

✨در جای دیگر می فرمایند:
مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَی عَبْدٍ بِنِعْمَهًْ صَغُرَتْ أَوْ کَبُرَتْ فَقَالَ: الْحَمْدُ لِلهِ، إِلَّا أَدَّی شُکْرَهَا.
یعنی: هر نعمتی که خداوند به بنده‌ای عطا کند چه کوچک باشد و یا بزرگ و او بگوید: الْحَمْدُ للهِ شکر آن را ادا کرده است.
📚تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۶۸

✨أمیرالمؤمنین (علیه السلام)از قول پیامبر(صلی الله علیه و آله)می فرمایند:
فَإِذَا قَالَ {العبد}: الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعالَمِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ حَمِدَنِی عَبْدِی وَ عَلِمَ أَنَّ النِّعَمَ الَّتِی لَهُ مِنْ عِنْدِی وَ الْبَلَایَا الَّتِی انْدَفَعَتْ عَنْهُ بِتَطَوُّلِی أُشْهِدُکُمْ أَنِّی أُضِیفُ لَهُ نِعَمَ الدُّنْیَا إِلَی نَعِیمِ الْآخِرَهًْ وَ أَدْفَعُ عَنْهُ بَلَایَا الْآخِرَهًْ کَمَا دَفَعْتُ عَنْهُ بَلَایَا الدُّنْیَا.
یعنی: پس هنگامی که بنده بگوید: الْحَمْدُ لِله رَبِّ الْعالَمِینَ، خداوند فرماید: «بنده‌ام ستایشم کرد و دانست هر نعمتی دارد از من است و هر بلا از او بگردد به فضل من است؛ شما گواه باشید نعمت آخرت را به نعمت دنیایش افزودم و بلاهای آخرت را همان‌طور که بلاهای دنیا را از او دفع کردم، از او دور خواهم کرد».
📚 محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج۴، ص۲۲۸/ ج۴، ص۳۲۷

 

✨رسول خدا(صلی الله علیه و آله)می فرمایند: أَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ کَانَ فِی نُورِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ … وَ مَنْ إِذَا أَصَابَ خَیْراً قَالَ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِین.
یعنی: هرکه دارای چهار چیز باشد در نور اعظم الهی خواهد بود. تا جایی که فرمود: «و آن کس که چون به خیری دست یابد بگوید: الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعالَمِینَ».
📚 برقی، المحاسن، ج۱، ص۸

✨امام صادق (علیه السلام) از قول رسول خدا می فرمایند:
إِنَّ فِی ابْنِ‌آدَمَ (علیه السلام) ثَلَاثَمِائَهًْ وَ سِتِّینَ عِرْقاً مِنْهَا مِائَهًْ وَ ثَمَانُونَ مُتَحَرِّکَهًْ وَ مِنْهَا مِائَهًْ وَ ثَمَانُونَ سَاکِنَهًْ فَلَوْ سَکَنَ الْمُتَحَرِّکُ لَمْ یَنَمْ وَ لَوْ تَحَرَّکَ السَّاکِنُ لَمْ یَنَمْ وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِذَا أَصْبَحَ قَالَ: الْحَمْدُ لِلهِ رَبِ الْعالَمِینَ کَثِیراً عَلَی کُلِّ حَالٍ ثَلَاثَمِائَهًْ وَ سِتِّینَ مَرَّهًْ وَ إِذَا أَمْسَی قَالَ: مِثْلَ ذَلِک.
یعنی: در بنی‌آدم سیصدوشصت رگ بوده که صدوهشتاد رگ متحرّک و صدوهشتاد رگ دیگر ساکن می‌باشند، اگر رگ‌های متحرّک ساکن شده و یا بالعکس رگ‌های ساکن متحرّک گردند شخص را خواب نمی‌برد و رسول خدا هر صبح و شام به شکرانه سالم‌بودن رگ‌ها سیصدوشصت مرتبه می‌فرمود: الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ.
📚 شیخ کلینی، الکافی، ج۲، ص۵۰۳

✨ امام صادق(علیه السلام)می فرمایند
مَنْ قَالَ أَرْبَعَ مَرَّاتٍ إِذَا أَصْبَحَ: الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ فَقَدْ أَدَّی شُکْرَ یَوْمِهِ وَ مَنْ قَالَهَا إِذَا أَمْسَی فَقَدْ أَدَّی شُکْرَ لَیْلَتِهِ.
یعنی: هرکس که هنگام دخول در صبح، چهار مرتبه بگوید: الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ شکر آن روز را انجام داده و هرکس هنگام دخول در شب آن را بگوید؛ شکر شبش را ادا کرده است.
📚همان

✨در جای دیگر می فرمایند:
مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَی عَبْدٍ بِنِعْمَهًْ صَغُرَتْ أَوْ کَبُرَتْ فَقَالَ: الْحَمْدُ لِلهِ، إِلَّا أَدَّی شُکْرَهَا.
یعنی: هر نعمتی که خداوند به بنده‌ای عطا کند چه کوچک باشد و یا بزرگ و او بگوید: الْحَمْدُ للهِ شکر آن را ادا کرده است.
📚تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۶۸

✨أمیرالمؤمنین (علیه السلام)از قول پیامبر(صلی الله علیه و آله)می فرمایند:
فَإِذَا قَالَ {العبد}: الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعالَمِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ حَمِدَنِی عَبْدِی وَ عَلِمَ أَنَّ النِّعَمَ الَّتِی لَهُ مِنْ عِنْدِی وَ الْبَلَایَا الَّتِی انْدَفَعَتْ عَنْهُ بِتَطَوُّلِی أُشْهِدُکُمْ أَنِّی أُضِیفُ لَهُ نِعَمَ الدُّنْیَا إِلَی نَعِیمِ الْآخِرَهًْ وَ أَدْفَعُ عَنْهُ بَلَایَا الْآخِرَهًْ کَمَا دَفَعْتُ عَنْهُ بَلَایَا الدُّنْیَا.
یعنی: پس هنگامی که بنده بگوید: الْحَمْدُ لِله رَبِّ الْعالَمِینَ، خداوند فرماید: «بنده‌ام ستایشم کرد و دانست هر نعمتی دارد از من است و هر بلا از او بگردد به فضل من است؛ شما گواه باشید نعمت آخرت را به نعمت دنیایش افزودم و بلاهای آخرت را همان‌طور که بلاهای دنیا را از او دفع کردم، از او دور خواهم کرد».
📚 محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج۴، ص۲۲۸/ ج۴، ص۳۲۷

 

✨امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: وَ مَعْنَی رَبِّ أَیْ خَالِقِ.
رَبِّ یعنی آفریننده.
📚 القمی، التفسیر ، ج۱، ص۲۸؛ بتفاوت

✨امام رضا (علیه السلام) می فرمایند:
رَبِّ الْعالَمِینَ تَوْحِیدٌ لَهُ وَ تَحْمِیدٌ وَ إِقْرَارٌ بِأَنَّهُ هُوَ الْخَالِقُ الْمَالِکُ لَا غَیْرُهُ.
یعنی: رَبِّ الْعَالَمِینَ؛ یگانه‌شمردن و ستایش خداوند است و اقرار به اینکه او آفریدگار فرمانرواست و نه کس دیگر.
📚 شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۳۱۰

✨امام علی (علیه السلام) می فرمایند:
رَبِّ الْعالَمِینَ مَالِکُهُمْ وَ خَالِقُهُمْ وَ سَائِقُ أَرْزَاقِهِمْ إِلَیْهِمْ، مِنْ حَیْثُ یَعْلَمُونَ، وَ مِنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُون.
یعنی: رَبِّ الْعالَمِینَ یعنی مالک و خالق آن‌ها، کسی که ارزاقشان را به طریقی که خود می‌دانند و نیز از طرقی که خود متوجّه نمی‌شوند به‌سویشان سوق می‌دهد.
📚 مجموعه ورام، ج۲، ص۱۰۷

 

✍️ کلمه ی” الْعالَمِینَ” در اولین آیه اشاره به
همه ی آفریده های خداوند دارد؛ امام‌ صادق (علیه السلام)می فرماید:
⚜️ و الْعالَمِینَ کُلُّ مَخْلُوقٍ خَلَقَهُ اللَّهُ.
یعنی هر آفریده‌ای که خداوند آفریده است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۸۲، ص۵۱ و ج۸۹، ص۲۲۹ و القمی، ج۱، ص۲۸؛ با کمی تفاوت

✍️ روایات بسیاری وجود دارد که نشان می دهد شناخت ما نسبت به شگفتی های آفرینش بسیار محدود است و خداوند پروردگار همه ی این عوالم و مخلوقات است؛ به عنوان مثال: از امام صادق(علیه السلام) نقل است که فرمود:
⚜️ إنَّ لِلَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ اثْنَیْ عَشَرَ أَلْفَ عَالَمٍ کُلُّ عَالَمٍ مِنْهُمْ أَکْبَرُ مِنْ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ وَ سَبْعِ أَرَضِینَ مَا یَرَی عَالَمٌ مِنْهُمْ أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ عَالَماً غَیْرَهُمْ وَ إِنِّی الْحُجَّهًْ عَلَیْهِمْ.
یعنی: به‌راستی دوازده هزار عالم برای خدای عزّوجلّ است که هرکدام از هفت آسمان و هفت زمین بزرگترند و هیچ‌کدامشان نمی‌دانند که خدای عزّوجلّ عالم دیگری دارد و من حجّت بر همه‌ی آن‌ها هستم.
📚همو، ج۲۷، ص۴۱.

 

📖 ألرَّحْمنِ الرَّحیمِ
رحمان به مخلوقات و رحیم به مومنان است.

✨از امام صادق (علیه السلام) نقل است که فرمود:
إِنَّ اللَّهَ عَرَجَ بِنَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله)…قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الْآنَ وَصَلْتَ إِلَیَّ فَسَمِّ بِاسْمِی فَقَالَ: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ فَمِنْ أَجْلِ ذَلِکَ جُعِلَ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ فِی أَوَّلِ السُّورَهًْ ثُمَّ قَالَ لَهُ: احْمَدْنِی. فَقَالَ: الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعالَمِینَ وَ قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) فِی نَفْسِهِ شُکْراً. فَقَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) قَطَعْتَ حَمْدِی فَسَمِّ بِاسْمِی فَمِنْ أَجْلِ ذَلِکَ جُعِلَ فِی الْحَمْدِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ مَرَّتَیْنِ.
یعنی: هنگامی که خداوند پیامبر (صلی الله علیه وآله) را عروج داد … خداوند عزّوجلّ فرمود: «الان به من رسیدی؛ پس اسم مرا یاد کن». حضرت فرمود: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» و به‌همین خاطر در اوّل هر سوره گفتن بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ قرار داد. سپس حق تعالی به آن حضرت فرمود: «مرا ستایش کن». حضرت عرضه داشت: «الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ». نبی اکرم (در نفس خود پس از تحمید عرضه داشت: «شُکراً». بلافاصله حق‌تعالی فرمود: «ای محمّد!حمد و ستایش مرا با گفتن [شُکراً] قطع کردی پس دوباره اسم مرا ببر». و به‌همین خاطر در سوره‌ی حمد عبارت الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ دو مرتبه گفته می‌شود.
📚 شیخ کلینی، الکافی، ج۳، ص۴۸۴

✨أمیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید:
قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَسَمْتُ فَاتِحَهًْ الْکِتَابِ بَیْنِی وَ بَیْنَ عَبْدِی فَنِصْفُهَا لِی وَ نِصْفُهَا لِعَبْدِی وَ لِعَبْدِی مَا سَأَلَ إِذَا قَالَ الْعَبْد…فَإِذَا قَالَ: الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: شَهِدَ لِی بِأَنِّی الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ أُشْهِدُکُمْ لَأُوَفِّرَنَّ مِنْ رَحْمَتِی حَظَّهُ وَ لَأُجْزِلَنَّ مِنْ عَطَائِی نَصِیبَهُ.
یعنی: خداوند عزّوجلّ می‌فرماید: «فاتحه الکتاب را بین خود و بنده‌ام تقسیم کردم، نصف آن از آن خود، و نصف دیگرش برای بنده‌ام است و آنچه را که بنده‌ام طلب کند به‌دست خواهد آورد … وقتی بگوید: الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، خداوند بزرگ و با عظمت گوید: بنده‌ام شهادت داد که من رحمان و رحیم هستم، نصیب او را از رحمتم افزون خواهم کرد، و بهره‌اش را از عطا و بخششم زیاد خواهم نمود».
📚 شیخ صدوق، عیون أخبارالرضا(علیه السلام)، ج۱، ص۳۰۰

✨امام صادق(علیه السلام)می فرماید:
الرَّحْمنِ بِجَمِیعِ خَلْقِهِ الرَّحِیمِ بِالْمُؤْمِنِینَ خَاصَّهًْ.
یعنی:الرَّحْمنِ؛ یعنی او بر تمامی آفریدگان خود رحمان و بخشنده و بر مؤمنان به‌طور خاص رحیم و مهربان است.
📚 القمی، التفسیر، ج۱، ص۲۸

✨ امام رضا (علیه السلام)می فرماید:
الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اسْتِعْطَافٌ وَ ذِکْرٌ لآِلَائِهِ وَ نَعْمَائِهِ عَلَی جَمِیعِ خَلْقِهِ.
یعنی: الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ؛ جلب رضایت خداوند و ذکر الطاف و نعمت‌های او بر تمام مخلوقات و بندگانش است.
📚 شیخ صدوق، عیون أخبارالرضا(علیه السلام) ،ج۲، ص۱۰۷

✨امام کاظم(علیه السلام) می فرماید:
قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: قَسَمْتُ بَیْنِی وَ بَیْنَ عَبْدِی هَذِهِ السُّورَهًْ فَإِذَا قَالَ أَحَدُهُمْ: الْحَمْدُ للهِ، فَقَدْ حَمِدَنِی. وَ إِذَا قَالَ: رَبِّ الْعالَمِینَ فَقَدْ عَرَفَنِی وَ إِذَا قَالَ: الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ فَقَدْ مَدَحَنِی.
یعنی: خدای تعالی فرمود: «این سوره را بین خود و بنده‌ام تقسیم کردم؛ هرگاه یکی از آنان بگوید: الْحَمْدُ لِلهِ، مسلّماً مرا ستایش کرده و هرگاه بگوید: رَبِّ الْعالَمِینَ، مسلّماً مرا شناخته و هرگاه بگوید: الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، مسلّماً مرا ستایش کرده است».
📚 شیخ مفید، إرشادالقلوب، ج۲، ص۴۱۲.

 

📖مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ
مالک روز جزاست
✨ امام رضا (علیه السلام)می فرماید:- فِیمَا ذَکَرَهُ الْفَضْلُ مِنَ الْعِلَلِ عَنِ الرِّضَا (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ … مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ إِقْرَارٌ لَهُ بِالْبَعْثِ وَ الْحِسَابِ وَ الْمُجَازَاهًْ وَ إِیجَابُ مُلْکِ الْآخِرَهًْ لَهُ کَإِیجَابِ مُلْکِ الدُّنْیَا.

یعنی: با عبارت مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ؛ بنده اقرار می‌کند به اینکه در قیامت برانگیخته خواهد شد و مورد حساب‌خواهی از همه‌ی اعمال و افعال و ترک افعال قرار خواهد گرفت و بر حسب مورد جزا خواهد دید، و نیز اعتراف و اقرارداشتن به اینکه پادشاهی یا مالکیّت روز جزا یا آخرت را از برای او می‌داند همچنان که پادشاهی دنیا را نیز مخصوص او می‌داند.
📚 شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۳۱۰

✨ از همان امام همام آمده است: فِیمَا ذَکَرَهُ الْفَضْلُ مِنَ الْعِلَلِ عَنِ الرِّضَا (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ … مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ إِقْرَارٌ لَهُ بِالْبَعْثِ وَ الْحِسَابِ وَ الْمُجَازَاهًْ وَ إِیجَابُ مُلْکِ الْآخِرَهًْ لَهُ کَإِیجَابِ مُلْکِ الدُّنْیَا.
یعنی: … مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ؛ با این عبارت بنده اقرار می‌کند به اینکه در قیامت برانگیخته خواهد شد و مورد حساب‌خواهی از همه‌ی اعمال و افعال و ترک افعال قرار خواهد گرفت و بر حسب مورد جزا خواهد دید، و نیز اعتراف و اقرارداشتن به اینکه پادشاهی یا مالکیّت روز جزا یا آخرت را از برای او می‌داند همچنان که پادشاهی دنیا را نیز مخصوص او می‌داند.
📚 شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۳۱۰

 

📖 إیّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّاکَ نَسْتَعینُ
[پروردگارا] تنها تو را مى‌پرستیم و تنها از تو یارى مى‌جوییم.

✨أمیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرماید: فَإِذَا قَالَ الْعَبْدُ: إِیَّاکَ نَعْبُدُ. قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ صَدَقَ عَبْدِی إِیَّایَ یَعْبُدُ لَأُثِیبَنَّهُ عَلَی عِبَادَتِهِ ثَوَاباً یَغْبِطُهُ کُلُّ مَنْ خَالَفَهُ فِی عِبَادَتِهِ لِی فَإِذَا قَالَ: وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: بِیَ اسْتَعَانَ وَ إِلَیَّ الْتَجَأَ أُشْهِدُکُمْ لَأُعِینَنَّهُ عَلَی أَمْرِهِ وَ لَأُغِیثَنَّهُ فِی شَدَائِدِهِ وَ لآَخُذَنَّ بِیَدِهِ یَوْمَ الْقِیَامَهًْ عِنْدَ نَوَائِبِهِ.
یعنی: وقتی بنده می‌گوید: (إِیَّاکَ نَعْبُدُ) خداوند عزّوجلّ می‌فرماید: «بنده‌ام راست می‌گوید، فقط مرا می‌پرستد، شاهد باشید به خاطر این عبادتش، به او ثوابی خواهم داد که هرکس در این عبادت با او مخالف بوده به او غبطه بخورد»؛ و وقتی بگوید: «وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» خداوند عزّوجلّ می‌فرماید: «بنده‌ام از من کمک می‌خواهد و به من پناهنده شده است، شاهد باشید که او را بر کارش کمک خواهم کرد و در سختی‌ها به فریادش خواهم رسید و در روز سختی، دستش را خواهم گرفت».
📚 شیخ صدوق،الأمالی، ص۱۷۴.

✨ از امام سجاد(علیه السلام)در تفسیرالعسکری (علیه السلام) آمده است: قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: قُولُوا یَا أَیُّهَا الْخَلْقُ الْمُنْعَمَ عَلَیْهِمْ إِیَّاکَ نَعْبُدُ أَیُّهَا الْمُنْعِمُ عَلَیْنَا نُطِیعُکَ مُخْلِصِینَ مَعَ التَّذَلُّلِ وَ الْخُشُوعِ بِلَا رِیَاءٍ وَ لَا سُمْعَهًْ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ مِنْکَ نَسْأَلُ الْمَعُونَهًْ عَلَی طَاعَتِکَ لِنُؤَدِّیَهَا کَمَا أَمَرْتَ وَ نَتَّقِی مِنْ دُنْیَانَا مَا عَنْهُ نَهَیْتَ وَ نَعْتَصِمُ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ وَ مِنْ سَائِرِ مَرَدَهًْ الْإِنْسِ مِنَ الْمُضِلِّینَ وَ مِنَ الْمُؤْذِینَ الضَّالِّینَ بِعِصْمَتِکَ.
یعنی: «شما مردم که مشمول نعمت‌های خدا هستید بگویید: (إِیَّاکَ نَعْبُدُ)، ای خدایی‌که نعمتت را بر ما ارزانی داده‌ای ما با کمال اخلاص و ذلّت و خشوع و خضوع بدون ریاء و خودنمایی تو را اطاعت و عبادت می‌نماییم (وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ)، برای ادای اطاعت فقط از تو، یاری می‌خواهیم همان‌طوری که دستور داده و از اثر یاری تو خود را از محرّمات و خواسته‌های نامشروع دنیوی دور داشته و پرهیز می‌کنیم و به حفظ و نگهداری تو، خود را از شیطان و از انسان‌های گمراه‌کننده و از شرّ و آزار ستم‌کاران مصون و محفوظ می‌داریم.
📚همان، ۳۹ و علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۸۹، ص۲۵۱

✨ از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است که: أَنَّهُ قَالَ … إِیَّاکَ نَعْبُدُ رَغْبَهًْ وَ تَقَرُّبٌ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ وَ إِخْلَاصٌ لَهُ بِالْعَمَلِ دُونَ غَیْرِهِ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ اسْتِزَادَهًْ مِنْ تَوْفِیقِهِ وَ عِبَادَتِهِ وَ اسْتِدَامَهًْ لِمَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ نَصَرَهُ.
یعنی: فرمود: «… إِیَّاکَ نَعْبُدُ؛ و این نشان میل و رغبت و روی‌آوردن و نزدیکی‌جستن به خداوندی است که نام و یادش بلند مرتبه است، و بیان اخلاص و پاکدلی و پاک‌نیّتی است در عمل برای خداوند متعال نه دیگری جز او، وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ، این لفظ بیان زیاده‌طلبی و افزون‌خواهی از توفیق خداوند برای انجام عبادت است. چرا که بنده می‌داند که به عبادت پروردگارش روی آورده و به یاری او موفّق به این عمل‌شده پس افزونی این مراتب و دوام آن را می‌خواهد، و پیاپی بودن آن نعمت‌ها که خداوند به او کرامت فرموده و یاریش نموده است.
📚 شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۳۱۰

✨ الصّادق (علیه السلام)- عَن مُحَمَّدِبنِ‌مُسلِمٍ سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ … إِیَّاکَ نَعْبُدُ إِخْلَاصٌ لِلْعِبَادَهًْ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ أَفْضَلُ مَا طَلَبَ بِهِ الْعِبَادُ حَوَائِجَهُمْ.
یعنی: محمّدبن‌مسلم گوید: از امام صادق(علیه السلام) شنیدم که فرمود: «… إِیَّاکَ نَعْبُدُ بیان خلوصِ نیّت در عبادت خداست و إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ برترین وسیله‌ای است که بندگان با آن از خدا، حاجت‌هایشان را درخواست کنند».
📚 العیاشی، التفسیر، ج۱، ص۲۲.

✨از أمیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل است که فرمود: وَ أَمَّا قَوْلُهُ: إِیَّاکَ نَعْبُدُ فَإِنَّا نَعْبُدُ اللَّهَ وَ لَا نُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً وَ أَمَّا قَوْلُهُ: وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ فَإِنَّا نَسْتَعِینُ بِاللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عَلَی الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ لَا یُضِلُّنَا کَمَا أَضَلَّکُمْ.
یعنی: منظور از ( إِیَّاکَ نَعْبُدُ)  یعنی خدا را می‌پرستیم و برای او شریکی قائل نیستیم و منظور از ( إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ)   یعنی ما از خدا کمک می‌خواهیم که ما را بر شیطان منفور مدد نماید؛ تا ما را مانند آن‌ها گمراه نکند.
📚 دیلمی، إرشادالقلوب، ج۲، ص۳۶۵

✨ قالَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام) فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لِأَصْحَابِهِ قُولُوا: إِیَّاکَ نَعْبُدُ أَیْ نَعْبُدُ وَاحِداً لَا نَقُولُ کَمَا قَالَتِ الدَّهْرِیَّهًْ إِنَّ الْأَشْیَاءَ لَا بَدْءَ لَهَا وَ هِیَ دَائِمَهًْ وَ لَا کَمَا قَالَتِ الثَّنَوِیَّهًْ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ النُّورَ وَ الظُّلْمَهًْ هُمَا الْمُدَبِّرَانِ وَ لَا کَمَا قَالَ مُشْرِکُو الْعَرَبِ إِنَّ أَوْثَانَنَا آلِهَهًْ فَلَا نُشْرِکُ بِکَ شَیْئاً وَ لَا نَدَّعِی مِنْ دُونِکَ إِلَهاً کَمَا یَقُولُ هَؤُلَاءِ الْکُفَّارُ وَ لَا نَقُولُ کَمَا قَالَتِ الْیَهُودُ وَ النَّصَارَی إِنَّ لَکَ وَلَداً تَعَالَیْتَ عَنْ ذَلِکَ.
یعنی: رسول اسلام رو به اصحاب کرده و فرمود: «بگویید: إِیَّاکَ نَعْبُدُ یعنی: خداوند یگانه را عبادت و پرستش می‌کنیم، نه همچون اعتقاد دهریّه که می‌گویند: «اشیاء همه قدیم و همیشگی‌اند» و نه مانند ثنویّه که معتقدند: «نور و ظلمت، جهان را تدبیر می‌کند» و نه چون بت‌پرستان که می‌گویند: «بت‌ها خدایان ما هستند»، پس هیچ‌چیز را با تو شریک نمی‌گیریم، و همچون اعتقاد این کفّار، جز تو خدایی را نمی‌خوانیم، و نه مانند یهود و نصاری هستیم که برایت فرزند قائل‌اند، خداوندا! تو از تمام این پیرایه‌ها برتری».
📚 شیخ طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۲۸

✨أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: قَسَمْتُ بَیْنِی وَ بَیْنَ عَبْدِی هَذِهِ السُّورَهًْ فَإِذَا قَالَ أَحَدُهُم … إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ فَقَدْ صَدَقَ عَبْدِی فِی عِبَادَتِی بَعْدَ مَا سَأَلَنِی وَ بَقِیَّهًْ هَذِهِ السُّورَهًْ لَهُ.
یعنی: خدای تعالی فرموده است: این سوره را بین خود و بنده‌ام تقسیم کردم هرگاه یکی از آنان بگوید: «… إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» همانا بنده‌ام در عبادتش بعد از آنکه از من خواهش کرده، راست گفته و باقیمانده‌ی این سوره برای اوست.
📚علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۶، ص۳۴۹

 

✨ أمیرالمؤمنین(علیه السلام) از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل می کند: قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: قُولُوا إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ عَلَی طَاعَتِکَ وَ عِبَادَتِکَ وَ عَلَی رَفْعِ شُرُورِ أَعْدَائِکَ وَ رَدِّ مَکَایِدِهِمْ وَ الْمُقَامِ عَلَی مَا أَمَرْتَ بِهِ وَ قَالَ (صلی الله علیه و آله) عَنْ جَبْرَئِیلَ عَنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ یَا عِبَادِی کُلُّکُمْ ضَالٌّ إِلَّا مَنْ هَدَیْتُهُ فَاسْأَلُونِی الْهُدَی أَهْدِکُمْ وَ کُلُّکُمْ فَقِیرٌ إِلَّا مَنْ أَغْنَیْتُ فَاسْأَلُونِی الْغِنَی أَرْزُقْکُمْ وَ کُلُّکُمْ مُذْنِبٌ إِلَّا مَنْ عَافَیْتُهُ فَاسْأَلُونِی الْمَغْفِرَهًْ أَغْفِرْ لَکُمْ وَ مَنْ عَلِمَ أَنِّی ذُوقُدْرَهًْ عَلَی الْمَغْفِرَهًْ فَاسْتَغْفَرَنِی بِقُدْرَتِی غَفَرْتُ لَهُ وَ لَا أُبَالِی.

یعنی: خدای تعالی فرمود: «بگویید: إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ؛ یعنی برطاعت و بندگی‌ات تنها از تو کمک می‌خواهیم و در کنار زدن حیله و شرّ دشمنانت [ای خدا! تنها، از تو کمک می‌جوییم] و آنچه بفرمایی امر، امر توست». و آن حضرت  از جبرئیل، از طرف خدای عزّوجلّ فرمود: «بندگان من! شما همگی‌تان گمراهید، مگر کسی که من او را هدایت کنم، پس از من، راهنمایی و هدایت، درخواست کنید، تا شما را هدایت کنم و همگی‌تان فقیرید، مگر کسی که من او را غنی سازم، پس از من، بی‌نیازی و غنا، درخواست کنید، تا روزی و رزقتان دهم و همگی‌تان گناهکارید مگر کسی که من او را از سقوط در ورطه‌ی گناه نگاه دارم. پس از من، مغفرت و آمرزش بخواهید تا شما را بیامرزم. و هرکه بداند که من، به آمرزش و مغفرت، دارای توان و قدرتم و او، به توان و قدرتم مغفرت و آمرزش بخواهد، او را می‌آمرزم و باکی ندارم».
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۸۹، ص۲۵۲
✨ از جمله دعاهایی که بهتر است هر روز و شب خوانده شود از امام علی (علیه السلام) نقل شده است، این دعاست: اللَّهُمَّ إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ لَا نَعْبُدُ سِوَاکَ وَ نَسْتَعِینُ بِکَ فَکَفَی بِکَ مُعِیناً وَ نَسْتَکْفِیکَ فَکَفَی بِکَ کَافِیاً وَ أَمِیناً وَ نَعْتَصِمُ بِکَ فَکَفَی بِکَ عَاصِماً وَ ضَمِیناً وَ نَحْتَرِسُ بِکَ مِنْ أَعْدَائِنَا.
یعنی: خداوندا! تنها تو را می‌پرستیم و غیر تو را پرستش نمی‌کنیم و تنها از تو یاری می‌جوییم، و همین‌که تو یاری‌کننده و مددکار باشی کفایت می‌کند؛ و از تو می‌خواهیم که ما را کفایت کنی و تو برای کفایت‌کردن و امان‌دادن کافی هستی؛ و به تو پناه می‌بریم و همین که تو پناه و ضامن ما باشی کفایت می‌کند؛ و از دشمنانمان به تو پناه می‌بریم.
📚 همان، ج۸۴، ص۱۱
⚜️ عنِ الْحَسَنِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ الْجَمَّالِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: وَ قَدْ کَانَ وَرَدَ عَلَی عَبْدِ الْمَلِکِ رَجُلٌ مِنَ الْقَدَرِیَّهًْ … فَقَالَ لَهُ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) إِنِّی شَیْخٌ کَبِیرٌ لَا أَقْوَی عَلَی الْخُرُوجِ وَ هَذَا جَعْفَرٌ ابْنِی یَقُومُ مَقَامِی فَوَجِّهْهُ إِلَیْهِ فَلَمَّا قَدِمَ عَلَی الْأُمَوِیِّ أَزْرَاهُ لِصِغَرِهِ وَ کَرِهَ أَنْ یَجْمَعَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْقَدَرِیِّ مَخَافَهًْ أَنْ یَغْلِبَهُ وَ تَسَامَعَ النَّاسُ بِالشَّامِ بِقُدُومِ جَعْفَرٍ لِمُخَاصَمَهًْ الْقَدَرِیِّ فَلَمَّا کَانَ مِنَ الْغَدِ اجْتَمَعَ النَّاسُ لِخُصُومَتِهِمَا فَقَالَ الْأُمَوِیُّ لِأَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام): إِنَّهُ قَدْ أَعْیَانَا أَمْرُ هَذَا الْقَدَرِیِّ وَ إِنَّمَا کَتَبْتُ إِلَیْکَ لِأَجْمَعَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ فَإِنَّهُ لَمْ یَدَعْ عِنْدَنَا أَحَداً إِلَّا خَصَمَهُ. فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ یَکْفِینَاهُ. قَالَ: فَلَمَّا اجْتَمَعُوا قَالَ الْقَدَرِیُّ لِأَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام): سَلْ عَمَّا شِئْتَ. فَقَالَ لَهُ: اقْرَأْ سُورَهًْ الْحَمْدِ. قَالَ: فَقَرَأَهَا وَ قَالَ الْأُمَوِیُّ وَ أَنَا مَعَهُ: مَا فِی سُورَهًْ الْحَمْدِ عَلَیْنَا إِنَّا للهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ. قَالَ: فَجَعَلَ الْقَدَرِیُّ یَقْرَأُ سُورَهًْ الْحَمْدِ حَتَّی بَلَغَ قَوْلَ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ. فَقَالَ لَهُ جَعْفَرٌ (علیه السلام): قِفْ مَنْ تَسْتَعِینُ وَ مَا حَاجَتُکَ إِلَی الْمَعُونَهًْ إِنْ کَانَ الْأَمْرُ إِلَیْکَ فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ وَ اللهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ.
یعنی: حسن‌بن‌محمّد جمّال نقل کرده است: مردی از قدریّون (منکران تقدیر خدا) نزد عبدالملک‌بن‌مروان آمده بود … امام باقر (علیه السلام) به او فرمود: «من پیرم و یارای بیرون‌رفتن از شهر را ندارم. این جعفر (علیه السلام)، پسرم جانشین من است؛ او را نزد عبدالملک رهسپار کن». چون امام صادق (علیه السلام) بر عبدالملک اموی وارد شد، او ایشان را به خاطر کم سن‌وسال بودن، حقیر پنداشت و روبروکردن حضرت با مرد قدری در نظرش خوشایند نیامد؛ چراکه می‌ترسید او بر حضرت چیره شود. آمدن حضرت برای رویارویی با مرد قدری به گوش مردم شام رسید. چون روز بعد فرا رسید مردم برای رویارویی آن دو گرد آمدند. عبدالملک اموی به امام صادق (علیه السلام) گفت: «این مرد قدری در جدل ما را به ستوه آورده و من به شما نامه نوشتم تا شما را با او روبرو کنم؛ چراکه هرکس نزد ما بود با او جدل کرده بود». حضرت (علیه السلام) فرمود: «به‌درستی که خدا برای ما کافی است». پس چون جمع آمدند مرد قدری به حضرت (علیه السلام) گفت: «هرچه خواهی بپرس». امام (علیه السلام) فرمود: «سوره‌ی حمد را بخوان». او سوره را خواند. عبدالملک اموی درحالی‌که من در کنارش بودم. گفت: «چه چیز در سوره‌ی حمد به کار ما آید، ما از آنِ خداییم و به‌سوی او بازمی‌گردیم. (بقره،۱۵۶) مرد قدری شروع به خواندن سوره‌ی حمد نمود تا اینکه به این آیه از کلام خداوند تبارک‌وتعالی رسید: إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ، امام جعفر (علیه السلام) به او فرمود: «بایست! از چه کسی استعانت می‌جوییم؟ اگر امور به تو سپرده شده چه نیازی به یاری داری»؟ پس آن کافر خیره گشت و خداوند قوم ستمگران را هدایت نمی‌کند(بقره،۲۵۸).
📚 العیاشی، التفسیر، ج۱، ص۲۳

📖 إِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ (فاتحه،۶)
ما را به راه راست هدایت کن.

⚜امام عسکری (علیه السلام) درباره ی: اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ می فرمایند: أَدِمْ لَنَا تَوْفِیقَکَ الَّذِی بِهِ أَطَعْنَاکَ فِی مَاضِی أَیَّامِنَا حَتَّی نُطِیعَکَ کَذَلِکَ فِی مُسْتَقْبَلِ أَعْمَارِنَا وَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ هُوَ صِرَاطَانِ صِرَاطٌ فِی الدُّنْیَا وَ صِرَاطٌ فِی الْآخِرَهًِْ فَأَمَّا الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ فِی الدُّنْیَا فَهُوَ مَا قَصُرَ عَنِ الْغُلُوِّ وَ ارْتَفَعَ عَنِ التَّقْصِیرِ وَ اسْتَقَامَ فَلَمْ یَعْدِلْ إِلَی شَیْءٍ مِنَ الْبَاطِلِ وَ أَمَّا الطَّرِیقُ الْآخَرُ فَهُوَ طَرِیقُ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی الْجَنَّهًِْ الَّذِی هُوَ مُسْتَقِیمٌ لَا یَعْدِلُونَ عَنِ الْجَنَّهًِْ إِلَی النَّارِ وَ لَا إِلَی غَیْرِ النَّارِ سِوَی الْجَنَّهًِْ.

اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ؛ یعنی توفیق خود را رهنمای ما گردان تا همان‌گونه که در گذشته به آن تو را فرمان بردیم، در آینده‌ی عمر خود نیز به آن تو را فرمان بریم. و صراط مستقیم دو صراط است: صراطی در دنیا و صراطی در آخرت، و امّا صراط مستقیم در دنیا، آن است که از زیاده‌روی فروتر و از کوتاهی‌کردن فراتر است و استوار و درست باشد و به هیچ باطلی نگراید. و امّا صراط مستقیم در آخرت، راه مؤمنان به‌سوی بهشت است که راهی راست باشد و ایشان در آن نه به‌سوی آتش دوزخ و نه به‌سوی چیز دیگری می‌گرایند و فقط به‌سوی بهشت پیش می‌روند».
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۴، ص۹

⚜امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه‌ی اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ فرمود: أَرْشِدْنَا إِلَی الصِّرَاطِ الْمُسْتَقِیمِ أَرْشِدْنَا لِلُزُومِ الطَّرِیقِ الْمُؤَدِّی إِلَی مَحَبَّتِکَ وَ الْمُبَلِّغِ إِلَی دِینِکَ وَ الْمَانِعِ مِنْ أَنْ نَتَّبِعَ أَهْوَاءَنَا فَنَعْطَبَ أَوْ نَأْخُذَ بِآرَائِنَا فَنَهْلِکَ.
ما را به راه راست رهنمون باش و ما را به پیمودن راهی هدایت فرما که به محبّت تو می‌انجامد و به دین تو می‌رساند و مانع از آن می‌شود که با پیروی از هواهای نفسانی و آراء شخصی خود به هلاکت در افتیم.
📚 محدث نوری، وسایل الشیعه ، ج۲۷، ص۴۹

⚜ محمّدبن‌علی حلبی می‌گوید: سَمِعْتُهُ مَا لَا أُحْصِی وَ أَنَا أُصَلِّی خَلْفَهُ یَقْرَأُ: اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ.

درحالی‌که پشت حضرت امام صادق (علیه السلام) نماز می‌گزاردم می‌شنیدم که ایشان بی‌شمار قرائت می‌فرمود: اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۸۹، ص۲۴۰

⚜امام رضا (علیه السلام) می فرمایند:
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ اسْتِرْشَادٌ بِهِ وَ اعْتِصَامٌ بِحَبْلِهِ وَ اسْتِزَادَهًٌْ فِی الْمَعْرِفَهًِْ بِرَبِّهِ وَ بِعَظَمَتِهِ وَ بِکِبْرِیَائِه.

یعنی: اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ؛ طلب هدایت‌شدن به‌سوی دین خدا و چنگ‌زدن به ریسمان اوست و طلب افزونی شناخت پروردگار عزّوجلّ و شناخت بزرگی و بزرگواری اوست.
📚 شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۲۶۰

⚜ امام باقر و صادق (علیها السلام) می فرمایند:
الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ دِیْنَ اللَّهِ الَّذِی نَزَّلَ جَبْرَئِیلُ عَلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله).
الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ همان دین خداست که جبرئیل بر محمّد (نازل نمود.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱۲۸

⚜امام علی (علیه السلام) به قیصر نوشت: .وَ أَمَّا قَوْلُهُ: اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ فَذَلِکَ الطَّرِیقُ الْوَاضِحُ مَنْ عَمِلَ فِی الدُّنْیَا عَمَلًا صَالِحاً فَإِنَّهُ یَسْلُکُ عَلَی الصِّرَاطِ إِلَی الْجَنَّهًِْ.

.. و امّا قول خداوند متعال: اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ، عبارت است از راه روشن؛ هرکس در دنیا عمل صالح انجام دهد در قیامت از آن راه به بهشت رهسپار می‌گردد.
📚 دیلمی،إرشادالقلوب، ج۲، ص۳۶۵

⚜امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ صِرَاطَ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) وَ هُمُ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِم.
اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ، راه پیامبران (علیهم السلام) و آنان که خداوند ایشان را نعمت داد.
📚العیاشی، التفسیر، ج۱، ص۲۲

 

⚜از امام رضا (علیه السلام) سؤال شد: « أَیْنَ ذُکِرَ عَلِیٌّ (علیه السلام) فِی أُمِّ الْکِتَابِ فَقَالَ فِی قَوْلِهِ سُبْحَانَهُ: اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ هُوَ عَلِیٌّ (علیه السلام).
یعنی: در کجای امّ الکتاب علی (علیه السلام) ذکر شده است»؟ فرمود: «در این آیه: اهْدِنَا الصِّراطَ الْمسْتَقِیمَ، که منظور علی (علیه السلام) است».
📚 همان، ج۱، ص۲۴

⚜فی قَوْلِهِ الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ؛ قَالَ: هُوَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ مَعْرِفَتُهُ وَ الدَّلِیلُ عَلَی أَنَّهُ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ قَوْلُهُ: وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ وَ هُوَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فِی أُمِّ الْکِتَابِ فِی قَوْلِهِ: الصِّراطَ الْمُسْتَقِیم.
یعنی: امام (علیه السلام) در مورد قول خدای عزّوجلّ: الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ، فرمود: «آن امیرمؤمنان علی (علیه السلام) و شناخت اوست و دلیل اینکه آن امیرمؤمنان (علیه السلام) است؛ کلام خداوند متعال می‌باشد: و آن در «أمّ الکتاب» [لوح محفوظ] نزد ما بلندپایه و استوار است! (زخرف/۴) و آن در امّ الکتاب و در کلام خداوند متعال صراط مستقیم، امیرمؤمنان علی (علیه السلام) است.
📚 شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص۳۲

⚜أمیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمایند: أَنَا صِرَاطُ اللَّهِ الْمُسْتَقِیم.
یعنی: همانا من راه و صراط مستقیم خدا هستم.
📚علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۸، ص۷۰

⚜امام سجّاد (علیه السلام) می فرمایند: نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیم
یعنی:ما صراط مستقیم هستیم.
📚 همان، ج۲۴، ص۱۲

⚜امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: نَحْنُ وَ اللَّهِ السَّبِیلُ الَّذِی أَمَرَکُمُ اللَّهُ بِاتِّبَاعِهِ وَ نَحْنُ وَ اللَّهِ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیم.
یعنی: به خدا قسم! ما همان راهی هستیم که باید از آن پیروی کنید، سوگند به خدا! ما صراط مستقیم هستیم.
📚همان، ج۲۴، ص۱۴

⚜امام صادق (علیه السلام) به ابوبصیر فرمودند: فی قوله … اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ قَالَ: الطَّرِیقَ وَ مَعْرِفَهًَْ الْإِمَام.
یعنی:اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ؛ راه، همان امیرمؤمنان علی (علیه السلام) و شناخت امام است.
📚القمی، التفسیر، ج۱، ص۲۸

 

⚜ قال الرّسول(صلی الله علیه و آله):إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ وَ نُصِبَ الصِّرَاطُ عَلَی جَهَنَّمَ لَمْ یَجُزْ عَلَیْهِ إِلَّا مَنْ مَعَهُ جَوَازٌ فِیهِ وَلَایَهًُْ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ(علیه السلام)وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ (تَعَالَی): وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ یَعْنِی عَنْ وَلَایَهًِْ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ(علیه السلام).
یعنی: چون روز قیامت فرا رسد و صراط بر روی دوزخ قرار گیرد، تنها کسانی از آن می‌گذرند که جوازی دربردارنده‌ی ولایت علیّ‌بن‌ابی‌طالب(علیه السلام) به همراه داشته باشند و این همان کلام خداوند متعال است که فرمود: آن‌ها را نگه دارید که باید بازپرسی شوند!(صافات،۲۴) یعنی درباره‌ی ولایت علیّ‌بن‌ابی‌طالب(علیه السلام) است.
📚 شیخ صدوق، الإمالی، ص۲۹۰

⚜ امام باقر (علیه السلام) می‌فرماید: رسول اکرم (به علیّ (علیه السلام) فرمود: یَا عَلِیُّ (علیه السلام)! إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ أَقْعُدُ أَنَا وَ أَنْتَ وَ جَبْرَئِیلُ عَلَی الصِّرَاطِ فَلَمْ یَجُزْ أَحَدٌ إِلَّا مَنْ کَانَ مَعَهُ کِتَابٌ فِیهِ بَرَاءَهًٌْ بِوَلَایَتِک.
یعنی:ای علی(علیه السلام)! هرگاه روز قیامت بپا گردد من و تو و جبرئیل بر صراط می‌نشینیم و حقّ عبور از آنجا به هیچ‌کس داده نمی‌شود، مگر اینکه برگه‌ی عبوری داشته باشد که تبرئه و رهایی او به سبب ولایت تو در آن ثبت گردیده باشد».
📚 همو، معانی الأخبار، ص۳۶.

⚜محمّدبن‌فضیل از امام موسی‌بن‌جعفر (علیه السلام) نقل می‌کند:قلتُ: أَ فَمَنْ یَمْشِی مُکِبًّا عَلی وَجْهِهِ أَهْدی أَمَّنْ یَمْشِی سَوِیًّا عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ؟ قَالَ: إِنَ اللَّهَ ضَرَبَ مَثَلَ مَنْ حَادَ عَنْ وَلَایَهًِْ عَلِیٍ(علیه السلام) کَمَنْ یَمْشِی عَلَی وَجْهِهِ لَا یَهْتَدِی لِأَمْرِهِ وَ جَعَلَ مَنْ تَبِعَهُ سَوِیّاً عَلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ وَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ؛ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِین(علیه السلام).
یعنی: عرض کردم: «منظور از آیه: آیا کسی که به رو افتاده حرکت می‌کند به هدایت نزدیکتر است یا کسی که راست‌قامت در صراط مستقیم گام برمی‌دارد؟! (ملک،۲۴) چیست»؟ فرمود: «خداوند مثالی آورده است و هرکس را که از ولایت علی(علیه السلام) روی گرداند به کسی که به روی در افتاده و نگونسار می‌رود و به جایی نمی‌رسد، تشبیه کرده است و کسی که از او پیروی کند به کسی تشبیه شده که استوار بر راه راست ره می‌سپارد، و راه راست، امیرمؤمنان(علیه السلام) است».
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۳۷

⚜ الثُّمَالِیِّ، از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: أَوْحَی اللَّهُ إِلَی نَبِیِّهِ(صلی الله علیه و آله) فَاسْتَمْسِکْ بِالَّذِی أُوحِیَ إِلَیْکَ إِنَّکَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ. قَالَ: إِنَّکَ عَلَی وَلَایَهًِْ عَلِیٍ(علیه السلام) وَ عَلِیٌّ(علیه السلام) هُوَ الصِّرَاطُ المُستَقِیم.
یعنی: خدا به پیامبرش وحی کرد: آنچه را بر تو وحی‌شده محکم بگیر که تو بر صراط مستقیمی. (زخرف،۴۳) یعنی تو به ولایت علی (علیه السلام) هستی و علی (علیه السلام) همان راه راست است».
📚 صفار، بصائر الدّرجات، ج۱، ص۷۱.

در برخی از زیارت نامه‌های مولایمان امیرالمؤمنین(علیه السلام) از زبان امام صادق(علیه السلام) چنین آمده است:السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا النَّبَأُ الْعَظِیمُ وَ الْخَطْبُ الْجَسِیمُ وَ الذِّکْرُ الْحَکِیمُ وَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیم.
یعنی: سلام بر تو ای خبر بزرگ و ای بلند مرتبه‌ی نیرومند، و ای کتاب حکمت‌آمیز و ای راه مستقیم!
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹۷، ص۳۴۸

⚜ابوبرزه گوید: در آن میان که نزد رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بودیم ناگاه درحالی‌که با دست به‌سوی علیّ‌بن‌ابی‌طالب(علیه السلام) اشاره می‌کرد فرمود: بَیْنَمَا نَحْنُ عِنْدَ رَسُولِ اللهِ(صلی الله علیه و آله) إِذْ قَالَ وَ أَشَارَ بِیَدِهِ الَی عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ(علیه السلام) وَ أَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیماً. قَالَ: عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ(علیه السلام) وَ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام) مِنْ وُلْدِ فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) هُمْ صِراطُ اللَّهِ فَمَنْ أَتَاهُمْ سَلَکَ السُّبُلَ.
یعنی: این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید! و از راه‌های پراکنده [و انحرافی] پیروی نکنید. (انعام،۱۵۳) علیّ‌بن‌ابی‌طالب و ائمّه (علیهم السلام) از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛ راه خدا هستند. هرکه از آن‌ها روی برگرداند داخل در سایر راه‌ها شده که در آیه به آن اشاره گردیده است.
📚ملاصالح، بحرالعرفان، ج۱۱، ص۲۸

 

⚜ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): أَثْبَتُکُمْ قَدَماً عَلَی الصِّرَاطِ أَشَدُّکُمْ حُبّاً لِأَهْلِ بَیْتِی.
یعنی: پیامبر  ثابت‌قدم‌ترین شما در صراط، کسی است که اهل بیت(علیهم السلام) مرا بیشتر دوست می‌دارد.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۸، ص۶۹

⚜عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) قَالَ: إِنَّهُ لَیُرَی یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ إِلَی جَانِبِ الصِّرَاطِ عَالَمٌ کَثِیرٌ مِنَ النَّاسِ لَا یَعْرِفُ عَدَدَهُمْ إِلَّا اللَّهُ تَعَالَی هُمْ کَانُوا مُحِبِّی حَمْزَهًَْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ أَصْحَابُ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ فَتَحُولُ حِیطَانٌ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ سُلُوکِ الصِّرَاطِ وَ الْعُبُورِ إِلَی الْجَنَّهًِْ فَیَقُولُونَ: یَا حَمْزَهًُْ! قَدْ تَرَی مَا نَحْنُ فِیهِ. فَیَقُولُ حَمْزَهًُْ لِرَسُولِ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) وَ لِعَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) قَدْ تَرَیَانِ أَوْلِیَائِی یَسْتَغِیثُونَ بِی. فَیَقُولُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) لِعَلِیٍّ(علیه السلام) وَلِیِّ اللَّهِ: یَا عَلِیُّ(علیه السلام)! أَعِنْ عَمَّکَ عَلَی إِغَاثَهًِْ أَوْلِیَائِهِ وَ اسْتِنْقَاذِهِمْ مِنَ النَّارِ فَیَأْتِی عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ(علیه السلام) بِالرُّمْحِ الَّذِی کَانَ یُقَاتِلُ بِهِ حَمْزَهًُْ أَعْدَاءَ اللَّهِ فِی الدُّنْیَا فَیُنَاوِلُهُ إِیَّاهُ‌وَ یَقُولُ: یَا عَمَّ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ عَمَّ أَخِی رَسُولِ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) ذُدِ الْجَحِیمَ عَنْ أُولَئِکَ بِرُمْحِکَ هَذَا کَمَا کُنْتَ تَذُودُ بِهِ عَنْ أَوْلِیَاءِ اللَّهِ فِی الدُّنْیَا أَعْدَاءَ اللَّهِ فَیَتَنَاوَلُ حَمْزَهًُْ الرُّمْحَ بِیَدِهِ فَیَضَعُ زُجَّهُ فِی حِیطَانِ النَّارِ الْحَائِلَهًِْ بَیْنَ أَوْلِیَائِهِ وَ بَیْنَ الْعُبُورِ إِلَی الْجَنَّهًِْ عَلَی الصِّرَاطِ وَ یَدْفَعُهَا دَفْعَهًًْ فَیُنَحِّیهَا مَسِیرَهًَْ خَمْسِمِائَهًِْ عَامٍ ثُمَّ یَقُولُ لِأَوْلِیَائِهِ وَ الْمُحِبِّینَ الَّذِینَ کَانُوا لَهُ فِی الدُّنْیَا اعْبُرُوا فَیَعْبُرُونَ عَلَی الصِّرَاطِ آمِنِینَ سَالِمِینَ قَدِ انْزَاحَتْ عَنْهُمُ النِّیرَانُ وَ بُعِّدَتْ عَنْهُمُ الْأَهْوَالُ وَ یَرِدُونَ الْجَنَّهًَْ غَانِمِینَ ظَافِرِین.
یعنی: رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: روز قیامت در کنار پل صراط، عدّه‌ی زیادی از مردم دیده می‌شوند که تعداد ایشان را جز خداوند نمی‌داند؛ آن‌ها [در دنیا] دوستداران حمزه (رحمه الله علیه) بوده‌اند و تعداد زیادی از آن‌ها اهل گناه و کارهای حرام هستند؛ در آن حال، دیواری میان آن‌ها و راه عبور از صراط و مسیر حرکت به بهشت قرار می‌گیرد؛ گویند: «ای حمزه (رحمه الله علیه)! وضعیّت ما را مشاهده می‌کنی»! حمزه (رحمه الله علیه) خطاب به رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و علیّ‌بن‌ابی‌طالب(علیه السلام) می‌فرماید: «دوستداران مرا می‌بینید که از من یاری می‌خواهند». رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خطاب به علی (علیه السلام) می‌فرماید: «ای علی (علیه السلام)! عمویت را در یاریِ دوستدارانش و نجات آن‌ها از آتش یاری نما»! در آن حال علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) نیزه‌ای که حمزه (رحمه الله علیه) در دنیا به‌وسیله‌ی آن با دشمنان خدا مبارزه می‌کرد را آورده و به دست حمزه (رحمه الله علیه) می‌دهد و می‌فرماید:
«ای عموی رسول خدا (صلی الله علیه وآله)و عموی برادر رسول خدا (صلی الله علیه وآله)! با این نیزه، آتش را از دوستدارانت دور کن چنانکه با آن در دنیا، دشمنان خدا را از دوستان خدا دور می‌ساختی».
حمزه (رحمه الله علیه) نیز، نیزه را به دست گرفته و تهِ آن را در دیوار آتشی که میان دوستدارانش و مسیر حرکت روی صراط به‌طرف بهشت قرار گرفته قرار می‌دهد و آن را به یک‌باره کنار زده و به‌اندازه‌ی مسافت پانصدسال آن را دور می‌سازد؛ آنگاه به کسانی که در دنیا از دوستدارانش بودند خطاب می‌کند: «[از پل صراط] عبور کنید». آن‌ها نیز در کمال امنیّت و سلامتی از صراط عبور می‌کنند درحالی‌که آتش و ترس از آن‌ها دور گردیده است و همراه با غنیمت و کامیابی وارد بهشت می‌شوند».
📚همان، ج۸، ص۶۸

 

⚜رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: عَلِیٌّ (علیه السلام) دَیَّانُ هَذِهِ الْأُمَّهًِْ وَ الشَّاهِدُ عَلَیْهَا وَ الْمُتَوَلِّی لِحِسَابِهَا وَ هُوَ صَاحِبُ السَّنَامِ الْأَعْظَمِ وَ طَرِیقُ الْحَقِّ الْأَبْهَجِ وَ السَّبِیلُ وَ صِرَاطُ اللَّهِ الْمُسْتَقِیمُ بِهِ یُهْتَدَی بَعْدِی مِنَ الضَّلَالَهًِْ وَ یُبْصَرُ بِهِ مِنَ الْعَمَی.
یعنی: امام علی (علیه السلام) حاکم و مدبّر این امّت و شاهد بر آن‌ها و متصدّی حساب آنان است. اوست صاحب مقام اعظم و راه حقّی که طریق آن آباد است، و او صراط مستقیم خداوند است. به‌وسیله‌ی او بعد از من از ضلالت هدایت می‌یابند و از کوردلی‌ها به بینش دست می‌یابند.
📚 همان، ج۹۵، ص۴۰

⚜ مفضّل‌بن‌عمر گوید: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الصِّرَاطِ. فَقَالَ: هُوَ الطَّرِیقُ إِلَی مَعْرِفَهًِْ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ وَ هُمَا صِرَاطَانِ صِرَاطٌ فِی الدُّنْیَا وَ صِرَاطٌ فِی الْآخِرَهًِْ فَأَمَّا الصِّرَاطُ الَّذِی فِی الدُّنْیَا فَهُوَ الْإِمَامُ الْمَفْرُوضُ الطَّاعَهًِْ مَنْ عَرَفَهُ فِی الدُّنْیَا وَ اقْتَدَی بِهُدَاهُ مَرَّ عَلَی الصِّرَاطِ الَّذِی هُوَ جِسْرُ جَهَنَّمَ فِی الْآخِرَهًِْ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ فِی الدُّنْیَا زَلَّتْ قَدَمُهُ عَنِ الصِّرَاطِ فِی الْآخِرَهًِْ فَتَرَدَّی فِی نَارِ جَهَنَّم.
یعنی: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی صراط پرسیدم، ایشان فرمود: «صراط، راهی است به‌سوی شناخت خداوند عزّوجلّ و دو صراط وجود دارد: صراطی در دنیا و صراطی در آخرت؛ صراط دنیا امامی است که پیروی از او واجب است. هرکس در دنیا او را بشناسد و به هدایت او اقتدا کند، از صراط آخرت که پل جهنّم است عبور می‌کند و هرکس در دنیا او را نشناسد، در آخرت قدمش بر صراط بلغزد و در آتش جهنّم افتاده و هلاک شود».
📚 همان، ج۸، ص۶۶

⚜امام صادق (علیه السلام) از پدرانش نقل کرده است: پیامبر(صلی الله علیه وآله)به امام علی (علیه السلام) فرمود: مَا ثَبَّتَ اللَّهُ حُبَّکَ فِی قَلْبِ امْرِئٍ مُسْلِمٍ فَزَلَّتْ بِهِ قَدَمٌ عَلَی الصِّرَاطِ إِلَّا ثَبَتَ لَهُ قَدَمٌ حَتَّی أَدْخَلَهُ اللَّهُ بِحُبِّکَ الْجَنَّهًْ.
یعنی: هرگاه محبّت و دوستی تو در دل مؤمنی قرار گیرد باعث می‌شود اگر یک قدمش بر صراط بلغزد، قدم دیگرش ثابت بماند تا اینکه خداوند او را به سبّب محبّت تو، به بهشت وارد کند.
📚 همان، ج۲۷، ص۱۵۸

⚜ سعدان‌بن‌مسلم گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی صراط پرسیدم، ایشان فرمود: هُوَ أَدَقُّ مِنَ الشَّعْرِ وَ أَحَدُّ مِنَ السَّیْفِ فَمِنْهُمْ مَنْ یَمُرُّ عَلَیْهِ مِثْلَ الْبَرْقِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمُرُّ عَلَیْهِ مِثْلَ عَدْوِ الْفَرَسِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمُرُّ عَلَیْهِ مَاشِیاً وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمُرُّ عَلَیْهِ حَبْواً وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمُرُّ عَلَیْهِ مُتَعَلِّقاً فَتَأْخُذُ النَّارُ مِنْهُ شَیْئاً وَ تَتْرُکُ مِنْهُ شَیْئا.
یعنی: «آن از مو نازک‌تر و از شمشیر برّان‌تر است. برخی همانند برق از آن می‌گذرند و برخی همانند تاختن اسب و برخی قدم‌زنان و برخی بر دست و سینه می‌خزند و چنگ زنان از آن می‌گذرند. پس آتش بعضی از اندام‌هایشان را می‌سوزاند و بعضی دیگر را رها می‌کند».
📚قمی، التفسیر، ج۱، ص۲۹

⚜ ابن‌غیاث گوید: امام صادق (علیه السلام) صراط را وصف کرد و فرمود: فَقَالَ: أَلْفُ سَنَهًٍْ صُعُودٌ وَ أَلْفُ سَنَهًٍْ هُبُوطٌ وَ أَلْفُ سَنَهًٍْ حُدَال.
یعنی: «هزار سال بالارفتن و هزار سال پایین‌آمدن و هزار سال همواررفتن».
📚 همان ، ج۱، ص۱۰۷

⚜امام علی (علیه السلام) فرمودند: وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَجَازَکُمْ عَلَی الصِّرَاطِ وَ مَزَالِقِ دَحْضِهِ وَ أَهَاوِیلِ زَلَلِهِ وَ تَارَاتِ أَهْوَالِه.
یعنی: و بدانید که عبور شما از صراط است، آنجا که جایگاه لغزش قدم‌هاست، و محلّ هول و ترس و انواع مخاطرات.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۸، ص۶۷

⚜ امام باقر (علیه السلام)می فرماید: نَحْنُ الطَّرِیقُ الْوَاضِحُ وَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ إِلَی اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ وَ نَحْنُ مِنْ نِعْمَهًِْ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ عَلَی خَلْقِه.
یعنی: ما راه روشن و صراط مستقیم به‌سوی خدای عزّوجلّ هستیم، ما نعمت خدا بر خلقیم.
📚 شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۲۰۶

 

📖 صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَا الضّالِّینَ
یعنی: راه کسانى ‌که به آنان نعمت دادى، نه کسانى‌ که مورد غضب واقع شده‌اند و نه گمراهان.

⚜ امام صادق(علیه السلام) می فرماید: صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ یَعْنِی مُحَمَّداً وَ ذُرِّیَّتَه (علیهم السلام).
یعنی: صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ یعنی محمّد و خاندان او (علیهم السلام).
📚 شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص۳۶

⚜امام باقر و امام صادق (علیها السلام) می فرمایند: صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ فَهَدَیْتَهُمْ بِالْإِسْلَامِ وَ بِوَلَایَهًِْ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِیطَالِبٍ (علیه السلام) وَ لَمْ تَغْضَبْ عَلَیْهِمْ وَ لَمْ یَضِلُّوا غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ الْیَهُودِ وَ النَّصَارَی وَالشُّکَّاکِ الَّذِینَ لَا یَعْرِفُونَ إِمَامَهًَْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام)وَ لَا الضَّالِّینَ عَنْ إِمَامَهًِْ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام).
یعنی:صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ؛ آنهایی که به اسلام و ولایت علیّ‌ّّبن‌ابی‌طالب(علیه السلام) هدایت نمودی و هرگز بر آن‌ها خشم نگرفتی و آن‌ها هرگز گمراه نشدند، غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ؛ که یهود و نصاری می‌باشند و شکّاکانی که امامت امیرمؤمنان(علیه السلام) را نمی‌شناسند؛ وَ لَا الضّالِّینَ؛ از امامت علیّ‌بن‌ابیطالب(علیه السلام) گمراه شده‌اند.
📚 علامه مجلسی،بحارالانوار، ج۳۵، ص۳۶۵

⚜پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرماید: شِیعَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ بِوَلَایَهًِْ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) لَمْ تَغْضَبْ عَلَیْهِمْ وَ لَمْ یَضِلُّوا.
یعنی: شیعیان علی(علیه السلام) کسانی هستند که ولایت حضرت علیّ‌بن‌أبی‌طالب (علیه السلام) بر آنان ارزانی شده است، خدا بر آنان غضب نمی‌کند، و گمراه نمی‌شوند.
📚 شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص۳۶

⚜امام صادق (علیه السلام)می فرماید:صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ یَعْنِی مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) وَ ذُرِّیَّتَهُ (علیهم السلام).
یعنی: صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ مقصودش محمّد و ذریّه‌ی پاک او (علیهم السلام) می‌باشد.
📚 همان

⚜ امام رضا (علیه السلام) می فرماید:
إِنَّ مَنْ تَجَاوَزَ بِأَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) الْعُبُودِیَّهًَْ فَهُوَ مِنَ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ مِنَ الضَّالِّین.
یعنی: و هرکه در عبودیّت و بندگی، از أمیرمؤمنان (علیه السلام) تجاوز کند، او در زمره‌ی کسانی است که مورد غضب واقع شده و جزو گمراهان است.
📚 شیخ طبرسی، الإحتجاج، ج۲، ص۴۳۸

⚜امام رضا (علیه السلام) می فرماید: صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ تَوْکِیدٌ فِی السُّؤَالِ وَ الرَّغْبَهًِْ وَ ذِکْرٌ لِمَا قَدْ تَقَدَّمَ مِنْ نِعَمِهِ عَلَی أَوْلِیَائِهِ وَ رَغْبَهًٌْ فِی مِثْلِ تِلْکَ النِّعَمِ.
یعنی: صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ، تأکیدی است برای توضیح سؤال و خواهش و مبالغه‌ی در آن و رغبت به پیشگاه ذات اقدس الهی، و یاد نعمت‌هایی است که خداوند متعال بر دوستان خود انعام فرموده و برانگیختن میل و رغبت برای نعمتی همانند آن نعمت‌هاست.
📚 شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۲۶۰

⚜أمیرالمؤمنین (علیه السلام)می فرماید: وَ أَمَّا قَوْلُهُ: صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ فَتِلْکَ النِّعْمَهًُْ الَّتِی أَنْعَمَهَا اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ عَلَی مَنْ کَانَ قَبْلَنَا مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ فَنَسْأَلُ اللَّهَ رَبَّنَا أَنْ یُنْعِمَ عَلَیْنَاکَمَا أَنْعَمَ عَلَیْهِمْ.
یعنی: صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ یعنی نعمتی‌که خدای عزّوجلّ پیش از ما به انبیاء (علیهم السلام) و صدّیقین داد؛ و ما با این جمله از او می‌خواهیم که به ما هم بدهد، آن چنان که به آنها داده است.
📚 دیلمی، إرشادالقلوب، ج۲، ص۳۶۵

⚜امام صادق (علیه السلام)می فرماید: الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ، صِرَاطَ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) وَ هُمُ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ.
یعنی: الصِّراطَ المُسْتَقِیمَ راه انبیاء (علیهم السلام) است همان‌ها خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده (نساء/۶۹)، هستند.
📚 العیاشی، التفسیر، ج۱، ص۲۲

 

⚜ امام عسکری (علیه السلام) می فرماید: صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ؛ یعنی بگویید: ما را به راه کسانی هدایت فرما که به ایشان توفیق دادی پیرو دین تو باشند و تو را فرمان برند؛ آنان کسانی‌اند که خداوند عزّوجلّ فرمود: و کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند، در روز رستاخیز، همنشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده از پیامبران و صدّیقان و شهدا و صالحان و آن‌ها رفیق‌های خوبی هستند! (النساء،۶۹) به آنان نعمت مال و سلامتی بدن داده نشده است، اگرچه این‌ها نیز نعمت‌های آشکار خداوند می‌باشد.
آیا کافران و بدکاران را نمی‌بینید؟ خداوند شما را فرا نخواند تا دعا کنید به راه آنان هدایت شوید؛ بلکه به شما فرمان داد تا دعا کنید به راه کسانی هدایت شوید که به آنان نعمت ایمان به خداوند و تأیید رسول او و ولایت محمّد (صلی الله علیه وآله) و خاندان پاکش و یاران نیک و والا تبارش داده شده است؛ و نیز نعمت تقیّه نیکی که با آن از شرّ بندگان خدا امان می‌یابند و باعث نمی‌شوند که گناهان و کفر دشمنان خدا افزون شود؛ بلکه با آن‌ها مدارا می‌کنند و آنان را تحریک نمی‌کنند تا به ایشان و دیگر مؤمنان آزار رسانند و نیز نعمت شناخت حقوق برادرانشان.
زیرا هیچ مرد و زنی نباشد که دوستدار و پیرو محمّد(صلی الله علیه وآله) و خاندانش (علیهم السلام) باشد و دشمن دشمنانشان جز که خدا او را از عذاب خود در دژ استوار و زیر سپر نگهداری برگیرد، و هیچ مرد و زنی نباشد که با بندگان خدا بهترین مدارا را داشته باشد؛ و در باطل آن‌ها در نیاید و از حق بدر نشود جز آن‌که خدا نفس او را تسبیح سازد؛ و کردارش را پاکیزه کند و به او در رازداری ما و تحمّل خشم آنچه از دشمنان ما شنود، صبر دهد؛ و ثواب کسی دارد که در راه خدای تعالی در خون خود بغلتد؛ و هیچ بنده‌ی خدا نیست که خود را به ادای حقوق برادرانش وادارد و تا تواند آن‌ها را بپردازد، و هرچه در امکان دارد به آن‌ها بدهد و از آن‌ها راضی باشد که از او درگذرند، و خرده بر آن‌ها نگیرد، و از لغزشهای آنان درباره‌ی خود چشم پوشد جز آن‌که خدای عزّوجلّ روز قیامت به او فرماید:
«ای بنده‌ی من! حقوق برادرانت را پرداختی و بر آن‌ها در آنچه از آن‌ها بستانکار بودی، خرده نگرفتی و من بخشنده‌تر و کریم‌تر و سزاوارترم به اینکه مانند کار تو را از مسامحه و بزرگ منشی انجام دهم، و من امروز حقّی را که به تو وعده دادم بپردازم، و از فضل واسع خود بر آن افزایم، و خرده نگیرم بر تو در تقصیر پاره‌ای از حقوق خودم و او را به محمّد و خاندانش (علیهم السلام) رساند و آن‌ها هم او را در شیعه‌ی خوب خود درآورند».
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۸۹، ص۲۵۵و ج۷۱، ص۲۲۷و ج۶۵، ص۷۸ و ج۲۴، ص۱۰.

 

📖 صراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَا الضّالِّینَ(فاتحه،۷)
یعنی: راه کسانى ‌که به آنان نعمت دادى، نه کسانى‌ که مورد غضب واقع شده‌اند و نه گمراهان.

⚜ أمیرالمؤمنین (علیه السلام)می فرماید: أَمَرَ اللَّهُ عِبَادَهُ أَنْ یَسْأَلُوهُ طَرِیقَ الْمُنْعَمِ عَلَیْهِمْ وَ هُمُ النَّبِیُّونَ وَ الصِّدِّیقُونَ وَ الشُّهَدَاءُ وَ الصَّالِحُونَ.
یعنی: همانا خداوند به بندگانش فرمان داده از او راه کسانی را درخواست کنند که به ایشان نعمت داده شده است و اینان پیامبران (علیهم السلام) و صدّیقان و شهدا و صالحان هستند.
📚 همان، ج۸۹، ص۲۵۵ و ج۲۴، ص۱۰

✍ اینکه می گوییم خدا به کسی یا کاری غضب می کند باید توجه داشته باشیم که همانند غضب انسانی نیست؛ به بیان امام صادق(علیه السلام) غضب در ما این‌گونه است که وقتی خشمگین می‌شویم مزاجمان تغییر می‌کند و در برخی موارد، انداممان به لرزه افتاده و رنگ چهره‌مان تغییر می‌کند؛ که پیامدهایی نیز به‌دنبال خواهد داشت. این حالت را غضب گویند که در میان مردم این‌چنین معروف گشته است و غضب دو بخش دارد که بخشی از آن در قلب ایجاد می‌شود و بخشی که مربوط به قلب و حالت نفسانی است در مورد خداوند بزرگ و باعظمت به کار نمی‌رود؛ و همچنین است رضا، ناخشنودی و رحمت الهی که جملگی این‌گونه هستند.
📚همان، ج۳، ص۱۹۶

⚜أمیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرماید: وَ أَمَّا قَولُهُ عَزَّوَجَلَّ: غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ فَأولَئِکَ الیَهُودُ.
یعنی: اینان یهودیان هستند.
📚 دیلمی، إرشادالقلوب، ج۲، ص۳۶۵ و عیاشی، التفسیر، ج۱، ص۲۲

⚜ امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:المَغْضُوبُ عَلَیْهِمْ النُّصَّابُ.
یعنی: ناصبیان هستند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۸۹، ص۲۳۰

⚜أمیرالمؤمنین(علیه السلام)می فرماید: وَ أَمَّا قَوْلُهُ: غَیْرِالْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ فَأُولَئِکَ الْیَهُودُ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللهِ کُفْراً فَغَضِبَ عَلَیْهِمْ فَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَهًَْ وَ الْخَنَازِیرَ فَنَسْأَلُ اللَّهَ تَعَالَی أَنْ لَا یَغْضَبَ عَلَیْنَا کَمَا غَضِبَ عَلَیْهِمْ.
یعنی: غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ؛ یهودیان هستند که نعمت خدا را به کفر تبدیل نمودند، خداوند بر آن‌ها خشم‌گرفت که به‌صورت میمون و خوک درآمدند ما درخواست می‌کنیم از خدا که به ما خشم نگیرد چنانچه بر آن‌ها خشم گرفت.
📚 دیلمی، إرشادالقلوب، ج۲، ص۳۶۵

⚜أمیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرماید: أَمَرَ اللَّهُ عِبَادَهُ أَنْ یَسْتَعِیذُوا مِنْ طَرِیقِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ هُمُ الْیَهُودُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فِیهِمْ: هَلْ أُنَبِّئُکُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِکَ مَثُوبَهً عِنْدَ اللهِ مَنْ لَعَنَهُ اللهُ وَ غَضِبَ عَلَیْهِ.
یعنی: خداوند به بندگانش فرمان داده تا از راه کسانی که بر آن‌ها خشم گرفته شده است به او پناه برند و اینان یهودیانی هستند که خداوند متعال درباره‌ی آن‌ها فرمود: بگو: «آیا شما را از کسانی که موقعیّت و پاداششان نزد خدا برتر از این است، باخبر کنم؟ کسانی که خداوند آن‌ها را از رحمت خود دورساخته، و مورد خشم قرار داده».(مائده،۶۰)
📚 شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص۳۶

⚜امام رضا(علیه السلام)می فرماید: غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ اسْتِعَاذَهًٌْ مِنْ أَنْ یَکُونَ مِنَ الْمُعَانِدِینَ الْکَافِرِینَ الْمُسْتَخِفِّینَ بِهِ وَ بِأَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ.
یعنی: غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ؛ و این پناه‌جستن و استمداد بنده برای بیزاری اوست از اینکه جزء معاندان و کافران باشد و عظمت و قدرت و اراده‌ی الهی را کوچک انگارد و امر و نهی و فرمان‌های او را ناچیز شمارد.
📚 شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۳۱۰

⚜ امام باقروصادق(علیها السلام) می فرمایند: المَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ الْیَهُودِ وَ النَّصَارَی وَ الشُّکَّاکِ الَّذِینَ لَا یَعْرِفُونَ إِمَامَهًَْ أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِین (علیه السلام).
یعنی:المَغضُوبِ عَلَیهِمْ؛ یهودیان و نصرانی‌ها هستندوشک‌کنندگانی هستند که امیرمؤمنان(علیه السلام) را نمی‌شناسند.
📚 ابن شهر آشوب، المناقب، ج۳، ص۷۳

⚜ امام رضا(علیه السلام)می فرماید: وَ مَنْ تَجَاوَزَ بِأَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام)الْعُبُودِیَّهًَْ فَهُوَ مِنَ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ مِنَ الضَّالِّینَ.
یعنی: هرکه در عبودیّت و بندگی، از امیرمؤمنان(علیه السلام)تجاوز کند، او در زمره‌ی کسانی است که بر آن‌ها غضب شده و جزو گمراهان است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۷۳
✍ بنابراین آن چنان که ملاحظه شد (الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ) درباره ی شش گروه آمده* است: یهودیان، نصرانیان، معاندان و کافران، شکاکان به امامت امیر مؤمنان(علیه السلام)، ناصبیان و آنها که امروزه به عنوان دروایش علی اللهی می شناسیم.

 

⚜ امام صادق(علیه السلام) می فرماید: الضَّالِّینَ؛ یهود و نصاری هستند.
📚 همان، ج۸۲، ص۵۲ و قال الصّادق (علیه السلام)- الضَّالِّینَ النَّصَارَی.
📚 عیاشی، التفسیر، ج۱، ص۲۲

⚜امام علی (علیه السلام) در نامه‌ای به‌سوی قیصر روم نگاشتند: … وَ أَمَّا قَوْلُهُ: وَ لَا الضَّالِّینَ فَأَنْتَ وَ أَمْثَالُکَ یَا عَابِدَ الصَّلِیبِ الْخَبِیثِ ضَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ عِیسَی‌ابْنِ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) فَنَسْأَلُ اللَّهَ رَبَّنَا أَنْ لَا یُضِلَّنَا کَمَا ضَلَلْتُمْ.
یعنی: امّا وَ لَا الضَّالِّینَ؛ تو و امثال تو هستید، ای پرستش‌کننده‌ی صلیب. بعد از عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) گمراه شدید. ما از پروردگارمان می‌خواهیم ما را مانند شما گمراه نکند.
📚 دیلمی، إرشادالقلوب، ج۲، ص۳۶۵

⚜امام علی (علیه السلام)می فرمایند: أَمَرَ اللَّهُ عِبَادَهُ أَنْ یَسْتَعِیذُوا بِهِ عَنْ طَرِیقِ الضَّالِّینَ وَ هُمُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ فِیهِمْ: قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ غَیْرَ الْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِیلِ وَ هُمُ النَّصَارَی.
یعنی: خداوند به بندگانش فرمان داده از راه گمراهان به او پناه برند و اینان کسانی هستند که خداوند متعال درباره‌ی آن‌ها فرمود: بگو: «ای اهل کتاب! در دین خود، غلوّ و زیاده روی نکنید! و غیر از حق نگویید! و از هوس‌های جمعیّتی که پیشتر گمراه شدند و دیگران را گمراه کردند و از راه راست منحرف گشتند، پیروی ننمایید»! (مائده،۷۷) و آن‌ها نصرانی‌ها هستند.
📚 علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۸۹، ص ۲۵۵

⚜امام رضا (علیه السلام)می فرماید: وَ لَا الضَّالِّینَ اعْتِصَامٌ مِنْ أَنْ یَکُونَ مِنَ الضَّالِّینَ الَّذِینَ ضَلُّوا عَنْ سَبِیلِهِ مِنْ غَیْرِ مَعْرِفَهًٍْ وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً فَقَدِ اجْتَمَعَ فِیهِ مِنْ جَوَامِعِ الْخَیْرِ وَ الْحِکْمَهًِْ فِی أَمْرِ الْآخِرَهًِْ وَ الدُّنْیَا مَا لَا یَجْمَعُهُ شَیْءٌ مِنَ الْأَشْیَاءِ.
یعنی: وَ لَا الضَّالِّینَ، متمسّک‌شدن به خداست از اینکه مبادا از کسانی باشد که بدون معرفت به خداوند گمراه شدند و راه او را نیافتند و گمان می‌کنند که عمل نیکویی‌کردند. پس در این سوره‌ی مبارکه این مقدار از خیر و حکمت در امر دنیا و آخرت اجتماع یافته است که در هیچ کلامی اجتماع نیافته است.
📚 شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۳۱۰

⚜ امام باقر و امام صادق(علیها السلام) می فر مایند: الضَّالِّینَ عَن إِمَامَهًِْ عَلِیِّ‌بنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام).
یعنی: الضَّالِّینَ  یعنی گمراهان از امامت علیّ‌بن‌ابیطالب (علیه السلام).
📚 ابن شهر آشوب، المناقب، ج۳، ص۷۳

⚜ائمّه (علیهم السلام) می فرمایند: الضَّالِّینَ الشُّکَّاکُ الَّذِینَ لَا یَعْرِفُونَ الْإِمَامَ.
یعنی: شک‌کنندگانی هستند که امام را نمی‌شناسند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۸۲، ص۲۳

⚜امام علی (علیه السلام) می فرمایند: کُلُّ مَنْ کَفَرَ بِاللَّهِ فَهُوَ مَغْضُوبٌ عَلَیْهِ وَ ضَالٌّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ.
یعنی: هرکس به خداوند کفر ورزد، او همان کسی است که بر او خشم گرفته شده و از راه خداوند عزّوجلّ به گمراهی افتاده است.
📚 همان، ج۲۵، ص۲۷۳

⚜معاویه‌بن‌وهب گوید: قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) أَقُولُ آمِینَ إِذَا قَالَ الْإِمَامُ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَا الضَّالِّینَ. قَالَ: هُمُ الْیَهُودُ وَ النَّصَارَی وَ لَمْ یُجِبْ فِی هَذَا.
یعنی: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: هنگامی‌که امام جماعت گفت: «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَا الضَّالِّینَ»، آیا می‌توانم آمّین بگویم؟ امام (علیه السلام) فرمود: «مراد از الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ الضَّالِّینَ، یهود و نصاری می‌باشد»؛ و [به خاطر تقیّه] جواب سؤال مرا نفرمود. [که این جواب ندادن امام (علیه السلام) به خاطر تقیّه، دلیل بر جایزنبودن گفتن آمّین بعد از سوره‌ی حمد است].
📚 شیخ صدوق، تهذیب الأحکام، ج۲، ص۷۵

✍ در نتیجه اهل بیت(علیهم السلام) در معناشناسی(الضَّالِّینَ) به این مصادیق اشاره کرده اند: کفار، یهود و نصاری،گمراهان از امامت علیّ‌بن‌ابیطالب (علیه السلام)، شک کنندگانی که به معرفت الامام نرسیده اند و کسانی که فکر می کنند اعمال خوبی انجام می دهند اما در حقیقت گمراهند.

 

💠 سوره ی بقره
📖 الم
📖 ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقینَ
الم؛ این کتاب با عظمتى است که هیچ‌گونه شکّى در آن نیست و مایه‌ی هدایت پرهیزکاران است.

🔻این کتاب
⚜امام صادق (علیه السلام) می فرماید: هُوَ ذَلِکَ الْکِتَابُ الَّذِی أَخْبَرْتُ أَنْبِیَائِیَ السَّالِفِینَ أَنِّی سَأُنْزِلُهُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله).
یعنی: ای محمّد! آن، همان کتابی است که به پیامبران پیشین خبر داده‌ام و بر تو نازل خواهم‌کرد.
📚 همو، معانی الأخبار، ص۲۴

⚜ امام عسکری(علیه السلام) می فرماید: هُوَ الْقُرْآنُ الَّذِی افْتُتِحَ بالم هُوَ ذلِکَ الْکِتابُ الَّذِی أَخْبَرْتُ مُوسَی (علیه السلام) فَمَنْ بَعْدَهُ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ فَأَخْبَرُوا بَنِی‌إِسْرَائِیلَ أَنِّی سَأُنْزِلُهُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله).
یعنی: ای محمّد! آن، همان قرآنی است که با الم شروع شده است؛ آن، همان کتابی است که [نزولش] را به موسی (علیه السلام) و انبیای پس از او خبر داده‌ام. پس ایشان بنی‌اسرائیل را مطّلع کردند که آن کتاب را بر تو نازل خواهم‌کرد.
📚 همان

⚜ امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: الم؛ ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ قَالَ: کِتَابُ عَلِیٍّ (علیه السلام).
یعنی: منظور، همان قرآنی است که علی (علیه السلام) جمع‌آوری کرده است.
📚 العیاشی، التفسیر، ج۱، ص۲۵

⚜ امام باقر(علیه السلام) می فرماید: ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ قَالَ: الْکِتَابُ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) لَا شَکَّ فِیهِ أَنَّهُ إِمَامُ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ.
یعنی: منظور از کتاب، امیرالمؤمنین(علیه السلام) است. هیچ شکّی [در این حقیقت] وجود ندارد که او پیشوای هدایتگری برای پرهیزکاران است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۵۱

⚜ امام عسکری (علیه السلام) می فرماید: الکِتَابُ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام).
یعنی: کتاب، همان امیرالمؤمنین (علیه السلام) است.
📚 ابن شهر آشوب، المناقب، ج۲، ص۳۱۳

⚜ امام صادق(علیه السلام) می فرماید: الکِتَابُ عَلِیٌّ(علیه السلام) لَا شَکَّ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ.
یعنی: کتاب، علی (علیه السلام) است هیچ شکّی در این نیست که او هدایتگر پرهیزگاران است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۵، ص۴۰۲

⚜امام عسکری(علیه السلام) می فرماید:الکِتَابُ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام) وَ الْمُتَّقِینَ شِیعَتُهُ.
یعنی: کتاب، امیرالمومنین(علیه السلام) است و متّقین، شیعیان او هستند.

📚 ابن شهر آشوب، المناقب، ج۲، ص۳۱۳

 

🔻هیچ‌گونه شکّی در آن نیست

⚜امام عسکری (علیه السلام) می فرمایند: لا رَیْبَ فِیهِ لَا شَکَّ فِیهِ لِظُهُورِهِ عِنْدَهُمْ کَمَا أَخْبَرَهُمْ أَنْبِیَاؤُهُمْ أَنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) یَنْزِلُ عَلَیْهِ الْکِتَابُ یَقْرَؤُهُ هُوَ وَ أُمَّتُهُ عَلَی سَائِرِ أَحْوَالِهِمْ.
یعنی: شکّی در آن نیست؛ زیرا [این کتاب] در نزد آن‌ها (یهودیان) کاملاً آشکار است. همان‌طورکه پیامبرانشان به آن‌ها خبر داده‌بودند [خداوند] کتاب (قرآن) را بر محمّد نازل می‌کند که او و امّتش در همه‌ی احوال آن را می‌خوانند.
📚 شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص۲۴

⚜امام صادق (علیه السلام)می فرماید:أَنِّی سَأُنْزِلُهُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) لا رَیْبَ فِیهِ فَقَدْ ظَهَرَ کَمَا أَخْبَرَهُمْ بِهِ أَنْبِیَاؤُهُمْ أَنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) یُنْزَلُ عَلَیْهِ کِتَابٌ مُبَارَکٌ لَا یَمْحُوهُ الْبَاطِلُ یَقْرَؤُهُ هُوَ وَ أُمَّتُهُ عَلَی سَائِرِ أَحْوَالِهِمْ ثُمَّ الْیَهُودُ یُحَرِّفُونَهُ عَنْ جِهَتِهِ وَ یَتَأَوَّلُونَهُ عَلَی غَیْرِ وَجْهِهِ وَ یَتَعَاطَوْنَ التَّوَصُّلَ إِلَی عِلْمِ مَا قَدْ طَوَاهُ اللَّهُ عَنْهُمْ مِنْ حَالِ أَجَلِ (آجَالِ) هَذِهِ الْأُمَّهًِْ وَ کَمْ مُدَّهًُْ مُلْکِه.
یعنی: هنگامی‌که خداوند حضرت محمّد را در مکّه مبعوث کرد که بعد از آن او را به مدینه فرستاد و به این طریق او را قدرتمند نمود، قرآن را بر او نازل کرد و آغاز بزرگترین سوره‌ی آن را «الم» (در آیه‌ی الم ذلِکَ الْکِتابُ) قرار داد که یعنی این همان کتابی است که من وعده‌ی آمدن آن را به پیامبران خودم که پیش از تو آمده‌اند داده بودم، به آن‌ها وعده داده بودم که به زودی این کتاب را بر تو ای محمّد  نازل خواهم کرد. که شکّی در آن نیست؛ همان‌طورکه پیش از این پیامبران آن‌ها (بنی‌اسرائیل) به آن‌ها خبر داده‌بودند این امر آشکار شد که یقیناً کتاب مبارکی بر محمّد نازل می‌گردد که باطل، قادر نخواهدبود آن را از بین ببرد. او و امّتش در همه ی احوال آن را می‌خوانند [با این‌حال] یهود قرآن را از [معنا و] جهت خودش منحرف کرده و از آن برداشت‌های نابجا می‌کند و بسیار تلاش می‌نماید تا به علومی که خداوند از آن‌ها پوشیده داشته، دست‌یابند؛ [مانند] علم به وضعیّت آینده‌ی امّت [محمّد (صلی الله علیه وآله)] و نیز علم به مدّت ملک و اقتدار محمّد (صلی الله علیه وآله).
📚 همان، ص۲۴

⚜امام باقر (علیه السلام) می فرماید:لا رَیْبَ فِیهِ قَالَ الْکِتَابُ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) لَا شَکَّ فِیهِ أَنَّهُ إِمَامُ هُدیً.
یعنی:منظور از کتاب، امیرالمؤمنین (علیه السلام) است که هیچ شکّی در این نیست که او امام هدایتگر است.
📚 استر آبادی، تأویل الآیات الظاهره، ص۳۳

⚜امام عسکری (علیه السلام) می فرماید: فَذَلِکَ مَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَی لا رَیْبَ فِیهِ أَنَّهُ کَمَا قَالَ محمد (صلی الله علیه و آله) وَ وَصِیُّ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) عَنْ قَوْلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) عَنْ قَوْلِ رَبِّ الْعَالَمِینَ.
یعنی: هیچ شکّی در آن نیست که این کتاب همان‌طوریست که محمّد (صلی الله علیه وآله) گفته است و همان‌طوری است که جانشین پیامبر (صلی الله علیه وآله)، علی(علیه السلام) _به نقل از پیامبر (صلی الله علیه وآله) که ایشان نیز از خداوند جهانیان نقل کرده است و پیامبر (صلی الله علیه وآله) جانشینان او از خود چیزی به آن نیافزوده‌اند_.
📚شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص۲۴

 

🔻هدایت

⚜ امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:بَیَانٌ.
یعنی: روشنگر و بیان‌کننده است.
📚 شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص۲۴

⚜ امام عسکری (علیه السلام) می فرمایند: بَیَانٌ مِنَ الضَّلَالَهًِْ.
یعنی: روشنگر و نگهدارنده از گمراهی است.
📚 همان، ص۲۴

⚜امام عسکری (علیه السلام) می فرمایند:بَیَانٌ وَ شِفَاءٌ.
یعنی: روشنگر و شفاء است.
📚 محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۲۹۶.

⚜ امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:تِبْیَانٌ.
یعنی: بیان‌کننده و روشنگر است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۵، ص۴۰۲

 

💠 سوره ی بقره

📖 ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقینَ
🔻برای پرهیزکاران

⚜ امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: المُتَّقُونَ شِیعَتُنَا.
یعنی: متّقین، شیعیان ما هستند.
📚 العیاشی، التفسیر، ج۱، ص۲۵

⚜ امام صادق (علیه السلام) می فرماید: هُدیً لِلْمُتَّقِینَ قَالَ بَیَانٌ لِشِیعَتِنَا.
یعنی: روشنگر و هدایتگری [فقط] برای شیعیان ماست.
📚 محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۲۹۶

⚜ امام باقر (علیه السلام) می فرماید: فَالْآیَتَانِ لِشِیعَتِنَا هُمُ الْمُتَّقُون.
یعنی: این دو آیه مربوط به شیعیان ماست که آنان متّقین هستند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۵۱

⚜ امام صادق (علیه السلام) می فرماید: الْمُتَّقُونَ شِیعَهًُْ عَلِیٍّ (علیه السلام).
متّقین [در این آیه] شیعیان علی (علیه السلام) هستند.
📚 شیخ صدوق، کمال الدین، ج۱، ص۱۷ و العیاشی، التفسیر، ج۱، ص۲۵؛ فیه: «شیعتنا» بدل «شیعهًْ علی»

⚜امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: بیانٌ و شفاءٌ لِلْمُتَّقِینَ مِنْ شِیعَهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ (علیه السلام) إِنَّهُمُ اتَّقَوْا أَنْوَاعَ الْکُفْرِ فَتَرَکُوهَا وَ اتَّقَوْا أَنْوَاعَ الذُّنُوبِ الْمُوبِقَاتِ فَرَفَضُوهَا وَ اتَّقَوْا إِظْهَارَ أَسْرَارِ اللَّهِ تَعَالَی وَ أَسْرَارِ أَزْکِیَاءِ عِبَادِهِ الْأَوْصِیَاءِ بَعْدَ مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) فَکَتَمُوهَا وَ اتَّقَوْا سَتْرَ الْعُلُومِ عَنْ أَهْلِهَا الْمُسْتَحِقِّینَ لَهَا وَ فِیهِمْ نَشَرُوهَا.

یعنی: [قرآن] روشنگر و درمانگری برای پرهیزگارانی است که از شیعیان و پیروان محمّد (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) هستند؛ ایشان از انواع کفر پرهیزکرده و آن‌ها را [به‌کلّی] ترک کرده‌اند و از انواع گناهان [کبیره‌ی] مهلک پرهیز کرده و آن‌ها را به کناری نهاده‌اند؛ از آشکارنمودن اسرار خدا و اسرار اولیاء خدا و اوصیای حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) پرهیزکرده و آن‌ها را پنهان نموده‌اند و از اینکه علوم را از شایستگان آن پنهان دارند، خودداری کرده و آن علوم را بین ایشان منتشر کرده‌اند.
📚 محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۲۹۶و علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲، ص۶۴؛ فیه: «قال بیان و شفاء للمتّقین» زیادهًٌْ

⚜ امام عسکری (علیه السلام) می فرمایند: لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یَتَّقُونَ الْمُوبِقَاتِ وَ یَتَّقُونَ تَسْلِیطَ السَّفَهِ عَلَی أَنْفُسِهِمْ حَتَّی إِذَا عَلِمُوا مَا یَجِبُ عَلَیْهِمْ عِلْمُهُ عَمِلُوا بِمَا یُوجِبُ لَهُمْ رِضَا رَبِّهِمْ.

یعنی: متّقین کسانی هستند که از گناهان [کبیره‌ی] هلاک‌کننده پرهیز می‌کنند و از اینکه کم‌خردی بر آنان چیره‌شود [و از درک حقایق باز مانند] خود را برکنار می‌دارند؛ و چون بر واجبی آگاه شوند، آن را به کار می‌بندند تا مستوجب خشنودی پروردگارشان گردند.
📚 شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص۲۴

 

💠 سوره ی بقره

📖 الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ
[همان] کسانى که به غیب (حقایقى که از حس پوشیده و پنهان است) ایمان می‌آورند و نماز را برپا می‌دارند و از نعمت‌هایى که به آنان روزى داده‌ایم انفاق می‌کنند.

⚜ از امام عسکری (علیه السلام)نقل است که فرمود: إِنَّ سَلْمَانَ الْفَارِسِیَّ (رحمه الله علیه) مَرَّ بِقَوْمٍ مِنَ الْیَهُودِ فَسَأَلُوهُ أَنْ یَجْلِسَ إِلَیْهِمْ وَ یُحَدِّثَهُمْ بِمَا سَمِعَ مِنْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فِی یَوْمِهِ هَذَا فَجَلَسَ إِلَیْهِمْ لِحِرْصِهِ عَلَی إِسْلَامِهِمْ … فَجَعَلُوا یَهْزَءُونَ بِهِ وَ یَقُولُونَ: یَا سَلْمَانُ! لَقَدْ ادَّعَیْتَ مَرْتَبَهًًْ عَظِیمَهًًْ شَرِیفَهًًْ نَحْتَاجُ أَنْ نَمْتَحِنَ صِدْقَکَ عَنْ کَذِبِکَ فِیهَا وَ هَا نَحْنُ أَوَّلًا قَائِمُونَ إِلَیْکَ بِسِیَاطِنَا فَضَارِبُوکَ بِهَا فَاسْأَلْ رَبَّکَ أَنْ یَکُفَّ أَیْدِیَنَا عَنْکَ. فَجَعَلَ سَلْمَانُ یَقُولُ: اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی عَلَی الْبَلَاءِ صَابِراً وَ جَعَلُوا یَضْرِبُونَهُ بِسِیَاطِهِمْ حَتَّی أَعْیَوْا وَ مَلُّواْ … فَقَالُوا: لَا نَزَالُ نَضْرِبُکَ بِسِیَاطِنَا حَتَّی تَزْهَقَ رُوحُکَ أَوْ تَکْفُرَ بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله). فَقَالَ: مَا کُنْتُ لِأَفْعَلَ ذَلِکَ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ أَنْزَلَ عَلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ إِنَّ احْتِمَالِی لِمَکَارِهِکُمْ لِأَدْخُلَ فِی جُمْلَهًِْ مَنْ مَدَحَهُ اللَّهُ تَعَالَی بِذَلِکَ سَهْلٌ عَلَیَّ یَسِیرٌ فَجَعَلُوا یَضْرِبُونَهُ بِسِیَاطِهِمْ حَتَّی مَلُّوا ثُمَّ قَعَدُوا … فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ هُوَ فِی مَجْلِسِهِ: مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِینَ! إِنَّ اللَّهَ قَدْ نَصَرَ أَخَاکُمْ سَلْمَانَ سَاعَتَکُمْ هَذِهِ عَلَی عِشْرِینَ مِنْ مَرَدَهًِْ الْیَهُودِ وَ الْمُنَافِقِینَ. فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَصْحَابُهُ إِلَی تِلْکَ الدَّارِ … ثُمَّ أَقْبَلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَلَی سَلْمَانَ (رحمه الله علیه) فَقَالَ: یَا بَا عَبْدِ اللَّهِ! أَنْتَ مِنْ خَوَاصِّ إِخْوَانِنَا الْمُؤْمِنِینَ وَ مِنْ أَحْبَابِ قُلُوبِ مَلَائِکَهًِْ اللَّهِ الْمُقَرَّبِینَ إِنَّکَ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْحُجُبِ وَ الْکُرْسِیِّ وَ الْعَرْشِ وَ مَا دُونَ ذَلِکَ إِلَی الثَّرَی أَشْهَرُ فِی فَضْلِکَ عِنْدَهُمْ مِنَ الشَّمْسِ الطَّالِعَهًِْ فِی یَوْمٍ لَا غَیْمَ فِیهِ وَ لَا قَتَرَ وَ لَا غُبَارَ فِی الْجَوِّ أَنْتَ مِنْ أَفَاضِلِ الْمَمْدُوحِینَ بِقَوْلِهِ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ.

یعنی: سلمان فارسی (رحمه الله علیه) به قومی از یهود رسید. آن‌ها از او خواستند در میانشان رفته، بنشیند و درباره‌ی آنچه امروز از محمّد (صلی الله علیه و آله) شنیده، سخن بگوید. سلمان (رحمه الله علیه) که بسیار مشتاق اسلام‌آوردن ایشان بود پذیرفت … آن‌ها شروع به مسخره‌کردن او کرده و گفتند: «ای سلمان! ادّعای مقام بسیار شریف و بزرگی داری و ما باید درستی و نادرستی سخنت را امتحان کنیم. [به این صورت که] ما ابتدا با تازیانه‌هایمان به‌سویت می‌آییم و با آن تو را می‌زنیم. پس از پروردگارت بخواه ما را از این کار باز دارد».
سلمان (رحمه الله علیه) گفت: «پروردگارا! مرا در برابر این بلا، صابر قرار بده»! آن‌ها شروع به تازیانه‌زدن او کردند تا اینکه خسته و درمانده شدند … گفتند: «آنقدر تازیانه‌ات می‌زنیم تا جان از بدنت بیرون شود یا بر محمّد کافر شوی». سلمان (رحمه الله علیه) گفت: «هرگز چنین نمی‌کنم. همانا خداوند آیه‌ی “أَلَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ …” را بر محمّد (صلی الله علیه و آله) نازل کرد و به نظر من به‌واسطه‌ی عمل ناپسند شما من به راحتی مشمول این آیه می‌شوم». پس دوباره شروع کردند به تازیانه‌زدن تا اینکه خسته شده و نشستند … رسول‌خدا(صلی الله علیه وآله)در مجلسی که گروهی از مسلمین شرکت داشتند فرمود: «همانا خداوند هم اکنون برادرتان سلمان (رحمه الله علیه)را بر بیست نفر از سرکشان یهود و منافقین پیروز گردانید». آنگاه پیامبر و اصحابش به‌سوی آن خانه راهی شدند … رسول‌خدا به سلمان رو کرده و فرمود: «ای اباعبدالله! تو ازبرادران خاصّ مؤمن ما و از محبوبان قلوب فرشتگان مقرّب الهی هستی؛ آوازه‌ی فضل تو در ملکوت آسمان‌ها، عالم غیب، کرسی، عرش و هر آنچه پایین‌تر از آن تا به زمین، مشهورتر ازخورشید فروزنده در روزیست که هیچ ابری نداشته و آسمانش بدون گرد و غبار است؛ طبق قول خداوند: أَلَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ و تو از برترین ستوده‌شدگان هستی.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۲، ص۳۶۹/ الإمام العسکری،التفسیر، ص۶۸
⚜امام باقر (علیه السلام)می فرماید: شِیعَتِنَا هُمُ الْمُتَّقُونَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ.

یعنی: شیعیان ما همان متّقین هستند که به غیب ایمان دارند.
📚 همان، ج۲۴، ص۳۵۱

📖 الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ
🔻 کسانى که به غیب ایمان می‌آورند

⚜ امام عسکری (علیه السلام)نقل است که فرمود: الذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ قَال: یُصَدِّقُونَ.

یعنی: منظور از ایمان‌آوردن، تصدیق‌کردن و باورداشتن است.
📚همان، ج۶۵، ص۲۷۳

⚜ امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ قَالَ: مَنْ أَقَرَّ بِقِیَامِ الْقَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف)أَنَّهُ حَقٌّ.

یعنی: منظور از ایمان‌آورندگان به غیب کسانی است که به حقّانیّت قیام قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اقرار کرده‌اند.
📚شیخ صدوق، کمال الدین، ج۱، ص۱۷

⚜ پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرماید: فَإِذَا عَجَّلَ اللَّهُ خُرُوجَ قَائِمِنَا(عجل الله تعالی فرجه الشریف) یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً … طُوبَی لِلصَّابِرِینَ فِی غَیْبَتِهِ طُوبَی لِلْمُقِیمِینَ عَلَی مَحَجَّتِهِم أُولَئِکَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ وَ قَالَ: الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ.

یعنی: هنگامی‌که خداوند در ظهور و قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ما تعجیل کند او زمین را پر از قسط و عدل می‌کند؛ همان‌طورکه قبل از آن پر از ظلم و ستم شده بود… خوشا به حال صبرپیشگان در زمان غیبت او! طوبی برای آنان که به پیروی از راه و روش امامان تقوا پیشه می‌کنند؛ همان کسانی‌که خداوند در کتابش به:(أَلَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ) توصیفشان کرده است.
📚 خزاز قمی، کفایهًْ الأثر، ص۵۶

✍ معمولاً مترجمان واژه ی “طوبی” را به معنای: “خوشا به حال” ترجمه می کنند اما به نظر می رسد با توجه به روایات مختلفی که در فریقین پیرامون واژه ی طوبی داریم باید بهره برداری از این درخت بهشتی را در ترجمه در نظر گرفت.
مجلسی اول با توجه به مضمون روایات، درخت طوبی را اینگونه توصیف می‌کند: درختی است در بهشت و همانگونه که نور خورشید در همه ی خانه‌ها وارد می‌شود، شاخه‌های آن در خانه ی همه ی بهشتیان کشیده شده است، در هر شاخه‌ای از آن میوه‌ها و نعمتهایی است که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه در خاطر کسی خطور کرده است. آن درخت را خداوند با دست قدرت خود آفریده است و آن را جانی داده است که شیعیان و درجات آنها را می‌شناسد، و بهشتیان هر گونه زینتی که بخواهند و هر نوع میوه که تمایل داشته باشند از آن درخت بچینند و این درخت ثمره ی محبت اهل بیت(علیهم السلام) است.
📚 همو، لوامع صاحبقرانی، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۳۲
به این ترتیب به نظر می رسد حتی اگر بخواهیم واژه ی “طوبی”در روایات را “خوش به حال” ترجمه کنیم رساتر این است که بگوییم: خوش به حال شیعیان که از درخت طوبی بهره مند می شوند به واسطه ی…و این واسطه را با توجه به ادامه ی حدیث بیان کنیم و این به دلیل دامنه ی وسیع معنایی در زبان عربی است که بر اساس دیدگاه زبان شناسان هیچ زبانی با آن قابل مقایسه نیست.

⚜امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: الذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ قَالَ: یُصَدِّقُونَ بِالْبَعْثِ وَ النُّشُورِ وَ الْوَعْدِ وَ الْوَعِیدِ وَ الْإِیمَانُ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَلَی أَرْبَعَهًِْ أَوْجُهٍ فَمِنْهُ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ قَدْ سَمَّاهُ اللَّهُ إِیمَاناً وَ مِنْهُ تَصْدِیقٌ بِالْقَلْبِ وَ مِنْهُ الْأَدَاءُ وَ مِنْهُ التَّأْیِیدُ.

یعنی: آن‌ها کسانی هستند که زنده‌شدن پس از مرگ، روز رستاخیز، نوید و وعید را تصدیق کرده و باور دارند. در کتاب خدا ایمان چهارگونه است: یکی از اقسام آن اقرار به زبان است که خداوند آن را ایمان نامیده؛ قسم دوّم آن تصدیق و باور به‌وسیله‌ی دل است؛ قسم سوّم اداء و بیان‌کردن و قسم چهارم تأیید و صحّه‌گذاشتن است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۷۳

 

📖 الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ
🔻 کسانى که به غیب ایمان می‌آورند

✍ در ترجمه اشاره کردیم که غیب بر اساس منابع ماثور عبارت است از حقایقی که از حس پوشیده و پنهان است؛ اینک این معنا را در روایات بررسی می کنیم:

⚜ امام عسکری (علیه السلام) می فرمایند: الذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ یَعْنِی بِمَا غَابَ عَنْ حَوَاسِّهِمْ مِنَ الْأُمُورِ الَّتِی یَلْزِمُهُمُ الْإِیمَانُ بِهَا کَالْبَعْثِ وَ الْحِسَابِ وَ الْجَنَّهًِْ وَ النَّارِ وَ تَوْحِیدِ اللَّهِ وَ سَائِرِ مَا لَا یُعْرَفُ بِالْمُشَاهَدَهًِْ وَ إِنَّمَا یُعْرَفُ بِدَلَائِلَ قَدْ نَصَبَهَا اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَیْهَا کَآدَمَ وَ حَوَّاءَ وَ إِدْرِیسَ وَ نُوحٍ وَ إِبْرَاهِیمَ وَ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) الَّذِینَ یَلْزِمُهُمُ الْإِیمَانُ بِهِمْ وَ بِحُجَجِ اللَّهِ وَ إِنْ لَمْ یُشَاهِدُوهُمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ هُمْ مِنَ السَّاعَهِ مُشْفِقُونَ.

یعنی:منظور از ایمان به غیب، ایمان به اموری است که از حواسّ مؤمنین نهان است ولی باید به آن‌ها باور داشته‌باشند؛ از قبیل زنده‌شدن در رستاخیز، حساب، بهشت، دوزخ، یگانگی خدا و سایر چیزهایی که با دیدن شناخته نمی‌شوند ولی به‌واسطه‌ی نشانه‌هایی که خدا آن‌ها را قرار داده شناخته می‌گردند؛ مثل آدم، حواء، ادریس، نوح، ابراهیم و پیامبران (علیهم السلام) که [خداوند] ایمان به آن‌ها و حجّت‌های خود را لازم و واجب دانسته؛ اگرچه [انسان] آن‌ها را ندیده‌باشد. آن‌ها (مؤمنین) به غیب ایمان می‌آورند در حالی‌که از قیامت ترسان و نگران هستند.
📚 الإمام العسکری، التفسیر المنسوب به،ص۶۷؛ علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۸۵

⚜ امام باقر (علیه السلام)‌می فرماید: الذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ هُوَ الْبَعْثُ وَ النُّشُورُ وَ قِیَامُ الْقَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وَ الرَّجْعَهًُْ.

یعنی:- منظور از غیب- زنده‌شدن پس از مرگ، روز رستاخیز، قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و رجعت است.
📚استر آبادی، تأویل الآیات الظاهره، ص۳۳و علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۵

⚜امام عسکری (علیه السلام)می فرماید:
الذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ قَالَ یُصَدِّقُونَ بِالْبَعْثِ وَ النُّشُورِ وَ الْوَعْدِ وَ الْوَعِیدِ.

یعنی: آن‌ها کسانی هستند که زنده‌شدن پس از مرگ، روز رستاخیز، نوید و وعید را تصدیق کرده و باور دارند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۷۳

⚜امام صادق (علیه السلام) می فرماید: أَمَّا الْغَیْبُ فَهُوَ الْحُجَّهًُْ الْغَائِبُ(عجل الله تعالی فرجه الشریف).

یعنی:منظور از غیب، حجّت غایب(عجل الله تعالی فرجه الشریف)می‌باشد.
📚 همان، ج۵۱، ص۵۲

 

📖 وَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ
🔻و نماز را برپا می‌دارند

⚜ از أمیرالمؤمنین(علیه السلام) نقل است که فرمود: قَوْلُهُ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ فَمَنْ أَقَامَ وَلَایَتِی فَقَدْ أَقَامَ الصَّلَاهًَْ وَ إِقَامَهًُْ وَلَایَتِی صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یَحْتَمِلُهُ إِلَّا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ فَالْمَلَکُ إِذَا لَمْ یَکُنْ مُقَرَّباً لَمْ یَحْتَمِلْهُ وَ النَّبِیُّ إِذَا لَمْ یَکُنْ مُرْسَلًا لَمْ یَحْتَمِلْهُ وَ الْمُؤْمِنُ إِذَا لَمْ یَکُنْ مُمْتَحَناً لَمْ یَحْتَمِلْهُ.

یعنی: هرکس ولایت مرا بپذیرفته و بر آن ایستادگی کند، نماز را به پای داشته است؛ به‌پاداشتن ولایت من، چنان دشوار و سنگین است که کسی جز فرشته‌ی مقرّب یا پیامبر مرسل یا بنده‌ی مؤمنی که خدا، ایمان دلش را آزمایش کرده‌باشد تاب تحمّل آن را ندارد. پس فرشته اگر مقرّب نباشد، پیامبر اگر مرسل نباشد و مؤمن اگر از آزمایش، سربلند بیرون نیامده‌باشد، [هیچ یک] تاب تحمّل آن را ندارند.
📚 همان، ج۲۶، ص۱

⚜ امام عسکری(علیه السلام) می فرمایند: وَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ یَعْنِی بِإِتْمَامِ رُکُوعِهَا وَ سُجُودِهَا وَ حِفْظِ مَوَاقِیتِهَا وَ حُدُودِهَا وَ صِیَانَتِهَا عَمَّا یُفْسِدُهَا أَوْ یَنْقُصُهَا.

یعنی: و برپاکنندگان نماز یعنی کسانی که رکوع و سجودش را به تمامی انجام می‌دهند و زمان و حدود آن را محافظت می‌کنند و نماز را از آنچه باعث بطلان و نقصانش می‌شود پاسداری می‌کنند.
📚 محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج۳، ص۸۴

 

📖 وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ
🔻از نعمت‌هایی که به آنان روزی داده‌ایم

امام صادق(علیه السلام) می فرماید:
مِمَّا عَلَّمْنَاهُمْ
یعنی: از آنچه به آن‌ها آموخته‌ایم …
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۸۹، ص۳۷۵ و ج۲، ص۱۶ و ج۲۴، ص۳۵۱

⚜ امام باقر(علیه السلام) می فرماید:
مِمَّا عَلَّمْنَاهُمْ مِنَ الْقُرْآنِ.
یعنی: از آنچه به آن‌ها از قرآن آموخته‌ایم …
📚 القمی، التفسیر، ج۱، ص۳۰ و شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص۲۳ و حویزی، نورالثقلین؛ فیه: «ینبیون» بدل «من القرآن»

⚜ امام عسکری(علیه السلام) می فرماید: وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ مِنَ الْأَمْوَالِ وَ الْقُوَی فِی الْأَبْدَانِ وَ الْجَاهِ وَ الْمِقْدَارِ یُنْفِقُونَ وَ یُؤَدُّونَ مِنَ الْأَمْوَالِ الزَّکَاهًَْ وَ یَجُودُونَ بِالصَّدَقَاتِ وَ یَحْتَمِلُونَ الْکُلَّ وَ یُؤَدُّونَ الْحُقُوقَ اللَّازِمَاتِ کَالنَّفَقَهًِْ فِی الْجِهَادِ إِذَا لَزِمَ أَوِ اسْتُحِبَّ وَ کَسَائِرِ النَّفَقَاتِ الْوَاجِبَهًِْ عَلَی الْأَهْلِینَ وَ ذَوِی الْأَرْحَامِ وَ الْقَرَابَاتِ وَ الْآبَاءِ وَ الْأُمَّهَاتِ وَ کَالنَّفَقَاتِ الْمُسْتَحَبَّاتِ عَلَی مَنْ لَمْ تَکُنْ فَرْضاً عَلَیْهِمُ النَّفَقَهًُْ مِنْ سَائِرِ الْقَرَابَاتِ وَ کَالْمَعْرُوفِ بِالْإِسْعَافِ وَ الْقَرْضِ وَ الْأَخْذِ بِأَیْدِی الضُّعَفَاءِ وَ الضَّعِیفَاتِ وَ یُؤَدُّونَ مِنْ قُوَی الْأَبْدَانِ الْمَعُونَاتِ کَالرَّجُلِ یَقُودُ ضَرِیراً وَ یُنْجِیهِ مِنْ مَهْلَکَهًٍْ وَ یُعِینُ مُسَافِراً أَوْ غَیْرَ مُسَافِرٍ عَلَی حَمْلِ مَتَاعٍ عَلَی دَابَّهًٍْ قَدْ سَقَطَ عَنْهَا أَوْ کَدَفْعٍ عَنْ مَظْلُومٍ قَصَدَهُ ظَالِمٌ بِالضَّرْبِ أَوْ بِالْأَذَی وَ یُؤَدُّونَ الْحُقُوقَ مِنَ الْجَاهِ بَعْدَ أَنْ یَدْفَعُوا بِهِ مِنْ عِرْضِ مَنْ یُظْلَمُ بِالْوَقِیعَهًِْ فِیهِ أَوْ یَطْلُبُوا حَاجَهًًْ بِجَاهِهِمْ لِمَنْ قَدْ عَجَزَ عَنْهَا بِمِقْدَارِهِ وَ کُلُّ هَذَا إِنْفَاقٌ مِمَّا رَزَقَهُ اللَّهُ تَعَالَی.
یعنی: از اموال، قوای جسمی، جاه و مقامی، که به آن‌ها روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند؛ زکات مالشان را می‌پردازند؛ صدقه می‌دهند؛ تمام این‌ها را می‌پذیرند؛ حقوق ضروری مانند: مخارج جبهه‌های جنگ را به هنگام وجوب یا حتّی هنگامی‌که ضروری نیست می‌پردازند؛ همچنین دیگر نفقه‌های واجب خانواده، خویشاوندان و نزدیکان و پدران و مادران و نیز نفقه‌های مستحبّی را که پرداخت آن واجب نمی‌باشد مثل: نفقه به نزدیکان، بیماران، مقروضان و بانوان و مردان ضعیف را می‌پردازند؛ آنان هم چنین با قوای جسمانی خود به کسانی که متضرّر شده‌اند یاری رسانده و آن‌ها را از گرفتاری و موارد هلاک نجات می‌دهند؛ به مسافران یا غیر مسافران در حمل کالاهایشان که از پشت حیوان یا وسیله ی نقلیه افتاده و بر زمین‌مانده، کمک می‌کنند؛ یا از مظلومی که ظالمی او را کتک زده یا می‌آزارد دفاع می‌کنند؛ هم چنین آن‌ها از موقعیّتشان برای دفاع از آبروی کسی‌که بر او ظلمی واقع‌شده استفاده کرده و یا از مقامشان برای برآورده‌کردن حاجت کسی‌که قادر به انجام آن نیست بهره می‌گیرند. تمام این‌ها مصادیق انفاق‌کردن از آن چیزی است که خداوند روزی کرده است.
📚 محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۲۱۸ و ج۸، ص۲۱۹

📖 وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ
🔻انفاق می‌کنند
⚜ امام صادق(علیه السلام) می فرماید: وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ قَالَ: مِمَّا عَلَّمْنَاهُمْ یَبُثُّونَ.
یعنی: آنچه که ما به آن‌ها آموخته‌ایم را [بین مؤمنین] نشر می‌دهند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲، ص۲۱ و ج۸۹، ص۳۷۵و ج۲، ص۱۶

⚜امام صادق (علیه السلام) می فرماید: وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ قَالَ: مِمَّا عَلَّمْنَاهُمْ مِنَ الْقُرْآنِ یَتْلُونَ.
یعنی: آنچه به آن‌ها از قرآن آموخته‌ایم، تلاوت می‌کنند.
📚 شیخ صدوق،معانی الأخبار، ص۲۳

⚜ امام صادق(علیه السلام) می فرماید: وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ وَ مِمَّا عَلَّمنَاهُم ینبئون.
یعنی: از آنچه روزیشان کردیم انفاق می‌کنند [یعنی] و از آنچه که ما به آن‌ها آموختیم به دیگران نیز آموزش داده و آنان را آگاه می‌سازند.
📚همان، ص۲۳ و العیاشی، التفسیر، ج۱، ص۲۵

 

📖 وَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَ بِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ
🔻و کسانی‌که به آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پیش از تو بر پیامبران پیشین نازل گردیده ایمان می‌آورند و به سراى دیگر یقین دارند.

⚜ امام عسکری (علیه السلام) می فرماید: وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ عَلَی الْأَنْبِیَاءِ الْمَاضِینَ (علیهم السلام) کَالتَّوْرَاهًِْ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الزَّبُورِ وَ صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَ سَائِرِ کُتُبِ اللَّهِ الْمُنْزَلَهًِْ عَلَی أَنْبِیَائِهِ بِأَنَّهُ حَقٌّ وَ صِدْقٌّ مِنْ عِنْدِ رَبٍّ عَزِیزٍ صَادِقٍ حَکِیمٍ.
یعنی: ‌ای محمّد (! آنان [کسانی هستند] که به آنچه خداوند برای تو فرستاده ایمان می‌آورند؛ به آنچه پیش از تو برای پیامبران گذشته فرستاد مثل تورات، انجیل، زبور، صحف ابراهیم، و کتاب‌های دیگر آسمانی که بر پیامبران فرستاده است، ایمان می‌آورند و تصدیق می‌کنند که این کتاب‌ها درست و راست هستند و از سوی پروردگار عزیز، راستگو، و حکیم فرستاده شده‌اند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۸۵

🔻آنچه بر تو نازل شده است
امام عسکری (علیه السلام)- بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ أَیْ مِنَ القُرْآنِ وَ الشَّرِیعَهًِْ.
یعنی: منظور، قرآن و شریعت است.
📚 همان، ج۶۴، ص۱۸

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: قَالَ بِمَا أُنْزِلَ مِنَ القُرْآنِ إِلَیْکَ.
یعنی: به آنچه که از قرآن بر تو نازل شده است.
📚 القمی،التفسیر، ج۱، ص۳۲

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: قَوْلُهُ وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ مَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ قَالَ: بِمَا أُنْزِلَ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَیْکَ وَ مَا أُنْزِلَ عَلَی الْأَنْبِیَاءِ قَبْلَکَ مِنَ الْکُتُبِ.
یعنی: به آنچه که از قرآن بر تو نازل شده و نیز کتاب‌هایی که پیش از تو بر پیامبران (علیهم السلام) نازل شده است ایمان می‌آورند.
📚 همان.

 

📖 وَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَ بِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ
🔻وآنچه پیش از تو بر پیامبران پیشین نازل گردیده است

⚜ امام‌عسکری (علیه السلام)می فرماید: مَنْ دَفَعَ فَضْلَ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) عَلَی جَمِیعِ مَنْ بَعْدَ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَقَدْ کَذَّبَ بِالتَّوْرَاهًِْ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الزَّبُورِ وَ صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَ سَائِرِ کُتُبِ اللَّهِ الْمُنْزَلَهًِْ فَإِنَّهُ مَا نَزَلَ شَیْءٌ مِنْهَا إِلَّا وَ أَهَمُّ مَا فِیهِ بَعْدَ الْأَمْرِ بِتَوْحِیدِ اللَّهِ تَعَالَی وَ الْإِقْرَارِ بِالنُّبُوَّهًِْ الِاعْتِرَافُ بِوَلَایَتِهِ وَ الطَّیِّبِینَ مِنْ آلِهِ (علیه السلام) وَ لَقَدْ قَالَ رَجُلٌ لِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام): مَا تَقُولُ فِی رَجُلٍ یُؤْمِنُ بِمَا أُنْزِلَ عَلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ مَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِهِ وَ یُؤْمِنُ بِالْآخِرَهًِْ وَ یُصَلِّی وَ یُزَکِّی وَ یَصِلُ الرَّحِمَ وَ یَعْمَلُ الصَّالِحَاتِ لَکِنَّهُ یَقُولُ مَعَ ذَلِکَ لَا أَدْرِی الْحَقَّ لِعَلِیٍّ (علیه السلام) أَوْ فُلَانٍ؟ فَقَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ (علیه السلام): مَا تَقُولُ أَنْتَ فِی رَجُلٍ یَفْعَلُ هَذِهِ الْخَیْرَاتِ کُلَّهَا إِلَّا أَنَّهُ یَقُولُ لَا أَدْرِی النَّبِیُّ محمد (صلی الله علیه و آله) أَوْ مُسَیْلَمَهًُْ؟ هَلْ یَنْتَفِعُ بِشَیْءٍ مِنْ هَذِهِ الْأَفْعَالِ؟ فَقَالَ: لَا! قَالَ: فَکَذَلِکَ صَاحِبُکَ هَذَا کَیْفَ یَکُونُ مُؤْمِناً بِهَذِهِ الْکُتُبِ مَنْ لَا یَدْرِی أَ محمد (صلی الله علیه و آله) نَبِیٌّ أَمْ مُسَیْلَمَهًُْ وَ کَذَلِکَ کَیْفَ یَکُونُ مُؤْمِناً بِهَذِهِ الْکُتُبِ وَ الْآخِرَهًِْ أَوْ مُنْتَفِعاً بِشَیْءٍ مِنْ أَعْمَالِهِ مَنْ لَا یَدْرِی أَ عَلِیٌّ (علیه السلام) مُحِقٌّ أَمْ فُلَان.

یعنی: هرکس برتری و امتیاز حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) بر همه‌ی موجودات بعد از پیامبر(صلی الله علیه وآله) را رد کند، تورات، انجیل، زبور، صحف ابراهیم و سایر کتابهای آسمانی را تکذیب کرده است؛ زیرا هیچ کتابی از آسمان فرود نیامد مگر اینکه مهمترین مسئله ی مطرح شده در آن، بعد از فرمان به یگانگی خداوند متعال و اقرار به رسالت پیامبری، اعتراف به ولایت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و خاندان پاک (علیهم السلام) او بوده است.
مردی به حضرت زین‌العابدین (علیه السلام) عرض کرد: «چه می‌گویید درباره‌ی مردی که به آنچه بر محمّد (صلی الله علیه و آله) نازل شده و آنچه پیش از او فرود آمده ایمان دارد و نیز به سرای دیگر مؤمن است؛ نماز می‌خواند؛ زکات می‌پردازد و صله ی رحم و کارهای نیکو انجام می‌دهد، ولی در عین حال می‌گوید: «نمی‌دانم حق با علی (علیه السلام) است یا با فلانی»؟ حضرت فرمود: «چه می‌گویی درباره‌ی کسی که همه‌ی این کارهای خیر را انجام می‌دهد ولی با این وصف می‌گوید: «نمی‌دانم محمّد (صلی الله علیه وآله) پیامبر است یا مسیلمه‌ی کذّاب»؟ آیا با این تردید در پیامبری محمّد (صلی الله علیه و آله) از آن اعمال سودی می‌برد»؟ آن مرد عرض کرد: نه! امام (علیه السلام) فرمود: پس این رفیق تو هم این‌چنین است. چگونه کسی‌که نمی‌داند محمّد (صلی الله علیه و آله) پیامبر است یا مسیلمه، به این کتاب‌های آسمانی ایمان دارد؟ همین‌طور چگونه کسی‌که نمی‌داند علی (علیه السلام) بر حق است یا فلانی، به این کتابها و سرای دیگر ایمان دارد یا از آن کارها که گفتی سود می‌برد؟
📚 استر آبادی، تأویل الآیات الظاهره، ص۳۵ و الإمام العسکری،التفسیر، ص۸۸؛ فیهما: «و لقد قال … أم فلان» محذوفٌ و علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۸۵

📖  وَ بِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ
🔻و به سرای دیگر یقین دارند.

⚜امام عسکری (علیه السلام) می فرماید: بِالدَّارِ الْآخِرَهًِْ بَعْدَ هَذِهِ الدُّنْیَا یُوقِنُونَ لَا یَشُکُّونَ فِیهَا أَنَّهَا الدَّارُ الَّتِی فِیهَا جَزَاءُ الْأَعْمَالِ الصَّالِحَهًِْ بِأَفْضَلَ مِمَّا عَمِلُوا وَ عِقَابُ الْأَعْمَالِ السَّیِّئَهًِْ بِمِثْلِ مَا کَسَبُوهُ.

یعنی: به سرای دیگر پس از این جهان، یقین داشته و تردید نمی‌کنند که در آن سرا پاداش اعمال صالح، برتر از عملی است که صالحان انجام داده‌اند و کیفر اعمال بد همانند و هم اندازه‌ی آن چیزی است که بدکاران مرتکب شده‌اند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۴، ص۱۸؛ استر آبادی، تأویل الآیات الظاهره، ص۳۵؛ الإمام العسکری، التفسیر، ص۸۸

 

📖 أولئِکَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
🔻آنان بر طریق هدایت پروردگارشانند و رستگاران آنها هستند.

⚜ امام عسکری(علیه السلام) می فرماید: ثُمَّ أَخْبَرَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ عَنْ هَؤُلَاءِ الْمَوْصُوفِینَ بِهَذِهِ الصِّفَاتِ الشَّرِیفَهًِْ فَقَالَ: أُولئِکَ أَهْلُ هَذِهِ الصِّفَاتِ عَلی هُدیً بَیَانٍ وَ صَوَابٍ مِنْ رَبِّهِمْ وَ عِلْمٍ بِمَا أَمَرَهَمْ بِهِ.

یعنی: خداوند در مورد افرادی که دارای صفات شریفه‌ای که در آیه ی قبل ذکر شد بودند، می‌فرماید: آنان، بر هدایتی از جانب خدایشان هستند که روشنگر و بیانگر راه صحیح است؛ آنچه که به آنان امر شده را می‌دانند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۸۵

⚜ امام عسکری (علیه السلام) می فرماید:
أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ النَّاجُونَ مِمَّا مِنْهُ یَوْجَلُونَ الْفَائِزُونَ بِمَا بِهِ یُؤْمِنُون.
یعنی: از آنچه می‌ترسند نجات پیدا می‌کنند و به‌واسطه‌ی آنچه که به آن ایمان آورده‌اند پیروز و رستگار می‌شوند.
📚 همان، ج۶۵، ص۲۸۵

⚜ امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید:  فَاسْتَتِمُّوا نِعَمَ اللَّهِ عَزَّ ذِکْرُهُ بِالتَّسْلِیمِ لِقَضَائِهِ، وَ الشُّکْرِ عَلی نَعْمَائِهِ، فَمَنْ لَمْ یَرْضَ بِهذَا فَلَیْسَ مِنَّا وَ لَا إِلَیْنَا، وَ إِنَ الْحَاکِمَ یَحْکُمُ بِکِتَابِ اللَّهِ، وَ لَا خَشْیَهًَْ عَلَیْهِ مِنْ ذلِکَ، أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

یعنی: نعمت‌های خداوند را برای خود به‌وسیله‌ی تسلیم به قضای او و شکر نعمت‌هایش، کامل سازید. پس هرکس بدان راضی نباشد از ما نیست و رو به‌سوی ما ندارد. همانا حاکم، به حکم کتاب خدا قضاوت می‌کند و از آن ترسی بر وی نیست؛ آنها همان رستگاران هستند.
📚 همان، ج۷۴، ص۳۶۵

⚜ امیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَإِنَّ الْعَامِلَ بِطَاعَهًِْ اللَّهِ وَ الْحَاکِمَ بِحُکْمِ اللَّهِ لَا وَحْشَهًَْ عَلَیْهِ أُولَئِکَ الَّذِینَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ. أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

یعنی: آن‌کس که به فرمان‌برداری از خدا عمل کرده و به حکم خدا، حکم کند بیمی ندارد و از کسی نمی‌هراسد اؤلئک الّذین لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ.
📚 همان، ج۷۵، ص۹۴

 

📖 إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُون

🔻کسانى که کافر شدند، براى آنان یکسان است که آنان را از عذاب الهى بیم دهى یا ندهى؛ ایمان نخواهندآورد.

✅ ارتباط با آیه‌ی قبل

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: فَلَمَّا ذَکَرَ هَؤُلَاءِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَدَحَهُمْ، ذَکَرَ الْکَافِرِینَ الْمُخَالِفِینَ لَهُمْ فِی کُفْرِهِمْ؛ فَقَالَ: إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا… .

یعنی: هنگامی‌که خداوند از این مؤمنین یاد کرد و آن‌ها را در آیه قبل ستود در این آیه کافران را یاد کرده که در کفرورزیدنشان، مخالف مؤمنین هستند.

📚 همان، ج۶۵، ص۲۸۵ و ج۹، ص۱۷۳؛ فیه: «المنافقین» بدلٌ «الکافرین»

❇️ سبب نزول
⚜ قال الباقر (علیه السلام): إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَمَّا قَدِمَ الْمَدِینَهًَْ وَ ظَهَرَتْ آثَارُ صِدْقِهِ وَ آیَاتُ حَقِّهِ وَ بَیِّنَاتُ نُبُوَّتِهِ کَادَتْهُ الْیَهُودُ أَشَدَّ کَیْد وَ کَانَ مِمَّنْ قَصَدَهُ لِلرَّدِّ عَلَیْهِ وَ تَکْذِیبِهِ مَالِکُ بْنُ الصَّیْفِ وَ کَعْبُ بْنُ الْأَشْرَفِ وَ حَیُّ بْنُ أَخْطَبَ وَ جُدَیُّ بْنُ أَخْطَبَ وَ أَبُو یَاسِرِ بْنُ أَخْطَبَ وَ أَبُو لُبَابَهًَْ بْنُ عَبْدِ الْمُنْذِرِ وَ شُعْبَهًُْ فَقَالَ مَالِکٌ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)! تَزْعُمُ أَنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ؟ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): کَذَلِک. قَالَ: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)! لَنْ نُؤْمِنَ أَنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ حَتَّی یُؤْمِنَ لَکَ هَذَا الْبِسَاطُ الَّذِی تَحْتَنَا وَ لَا نَشْهَدُ لَکَ بِهِ حَتَّی یُؤْمِنَ وَ یَشْهَدَ لَکَ هَذَا السَّوْطُ وِ لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ أَنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ وَ لَنْ نُصَدِّقَکَ حَتَّی یُؤْمِنَ لَکَ هَذَا الْحِمَار … ثُمَّ عَادَ لِیَرْکَبَهُ فَعَادَ عَلَیْهِ الْحِمَارُ بِمِثْلِ صَنِیعِهِ فَلَمَّا کَانَ فِی السَّابِعَهًِْ أَوْ الثَّامِنَهًِْ أَنْطَقَ اللَّهُ تَعَالَی الْحِمَارَ فَقَالَ: یَا عَبْدَ اللَّهِ! بِئْسَ الْعَبْدُ أَنْتَ شَاهَدْتَ آیَاتِ اللَّهِ وَ کَفَرْتَ بِهَا أَنَا حِمَارٌ قَدْ أَکْرَمَنِیَ اللَّهُ بِتَوْحِیدِهِ فَأَنَا أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَه … قَالَ کَعْبٌ: فَلَا حَاجَهًَْ لِی فِیهِ بَعْدَ أَنْ ضُرِبَ بِسِحْرِکَ … لَمَّا انْصَرَفَ الْقَوْمُ مِنْ عِنْدِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ لَمْ یُؤْمِنُوا أَنْزَلَ اللَّهُ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ فِی الْعِظَهًِْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ فَوَعَظْتَهُمْ وَ خَوَّفْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ لَا یُصَدِّقُونَ بِنُبُوَّتِکَ وَ هُمْ قَدْ شَاهَدُوا هَذِهِ الْآیَاتِ وَ کَفَرُوا فَکَیْفَ یُؤْمِنُونَ بِکَ عِنْدَ قَوْلِکَ وَ دُعَائِکَ.

یعنی: امام باقر (علیه السلام) با ورود پیامبر(صلی الله علیه و آله) به شهر مدینه و آشکار شدن نشانه‌های درستی و حقّانیّت نبوّت ایشان، یهودیان به فکر چاره و مکرکردن افتادند و گروهی چون مالک‌بن‌صیف، کعب‌بن‌اشرف، حیّ‌بن‌اخطب، جدی‌بن‌اخطب، ابویاسربن‌اخطب و ابولبابه‌بن‌عبدمنذر و شعبه برای تکذیب و ردّ حضرت به پای خاستند. مالک به رسول‌خدا(صلی الله علیه و آله): «ای محمّد! تو می‌پنداری فرستاده‌ی خدایی»؟ حضرت فرمود: «بله چنین است»! او گفت: «ما هرگز به تو ایمان نمی‌آوریم مگر اینکه این فرش زیر پای ما یا این تازیانه و یا این درازگوش به رسالت و صداقت تو شهادت دهند …» پس از مکالمه‌ای طولانی با پیامبر(صلی الله علیه و آله) آن یهودی به‌سوی مرکبش بازگشت تا سوار آن شود و الاغ هم به طرف او آمد؛ همچون چهارپایی که خوب تربیت شده‌باشد. هنوز هفت، هشت قدم جلوتر نرفته بود که خداوند، درازگوش را به سخن درآورد و گفت: «ای بنده‌ی خدا! تو چه بد بنده‌ای هستی که آیات الهی را دیدی ولی به آن ایمان نیاوردی! من درازگوش هستم که خداوند اقرار به یگانگی‌اش را به من ارزانی داشته و به این وسیله مرا گرامی کرد و من شهادت می‌دهم که خدایی جز او نیست؛ او یگانه بی‌همتاست …»! پس کعب گفت: «ای محمّد! از این پس که تو این چهارپای مرا جادو کردی، من دیگر نیازی به آن ندارم». و از آنجا رفتند…
پس از اینکه آنان بدون ایمان‌آوردن به رسول‌خدا او را ترک کردند، خداوند فرمود: ای محمّد! بدان که موعظه برای کافران سودی ندارد زیرا که برای ایشان انذاردادن، موعظه‌کردن و ترساندن، با انذارندادن و نترساندن، یکسان است. آنها ایمان نمی‌آورند و نبوّت تو را تصدیق نمی‌کنند. آنها در حالی‌که این نشانه‌ها را دیدند، کفر ورزیدند! چگونه به سخن و دعوت تو ایمان بیاورند؟!
📚همان، ج۱۷، ص۳۰۷؛ با تفاوت اندک

 

📖 إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُون
🔻کسانی که کافر شدند

⚜ امام صادق (علیه السلام)می فرماید: الْکُفْرُ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَلَی خَمْسَهًِْ وُجُوهٍ؛ فَمِنْهُ کُفْرُ الْجُحُودِ وَ هُوَ عَلَی وَجْهَیْنِ جُحُودٍ بِعِلْمٍ وَ جُحُودٍ بِغَیْرِ عِلْمٍ فَأَمَّا الَّذِینَ جَحَدُوا بِغَیْرِ عِلْمٍ فَهُمُ الَّذِینَ حَکَی اللَّهُ عَنْهُمْ فِی قَوْلِهِ … إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ الْآیَهًَْ فَهَؤُلَاءِ کَفَرُوا وَ جَحَدُوا بِغَیْرِ عِلْمٍ.

یعنی: کفر در کتاب خدا بر پنج قسم است. یکی از آن اقسام، کفر معاندان است که خود، دو صورت دارد: یکی مخالفت از روی علم و آگاهی؛ و دیگری مخالفت از روی نادانی. امّا کسانی که ناآگاهانه مخالفت می‌کنند همان‌هایی هستند که مشمول این سخن خداوند می‌باشند: إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ … پس ایشان بدون آگاهی کافر شدند و عناد ورزیدند.
📚 حاجی نوری، مستدرک الوسایل، ج۱، ص۷۸

⚜ امام صادق (علیه السلام) می فرماید: قوله إنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ یَعْنِی بِتَوْحِیدِ اللَّهِ تَعَالَی.
یعنی:منظور از کفر، ردکردن و عدم اقراربه توحید و یگانگی خداوند است.
📚 همان، ج۱، ص۷۶؛ شیخ کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۸۹.

⚜أمیرالمؤمنین (علیه السلام)می فرماید: فَأَمَّا کُفْرُ الْجُحُودِ فَأَحَدُ الْوَجْهَیْنِ مِنْهُ جُحُودُ الْوَحْدَانِیَّهًِْ وَ هُوَ قَوْلُ مَنْ یَقُولُ لَا رَبَّ وَ لَا جَنَّهًَْ وَ لَا نَارَ وَ لَا بَعْثَ وَ لَا نُشُورَ وَ هَؤُلَاءِ صِنْفٌ مِنَ الزَّنَادِقَهًِْ وَ صِنْفٌ مِنَ الدَّهْرِیَّهًْ الَّذِینَ یَقُولُونَ: ما یُهْلِکُنا إِلَّا الدَّهْرُ وَ ذَلِکَ رَأْیٌ وَضَعُوهُ لِأَنْفُسِهِمْ اسْتَحْسَنُوهُ بِغَیْرِ حُجَّهًٍْ. فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَی: إِنْ هُمْ إِلَّا یَظُنُّونَ وَ قَال إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ.
یعنی: کفرِ منکرین، بر دو قسم است، یکی از آن دو کفر نسبت به وحدانیّت است، و آن گفتار کسانی است که می‌گویند: «نه خدایی هست و نه بهشتی و نه دوزخی و نه حشر و نشری». این جماعت از زنادقه و ملحدان می‌باشند و گفتار گروهی دیگر به نام دهریّه است که می‌گویند: «ما یهلکنا الا الدهر» (این روزگار است که ما را نابود می‌کند نه چیز دیگری) و این نظر آن‌ها بود که با آن استدلال می‌کردند؛ بدون آنکه دلیل قانع کننده‌ای داشته‌باشند لذا خداوند فرمود: آنها فقط از روی گمان چنین می‌گویند و خداوند درباره‌ی آنان می‌فرماید:إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ
📚 محدث نوری،مستدرک الوسایل، ج۱، ص۷۶؛ فیه: «و هو … الدّهریه» محذوف

⚜ امام صادق (علیه السلام)می فرماید: فَأَمَّا کُفْرُ الْجُحُودِ فَهُوَ الْجُحُودُ بِالرُّبُوبِیَّهًِْ وَ … هُوَ قوله إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ.
یعنی: منظور از کفر منکرین، انکار ربوبیّت خداوند است … چنانچه دراین سخنِ خداوند بیان شده است: إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لایُؤْمِنُونَ
📚شیخ کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۸۹

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَ بِمَا آمَنَ بِهِ هَؤُلَاءِ الْمُؤْمِنُونَ مِنْ تَوْحِیدِ اللَّهِ وَ نُبُوَّهًِْ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ بِوَصِیِّهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَلِیِّ اللَّهِ وَ وَصِیِّ رَسُولِهِ وَ بِالْأَئِمَّهًِْ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ (علیهم السلام) خِیَارِ عِبَادِهِ الْمَیَامِینَ الْقَوَّامِینَ بِمَصَالِحِ خَلْقِ اللَّهِ.
یعنی: منظور از إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا کسانی است که به خدا و به آنچه این مؤمنین ایمان آوردند، کافر شدند. آنچه که این مؤمنین به آن ایمان آوردند عبارت است از: یگانگی و توحید خدا، نبوّت محمّد (صلی الله علیه و آله) و نیز وصایت حضرت علی (علیه السلام) ولیّ خدا و جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله) امامان پاک (علیهم السلام) که از میان بندگان شایسته خدا و برگزیده هستند و در میان مردم به حفظ مصالح خلق قیام نموده‌اند.
📚 علامه بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۸۵

 

📖 إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُون
🔻برای آنان یکسان است

⚜ امام‌باقر (علیه السلام)می فرماید: فَلَمَّا انْصَرَفَ الْقَوْمُ مِنْ عِنْدِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ لَمْ یُؤْمِنُوا أَنْزَلَ اللَّهُ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)! إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ فِی الْعِظَهًِْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ.

یعنی: هنگامی‌که آن گروه (یهود) بدون اینکه ایمان بیاورند از نزد رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) رفتند، خداوند این آیه را نازل کرد: ای محمّد! بدان که موعظه برای کافران سودی ندارد؛ چرا که اگرآنها را از عذاب الهی بترسانی یا نترسانی فرقی برایشان ندارد و ایمان نمی‌آورند.
📚 همان، ج۱۷، ص۳۰۷ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۹۷؛ فیهما: «فوعظتهم و خوّفتهم» زیادهًْ

📖 إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُون
🔻از عذاب الهی بیم دهی

⚜ حضرت عسکری (علیه السلام) می فرماید: سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ خَوَّفْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَمْ تُخَوِّفْهُمْ لا یُؤْمِنُون.

یعنی: برای آن‌ها فرقی نمی‌کند چه آن‌ها را انذار داده و بترسانی و چه انذار ندهی و نترسانی، در هر حالت ایمان نمی‌آورند.
📚 همان، ج۶۵، ص۲۸۵ و ج۹، ص۱۷۳؛ الإمام العسکری، التفسیر،ص۹۱

⚜ امام باقر (علیه السلام)می فرماید: أَ أَنْذَرْتَهُمْ فَوَعَظْتَهُمْ وَ خَوَّفْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ.

یعنی: چه آن‌ها را انذار دهی و از عذاب الهی ترسانده و موعظه کنی و چه انذار ندهی و نترسانی، آن‌ها ایمان نمی‌آورند.
📚 همان، ج۱۷، ص۳۰۷

📖 إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُون
🔻 ایمان نخواهند آورد

⚜ امام‌ عسکری (علیه السلام)می فرماید: لا یُؤْمِنُونَ أَخْبَرَ عَنْ عِلْمِهِ فِیهِمْ وَ هُمُ الَّذِینَ قَدْ عَلِمَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ أَنَّهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ.

یعنی: خداوند از علم غیب خود به پیامبرش اطّلاع می‌دهد. این کافران همان کسانی هستند که خداوند می‌داند ایمان نخواهندآورد.
📚 همان، ج۱۷، ص۲۱۹ و ج۶۵، ص۲۸۵ وج۹، ص۱۷۳ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۹۱.

⚜ امام باقر (علیه السلام)می فرماید: أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ لَا یُصَدِّقُونَ بِنُبُوَّتِکَ وَ هُمْ قَدْ شَاهَدُوا هَذِهِ الْآیَاتِ وَ کَفَرُوا فَکَیْفَ یُؤْمِنُونَ بِکَ عِنْدَ قَوْلِکَ وَ دُعَائِکَ.

یعنی: آن‌ها نبوّت تو را تصدیق نمی‌کنند. آن‌ها درحالی‌که این نشانه‌ها را دیدند کافر شدند؛ پس چگونه با دعوت و سخن تو ایمان بیاورند؟!
📚 همان، ج۱۷، ص۳۰۷؛الإمام العسکری،التفسیر، ص۹۷؛ فیه: «فعالک» بدل «دعایک»

⚜ أمیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: لا یُؤْمِنُونَ أَیْ لَا یُؤْمِنُونَ بِتَوْحِیدِ اللَّه.

یعنی: آن‌ها به وحدانیّت و یگانگی خداوند ایمان نخواهندآورد.
📚 همان، ج۶۹، ص۱۰۰ و ج۹۰، ص۵۹؛ شیخ کلینی، الکافی،ج۲، ص۳۸۹

⚜ امام صادق (علیه السلام)می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ وَ أظْهَرَ لَهُمْ تِلْکَ الآیَاتُ فَقَابَلُوهَا بِالکُفْرِ.

یعنی: خداوند آن آیات را برای ایشان آشکارکرد ولی آن کافران با کفرشان در برابر آن مقابله کردند.
📚 الإمام العسکری، التفسیر، ص۹۹

 

📖 خَتَمَ اللهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَهٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ
🔻خدابر دل‌ها و گوش‌هاى آنان مهر نهاده و بر چشم هایشان پرده‌اى افکنده شده؛ و عذاب بزرگى در انتظار آنهاست.

📖خَتَمَ اللهُ…
🔻خدا مهر نهاده است
⚜ امام رضا(علیه السلام) می فرماید: الخَتْمُ هُوَ الطَّبْعُ عَلَی قُلُوبِ الْکُفَّارِ عُقُوبَهًًْ عَلَی کُفْرِهِمْ.

یعنی: «ختم» مهری است که بر دل کفّار به جزای کفرشان نهاده شده است.
📚 شیخ صدوق،عیون أخبارالرضا (علیه السلام)،ج۱، ص۱۲۳

⚜امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: خَتَمَ اللهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ عَلی سَمْعِهِمْ وَ عَلی أَبْصارِهِمْ غِشاوَهٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ أَیْ وَسَمَهَا بِسِمََهًًٍْ یَعْرِفُهَا مَنْ یَشَاءُ مِنْ مَلَائِکَتِهِ إِذَا نَظَرُوا إِلَیْهَا بِأَنَّهُمُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ وَ عَلی سَمْعِهِمْ کَذَلِکَ بِسِمَاتٍ وَ عَلی أَبْصارِهِمْ غِشاوَهًٌَْ وَ ذَلِکَ أَنَّهُمْ لَمَّا أَعْرَضُوا عَنِ النَّظَرِ فِیمَا کُلِّفُوهُ وَ قَصَّرُوا فِیمَا أُرِیدَ مِنْهُمْ وَ جَهِلُوا مَا لَزِمَهُمُ الْإِیمَانُ بِهِ فَصَارُوا کَمَنْ عَلَی عَیْنَیْهِ غِطَاءٌ لَا یُبْصِرُ مَا أَمَامَه.

یعنی: معنای این آیه آن است که خداوند بر قلوب ایشان علامت و نشانه‌ای گذاشت که اگر هر یک از فرشتگانی که خود بخواهد، به آن مهر نگاه کند آن نشانه را می‌شناسد و می‌داند که ایشان از کسانی هستند که ایمان نیاورده‌اند و همین‌طور بر گوش‌های آنان نیز چنین علامت و نشانه‌هایی گذاشت و بر چشم‌هایشان هم پرده‌هایی افکند. و وقتی که آن‌ها از توجّه به آنچه موظّف به انجام آن بودند اعراض کرده، درباره‌ی آنچه از آن‌ها خواسته شده‌بود کوتاهی نموده و نسبت به چیزی که باید به آن ایمان آورند غفلت ورزیدند مثل کسی شدند که بر روی چشم‌هایش پرده‌ایست که پیش روی خود را نمی‌بیند.
📚 شیخ طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۴۵۵؛ فیه: «الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ … ذَلِکَ أَنَّهُمْ» محذوفٌ؛ الإمام العسکری، التفسیر،ص۹۸

⚜پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: بِمَا کَانَ مِنْ کُفْرِهِمْ بِاللَّهِ وَ کُفْرِهِمْ بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله).

یعنی: این جزا به‌خاطر کفرشان نسبت به خدا و محمّد (صلی الله علیه و آله) بود.

📚 الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۱۱؛ علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۲، ص۲۹

 

📖 خَتَمَ اللهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَهٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ
🔻بر دل‌های آنان

⚜امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: عَلَی قُلُوبِ الْکُفَّار.
یعنی: مُهر بر دل کفّار است.
📚 شیخ صدوق، عیون أخبارالرضا(علیه السلام)،ج۱، ص۱۲۳

⚜امام صادق(علیه السلام)می فرماید: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَمَّا أَظْهَرَ لِلْیَهُودِ وَ لِجَمَاعَهًٍْ مِنَ الْمُنَافِقِینَ الْمُعْجِزَاتِ فَقَابَلُوهَا بِالْکُفْرِ أَخْبَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَنْهُمْ بِأَنَّهُ جَلَّ ذِکْرُهُ خَتَمَ عَلَی قُلُوبِهِمْ وَ عَلَی سَمْعِهِمْ خَتْماً یَکُونُ عَلَامَهًًْ لِمَلَائِکَتِهِ الْمُقَرَّبِینَ الْقُرَّاءِ لِمَا فِی اللَّوْحِ الْمَحْفُوظِ مِنْ أَخْبَارِ هَؤُلَاءِ الْمُکَذِّبِینَ الْمَذْکُورِینَ فِیهِ أَحْوَالُهُمْ حَتَّی إِذَا نَظَرُوا إِلَی أَحْوَالِهِمْ وَ قُلُوبِهِمْ وَ أَسْمَاعِهِمْ وَ أَبْصَارِهِمْ وَ شَاهَدُوا مَا هُنَاکَ مِنْ خَتْمِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عَلَیْهَا ازْدَادُوا بِاللَّهِ مَعْرِفَهًًْ وَ بِعِلْمِهِ بِمَا یَکُونُ قَبْلَ أَنْ یَکُونَ یَقِیناً حَتَّی إِذَا شَاهَدُوا هَؤُلَاءِ الْمَخْتُومَ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی جَوَارِحِهِمْ یُخْبِرُونَ عَلَی مَا قَرَءُوا مِنَ اللَّوْحِ الْمَحْفُوظِ وَ شَاهَدُوهُ فِی قُلُوبِهِمْ وَ أَسْمَاعِهِمْ وَ أَبْصَارِهِمْ ازْدَادُوا بِعِلْمِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ بِالْغَائِبَاتِ یَقِیناً.
یعنی: زمانی‌که رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) برای قوم یهود و عدّه‌ای از منافقان، معجزات را آشکار فرمود ولی آن‌ها با کفر با آن حقیقت، مقابله کرده و ایمان نیاوردند، خداوند درباره‌ی ایشان خبر داد که بر قلب‌ها و گوش‌هایشان مهری نهاده است که برای ملائکه ی مقرّب علامت و نشانه باشد. این فرشتگان مقرّب الهی کسانی هستند که اخبار این دروغگویان و احوالات بیان‌شده‌ی آنان در لوح محفوظ را می‌خوانند و چون به احوالات ایشان، قلب‌ها، گوش‌ها و چشمانشان نگاه کرده و مُهر خداوند، که بر پرونده‌ی آن‌ها زده شده را ببینند، معرفت آن فرشتگان به خداوند و به علم او که تا قبل از این به آن یقین پیدا نکرده‌بودند، زیادتر می‌شود. وقتی فرشتگان، این افراد را ببینند که بر قلب و سایر اعضایشان مهر و علامت زده شده، همان‌طورکه در لوح محفوظ خوانده‌بودند و همان مطالبی را که خوانده بودند و در قلب‌ها، گوش‌ها و چشمان آن‌ها مشاهده کنند، ایمان و یقینشان به علم خداوند به علم غیب، بیشترمی‌شود.
📚 علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۴۲، ص۲۹

⚜أمیرالمؤمنین(علیه السلام)می فرماید: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لِعَلِیٍّ (علیه السلام) انْظُرْ! فَنَظَرَ إِلَی عَبْدِ‌اللَّهِ‌بْنِ‌أُبَیٍّ وَ إِلَی سَبْعَهًِْ نَفَرٍ مِنَ الْیَهُودِ فَقَالَ: قَدْ شَاهَدْتُ خَتْمَ اللهِ عَلَی قُلُوبِهِمْ وَ عَلَی سَمْعِهِمْ وَ عَلَی أَبْصَارِهِمْ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): أَنْتَ یَا عَلِیُ (علیه السلام) أَفْضَلُ شُهَدَاءِ اللَّهِ فِی الْأَرْضِ بَعْدَ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ. قَالَ: فَذَلِکَ قَوْلُه: خَتَمَ اللهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ عَلی سَمْعِهِمْ وَ عَلی أَبْصارِهِمْ غِشاوَهٌ.

یعنی: رسول‌خدا(صلی الله علیه و آله) به حضرت علی(علیه السلام) فرمود: به این افراد نگاه کن! علی(علیه السلام)، عبدالله‌بن‌اُبیّ و هفت تن از یهودیان را دید. و فرمود: «دیدم که خداوند بر دل و گوش و چشم‌هایشان مهر نهاده است». سپس پیامبر (صلی الله علیه وآله)فرمود: «ای علی! تو پس از رسول‌خدا برترین گواهان خداوند روی زمین هستی! این همان کلام خداوند متعال است که فرمود: خَتَمَ اللهُ عَلَی قُلُوبِهمْ وَعَلَی سَمْعِهِمْ وَعَلَی أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَهٌ».
📚الإمام العسکری، التفسیر،ص۱۱۱ و علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۲، ص۲۹

⚜ قال الرّسول (صلی الله علیه و آله): خَتَمَ اللهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ عَلی سَمْعِهِمْ وَ عَلی أَبْصارِهِمْ غِشاوَهٌ تُبْصِرُهَا الْمَلَائِکَهًُْ فَیَعْرِفُونَهُمْ بِهَا وَ یُبْصِرُهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ یُبْصِرُهَا خَیْرُ خَلْقِ اللَّهِ بَعْدَهُ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام).

یعنی:فرشتگان و رسول‌خدا(صلی الله علیه و آله) و برترین آفریده‌ی خداوند پس۹چ از او یعنی علیّ‌بن‌ابی‌طالب(علیه السلام)، مُهر دل‌های کافران را می‌بینند و کافران را از روی این نشانه می‌شناسند.
📚 علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۴۲، ص۲۹ و الإمام العسکری، التفسیر ، ص۱۱۱

 

📖 خَتَمَ اللهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَهٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ
🔻عذاب بزرگی

⚜ امام عسکری (علیه السلام) می فرمایند: وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ یَعْنِی فِی الْآخِرَهًِْ الْعَذَابُ الْمُعَدُّ لِلْکَافِرِینَ وَ فِی الدُّنْیَا أَیْضاً لِمَنْ یُرِیدُ أَنْ یَسْتَصْلِحَهُ بِمَا یَنْزِلُ بِهِ مِنْ عَذَابِ الِاسْتِصْلَاحِ لِیُنَبِّهَهُ لِطَاعَتِهِ وَ مِنْ عَذَابِ الِاصْطِلَامِ لِیُصَیِّرَهُ إِلَی عَدْلِهِ وَ حِکْمَتِهِ.

یعنی: کفّار در آخرت گرفتار عذابی خواهندشد که برایشان آماده شده است و در دنیا نیز این عذاب برای کسانی خواهد بود که خدا می‌خواهد آن‌ها را به‌وسیله‌ی عذابهای بیدارکننده اصلاح کند. تا اینکه این بندگان با این عذاب‌های بیدارکننده متوجّه لزوم عبادت و اطاعت خدا شده و با عذاب‌های بیچاره‌کننده ای که گرفتارش می‌شوند به خود آمده و به مسیر حکمت و عدالت الهی بازگردند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۴ و ج۵، ص۲۰۰؛ شیخ طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۴۵۵؛ فیه: «الإصلاح» بدل «الإستصلاح»

⚜پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرماید:
وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ فِی الْآخِرَهًِْ.

یعنی: این عذاب بزرگ، عذاب آنان در آخرت است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۴ و شیخ طبرسی، الاحتجاج، ج۲،

 

📖 وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنین
گروهى از مردم کسانى هستند که مى‌گویند: «به خدا و روز بازپسین ایمان آورده‌ایم»! درحالى که ایمان نیاورده‌اند.

🔻گروهی ازمردم
⚜ از امام‌صادق(علیه السلام) نقل است که فرمود: قَالَ عَزَّوَجَلَّ فِی صِفَتِهِم (أَلْمُنَافِقِینَ) وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِینَ.

یعنی: خداوند در وصف منافقان این آیه را بیان می‌کند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۹، ص۲۰۷

⚜ از امام صادق (علیه السلام) نقل است که فرمود: إِنَّ الْحَکَمَ بْنَ‌عُتَیْبَهًَْ مِمَّنْ قَالَ اللَّهُ: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِینَ فَلْیُشَرِّقِ الْحَکَمُ وَ لْیُغَرِّبْ أَمَا وَ اللَّهِ لَا یُصِیبُ الْعِلْمَ إِلَّا مِنْ أَهْلِ بَیْتٍ نَزَلَ عَلَیْهِمْ جَبْرَئِیلُ.

یعنی: حکم‌بن‌عتیبه از کسانی است که خدا درباره‌ی آن‌ها فرموده است: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِین به خدا قسم! اگر حتّی «حکم» به مشرق و مغرب برود و هرچه بکند، علم جز خاندانی که جبرئیل (علیه السلام) بر آن‌ها نازل شده به کسی نمی‌رسد.
📚 شیخ کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۹۹

⚜ امام باقر(علیه السلام)نقل است که فرمود: إِنَّ الْحَکَمَ بْنَ عُتَیْبَهًَْ وَ سَلَمَهًَْ وَ کَثِیرَ النَّوَّاءِ وَ أَبَا الْمِقْدَامِ وَ التَّمَّارَ یَعْنِی سَالِماً أَضَلُّوا کَثِیراً مِمَّنْ ضَلَّ مِنْ هَؤُلَاءِ النَّاسِ وَ إِنَّهُمْ مِمَّنْ قَالَ اللَّهُ وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِینَ.

یعنی: حکم‌بن‌عتیبه، کثیرالنواء، اباالمقدام و سالم‌تمار، گروهی از این مردم را گمراه کردند. آن‌ها از کسانی هستند که خداوند درباره‌ی آن‌ها در این آیه می‌فرماید: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِینَ
📚 العیاشی، التفسیر، ج۱، ص۳۲۶، کشی، الرجال، ص۲۴۰
✍ از مشکلاتی که برخی مدعیان دینداری دارند این است که برای کسب علم به غیر از اهل بیت(علیهم السلام) مراجعه می کنند و این یک هشدار جدی برای هر عصری است که مدعیان دانایی در علم دین فراوان هستند؛ یکی از این افراد حکم بن عتیبه بود که امام باقر(علیه السلام) به او و سَلَمَهَ بن کُهَیل نقل است که فرمود: شَرِّقا وغَرِّبا لَن تَجِدا عِلما صَحیحا إلاّ شَیئا یَخرُجُ مِن عِندِنا أهلَ البَیتِ.

یعنی: اگر به شرق و غرب بروید، هرگز دانش درستی را نخواهید یافت، مگر همان چیزی که از ما خاندان صادر شود.
📚 علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج۲، ص۹۲

 

📖 وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنین
🔻به خدا و روز بازپسین ایمان آورده‌ایم

⚜ از امام کاظم (علیه السلام)نقل است که فرمود: انَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَمَّا أَوْقَفَ الْعَالِمَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علی‌بن‌أبی‌طالب (علیه السلام) فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ … فَقَامَ مِنْ بَیْنِ جَمَاعَتِهِمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ وَ قَالَ: بَخْ بَخْ لَکَ یَا ابْنَ أَبِی طَالِبٍ أَصْبَحْتَ مَوْلَایَ وَ مَوْلَی کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهًٍْ. ثُمَّ تَفَرَّقُوا عَنْ ذَلِکَ وَ قَدْ وُکِّدَتْ عَلَیْهِمُ الْعُهُودُ وَ الْمَوَاثِیقُ ثُمَّ إِنَّ قَوْماً مِنْ مُتَمَرِّدِیهِمْ وَ جَبَابِرَتِهِمْ تَوَاطَئُوا بَیْنَهُمْ إِنْ کَانَتْ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) کَائِنَهًٌْ لَنَدْفَعَنَّ عَنْ عَلِیٍّ (علیه السلام) هَذَا الْأَمْرَ وَ لَا نَتْرُکَنَّهُ لَهُ فَعَرَفَ اللَّهُ ذَلِکَ مِنْ قِبَلِهِمْ وَ کَانُوا یَأْتُونَ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ یَقُولُونَ: لَقَدْ أَقَمْتَ عَلِیّاً (علیه السلام) أَحَبَّ خَلْقِ اللَّهِ إِلَی اللَّهِ وَ إِلَیْکَ وَ إِلَیْنَا کَفَیْتَنَا بِهِ مَئُونَهًَْ الظَّلَمَهًِْ لَنَا وَ الْجَائِرِینَ فِی سِیَاسَتِنَا وَ عَلِمَ اللَّهُ تَعَالَی فِی قُلُوبِهِمْ خِلَافَ ذَلِکَ مِنْ مُوَالَاهًِْ بَعْضِهِمْ لِبَعْضٍ وَ أَنَّهُمْ عَلَی الْعَدَاوَهًِْ مُقِیمُونَ وَ لِدَفْعِ الْأَمْرِ عَنْ مُحِقِّهِ مُؤْثِرُونَ فَأَخْبَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) عَنْهُمْ فَقَالَ: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)! وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللهِ الَّذِی أَمَرَکَ بِنَصْبِ عَلِیٍّ (علیه السلام) إِمَاماً وَ سَائِساً لِأُمَّتِکَ وَ مُدَبِّراً وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِینَ بِذَلِکَ وَ لَکِنَّهُمْ مُوَاطِئُونَ عَلَی هَلَاکِکَ وَ هَلَاکِهِ یُوَطِّنُونَ أَنْفُسَهُمْ عَلَی التَّمَرُّدِ عَلَی عَلِیٍّ (علیه السلام) إِنْ کَانَتْ بِکَ کَائِنَهًٌْ.

یعنی: هنگامی‌که رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) در روز غدیر، امیرمؤمنین علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) را در آن جایگاه ایستاند، و خطبه‌ی غدیر را بیان فرمود از میان آن جمع، عمربن‌خطاب برخاست و گفت: «مبارک باشد ای پسر ابوطالب! تو مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمن شدی»! سپس درحالی‌که این عهد و پیمان با تمام تأکید و استحکام از آن‌ها گرفته‌شد از آنجا بیرون رفته و پراکنده شدند. بعد از آن رویداد، گروهی از سرکشان ستمگر آن قوم، در میان خویش دسیسه چیده و توافق کردند و گفتند: «اگر برای محمّد (صلی الله علیه و آله) حادثه ای رخ داد و از دنیا رفت ما قطعاً این امر را از علی (علیه السلام) دفع می‌کنیم و اجازه نمی‌دهیم این مقام برای او باشد و در این جایگاه بماند». امّا خداوند متعال از دل‌های آنان و آنچه در آن می‌گذشت آگاه بود. آن‌ها نزد رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) می‌آمدند و می‌گفتند: «به راستی که علی (علیه السلام) را نزد خداوند، خود و ما محبوب ترین آفریدگان قرار دادی و او را برای در امان نگاه‌داشتن ما از حکومت بیدادگران و ستمگران کافی دانستی و ما را در این موارد کفایت کردی». این در حالی بود که خداوند متعال می‌دانست آنان در دل، خلاف گفته‌هایشان و در سر، دسیسه‌ای دارند و در راه دشمنی با او استوارند و برآنند تا این مرد شایسته را از این امر کنار زنند. لذا خداوند حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) را از نیّت آن‌ها با خبر ساخت و فرمود: «ای محمّد! بعضی از مردم می‌گویند ما به خدایی که تو را فرمان داد تا علی (علیه السلام) را امام و مهتر و پیشوای امّتت گردانی، ایمان داریم؛ حال آنکه آنان به این مطلب ولایت علی (علیه السلام) ایمان ندارند؛ بلکه بر کشتن تو و او تبانی کرده و خود را آماده کرده‌اند تا بعد از مرگ تو از علی (علیه السلام) سرپیچی کنند».
📚 همو، ج۳۷، ص۱۴۱؛ الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۱۲و در بحرانی، البرهان؛ فیه: «قلوبهم» بدل «قبلهم»

 

📖 یُخادِعُونَ أللهَ وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ ما یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما یَشْعُرُونَ
🔻به گمان خود خدا و مؤمنان را فریب مى دهند؛ در حالى که جز خودشان را فریب نمى‌دهند؛ ولى نمى‌فهمند.

⚜امام کاظم(علیه السلام)می فرماید:
🔹 لَمَّا نَصَبَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) عَلِیّاً (علیه السلام) یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ وَ أَمَرَ عُمَرَ وَ تَمَامَ تِسْعَهًٍْ مِنْ رُؤَسَاءِ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ أَنْ یُبَایِعُوهُ بِإِمْرَهًِْ الْمُؤْمِنِینَ فَفَعَلُوا ذَلِکَ وَ تَوَاطَئُوا بَیْنَهُمْ أَنْ یَدْفَعُوا هَذَا الْأَمْرَ عَنْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ أَنْ یُهْلِکُوهُمَا کَانَ مِنْ مُوَاطَاتِهِمْ
زمانی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در غدیرخم امام علی (علیه السلام) را به امامت منصوب کرد، به عمر و هر هفت نفر از رؤسای مهاجر و انصار فرمان داد که با او به عنوان امیرالمؤمنین بیعت کنند. پس آن‌ها هم چنین کردند ولی با یکدیگر توافق کردند که علی (علیه السلام) را از این امر، برکنارکرده، او و پیامبر را نابود سازند. لذا سخنانی را که در ذیل به پیامبر گفتند، همه از جمله توافقات و توطئه‌های شان بود.

🔹اوّلین آن‌ها گفت: «من به هیچ چیزی، به اندازه‌ی این بیعت توجّه و دقّت ندارم و امیدوارم که خداوند، به‌خاطر آن مرا در قصرهای بهشتی جای داده و از بهترین ساکنان و منزل‌کنندگان در آن قرارم دهد».
و دوّمی آن‌ها گفت: «پدر و مادرم به فدایت ای رسول‌خدا! مطمئنّم که این بیعت، تنها راه ورود به بهشت و دوری از آتش جهنّم است و به خدا سوگند نقض پیمانی که با تو بستم، مرا خوشحال نمی‌کند. زمین تا به عرش برای من، آکنده از مرواریدهای تر و تازه و جواهرات فاخر شده است».
و سوّمین نفر آن‌ها گفت: «ای رسول‌خدا! به خدا سوگند از اینکه با این بیعت در رضوان خداوند وارد شدم بسیار خوشحال و خرسندم و یقین دارم چنانچه تمام گناهان اهل زمین در پرونده‌ی من باشد، با این بیعت، همه پاک شده و از بین می‌رود و بر سخنانش، سوگند یاد کرد». پس از آنان تمام ستمگران و سرکشان، از گفتار ایشان تبعیّت کردند و کلماتی مثل حرف‌های آن‌ها بر زبان جاری کردند.

🔹 فَقَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله): یُخادِعُونَ اللهَ یَعْنِی یُخَادِعُونَ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِأَیْمَانِهِمْ خِلَافَ مَا فِی جَوَانِحِهِمْ وَ الَّذِینَ آمَنُوا کَذَلِکَ أَیْضاً الَّذِینَ سَیِّدُهُمْ وَ فَاضِلُهُمْ عَلِیُّ بنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) ثُمَّ قَالَ: وَ ما یَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ مَا یَضُرُّونَ بِتِلْکَ الْخَدِیعَهًِْ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنْهُمْ وَ عَنْ نُصْرَتِهِمْ وَ لَوْ لَا إِمْهَالُهُ لَهُمْ مَا قَدَرُوا عَلَی شَیْءٍ مِنْ فُجُورِهِمْ وَ طُغْیَانِهِمْ وَ ما یَشْعُرُونَ أَنَّ الْأَمْرَ کَذَلِکَ وَ أَنَّ اللَّهَ یُطْلِعُ نَبِیَّهُ عَلَی نِفَاقِهِمْ وَ کَذِبِهِمْ وَ کُفْرِهِمْ وَ یَأْمُرُهُ بِلَعْنِهِمْ فِی لَعْنَهًِْ الظَّالِمِینَ النَّاکِثِینَ وَ ذَلِکَ اللَّعْنُ لَا یُفَارِقُهُمْ فِی الدُّنْیَا یَلْعَنُهُمْ خِیَارُ عِبَادِ اللَّهِ وَ فِی الْآخِرَهًِْ یُبْتَلَوْنَ بِشَدَائِدِ عِقَابِ اللَّه.
پس خداوند به محمّد (صلی الله علیه و آله) فرمود: یُخادِعُونَ اللهَ یعنی آنها رسول‌خدا و نیز مؤمنان که سرور و برترین آن‌ها علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) است را با پیمان‌هایی خلاف آنچه که در دلشان است، فریب می‌دهند. سپس فرمود: “وَ ما یَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ” و تنها خودشان از این خدعه و نیرنگشان متضرّر می‌شوند و خداوند از آن‌ها و یاریشان بی‌نیاز است. و اگر سنّت خداوند چنین نبود و خداوند به آنان مهلت نمی‌داد تا زنده بمانند و چنین اعمالی انجام دهند، قطعاً آن‌ها نمی‌توانستند طغیان و سرکشی کنند. آنها نمی‌فهمند که امر ما این‌گونه است و خداوند به پیامبرش از دورویی، دروغ و کفر آن‌ها خبر می‌دهد و حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) را امر می‌کند که بر ستمگران پیمان‌شکن لعن بفرستد و آن لعن در دنیا از ایشان جدا نمی‌شود. در دنیا بهترین بندگان خدا ایشان را لعن می‌کنند و در آخرت نیز به شدیدترین عذابهای الهی گرفتار خواهندشد.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۴ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۱۳

 

⚜ از امام صادق (علیه السلام) نقل است که فرمود: لَا تُرَاءِ بِعَمَلِک … قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یُخادِعُونَ اللهَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ ما یَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما یَشْعُرُونَ

یعنی: در کارهایت ریا و تظاهر نکن … خداوند در قرآن می‌فرماید: یُخادِعُونَ اللهَ وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ ما یَخْدَعُونَ إِلّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما یَشْعُرُونَ
📚 علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۶۹، ص۳۰۰

⚜ نقل است که به پیامبر(صلی الله علیه و آله) عرض شد: وَ کَیْفَ یُخَادِعُ اللَّهَ؟ قَالَ: یَعْمَلُ بِمَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ ثُمَّ یُرِیدُ بِهِ غَیْرَهُ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الرِّیَاءَ فَإِنَّهُ شِرْکٌ بِاللَّه.

یعنی: چگونه کسی خدا را فریب می‌دهد؟ فرمود: تقوا پیشه کنید و از ریا بپرهیزید که ریا شرک به خداوند است.
📚 همان، ج۶۹، ص۲۹۵ و در بحرانی، البرهان؛ فیه: «اجْتَنِبُوا» محذوف

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: یُخَادِعُونَ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) بِإِبْدَائِهِمْ خِلَافَ مَا فِی جَوَانِحِهِمْ.

یعنی: آن‌ها با آشکار و ظاهرکردن چیزی (ایمان به گفتار پیامبر) که مخالف آن را در دل می‌پروراندند، گمان می‌کردند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) را فریب می‌دهند.
📚 همان، ج۳۷، ص۱۴۱

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: یُخَادِعُونَ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) بِأَیْمَانِهِمْ خِلَافَ مَا فِی جَوَانِحِهِمْ.

یعنی: با سوگندخوردن بر آنچه که خلاف درون و باورشان است، قصد دارند رسول‌خدا(صلی الله علیه و آله) را فریب دهند.
📚 الإمام العسکری، التفسیر،ص۱۱۳

⚜ نقل است که به پیامبر (صلی الله علیه و آله) عرض شد: قِیلَ لَهُ: وَ کَیْفَ یُخَادِعُ اللَّهَ؟ قَالَ: یَعْمَلُ بِمَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ ثُمَّ یُرِیدُ بِهِ غَیْرَهُ.

یعنی: ای رسول‌خدا! چگونه کسی خدا را فریب می‌دهد؟ فرمود: در ظاهر به فرمان خداوند عزّوجلّ عمل می‌کند، امّا در دل نیّتی به جز او دارد و قصدش چیز دیگری است.
📚 همان، ج۶۹، ص۲۹۵

⚜ از امام صادق (علیه السلام) نقل است که فرمود: وَ اعْلَمْ أَنَّکَ لَا تَقْدِرُ عَلَی إِخْفَاءِ شَیْءٍ مِنْ بَاطِنِکَ عَلَیْهِ وَ تَصِیرُ مَخْدُوعاً قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: یُخادِعُونَ اللهَ.

یعنی: بدان که تو توانایی نداری اسرار باطن خود را از خداوند مخفی بداری که اگر چنین کنی خودت فریب خورده‌ای؛ چرا که خداوند در قرآن می‌فرماید: یُخادِعُونَ اللهَ …
📚 شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج۱، ص۱۰۷

📖 یُخادِعُونَ أللهَ وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ ما یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما یَشْعُرُونَ
🔻در حالی که جز خودشان را فریب نمی‌دهند

⚜ از رسول خدا(علیه السلام) نقل است که فرمود: إِنَ الْمُرَائِیَ یُدْعَی یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ بِأَرْبَعَهًِْ أَسْمَاءٍ: یَا کَافِرُ، یَا فَاجِرُ، یَا غَادِرُ، یَا خَاسِرُ! حَبِطَ عَمَلُکَ وَ بَطَلَ أَجْرُکَ، فَلَا خَلَاصَ لَکَ الْیَوْمَ فَالْتَمِسْ أَجْرَکَ مِمَّنْ کُنْتَ تَعْمَلُ لَه.

یعنی: ریا کار در روز قیامت، به چهار نام خوانده می‌شود: «ای کافر! ای فاجر (گناهکار)! ای غادر (خیانتکار)! ای خاسر (زیانکار)! عملت از بین رفت و اجرت باطل گردید و امروز هیچ سود و بهره‌ای نداری. مزد خود را از آن‌کس طلب کن که برایش کار می‌کردی».
📚 همان، ج۱، ص۶۹
✍ از مجموع روایات ارائه شده مشخص می گردد بحث خدعه به خداوند شامل این موارد است:
۱-غاصبان حق ولایت امیر المومنین(علیه السلام)،
۲- ریاکاران
۳- منافقان و کسانی که ظاهر و باطنی متفاوت از هم دارند
۴-کسانی که سوگند به دروغ می خورند.
عملکرد مثبت چنین افرادی از نظر خداوند هیچ ارزشی ندارد، به همین جهت در ادامه آیه می فرماید:”وَ ما یَشْعُرُونَ”

 

📖 فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ بِما کانُوا یَکْذِبُون
🔻در دل‌هاى آنان یک نوع بیمارى است؛ خداوند بر بیمارى آنان افزوده؛ و به‌خاطر دروغ‌هایى که مى‌گفتند، عذاب دردناکى در انتظار آن‌هاست.

📖 فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ بِما کانُوا یَکْذِبُون
🔻در دل‌های آنان یک نوع بیماری است

⚜ امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: فَمَرِضَتْ قُلُوبُ الْقَوْمِ لَمَّا شَاهَدُوا ذَلِکَ مُضَافاً إِلَی مَا کَانَ مِنْ مَرَضِ أَجْسَامِهِمْ لَهُ وَ لِعَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) فَقَالَ اللَّهُ عِنْدَ ذَلِکَ: فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَیْ فِی قُلُوبِ هَؤُلَاءِ الْمُتَمَرِّدِینَ الشَّاکِّینَ النَّاکِثِینَ لِمَا أَخَذْتَ عَلَیْهِمْ مِنْ بَیْعَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام).

یعنی: منافقان وقتی صحنه ی بیعت‌گرفتن برای علی (علیه السلام) را دیدند، به‌خاطر کینه‌ی دلشان نسبت به پیامبر (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام)، بیماری و مرضِ دل، بر مرضِ جسمشان افزوده‌شد، در این هنگام خداوند فرمود: فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ یعنی خداوند در قلب‌های این افراد سرکش و شک‌کننده و پیمان‌شکن که عهد بیعت با علی (علیه السلام) را شکستند، مرض و بیماری انداخت.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۴۴، الإمام العسکری، التفسیر،ص۱۱۷؛ فیهما: «حسدهم» بدل «اجسادهم»

📖 فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ بِما کانُوا یَکْذِبُون
🔻خداوند بر بیماری آنان افزوده است

⚜ از امام کاظم(علیه السلام) نقل است که فرمود: فَزادَهُمُ اللهُِ مَرَضاً بِحَیْثُ تَاهَتْ لَهُ قُلُوبُهُمْ جَزَاءً بِمَا أَرَیْتَهُمْ مِنْ هَذِهِ الْآیَاتِ وَ الْمُعْجِزَات.

یعنی: وقتی خداوند نشانه‌ها و معجزاتی برای هدایتشان به آن‌ها ارائه کرد ولی آن‌ها روی گردانیدند، قلب‌هایشان سرگردان شده و گمراه‌تر گشتند و به این معنا مریضی قلبشان افزون شد.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۴۴ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۱۷

📖 فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ بِما کانُوا یَکْذِبُون
🔻به خاطر دروغ‌هایی که می‌گفتند، عذاب دردناکی در انتظار آنهاست

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ بِما کانُوا یَکْذِبُونَ مُحَمَّداً (علیه السلام) وَ یَکْذِبُونَ فِی قَوْلِهِمْ إِنَّا عَلَی الْعَهْدِ وَ الْبَیْعَهًِْ مُقِیمُونَ.

یعنی: آن منافقین دچار عذاب دردناک می‌شوند زیرا محمّد را تکذیب کرده و نیز این سخن خود را که ما بر عهد و پیمان خود استواریم، در عمل تکذیب می‌کردند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۴۴و الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۱۷

 

📖 وَ إِذا قیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ
🔻و هنگامى‌که به آنان گفته‌شود: «در زمین فساد نکنید!» مى‌گویند: «ما فقط اصلاح‌کننده‌ایم»!

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: إِذَا قِیلَ لِهَؤُلَاءِ النَّاکِثِینَ لِلْبَیْعَهًِْ فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ لَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ … قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ.

یعنی: وقتی به بیعت‌شکنان روز غدیر گفته‌شد: در زمین فساد نکنید … گفتند ما قصد اصلاح داریم.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۴۶.

📖 وَ إِذا قیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ
🔻در زمین فساد نکنید

⚜از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: بِإِظْهَارِ نَکْثِ الْبَیْعَهًِْ لِعِبَادِ اللَّهِ الْمُسْتَضْعَفِینَ فَتُشَوِّشُونَ عَلَیْهِمْ دِینَهُمْ وَ تُحَیِّرُونَهُمْ فِی مَذَاهِبِهِمْ.

یعنی: با آشکارکردن پیمان‌شکنی خود (پیمان غدیر) در میان بندگانی که ایمان ضعیفی دارند و به راحتی فریب می‌خورند، فساد نکنید؛ چرا که در اثر این کار آن‌ها را در دینشان سردرگم می‌کنید و در آئین و عقایدشان آشفته خاطر می‌سازید.
📚 الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۱۸ و علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۴۶

📖 وَ إِذا قیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ
می‌گویند: «ما فقط اصلاح‌کننده‌ایم»

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ لِأَنَّنَا لَا نَعْتَقِدُ دِینَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ لَا غَیْرَ دِینِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ نَحْنُ فِی الدِّینِ مُتَحَیِّرُونَ فَنَحْنُ نَرْضَی فِی الظَّاهِرِ بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) بِإِظْهَارِ قَبُولِ دِینِهِ وَ شَرِیعَتِه وَ نَقْضِی فِی الْبَاطِنِ عَلَی شَهَوَاتِنَا فَنَتَمَتَّعُ وَ نَتْرُکُهُ وَ نُعْتِقُ أَنْفُسَنَا مِنْ رِقِّ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ نَکُفُّهَا مِنْ طَاعَهًِْ ابْنِ عَمِّهِ عَلِیٍّ (علیه السلام) لِکَیْ إِنْ أَبَّدَ أَمْرَهُ فِی الدُّنْیَا کُنَّا قَدْ تَوَجَّهْنَا عِنْدَهُ وَ إِنِ اضْمَحَلَّ أَمْرُهُ کُنَّا قَدْ سَلَّمْنَا عَلَی أَعْدَائِه.

یعنی:آن منافقان گفتند: فقط و فقط ما مصلح هستیم؛ چرا که ما نه دین محمّد(صلی الله علیه و آله) نه هیچ دین دیگری را باور نداریم و ما از زمره‌ی متحیّران در دین هستیم. راضی‌شده‌ایم که در ظاهر، دین و شریعت محمّد(صلی الله علیه و آله) را بپذیریم؛ امّا در باطن خواسته‌های نفس خود را برآورده می‌سازیم. پس این‌گونه از پذیرفتن دین محمّد(صلی الله علیه وآله) بهره‌مند می‌شویم و سوءاستفاده می‌کنیم و او را به حال خود رها می‌سازیم؛ خود را از اسارت محمّد (صلی الله علیه وآله) آزاد کرده و از فرمانبرداری عموزاده‌ی او علی (علیه السلام)، سرباز می‌زنیم. پس به این ترتیب اگر دین محمّد (صلی الله علیه و آله) بر جهان چیره و ماندگار شود، ما از گروندگان آن بوده‌ایم؛ و اگر فرمانروایی‌اش از میان برود، از شماتت دشمنانش در امان مانده‌ایم. خداوند عزّوجلّ فرمود: “أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ” چرا که آنان به میل خود رفتار می‌کنند. و خداوند متعال پیامبرش را از دورویی آن‌ها آگاه می‌سازد و او هم خودش آنان را لعنت می‌کند و هم مسلمانان را امر می‌کند تا لعنتشان کنند. مؤمنان نیز به آن‌ها اعتماد نکرده و با خود می‌گویند همان‌طور که اینان در میان یاران محمّد (صلی الله علیه و آله) نفاق می‌ورزند با ما نیز دورویی می‌کنند؛ پس نه نزد آن‌ها جایگاهی دارند و نه نزد اینان مورد اعتمادند.

📚 الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۱۸؛ فیه «نترفه» بدل «نترکه» و «أدیل» بدل «أبّد أمره» و علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۴۶

 

📖 أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لکِنْ لا یَشْعُرُونَ
🔻آگاه باشید! این‌ها همان مفسدانند؛ ولى نمى‌فهمند.

📖 أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لکِنْ لا یَشْعُرُونَ
🔻این‌ها همان مفسدانند

⚜از حضرت زهرا (سلام الله علیها) نقل است که فرمود: وَ مَا نَقَمُوا مِنْ أَبِی الْحَسَنِ نَقَمُوا وَ اللَّهِ مِنْهُ نَکِیرَ سَیْفِهِ وَ شِدَّهًَْ وَطْئِهِ وَ نَکَالَ وَقْعَتِهِ وَ تَنَمُّرَهُ فِی ذَاتِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ … أَلَا هَلُمَّ فَاسْمَعْ وَ مَا عِشْتَ أَرَاکَ الدَّهْرُ الْعَجَبَ وَ إِنْ تَعْجَبْ فَقَدْ أَعْجَبَکَ الْحَادِثُ إِلَی أَیِّ سِنَادٍ اسْتَنَدُوا وَ بِأَیِّ عُرْوَهًٍْ تَمَسَّکُوا اسْتَبْدَلُوا الذُّنَابَی وَ اللَّهِ بِالْقَوَادِمِ وَ الْعَجُزَ بِالْکَاهِلِ فَرَغْماً لِمَعَاطِسِ قَوْمٍ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لکِنْ لا یَشْعُرُونَ.

یعنی: چه عیب و ایرادی از علی (علیه السلام) گرفته‌اند؟! به خدا سوگند عیب او، شمشیر برّنده‌ی او، بی‌اعتناییش به مرگ، جدّی و شدیدبودن در برخوردها،عمل به احکام خدا و عقوبت دردناک به سزای اعمال‌رساندن مجرمان و غضبش در راه خدا بود … بیا و بشنو! هرچه زندگی کنی، روزگار عجائب بیشتری را به تو نشان می‌دهد و اگر می‌خواهی از چیزی تعجّب کنی، از گفتار اینان (مخالفان علی (علیه السلام) تعجّب کن که گفتارشان تعجّب‌آور است. ای کاش می‌دانستم به چه چیزی پناهنده شده‌اند و به چه ستون و تکیه گاهی تکیه‌داده‌اند و اعتماد کرده‌اند! به خدا قسم که آنان دُم مرغ را گرفته و سر آن را رها کرده‌اند و گردن آن را رها کرده و دُمش را گرفته‌اند (ضرب المثلی است به معنای ترک‌کردن امر مهم و مشغول‌شدن به کار پست) قومی که می‌پندارد با این کار، عمل خوبی انجام داده است، ذلیل خواهدشد؛ آنها فاسدند امّا خود نمی‌دانند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۳، ص۱۵۸ و ۱۵۹ و ج۴۳، ص۱۶۱و طوسی، الأمالی، ص۳۷۴؛ فیهم: بالتفاوت اللفظی

⚜ از امام‌کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود:الْمُنَافِقِینَ الَّذِینَ خَالَفُوا بَعْدَ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله).

یعنی: منافقان کسانی هستند که پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله) مخالفت کردند.
📚 الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۱۸

 

📖 وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ کَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَٰکِن لَّا یَعْلَمُونَ
🔻و هنگامى که به آنان گفته‌ شود: «ایمان آورید، همان‌گونه که سایر مردم ایمان آورده‌اند!» مى‌گویند: «آیا همچون ابلهان ایمان بیاوریم؟!» آگاه باشید این‌ها همان ابلهانند ولى نمى‌دانند!

📖 وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَمَا آمَنَ النَّاسُ
🔻و هنگامی‌که به آنان گفته‌شود
⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: وَ إِذَا قِیلَ لِهَؤُلَاءِ النَّاکِثِینَ الْبَیْعَهًَْ قَالَ لَهُمْ خِیَارُ الْمُؤْمِنِینَ کَسَلْمَانَ وَ الْمِقْدَادِ وَ عَمَّارٍ وَ أَبِی ذَرٍّ.

یعنی: منظور از کسانی که به آنها گفته‌می شود در عبارت، لَهُمْ کسانی هستند که بیعت شکستند. و منظور از افرادی که این گروه را مخاطب قرار می‌دهند مؤمنین برگزیده و نیکویی همچون سلمان، مقداد، ابوذر و عمّار هستند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۴۶ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۱۹

📖 وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَمَا آمَنَ النَّاسُ…
🔻ایمان آورید
⚜ از امام کاظم(علیه السلام) نقل است که فرمود: آمَنُوا بِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ بِعَلِیٍّ (علیه السلام) الَّذِی وَقَّفَهُ مَوْقِفَهُ وَ أَقَامَهُ مُقَامَهُ وَ أَنَاطَ مَصَالِحَ الدِّینِ وَ الدُّنْیَا کُلَّهَا.

یعنی: به رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام) ایمان آورید؛ همان کسی‌که پیامبر (صلی الله علیه وآله) او را در جایگاه بایسته نشاند و مقام او را اقامه کرد؛ کسی‌که تمام مصالح دین و دنیا به او وابسته است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۴۶ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۱۹

📖 وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَمَا آمَنَ النَّاسُ…
🔻همان‌گونه که سایر مردم ایمان آورده‌اند

⚜از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: کَمَا آمَنَ النَّاسُ الْمُؤْمِنُونَ کَسَلْمَانَ وَ الْمِقْدَادِ وَ أَبِی ذَرٍّ وَ عَمَّار.

یعنی: همان‌گونه که مردم با ایمانی مانند سلمان، مقداد، ابوذر و عمّار ایمان آوردند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۴ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۱۱۹

⚜حاکم حسکانی از علمای اهل تسنن به نقل از ابن عباس نام امام علی بن ابی‌طالب (علیه السلام)، جعفرطیّار، حمزه و حذیفه بن‌الیمان را هم آورده است.نک: همو،شواهدالتنزیل، ج۱،

 

📖 وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ کَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَٰکِن لَّا یَعْلَمُونَ
🔻آیا همچون ابلهان ایمان بیاوریم

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: قَالُوا فِی الْجَوَابِ لِمَنْ یُفْضُونَ إِلَیْهِ لَا لِهَؤُلَاءِ الْمُؤْمِنِینَ لِأَنَّهُمْ لَا یَجْسُرُونَ عَلَی مُکَاشَفَتِهِمْ بِهَذَا الْجَوَابِ وَ لَکِنَّهُمْ یَذْکُرُونَ لِمَنْ یُفْضُونَ إِلَیْهِمْ مِنْ أَهْلِیهِمْ الَّذِینَ یَثِقُونَ بِهِمْ مِنَ الْمُنَافِقِینَ وَ مِنَ الْمُسْتَضْعَفِینَ أَوْ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ هُمْ بِالسَّتْرِ عَلَیْهِمْ وَاثِقُونَ بِهِمْ یَقُولُونَ لَهُمْ أَ نُؤْمِنُ کَما آمَنَ السُّفَهاءُ یَعْنُونَ سَلْمَانَ وَ أَصْحَابَهُ لِمَا أَعْطَوْا عَلِیّاً(علیه السلام) خَالِصَ وُدِّهِمْ وَ مَحْضَ طَاعَتِهِمْ وَ کَشَفُوا رُءُوسَهُمْ بِمُوَالَاهًِْ أَوْلِیَائِهِ وَ مُعَادَاهًِْ أَعْدَائِهِ حَتَّی إِنِ اضْمَحَلَّ أَمْرُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) طَحْطَحَهُمْ أَعْدَاؤُهُ وَ أَهْلَکَهُمْ سَائِرُ الْمُلُوکِ وَ الْمُخَالِفِینَ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) أَیْ فَهُمْ بِهَذَا التَّعَرُّضِ لِأَعْدَاءِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) جَاهِلُونَ سُفَهَاءُ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ الْأَخِفَّاءُ الْعُقُولِ وَ الْآرَاءِ الَّذِینَ لَمْ یَنْظُرُوا فِی أَمْرِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) حَقَّ النَّظَرِ فَیَعْرِفُوا نُبُوَّتَهُ وَ یَعْرِفُوا بِهِ صِحَّهًَْ مَا نَاطَهُ بِعَلِیٍّ (علیه السلام) مِنْ أَمْرِ الدِّینِ وَ الدُّنْیَا حَتَّی بَقُوا لِتَرْکِهِمْ تَأَمُّلَ حُجَجِ اللَّهِ جَاهِلِینَ وَ صَارُوا خَائِفِینَ مِنْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله).

یعنی: منافقان نزد هرکس البته غیر از مؤمنین، چرا که جرأت نمی‌کردند جواب خود را در مقابل مؤمنین آشکار سازند به منافقان خاندان خود که به آنان اعتماد داشتند و یا بیچارگان و مؤمنینی که به آن‌ها در پنهان‌داشتن کلامشان اعتماد داشتند، می‌رسیدند این چنین جواب می‌دادند که آیا مانند نادانان ایمان بیاوریم و منظورشان سلمان (رحمه الله علیه) و یاران او بود؛ چرا که ایشان سلمان (رحمه الله علیه) و یارانش خالصانه دل به علی (علیه السلام) بسته و گوش به فرمان او سپرده‌بودند و آشکارا دوستداران او را دوست‌داشته و با بدخواهانش دشمنی می‌کردند؛ تا آنجا که وقتی امر نبوّت و دوران زندگی محمّد (صلی الله علیه و آله) به سر رسید دشمنان او خون ایشان را ریختند و دیگر فرمانروایان و مخالفان محمّد (صلی الله علیه و آله) آن‌ها را هلاک کردند. از این رو، منظور منافقان این بود که چون سلمان (رحمه الله علیه) و یارانش به مخالفت با دشمنان محمّد (صلی الله علیه و آله) پرداختند، نادان و کم خردند. خداوند عزّوجلّ در جواب آنان فرمود: آن‌ها سبک‌مغزان و سست‌اندیشه گانی هستند که در کار محمّد (صلی الله علیه وآله) به دقّت و شایستگی نمی‌نگرند تا پیامبری او را درک کنند و دریابند که او به راستی و برحق، خیر دین و دنیا را در گرو اطاعت علی (علیه السلام) نهاده است. امّا منافقان چون در نشانه‌های آشکار خداوند نمی‌اندیشند، نادان ماندند و از محمّد (صلی الله علیه و آله) هراسان شدند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۴۶؛ الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۱۹؛ فیه: «یقصون» بدل «یفضون» ایضاً «یجترءون» بدل «یجسُرون»

📖 وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ کَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ و…
🔻آگاه باشید این‌ها همان ابلهانند

⚜از امام کاظم (علیه السلام)نقل است که فرمود: قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ الْأَخِفَّاءُ الْعُقُولِ وَ الْآرَاءِ الَّذِینَ لَمْ یَنْظُرُوا فِی أَمْرِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) حَقَّ النَّظَرِ فَیَعْرِفُوا نُبُوَّتَهُ وَ یَعْرِفُوا بِهِ صِحَّهًَْ مَا نَاطَهُ بِعَلِیٍّ (علیه السلام) مِنْ أَمْرِ الدِّینِ وَ الدُّنْیَا حَتَّی بَقُوا لِتَرْکِهِمْ تَأَمُّلَ حُجَجِ اللَّهِ جَاهِلِینَ وَ صَارُوا خَائِفِینَ مِنْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله).

یعنی: نادانان در آیه‌ی”أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ” افراد کم‌عقل و سبک‌رأی‌هایی هستند که به دقّت به امر رسول‌خدا(صلی الله علیه وآله)توجّه نکردند تا نبوّتش را شناخته و به کمک آن درستی این مطلب که همه چیز از امور دینی و دنیوی برای بقا به علی(علیه السلام) وابسته است را درک کنند تا آنجا که به خاطر تامّل‌نکردن و دقیق ننگریستن در حجّت‌های خدا جاهل مانده و از محمّد (صلی الله علیه وآله)ترسان شدند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۴۶و الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۱۹

 

⚜ از أمیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل است که فرمود: یَا کُمَیْلُ! إِیَّاکَ وَ الْمِرَاءَ فَإِنَّکَ تُغْرِی بِنَفْسِکَ السُّفَهَاءَ إِذَا فَعَلْتَ وَ تُفْسِدُ الْإِخَاءَ. یَا کُمَیْلُ! إِذَا جَادَلْتَ فِی اللَّهِ تَعَالَی فَلَا تُخَاطِبْ إِلَّا مَنْ یُشْبِهُ الْعُقَلَاءَ وَ هَذَا قَوْلُ ضَرُورَهًٍْ، یَا کُمَیْلُ! هُمْ عَلَی کُلِّ حَالٍ سُفَهَاءُ کَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لکِنْ لا یَعْلَمُون.

یعنی؛ ای کمیل! از جدال بپرهیز زیرا [با این کار] نادانان را به این کار تشویق می‌کنی و برادری را تباه می‌کنی.
ای کمیل! هرگاه درباره‌ی خدا بحث می‌کنی فقط و فقط خردمندان را مورد خطاب قرار بده و با آنان مباحثه‌کن و [رعایت] این سخن، ضروری است.
ای کمیل! در هر حال ایشان نادانند چنان‌که خدای تعالی فرموده است: أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لکِنْ لایَعْلَمُونَ
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۴، ص۲۶۸

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: فَهُمُ السُّفَهَاءُ حَیْثُ لَا یَسْلَمُ لَهُمْ بِنِفَاقِهِمْ هَذَا لَا مَحَبَّهًُْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ لَا مَحَبَّهًُْ الْیَهُودِ وَ سَائِرِ الْکَافِرِینَ لِأَنَّهُمْ بِهِ وَ بِهِمْ یُظْهِرُونَ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) مِنْ مُوَالَاتِهِ وَ مُوَالَاهًِْ أَخِیهِ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ مُعَادَاهًِْ أَعْدَائِهِمُ الْیَهُودِ وَ النَّصَارَی وَ النَّوَاصِبِ کَمَا یُظْهِرُونَ لَهُمْ مِنْ مُعَادَاهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ مُعَادَاهًِْ أَعْدَائِهِمْ وَ بِهَذَا یُقَدِّرُونَ أَنَّ نِفَاقَهُمْ مَعَهُمْ کَنِفَاقِهِمْ مَعَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ (علیه السلام).
یعنی: آن‌ها نادانند زیرا به‌خاطر نفاقشان نه توانستند محبّت محمّد (صلی الله علیه وآله) و مؤمنین و نه حتّی محبّت یهودیان و دیگر کافران را جلب کنند. زیرا آن‌ها هم به مؤمنین و هم به کافران پشت کرده‌بودند؛ از طرفی به پذیرش ولایت محمّد (صلی الله علیه و آله) ولایت برادرش علی (علیه السلام) پشت کردند و از طرفی دشمنی [ظاهری] با یهود، نصاری و ناصبی‌ها مثل دشمنی [باطنی] با پیامبر (صلی الله علیه وآله) علی (علیه السلام) موجب شد که کفّار گمان کنند که منافقان همان‌طور که با نفاق با علی (علیه السلام) و محمّد (صلی الله علیه وآله) برخورد کردند با آن‌ها هم نفاق به خرج دهند.

📚 الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۱۹

📖 وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ کَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَٰکِن لَّا یَعْلَمُونَ
🔻ولی نمی‌دانند

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: وَ لَکِنْ لَا یَعْلَمُونَ أَنَّ الْأَمْرَ لَیْسَ کَذَلِکَ فَإِنَّ اللَّهَ یُطْلِعُ نَبِیَّهُ عَلَی أَسْرَارِهِمْ فَیَخْسَأُهُمْ وَ یَلْعَنُهُمْ وَ یُسْقِطُهُمْ.

یعنی: منافقین نمی‌فهمند که امر، چنانچه آنان می‌پندارند نیست زیرا خداوند پیامبرش را بر اسرار ایشان آگاه می‌کند و سپس آن‌ها را طرد، لعن و نابود می‌کند.

 

📖 وَ إِذا لَقُوا الَّذینَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَیاطینِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ

یعنی: و هنگامى‌که افراد با ایمان را ملاقات مى‌کنند، مى‌گویند: «ما ایمان آورده‌ایم!» ولى هنگامى‌که با شیطان‌ها [و هم‌کیشان] خود خلوت مى‌کنند، مى‌گویند: «ما با شماییم! ما فقط [آنها را] استهزا مى‌کنیم»!

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: إِنَّهُ فِی الْقَوْمِ الْمُتَمَرِّدِینَ النَّاکِثِینَ بَیْعَهًَْ أمیرِالمُؤمِنینَ (علیه السلام).

یعنی: این آیه درباره‌ی قوم طغیان‌گر پیمان‌شکنی است که بیعت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را شکستند.
📚 استر آبادی، تأویل الآیات الظاهره، ص۴۳

📖 وَ إِذا لَقُوا الَّذینَ آمَنُوا …

🔻 و هنگامی که افراد با ایمان ملاقات می‌کنند

⚜از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: سَلْمَانَ وَ الْمِقْدَادَ وَ أَبَا ذَرٍّ وَ عَمَّاراً.

یعنی: آنان سلمان، مقداد، ابوذر و عمّار بودند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶، ص۵۱ و ج۳۰، ص۲۲۳؛ الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۲۰

📖… قالُوا آمَنَّا …
🔻می‌گویند: «ما ایمان آورده‌ایم!»

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: قَالُوا آمَنَّا کَإِیمَانِکُمْ.

یعنی: گفتند: ما همان‌گونه که شما ایمان آوردید، ایمان آوردیم.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶، ص۵۱ و ج۳۰، ص۲۲۳؛ الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۲۰

⚜ از امام کاظم (علیه السلام)نقل است که فرمود: آمَنَّا بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ سَلَّمْنَا لَهُ بَیْعَهًَْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ فَضْلَهُ کَمَا آمَنْتُمْ.

یعنی: ما نیز همان‌گونه که شما به محمّد (صلی الله علیه وآله) ایمان آورده‌اید، ایمان آورده‌ایم. و مانند شما به دعوت او برای بیعت با علی (علیه السلام) و تأیید برتری وی، گردن نهاده‌ایم.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶، ص۵۱ و ج۳۰، ص۲۲۳ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۲۰

📖 …شَیاطینِهِمْ …
🔻شیطان‌ها [و هم‌کیشان] آنها

⚜ از امام باقر (علیه السلام) نقل است که فرمود: أَنَّهُمْ کُهَّانُهُمْ.
یعنی: منظور، کاهنان یهوداست.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۶۳

⚜ از امام کاظم (علیه السلام)نقل است که فرمود:أَخْدَانِهُمُ مِنَ الْمُنَافِقِینَ الْمُتَمَرِّدِینَ.
یعنی: منظور، رفیقان منافق و سرکش آن‌ها است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۰، ص۲۲۳و الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۲۰

⚜ از أمیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل است که فرمود: شَیاطِینِهِمْ مِنَ الْمُنَافِقِینَ.

یعنی: شیاطین آنها، منافقان هستند.
📚 حاکم حسکانی، شواهدالتنزیل، ج۱، ص۹۴

⚜ از امام باقر (علیه السلام) نقل است که فرمود: أَعْدَاءُ أمِیرِالْمُؤْمِنینَ .(علیه السلام)

یعنی: منظور، دشمنان امیرالمؤمنین (علیه السلام) است.
📚 نک: عروسی حویزی، نورالثقلین
✍ با جمع بندی روایات وارده، مشخص می شود شان نزول آیه، درباره ی افراد و گروه های زیر است:
ناکثان،منافقان، دشمنان امیر المومنین(علیه السلام)و کاهنان یهود.

با مطالعه ی بیشتر تاریخ اسلام به این نکته می رسیم که همه ی گروه هایی که نام برده شد با یهودیان تعاملاتی داشتند که آنها را در جهت رسیدن به اهدافشان کمک می کردند.

 

📖… قالُوا إِنَّا مَعَکُمْ…
🔻می‌گویند: ما با شماییم

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: عَلَی مَا وَاطَأْنَاکُمْ عَلَیْهِ مِنْ دَفْعِ عَلِیٍ (علیه السلام) عَنْ هَذَا الْأَمْرِ إِنْ کَانَتْ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) کَائِنَهًْ.

یعنی: ما (منافقان) در توطئه‌ای که قرار است بعد از مرگ محمّد (صلی الله علیه و آله) انجام دهیم تا حکومت را از علی (علیه السلام) دفع کنیم با شماییم.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۰، ص۲۲ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۲۰

⚜ از امام باقر (علیه السلام) نقل است که فرمود:عَلَی دِینِکُمْ.

یعنی:ما (منافقان) بر دین و آئین شما (کاهنان و بزرگان) هستیم.
📚 نک: نورالثقلین

📖 …إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ
🔻ما فقط [آنها را] استهزاء می‌کنیم

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: إِنَّ أَوَّلَهُمْ وَ ثَانِیَهُمْ وَ ثَالِثَهُمْ إِلَی تَاسِعِهِمْ رُبَّمَا کَانُوا یَلْتَقُونَ فِی بَعْضِ طُرُقِهِمْ مَعَ سَلْمَانَ وَ أَصْحَابِهِ فَإِذَا لَقُوهُمْ اشْمَأَزُّوا مِنْهُمْ وَ قَالُوا هَؤُلَاءِ أَصْحَابُ السَّاحِرِ وَ الْأَهْوَجِ یَعْنُونَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیّاً (علیه السلام) فَیَقُولُ أَوَّلُهُمْ انْظُرُوا کَیْفَ أَسْخَرُ مِنْهُمْ وَ أَکُفُّ عَادِیَتَهُمْ عَنْکُمْ فَإِذَا الْتَقَوْا قَالَ أَوَّلُهُمْ مَرْحَباً بِسَلْمَانَ ابْنِ الْإِسْلَامِ وَ یَمْدَحُهُ بِمَا قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) فِیهِ وَ کَذَا کَانَ یَمْدَحُ تَمَامَ الْأَرْبَعَهًِْ فَلَمَّا جَازُوا عَنْهُمْ کَانَ یَقُولُ الْأَوَّلُ کَیْفَ رَأَیْتُمْ سُخْرِیَّتِی لِهَؤُلَاءِ وَ کَفِّی عَادِیَتَهُمْ عَنِّی وَ عَنْکُمْ فَیَقُولُ لَهُ لَا نَزَالُ بِخَیْرٍ مَا عِشْتَ لَنَا فَیَقُولُ لَهُمْ فَهَکَذَا فَلْتَکُنْ مُعَامَلَتُکُمْ لَهُمْ إِلَی أَنْ تَنْتَهِزُوا الْفُرْصَهًَْ فِیهِمْ مِثْلَ هَذَا فَإِنَّ اللَّبِیبَ الْعَاقِلَ مَنْ تَجَرَّعَ عَلَی الْغُصَّهًِْ حَتَّی یَنَالَ الْفُرْصَهًْ.

یعنی: اوّلی و دوّمی و سوّمی و تا هفتمین نفر از این‌ها (سران منافقین) هرگاه در مسیرشان به سلمان (رحمه الله علیه) و یارانش برخورد می‌کردند. از دیدن آن‌ها ناخشنود شده و می‌گفتند: «اینان یاران [آن فرد] ساحر و بی‌عقل هستند که منظورشان محمّد (صلی الله علیه و آله) علی (علیه السلام) بود». اوّلی آن‌ها گفت: «ببینید که چگونه آن‌ها (مؤمنین) را مسخره می‌کنم و شرّ آن‌ها را از شما دفع می‌کنم»؟ هنگامی‌که به سلمان (رحمه الله علیه) رسیدند اوّلی گفت: «مرحبا! و آفرین! به سلمان (رحمه الله علیه)، فرزند اسلام! و او را با کلماتی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) او را ستوده بود، خطاب‌کرد. و همین‌طور تمام چهار نفر (سلمان، مقداد، ابوذر و عمّار را مدح‌کرد. هنگامی‌که [منافقان] رفتند و از مؤمنین دور شدند اوّلی گفت: «نظرتان درباره‌ی مسخره‌کردن من نسبت به آن‌ها و اینکه شرّ آن‌ها را از شما و خودم دفع کردم، چیست»؟ دوستانش جواب دادند: «[آفرین بر تو] تو تا زنده هستی همواره برای ما خیر و برکت داری». اوّلی ادامه داد: «آری! باید برخورد شما با ایشان [درحال حاضر] به این صورت باشد؛ تا زمانی‌که فرصتی به دست آید؛ مثل این مورد. خردمند و عاقل کسی است که غصّه را می‌بیند و صبر می‌کند تا فرصتی به دست آورد و حلّش کند».
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶، ص۵۱ و، ج۳۰، ص۲۲۳ و الإمام العسکری،التفسیر، ص۱۲۰

 

📖 اللهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ یَمُدُّهُمْ فی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ

یعنی: خداوند آنان را استهزا مى‌کند؛ و آنها را در طغیانشان نگه‌مى‌دارد، تا سرگردان شوند.

📖 اللهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ …
🔻خداوند [آنان را] استهزا می‌کند

⚜ از امام رضا (علیه السلام) نقل است که فرمود: إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لَا یَسْخَرُ وَ لَا یَسْتَهْزِئُ وَ لَا یَمْکُرُ وَ لَا یُخَادِعُ وَ لَکِنَّهُ عَزَّوَجَلَّ یُجَازِیهِمْ جَزَاءَ السُّخْرِیَّهًِْ وَ جَزَاءَ الِاسْتِهْزَاءِ وَ جَزَاءَ الْمَکْرِ وَ الْخَدِیعَهًِْ تَعَالَی اللَّهُ عَمَّا یَقُولُ الظَّالِمُونَ عُلُوّاً کَبِیراً.

یعنی: همانا خداوند عزّوجلّ مسخره، استهزاء، مکر و خدعه نمی‌کند بلکه تمسخر، استهزاء، مکر و نیرنگ آن منافقین را جزا می‌دهد. [اوصاف] خداوند از آنچه که ستمگران می‌گویند، بسیار والاتر است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳، ص۳۱۸ و ج۶، ص۵۱

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: یُجَازِیهِمْ جَزَاءَ اسْتِهْزَائِهِمْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًْ.ِ

یعنی: خداوند سزای مسخره‌کردنشان را در دنیا و آخرت خواهدداد.
📚 همان، ج۶، ص۵۱ و ج۳۰، ص۲۲۳

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: أَمَّا اسْتِهْزَاءُ اللَّهِ بِهِمْ فِی الدُّنْیَا فَهُوَ إِجْرَاؤُهُ إِیَّاهُمْ عَلَی ظَاهِرِ أَحْکَامِ الْمُسْلِمِینَ لِإِظْهَارِهِمُ السَّمْعَ وَ الطَّاعَهًْ.

یعنی: خداوند، ایشان (منافقان) را در دنیا چنین تمسخر می‌کند که آن‌ها را به‌خاطر آنکه به فرمانبری و اطاعت تظاهر می‌کردند، فقط به انجام ظاهر احکام اسلام وامی‌دارد. (اعمالی که هیچ ثوابی نداشته و فقط سختی انجامش، به آن‌ها می‌رسد).
📚 همان، ج۶، ص۵۱

⚜ در جایی دیگر از همان امام همام نقل است که فرمود: فَأَمَّا اسْتِهْزَاءُ اللَّهِ بِهِمْ فِی الدُّنْیَا فَإِنَّهُ … یَأْمُرُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِالتَّعْرِیضِ لَهُمْ حَتَّی لَا یَخْفَی عَلَی الْمُخْلِصِینَ مَنِ الْمُرَادُ بِذَلِکَ التَّعْرِیضِ، وَ یَأْمُرُ بِلَعْنِهِم.

یعنی: خداوند آن‌ها را در دنیا این‌گونه مسخره می‌کند که … به رسول‎خدا (صلی الله علیه وآله) فرمان می‌دهد که آن‌ها را لعنت کند و با آنان به کنایه سخن‌گفته و رفتار نماید تا مؤمنان مخلص مراد حضرت را از این رفتار دریابند [و بفهمند که آنان منافقند].
📚 علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۳۰، ص۲۲۶

 

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود:خداوند ایشان را درآخرت چنین تمسخر می‌کند که وقتی آن‌ها را در جایگاه لعنت و خواری جای می‌دهد و با انواع عذاب‌های عجیب و متفاوت عذابشان می‌کند، مؤمنین را در باغ‌های بهشت در کنار حضرت محمّد (صلی الله علیه وآله) که برگزیده‌ی خداوند است، جای می‌دهد. [خداوند] مؤمنین را از حال کسانی که آن‌ها را در دنیا تمسخر می‌کردند آگاه می‌کند تا آن‌ها را در لعنت‌های عجیب و عذاب‌های متنوع ببینند. شادمانی اهل بهشت، هنگامی‌که آن‌ها را در این‌حال می‌بینند و آن‌ها را مورد سرزنش و شماتت قرار می‌دهند، مانند شادمانیشان از بهره‌وری از نعمت‌های بهشت است. مؤمنین، اسم و صفات آن کافران منافق را می‌دانند. کافران و منافقان نیز نگاه می‌کنند و آن مؤمنینی را که در دنیا آن‌ها را به‌خاطر قبول ولایت محمّد (صلی الله علیه وآله) علی (علیه السلام) و خاندانشان (علیهم السلام)، مورد تمسخر قرار داده‌بودند، می‌بینند که از انواع نعمت‌ها و بخشش‌های الهی برخوردار هستند. مؤمنین در حالی که مشرف بر آن کافران و منافقین هستند، می‌گویند: ای فلانی! و ای فلانی! و ای فلانی»! و آن‌ها را با نام‌هایشان می‌خوانند و از ایشان سؤال می‌کنند که چرا در جایگاه‌های خواری و ذلّت مانده‌اید و حالتان چگونه است؟ به‌سوی ما بیایید تا درهای بهشت را برایتان باز کنیم تا از عذاب رهایی یافته و به ما ملحق شوید. آن‌ها در جواب می‌گویند: «ای وای بر ما! چگونه این کار را بکنیم و خلاص شویم؟ در این هنگام مؤمنین می‌گویند: به این درها نگاه کنید». کافران به درهای گشوده‌شده‌ی بهشت، نگاه‌کرده و تصوّر می‌کنند که آن درها به‌سوی ایشان و جهنّمی‌که در آن عذاب می‌شوند، باز می‌شود و می‌توانند از طریق آن نجات یابند. پس شروع می‌کنند به دست‌وپا زدن در دریای حمیم (گدازنده و سوزنده) جهنّم و به پیش نگهبانان دوزخ می‌دوند؛ در حالی‌که نگهبانان دوزخ، آن‌ها را با عمود، گرز و شلّاقهایشان می‌زنند؛ امّا کافران همچنان به‌سوی درها می‌دوند و این عذابها را می‌چشند؛ منافقان آنقدر به این کار ادامه می‌دهند تا اینکه بتوانند به آن درها برسند امّا در آن هنگام درها را بسته می‌یابند و نگهبانان، ایشان را با عمودهایشان کوفته و به درون جهنّم می‌رانند؛ در آن حال مؤمنین را می‌بینند که بر روی فرش‌هایشان نشسته، به ایشان نیشخند زده و آنان را مسخره می‌کنند. این معنای کلام خداوند عزّوجلّ است که می‌فرماید: فَالْیَوْمَ الَّذِینَ آمَنُوا مِنَ الْکُفَّارِ یَضْحَکُونَ عَلَی الْأَرائِکِ یَنْظُرُونَ.
📚 همان، ج۶، ص۵۱

 

📖 …وَ یَمُدُّهُمْ فی طُغْیانِهِمْ …
🔻و آن‌ها را در طغیانشان نگه می‌دارد

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: یُمْهِلُهُمْ وَ یَتَأَنَّی بِهِمْ وَ یَدْعُوهُمْ إِلَی التَّوْبَهًِْ وَ یَعِدُهُمْ إِذَا تَابُوا الْمَغْفِرَهًْ.

یعنی: [خداوند] به ایشان فرصت و مهلت‌داده و آن‌ها را به‌سوی توبه می‌خواند و به ایشان وعده می‌دهد که اگر توبه کنند، مشمول بخشش الهی می‌شوند.
📚 همان، ج۶، ص۵۱

⚜از امام عسکری(علیه السلام) نقل است که فرمود:یُمْهِلُهُمْ وَ یَتَأَتَّی بِهِمْ بِرِفْقِهِ وَ یَدْعُوهُمْ إِلَی التَّوْبَهًِْ، وَ یَعِدُهُمْ إِذَا أَنَابُوا الْمَغْفِرَهًَْ.
یعنی: [خداوند] به آن‌ها مهلت داده و با لطف خویش به آن‌ها فرصت عطا می‌کند و [نیز] آن‌ها را به توبه دعوت‌کرده و به آن‌ها وعده می‌دهد که اگر از راهشان به‌سوی خدا بازگردند، آن‌ها را ببخشاید.
📚همان، ج۳۰، ص۲۲۶ و در البرهان؛ فیه «تابوا» بدل «أنابوا»

📖 …یَعْمَهُونَ
🔻سرگردان بشوند
⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود:
لَا یَرْعَوُونَ عَنْ قَبِیحٍ وَ لَا یَتْرُکُونَ أَذًی بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ (علیه السلام) یُمْکِنُهُمْ إِیصَالُهُ إِلَیْهِمَا إِلَّا بَلَغُوهُ.

یعنی: دست از کردار نکوهیده‌ی خود بر نمی‌دارند و آزاررساندن به محمّد (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) را ترک نمی‌کنند؛ بلکه هر اذیّت و آزاری که در توانشان باشد در حقّ آن دو بزرگوار انجام می دهند.
📚 همان، ج۶، ص۵۱

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود:وَ هُمْ یَعْمَهُونَ وَ لَا یَرْعَوُونَ.

یعنی: آنان همچون کوران، سرگردانند و از کارهای بد خود، دست نمی‌کشند.
📚 همان، ج۳۰، ص۲۲۳

 

📖أُولئِکَ الَّذینَ اشْتَرَوُا الضَّلالَهَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما کانُوا مُهْتَدینَ[بقره،۱۶] یعنی:آنان کسانى هستندکه گمراهى رابا[از دست‌دادن]هدایت خریده‌اند؛و[این] تجارت آن‌ها سودى نداده؛وهدایت نیافته‌اند.

🔻آنان
⚜از امام باقر(علیه السلام)نقل است که فرمود:..فَاعْرِفْ أَشْبَاهَ الْأَحْبَارِوَالرُّهْبَانِ الَّذِینَ سَارُوا بِکِتْمَانِ الْکِتَابِ وَتَحْرِیفِهِ فَمارَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما کانُوا مُهْتَدِینَ ثُمَّ اعْرِفْ أَشْبَاهَهُمْ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّهًِْ الَّذِینَ أَقَامُواحُرُوفَ الْکِتَابِ وَحَرَّفُواحُدُودَهُ فَهُمْ مَعَ السَّادَهًِْ وَ الْکُبُرَّهًِْ فَإِذَا تَفَرَّقَتْ قَادَهًُْ الْأَهْوَاءِ کَانُوا مَعَ أَکْثَرِهِمْ دُنْیَاوَ ذَلِکَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ لَایَزَالُونَ کَذَلِکَ فِی طَبَعٍ وَطَمَعٍ لَایَزَالُ یُسْمَعُ صَوْتُ إِبْلِیسَ عَلَی أَلْسِنَتِهِمْ بِبَاطِلٍ کَثِیرٍیَصْبِرُمِنْهُمُ الْعُلَمَاءُعَلَی الْأَذَی وَالتَّعْنِیفِ وَیَعِیبُونَ عَلَی الْعُلَمَاءِبِالتَّکْلِیفِ وَالْعُلَمَاءُ فِی أَنْفُسِهِمْ خَانَهًٌْ إِنْ کَتَمُواالنَّصِیحَهًَْ إِنْ رَأَوْاتَائِهاًضَالًّالَایَهْدُونَهُ أَوْمَیِّتاًلَایُحْیُونَهُ فَبِئْسَ مَایَصْنَعُونَ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَتَعَالَی أَخَذَعَلَیْهِمُ الْمِیثَاقَ فِی الْکِتَابِ أَنْ یَأْمُرُوابِالْمَعْرُوفِ وَبِمَا أُمِرُوابِهِ وَأَنْ یَنْهَوْا عَمَّانُهُوا عَنْهُ وَأَنْ یَتَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَالتَّقْوَی وَلَایَتَعَاوَنُواعَلَی الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ فَالْعُلَمَاءُ مِنَ الْجُهَّالِ فِی جَهْدٍوَجِهَادٍإِنْ وَعَظَتْ قَالُواطَغَتْ وَإِنْ عَلَّمُواالْحَقَّ الَّذِی تَرَکُوا قَالُوا:خَالَفَتْ،وَ إِنِ اعْتَزَلُوهُمْ قَالُوا:فَارَقَتْ، وَإِنْ قَالُواهَاتُوا بُرْهَانَکُمْ عَلَی مَاتُحَدِّثُونَ قَالُوا:نَافَقَتْ، وَ إِنْ أَطَاعُوهُمْ قَالُوا:عَصَتِ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ.فَهَلَکَ جُهَّالٌ فِیمَا لَایَعْلَمُونَ أُمِّیُّونَ فِیمَایَتْلُونَ یُصَدِّقُونَ بِالْکِتَابِ عِنْدَالتَّعْرِیفِ وَ یُکَذِّبُونَ بِهِ عِنْدَالتَّحْرِیفِ فَلَا یُنْکِرُونَ أُولَئِکَ أَشْبَاهُ الْأَحْبَارِوَالرُّهْبَانِ قَادَهًٌْ فِی الْهَوَی سَادَهًٌْ فِی الرَّدَی.

یعنی:کسانی را که به احبار(دانشمندان یهود)و رهبان (دانشمندان مسیحی)شباهت دارند،[از بین مسلمانان] بشناس، روش آنان کتمان‌کردن کتاب خدا و تحریف آن است؛ که ازتجارت خودسودی نبرده وهدایت نشده‌اند.افرادمشابه آن‌هارا در این امّت بشناس؛ آنان به تحریف الفاظ کتاب قیام کرده وحدودو مقرّراتش راتحریف می‌کنند؛اینان با رهبران و بزرگان[دنیا و زمامداران]همکاری می‌کنندوچون اختلافی در میان رهبران هواپرست افتد با آن دسته همکاری می‌کنند که دنیای بیشتری دارند؛اندازه وارزش علم و دانش ایشان این است،همواره گرفتار طبع شیطانی و آلوده‌ی طمع خویشندوپیوسته آواز شیطان از زبانشان شنیده می‌شود که فراوان سخن باطل می‌گویند.علما و دانشمندان حقیقی نیز در برابر آزار و زورگویی آنان صبر پیشه می‌سازند[امّا] در مقابل،آنان بر این علمای بزرگوار[به‌خاطر اینکه آنان را به حق وادار کرده و از باطل جلوگیری می‌نمایند]خرده می‌گیرند؛در حالی‌که علما، اگر فرد سرگردان گمراهی راببینندولی او را راهنمایی نکنندویا او را مانندشخص مرده‌ای یافته ولی او را زنده نکنند(منظور، مردن و زنده‌کردن قلب است)،خودراخیانتکار می‌شمارند.[آن دانشمندانی که به تحریف دین می‌پردازند]،چه بدکاری انجام می‌دهند! زیرا خدای تبارک‌وتعالی از ایشان در کتاب خود پیمان محکم گرفته که مردم را به کار خوب و به آنچه به آن‌ها امر شده، دعوت کنندودیگران را از آنچه خود از آن نهی شده‌اند، بازدارندو در نیکی و پرهیزگاری همکار و یاری‌رسان یکدیگر باشند و در گناهکاری و زورگویی کمک ندهند.پس این علماء همیشه با نادانان در کوشش و مبارزه‌اند؛اگر علما، نادانان را پند دهند مردم جاهل می‌گویند:«سرکشی می‌کنند»؛ و اگر حقّی را که ادا نکرده‌اند، به یادشان آورده و آگاهشان سازند، می‌گویند:«با مردم مخالفت می‌کنند» و اگر از آن‌ها کناره بگیرند می‌گویند:«علمای خود را از جماعت مسلمانان جدا کرده‌اند»واگر علما به آن‌ها بگویند دلیل خود را بر این سخن واین تهمتی که بر آنان می‌زنید بیاورید، می‌گویند:«آنها منافق شدند» و اگر علما پیروی آن‌ها را کنند، می‌گویند:«آنان خدای عزّوجلّ را نافرمانی کردند»جاهلان به‌خاطر آنچه نمی‌دانند هلاک شدند و نسبت به آنچه که[از کتاب خدا] می‌خوانند، نادانند.وقتی کسی از قرآن تعریف می‌کند، او را تصدیق می‌کنندووقتی دیگری قرآن راتحریف می‌کند، اوراانکارنمی‌کنندودرواقع باتکذیب همراهی می‌کنند.اینان همانند احبار(دانشمندان یهود)و رهبان(دانشمندان نصاری)هستندکه رهبران هواپرستی وپیشوایان هلاکت و نابودی‌اند.
📚شیخ کلینی، الکافی، ج۸،ص۵۲

 

📖…اشْتَرَوُا الضَّلالَهَ بِالْهُدى ……[بقره،۱۶] 🔻گمراهی را با [از دست‌دادن] هدایت خریده‌اند
⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: … بَاعُوا دِینَ اللَّهِ وَ اعْتَاضُوا مِنْهُ الْکُفْرَ بِاللَّهِ … إِشْتَرَوُا النَّارَ وَ أَصْنَافَ عَذَابِهَا بِالْجَنَّهًِْ الَّتِی کَانَتْ مُعَدَّهًًْ لَهُمْ لَوْ آمَنُوا.

یعنی: دین خدا را فروختند و به‌جای آن کفر اتّخاذ کردند، [پس تجارت آن‌ها سود نکرد] … [زیرا آنها] دوزخ و عذاب‌های آن را در مقابل بهشتی که اگر ایمان می‌آوردند، برای آن‌ها مهیّا بود، خریدند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۵، ص۱۰۶ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۲۵

📖… فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ …[بقره،۱۶] 🔻 تجارت آن‌ها سودی نداده است
⚜ از امام کاظم علیه السلام نقل است که فرمود:.. مَا رَبِحُوا فِی تِجَارَتِهِمْ فِی الْآخِرَهًْ.ِ

یعنی: از تجارتشان در آخرت سود نبردند.
📚  علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۶۵، ص۱۰۶ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۱۲۵

📖… وَ ما کانُوا مُهْتَدینَ[بقره،۱۶] 🔻و هدایت نیافته‌اند
⚜ از امام کاظم(علیه السلام) نقل است که فرمود: … ما کانُوا مُهْتَدِینَ إِلَی الْحَقِّ وَ الصَّوَابِ.

یعنی: آن‌ها به‌سوی حق صواب راستی و درستی راهنمایی نشدند.
📚علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۵، ص۱۰۶

📖 مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَکَهُمْ فی ظُلُماتٍ لا یُبْصِرُونَ [بقره،۱۷] یعنی: آنان (منافقان) همانند کسانى هستند که آتشى افروخته‌اند[تا از تاریکى وحشتناک رهایى یابند]، ولى همین که آتش اطرافشان را روشن ساخت، خداوند روشنایى آنها را گرفته و در تاریکی‌ها رهایشان مى‌سازد؛ ‌در حالى‌که [چیزى را] نمى بینند.

⚜ از امام باقر (علیه السلام)نقل است که فرمود: فِی قَوْلِ اللَّهِ عزوجل … قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِی ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِیَ الْأَمْرُ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ قَالَ لَوْ أَنِّی أُمِرْتُ أَنْ أُعْلِمَکُمُ الَّذِی أَخْفَیْتُمْ فِی صُدُورِکِمْ مِنِ اسْتِعْجَالِکُمْ بِمَوْتِی لِتَظْلِمُوا أَهْلَ بَیْتِی (علیهم السلام) مِنْ بَعْدِی فَکَانَ مَثَلُکُمْ کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ کَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ ناراً.

یعنی: پیامبر (صلی الله علیه وآله) درباره‌ی آیه‌ی: قُل لَّوْ أَنَّ عِندِی مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضی‌َالْأَمْرُ بَیْنیِ وَ بَیْنَکُمْ؛ بگو اگر آنچه درباره‌ی آن عجله دارید نزد من بود، [و به درخواست شما ترتیب اثر می‌دادم، عذاب الهی بر شما نازل می‌گشت] و کار میان من و شما پایان گرفته‌بود. (انعام،۵۸) فرمود: «اگر به من اجازه می‌دادند، شما را نسبت به آنچه که در دل پنهان کرده‌اید آگاه می‌ساختم» … آنچه که شما در دلتان مخفی می‌کنید این است که شما مرگ مرا می‌خواهید و می‌خواهید مرگ من به تعجیل بیفتد تا بعد از من به اهل‌بیتم (علیهم السلام) ظلم کنید. این آیه مَثَل شماست، چنانچه آیه‌ی کَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ ناراً نیز در وصف شماست.
📚شیخ کلینی، الکافی، ج۸، ص۳۷۹

⚜ قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) بَعْدَ وَفَاهًِْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی الْمَسْجِدِ وَ النَّاسُ مُجْتَمِعُونَ بِصَوْتٍ عَالٍ: الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللهِ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ. فَقَالَ ابن عباس (رحمه الله علیه): یَا أَبَا الْحَسَنِ (علیه السلام)! لِمَ قُلْتَ مَا قُلْتَ؟ قَال (علیه السلام): … اَتَشْهَدُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَنَّهُ اسْتَخْلَفَ أَبَا بَکْرٍ؟ قَالَ: مَا سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّه (صلی الله علیه و آله) أَوْصَی إِلَّا إِلَیْکَ. قَالَ: فَهَلَّا بَایَعْتَنِی. قَالَ: اجْتَمَعَ النَّاسُ عَلَی أَبِی بَکْرٍ فَکُنْتُ مِنْهُمْ. فَقَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام): کَمَا اجْتَمَعَ أَهْلُ الْعِجْلِ عَلَی الْعِجْلِ، هَاهُنَا فُتِنْتُمْ، وَ مَثَلُکُمْ کَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَکَهُمْ فِی ظُلُماتٍ لا یُبْصِرُونَ صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَرْجِعُونَ.

یعنی: امیرالمؤمنین (علیه السلام) پس از شهادت پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) در اجتماع مردم در مسجد، با صدای بلند فرمودند: «کسانی که کافر شدند و سدّ راه خداوند گشتند اعمالشان نابود می‌گردد». ابن‌عباس گفت: «ای اباالحسن (علیه السلام)! از چه روی چنین سخن گفتید»؟ حضرت (علیه السلام) فرمودند: «… آیا تو بر اینکه پیامبر (صلی الله علیه و آله) پس از خود، ابوبکر را به خلافت برگزید شهادت می‌دهی»؟ گفت: «نشنیدم که پیامبر (صلی الله علیه و آله) کسی غیر از تو را به عنوان وصیّ خود برگزیند». حضرت (علیه السلام) فرمودند: «پس چرا تو با من بیعت نکردی»؟ گفت: «دیدم، همه‌ی مردم به بیعت با ابوبکر اجتماع کردند، من هم به ایشان پیوستم». حضرت (علیه السلام) فرمودند: «همان‌طور که قوم بنی‌اسرائیل بر پرستش گوساله اجتماع کردند، شما نیز این چنین مورد آزمایش قرار گرفتید و همچنین مَثَل شما مثل کسی است که آتشی بیفروخت و همین که اطراف وی را روشن ساخت، خدا نورش را برد و در تاریکی رهایش کرد که در آن چیزی نمی‌بینند. آنها کر، گنگ وکورند پس [به‌سوی حق] باز نمی‌گردند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۹، ص۵؛ القمی، التفسیر،ج۲، ص۳۰۱

 

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود:
مَثَلُ هَؤُلَاءِ الْمُنَافِقِینَ کَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ نَاراً أَبْصَرَ بِهَا مَا حَوْلَهُ، فَلَمَّا أَبْصَرَ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهَا بِرِیحٍ أَرْسَلَهَا عَلَیْهَا فَأَطْفَأَهَا أَوْ بِمَطَرٍ، کَذَلِکَ مَثَلُ هَؤُلَاءِ الْمُنَافِقِینَ النَّاکِثِینَ لَمَّا أَخَذَ اللَّهُ تَعَالَی عَلَیْهِمْ مِنَ الْبَیْعَهًِْ لِعَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) أَعْطَوْا ظَاهِراً شَهَادَهًَْ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) وَلِیُّهُ وَ وَصِیُّهُ وَ وَارِثُهُ وَ خَلِیفَتُهُ فِی أُمَّتِهِ، وَ قَاضِی دُیُونِهِ، وَ مُنْجِزُ عِدَاتِهِ، وَ الْقَائِمُ بِسَایِسَهًِْ عِبَادِ اللَّهِ مَقَامَهُ، فَوَرِثَ مَوَارِیثَ الْمُسْلِمِینَ بِهَا، وَ وَالَوْهُ مِنْ أَجْلِهَا، وَ أَحْسَنُوا عَنْهُ الدِّفَاعَ بِسَبَبِهَا، وَ اتَّخَذُوهُ أَخاً یَصُونُونَهُ مِمَّا یَصُونُونَ عَنْهُ أَنْفُسَهُمْ بِسِمَاعِهِمْ مِنْهُ لَهَا، فَلَمَّا جَاءَ الْمَوْتُ وَقَعَ فِی حُکْمِ رَبِّ الْعَالَمِینَ الْعَالِمِ بِالْأَسْرَارِ الَّذِی لَا یَخْفَی عَلَیْهِ خَافِیَهًٌْ، فَأَخَذَهُمْ بِعَذَابِ بَاطِنِ کُفْرِهِمْ فَذَلِکَ حِینَ ذَهَبَ نُورُهُمْ وَ صَارُوا فِی ظُلُمَاتِ عَذَابِ اللَّهِ، ظُلُمَاتِ أَحْکَامِ الْآخِرَهًِْ لَا یَرَوْنَ مِنْهَا خُرُوجاً وَ لَا یَجِدُونَ عَنْهَا مَحِیص.

یعنی: مَثَل این منافقان همچون کسی است که آتشی برپا می‌کند تا با آن اطرافش را ببیند؛ پس آنگاه که می‌تواند ببیند، خداوند با فرستادن باد و یا باران، آتش را خاموش کرده و نورش را از بین می‌برد؛ مَثَل این منافقان پیمان‌شکن این‌چنین است؛ زمانی‌که خداوند از ایشان بر ولایت علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) بیعت گرفت به ظاهر شهادت‌دادند که هیچ معبودی جز خدای یکتا نیست و محمّد(صلی الله علیه وآله) بنده و فرستاده‌ی اوست و علی(علیه السلام) سرپرست، وصی، وارث و جانشین او در میان امّتش می‌باشد؛ احکامش را قضاوت کرده و وعده‌هایش را محقّق نموده و امور بندگان را پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله) به جای او سیاست می‌کند؛ و به‌خاطر ولایتش، ارزش‌های اسلام و مسلمین را به ارث می‌برد و مردم نیز به‌خاطر آن او را اطاعت می‌کنند و بدین سبب دفاع از او را نیکو می‌دارند و به خاطر ولایتش، گوش به فرمان او هستند و او را چون برادری دانسته و از او صیانت می‌کنند؛ همان‌طور که از داشته‌های خود حفظ و صیانت می‌کنند. زمانی‌که به امر پروردگار دو جهان که به اسرار مطّلع است و رازی برایش پنهان نمی‌ماند زمان مرگ آن‌ها فرا برسد، خداوند ایشان را به‌سبب کفر درونیشان عذاب می‌کند؛ پس آن زمانی است که نورشان زایل شده و در تاریکی عذاب الهی فرومی‌روند. در تاریکی جزای اعمالشان در آخرت گرفتار می‌شوند؛ به‌طوری‌که راهی برای بیرون‌رفتن و فرارکردن نمی‌یابند.
📚علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۶۷ ؛ الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۳۰

📖 … تَرَکَهُمْ … [بقره،۱۷] 🔻رهایشان می‌سازد
⚜ از امام رضا(علیه السلام) نقل است که فرمود:
إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَا یُوصَفُ بِالتَّرْکِ کَمَا یُوصَفُ خَلْقُهُ وَ لَکِنَّهُ مَتَی عَلِمَ أَنَّهُمْ لَا یَرْجِعُونَ عَنِ الْکُفْرِ وَ الضَّلَالِ مَنَعَهُمُ الْمُعَاوَنَهًَْ وَ اللُّطْفَ وَ خَلَّی بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ اخْتِیَارِهِم
یعنی:برعکس مخلوقات که می‌توان درباره‌ی ایشان الفاظ «رهاکردن» و «ترک‌نمودن» را به‌کار برد، نمی‌توان با این الفاظ خداوند را وصف کرد؛ بلکه [معنی آن در مورد خداوند آن است که] وقتی می‌داند که آنان از کفر و ضلالت دست بر نمی‌دارند، لطف و کمک خویش را از آنان دریغ می‌دارد و آنان را به حال خودشان رها می‌کند تا هرکاری می خواهند، انجام دهند.
📚شیخ صدوق، عیون أخبارالرضا(علیه السلام)،ج۱، ص۱۲۳

📖 …ٍ لا یُبْصِرُونَ [بقره،۱۷] 🔻درحالی‌که [چیزی را] نمی‌بینند
⚜ از امام باقر (علیه السلام) نقل است که فرمود:… وَ تَراهُمْ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ وَ هُمْ لا یُبْصِرُونَ.

یعنی: آن‌ها را می‌بینی که به تو می‌نگرند درحالی‌که تو را نمی‌بینند.
📚 شیخ کلینی، الکافی، ج۸، ص۳۷۹

⚜ از امام باقر (علیه السلام) نقل است که فرمود:… فَلَمْ یُبْصِرُوا فَضْلَ أَهْلِ بَیْتِهِ.
یعنی: آنان فضل و مقام اهل بیت (علیهم السلام) را نمی‌بینند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۵، ص۱۱

 

📖 صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَرْجِعُونَ [بقره،۱۸] یعنی: آنها کر و لال و کورند؛ لذا [از راه خطا] باز نمى‌گردند!

⚜ از امام صادق(علیه السلام) نقل است که فرمود: … فَإِنَّ زَلَقَ اللِّسَانِ فِیمَا یَکْرَهُ اللَّهُ وَ مَا یَنْهَی عَنْهُ مَرْدَاهًٌْ لِلْعَبْدِ عِنْدَ اللَّهِ وَ مَقْتٌ مِنَ اللَّهِ وَ صَمٌّ وَ عَمًی وَ بَکَمٌ یُورِثُهُ اللَّهُ إِیَّاهُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ فَتَصِیرُوا کَمَا قَالَ اللَّهُ: صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَرْجِعُونَ.

یعنی: لغزش زبان در آنچه که خدا نمی‌پسندد و از آن جلوگیری می‌فرماید، بنده را در نزد او مردود می‌کند و خشمش را برمی‌انگیزد و نیز کری، کوری و گنگی را از جانب خدا در روز قیامت نصیب این بندگان می‌کند. و در نتیجه چنان می‌شوند که خدا فرموده است: کر و گنگ و کور هستند و از جهنّم باز نمی‌گردند.
📚 شیخ کلینی، الکافی، ج۸، ص۲

⚜ از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل است که فرمود: یَا ابْنَ مَسْعُودٍ! یَأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ الصَّابِرُ عَلَی دِینِهِ مِثْلُ الْقَابِضِ عَلَی الْجَمْرَهًِْ بِکَفِّهِ یُقَالُ لِذَلِکَ الزَّمَانِ إِنْ کَانَ ذِئْباً وَ إِلَّا أَکَلَتْهُ الذِّئَابُ. یَا ابْنَ مَسْعُودٍ! عُلَمَاؤُهُمْ وَ فُقَهَاؤُهُمْ خَوَنَهًٌْ أَلَا إِنَّهُمْ فَجَرَهًٌْ أَشْرَارُ خَلْقِ اللَّهِ وَ کَذَلِکَ أَتْبَاعُهُمْ وَ مَنْ یَأْتِیهِمْ وَ یَأْخُذُ مِنْهُمْ وَ یُحِبُّهُمْ وَ یُجَالِسُهُمْ وَ یُشَاوِرُهُمْ أَشْرَارُ خَلْقِ اللَّهِ یُدْخِلُهُمْ نَارَ جَهَنَّمَ صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَرْجِعُونَ.

یعنی: ای پسر مسعود! زمانی بر مردم خواهدآمد که کسی‌که بر دین خود و حفظ آن صبر و استقامت کند، مانند کسی است که آتش در دست خود گرفته‌باشد. در این زمان گفته خواهدشد یا باید گرگ بود و یا در غیر این صورت خوراک گرگ شد.
ای پسر مسعود! دانشمند و فقیهان آن زمان خائن، فاجر و بدترین خلق خدا هستند؛ [نه تنها آنان بلکه] کسانی‌که پیروان ایشانند؛ کسانی که نزد آنان می‌روند و از آنان درس می‌گیرند، [کسانی‌که] ایشان را دوست دارند، [کسانی‌که] هم نشین شان بوده و با آن‌ها مشورت می‌کنند مانند آن‌ها هستند.
آن‌ها بدترین خلقی هستند که خدا آنان را در آتش جهنّم داخل می‌کند. صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لایَرْجِعُونَ
📚 محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۳۳۰و علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۴، ص۹۹؛ فیه: «فجرهًْ» زیادهًْ

⚜ هم چنین‌ از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل است که فرمود: یَا ابْنَ مَسْعُودٍ! احْذَرْ سُکْرَ الْخَطِیئَهًِْ فَإِنَّ لِلْخَطِیئَهًِْ سُکْراً کَسُکْرِ الشَّرَابِ بَلْ هِیَ أَشَدُّ سُکْراً مِنْهُ یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی: صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَرْجِعُون.

یعنی: ای پسر مسعود! از مستی گناه بپرهیز که گناه نیز مانند شراب و بلکه بدتر از آن مستی به بار می‌آورد؛ خدای متعال در این باره می‌فرماید: [مردم تبهکار] کر و لال و کورند و هرگز [به‌سوی حق] باز نمی‌گردند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۴، ص۱۰۵

⚜ از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل است که فرمود: … نَحْشُرُهُمْ یَوْمَ الْقِیامَهًِْ عَلی وُجُوهِهِمْ عُمْیاً وَ بُکْماً وَ صُمًّا.

یعنی: در حالی‌که با صورت بر زمین کشیده می‌شوند محشورشان می‌کنیم؛ در حالی‌که کر و لال و کورند.
📚 همان، ج۷۴، ص۹۹

✍ در مورد واژه ی “عُمْیٌ” علی‌بن‌إبراهیم (رحمه الله علیه) می گوید: الْعُمْیُ الَّذِی یَکُونُ بَصِیراً ثُمَّ یُعْمَی.
یعنی: العُمی کسی است که [از ابتدا] بینا باشد سپس نابینا شود. (یعنی نابینای مادرزاد نباشد).
📚نک: البرهان

📖ٌ فَهُمْ لا یَرْجِعُونَ [بقره،۱۸] 🔻لذا [از راه خطا] باز نمی‌گردند
⚜ از امام صادق(علیه السلام) نقل است که فرمود: … لَا یَنْطِقُون.
یعنی: نمی‌توانند سخن بگویند.
📚 شیخ کلینی، الکافی، ج۸، ص۲

⚜ از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل است که فرمود: .. مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ.
یعنی: محل بازگشت و آرامگاهشان جهنّم است.
📚 حاجی نوری،مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۳۲۷

📖 أَوْ کَصَیِّبٍ مِنَ السَّماءِ فیهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ یَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فی آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللهُ مُحیطٌ بِالْکافِرینَ [بقره، ۱۹]

یعنی: یا همچون بارانى که از آسمان، در شب تاریک همراه با رعد و برق [در بیابان] ببارد.آنها از ترس مرگ، انگشتانشان را در گوش‌هاى خود مى‌گذارند؛ تا صداى صاعقه‌ها‌ را نشنوند. و خداوند به کافران احاطه دارد.

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: … ثُمَّ ضَرَبَ اللَّهُ لِلْمُنَافِقِینَ مَثَلًا آخَرَ.

یعنی: خدای عزّوجلّ [در این آیه] در مورد منافقان مثالی دیگر زد.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۶۷

📖 … کَصَیِّبٍ … [بقره، ۱۹] 🔻همچون بارانی
⚜امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: … مَثَلُ مَا خُوطِبُوا بِهِ مِنْ هَذَا الْقُرْآنِ الَّذِی أَنْزَلَنَا عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) مُشْتَمِلًا عَلَی بَیَانِ تَوْحِیدِی وَ إِیضَاحِ حُجَّهًِْ نُبُوَّتِکَ، وَ الدَّلِیلِ الْبَاهِرِ عَلَی اسْتِحْقَاقِ أَخِیکَ عَلِیٍّ (علیه السلام) لِلْمَوْقِفِ الَّذِی وَقَفْتَهُ، وَ الْمَحَلِّ الَّذِی أَحْلَلْتَهُ، وَ الرُّتْبَهًِْ الَّتِی رَفَعْتَهُ إِلَیْهَا، وَ السِّیَاسَهًِْ الَّتِی قَلَّدْتَهُ إِیَّاهَا فِیهِ، فَهِیَ کَصَیِّبٍ مِنَ السَّمَاءِ فِیهِ ظُلُمَاتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ. قَالَ: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)! کَمَا أَنَّ فِی هَذَا الْمَطَرِ هَذِهِ الْأَشْیَاءَ وَ مَنِ ابْتُلِیَ بِهِ خَافَ فَکَذَلِکَ هَؤُلَاءِ فِی رَدِّهِمْ بَیْعَهًَْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ خَوْفِهِمْ أَنْ تَعْثُرَ أَنْتَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) عَلَی نِفَاقِهِمْ کَمَنْ هُوَ فِی هَذَا الْمَطَرِ وَ الرَّعْدِ وَ الْبَرْقِ یَخَافُ أَنْ یَخْلَعَ الرَّعْدُ فُؤَادَهُ، أَوْ یَنْزِلَ الْبَرْقُ بِالصَّاعِقَهًِْ عَلَیْهِ، فَکَذَلِکَ هَؤُلَاءِ یَخَافُونَ أَنْ تَعْثُرَ عَلَی کُفْرِهِمْ فَتُوجِبَ قَتْلَهُمْ وَ اسْتِیصَالَهُمْ.

یعنی: مَثَل آنچه که این قرآن در خطاب به منافقان بیان می‌کند همان قرآنی که بر تو ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! نازل شده و بیانگر یگانگی خداوند متعال بوده؛ دلایل پیامبری تو را آشکار ساخته و نیز در اثبات شایستگی برادرت علیّ‌بن‌ابی‌طالب(علیه السلام) برای جایگاهی که تو او را در آن ایستاندی و محلّی که تو او را در آن فرودآوردی و مقامی‌که تو او را بدان فرازداشتی و حکومتی که تو او را بدان گماردی، [مطالبی دارد] که در آیه‌ی “کَصَیِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ فِیهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ”است.
حق تعالی فرمود: ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! همان‌طور که در این باران سیل آسا چیزهایی وجود دارد که هرکس به آن دچار گردد هراسان می‌شود، آنان نیز به‌خاطر سرباز زدن از بیعت با علی(علیه السلام) و ترس از این که تو ای محمّد (صلی الله علیه وآله) به دورویی آنان پی ببری همانند همان کسی هستند که در این باران و رعد و برق گرفتار آمده است؛ همان‌طور که او از ترس این که رعد، قلبش را از جای برکند یا برق، آذرخشش را بر او فرودآورد به خویش می‌لرزد، آنان نیز در هراسند که به‌خاطر دورویی آنان بر آنان سخت بگیری و این رسوایی به کشته‌شدن و بیچارگی آن‌ها بیانجامد.
📚 همان، ج۳۱، ص۵۶۷

 

📖 …وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ … [بقره، ۱۹] 🔻رعد و برق
⚜ از أمیرالمؤمنین(علیه السلام) نقل است که فرمود: الرَّعْدُ صَوْتُ الْمَلَکِ وَ الْبَرْقُ سَوْطُه.

یعنی: رعد، صدای فرشته‌ی [موکّل ابر] و برق، تازیانه اوست.
📚 شیخ صدوق، من لایحضرالفقیه، ج۱، ص۵۲۶

⚜ سَأَلَ أَبُوبَصِیرٍ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الرَّعْدِ، أَیَّ شَیْءٍ یَقُولُ؟ قَالَ: إِنَّهُ بِمَنْزِلَهًِْ الرَّجُلِ یَکُونُ فِی الْإِبِلِ فَیَزْجُرُهَا هَایْ هَایْ کَهَیْئَهًِْ ذَلِکَ. قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ فَمَا حَالُ الْبَرْقِ؟ فَقَالَ: تِلْکَ مَخَارِیقُ الْمَلَائِکَهًِْ تَضْرِبُ السَّحَابَ فَیَسُوقُهُ إِلَی الْمَوْضِعِ الَّذِی قَضَی اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فِیهِ الْمَطَر.

یعنی: ابی‌بصیر از امام صادق (علیه السلام) پرسید که: «رعد چه می‌گوید»؟ فرمود: «رعد چون مردی سوار بر شتر است که آن را می‌راند و می گوید: «های! های! این چنین است». گفتم: «برق چیست»؟ به من فرمود: «تازیانه‌های فرشته‌ها است که به ابرها می‌زنند و آن‌ها را به آنجا که خدا مقدّر کرده، می‌رانند».
📚 همان، ج۱، ص۵۲۶

📖 …یَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فی آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ … [بقره، ۱۹] 🔻آنها از ترس مرگ، انگشتانشان را در گوش‌های خود می‌گذارند تا صدای صاعقه‌ها را نشنوند

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود:… کَمَا یَجْعَلُ هَؤُلَاءِ الْمُبْتَلُونَ بِهَذَا الرَّعْدِ وَ الْبَرْقِ أَصَابِعَهُمْ فِی آذَانِهِمْ لِئَلَّا یَخْلَعَ صَوْتُ الرَّعْدِ أَفْئِدَتَهُمْ، فَکَذَلِکَ یَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِی آذَانِهِمْ إِذَا سَمِعُوا لَعْنَکَ لِمَنْ نَکَثَ الْبَیْعَهًَْ، وَ وَعِیدَکَ لَهُمْ إِذَا عَلِمْتَ أَحْوَالَهُمْ … لِئَلَّا یَسْمَعُوا لَعْنَکَ وَ لَا وَعِیدَکَ فَتَغَیَّرَ أَلْوَانُهُمْ فَیَسْتَدِلُّ أَصْحَابُکَ أَنَّهُمُ الْمَعْنِیُّونَ بِاللَّعْنِ وَ الْوَعِیدِ، لِمَا قَدْ ظَهَرَ مِنَ التَّغْیِیرِ وَ الِاضْطِرَابِ عَلَیْهِمْ فَیَتَقَوَّی التُّهَمَهًُْ عَلَیْهِمْ فَلَا یَأْمَنُونَ هَلَاکَهُمْ بِذَلِکَ عَلَی یَدِکَ وَ حُکْمِکَ.

یعنی: همانند آن کسانی‌که به رعد و برق دچار گشته، انگشت‌های خود را در گوش‌هایشان فرو می‌کنند تا صدای رعد، قلب آنان را از جای نکند، آن منافقان نیز در آن هنگام که می‌شنوند تو با آگاهی از حال آنان، بیعت‌شکنان را لعنت کرده و تهدید می‌نمایی، انگشت‌هایشان را در گوش‌هایشان فرومی‌کنند تا لعنت و تهدید تو را نشنوند؛ مبادا که رنگ رخسارشان دگرگون شود و یاران تو از آن نشانه دریابند که لعنت و تهدید تو، متوجّه این افراد است؛ چرا که دگرگونی و آشفتگی در چهره‌ی آن‌ها آشکار شده و این چنین، اتّهام علیه آنان شدّت می‌یابد در نتیجه به این خاطر از هلاک‌شدن به دست تو و به فرمان تو، امان نمی‌یابند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۶۷ و الإمام العسکری علیه السلام، التفسیر، ص۱۳۲

📖 … وَ اللهُ مُحیطٌ بِالْکافِرینَ [بقره، ۱۹] 🔻و خداوند به کافران احاطه دارد
⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: … مُقْتَدِرٌ عَلَیْهِمْ وَ لَوْ شَاءَ أَظْهَرَ لَکَ نِفَاقَ مُنَافِقِیهِمْ، وَ أَبْدَی لَکَ أَسْرَارَهُمْ، وَ أَمَرَکَ بِقَتْلِهِم.
یعنی: خدا بر آن‌ها چیره است و اگر بخواهد، دورویی آن منافقان را برایت آشکار و اسرارشان را برایت فاش می‌کند و به تو فرمان می‌دهد که آنان را به قتل برسانی.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۶۷ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۳۲
✍ حداقل دو نکته از این روایت استفاده می شود: اول اینکه: حکم منافق قتل است اما رحمت الهی متوجه اوست بلکه تا هنگام مرگ هدایت یابد؛ دوم: تعبیر کافر برای منافق به کار برده شده است؛ چون منافق، اسلام حقیقی را می پوشاند.

📖 یَکادُ الْبَرْقُ یَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ کُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فیهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَیْهِمْ قامُوا وَ لَوْ شاءَ اللهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ إِنَّ أللهَ عَلى کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدیرٌ [بقره، ۲۰] یعنی:[روشنایى خیره‌کننده‌ی] برق، نزدیک است چشمانشان را برباید. هر زمان که [برق صفحه‌ی بیابان را] براى آنها روشن مى‌سازد، [چند گامى] در پرتو آن راه مى روند؛ و چون تاریکى آنها را فرا مى گیرد، مى ایستند. و اگر خدا مى‌خواست، گوش و چشم آنها را از بین مى برد؛ زیرا خداوند بر هر چیزى تواناست.

⚜ از امام کاظم(علیه السلام) نقل است که فرمود:… وَ لَمْ یَسْتُرُوا عَنْهُ وُهَذَا مَثَلُ قَوْمٍ ابْتُلُوا بِبَرْقٍ فَلَمْ یَغُضُّوا عَنْهُ أَبْصَارَهُمْ جُوهَهُمْ لِتَسْلَمَ عُیُونُهُمْ مِنْ تَلَأْلُؤِهِ، وَ لَمْ یَنْظُرُوا إِلَی الطَّرِیقِ الَّذِی یُرِیدُونَ أَنْ یَتَخَلَّصُوا فِیهِ بِضَوْءِ الْبَرْقِ وَ لَکِنَّهُمْ نَظَرُوا إِلَی نَفْسِ الْبَرْقِ فَکَادَ یَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ، فَکَذَلِکَ هَؤُلَاءِ الْمُنَافِقُونَ یَکَادُ مَا فِی الْقُرْآنِ مِنَ الْآیَاتِ الْمُحْکَمَهًِْ الدَّالَّهًِْ عَلَی نُبُوَّتِکَ الْمُوضِحَهًِْ عَنْ صِدْقِکَ فِی نَصْبِ عَلِیٍّ(علیه السلام) أَخِیکَ إِمَاماً.

یعنی: این، مَثَل قومی است که گرفتار برق [صاعقه] شدند و چشمانشان را در برخورد با آن نمی‌بندند تا اینکه دیدگانشان از درخشش آن پاره شود. آن‌ها می‌خواهند با نوری که از برق و صاعقه به وجود آمده، مسیر خود را ببینند و راه خلاص خود را پیدا کنند؛ در حالی‌که به خود برق، نگاه می‌کنند. در نتیجه نزدیک است که برق، چشمانشان را خیره‌کرده و برباید. در مورد این منافقان نیز چنین است؛ نزدیک است که آیات محکمی‌که در قرآن دالّ بر نبوّت تو و روشن‌کننده‌ی صدق تو در برگزیدن برادرت علی (علیه السلام) به عنوان امام آمده است، چشمان آن منافقین را خیره‌کند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۶۷ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۳۲

⚜ از امام عسکری(علیه السلام)نقل است که فرمود: إِنَّهُ فِی الْقَوْمِ الْمُتَمَرِّدِینَ النَّاکِثِینَ بَیْعَهًَْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام)

یعنی: این آیه مربوط به قوم سرکش و پیمان‌شکنی است که پیمان بیعت خود با امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) را شکستند.
📚 استرآبادی، تأویل ال آیات الظاهرهًْ، ص۴۳

📖 یَکاد الْبَرْقُ یَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ …[بقره، ۲۰] 🔻[روشنایی خیره‌کننده] برق، نزدیک است چشمانشان را برباید
⚜ از امام کاظم(علیه السلام)نقل است که فرمود:  … مَا یُشَاهِدُونَهُ مِنْکَ یَا مُحَمَّدُ(صلی الله علیه و آله) وَ مِنْ أَخِیکَ عَلِیٍّ(علیه السلام) مِنَ الْمُعْجِزَاتِ الدَّالَّاتِ عَلَی أَنَّ أَمْرَکَ وَ أَمْرَهُ هُوَ الْحَقُّ الَّذِی لَا رَیْبَ فِیهِ، ثُمَّ هُمْ مَعَ ذَلِکَ لَا یَنْظُرُونَ فِی دَلَائِلِ مَا یُشَاهِدُونَ مِنْ آیَاتِ الْقُرْآنِ وَ آیَاتِکَ وَ آیَاتِ أَخِیکَ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ(علیه السلام).

یعنی: نزدیک است که معجزات و دلایلی که بر حقّانیّت گفتار و صدق ادّعای تو ای محمّد(صلی الله علیه و آله)! و برادرت علی(علیه السلام) وجود دارد که در آن شکّی نیست[چشمان آنان را کور و خیره‌کند]، امّا آن‌ها با این حال به آیات قرآن و نشانه‌های صدق گفتار تو و برادرت علیّ‌بن‌ابی‌طالب(علیه السلام) نظاره و تامّل نمی‌کنند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۶۷ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۱۳۲

⚜ از امام کاظم(علیه السلام) نقل است که فرمود:… یَکَادُ ذَهَابُهُمْ عَنِ الْحَقِّ فِی حُجَجِکَ یُبْطِلُ عَلَیْهِمْ سَائِرَ مَا قَدْ عَلِمُوا مِنَ الْأَشْیَاءِ الَّتِی یَعْرِفُونَهَا، لِأَنَّ مَنْ جَحَدَ حَقّاً وَاحِداً أَرَاهُ ذَلِکَ الْجُحُودَ إِلَی أَنْ یَجْحَدَ کُلَّ حَقٍّ فَصَارَ جَاحِدُهُ فِی بُطْلَانِ سَائِرِ الْحُقُوقِ عَلَیْهِ کَالنَّاظِرِ إِلَی جِرْمِ الشَّمْسِ فِی ذَهَابِ نُورِ بَصَرِه.

یعنی: پوشاندن حقّی که ایشان در خصوص حجّت‌های تو مرتکب شدند [و اینکه درباره‌ی حجّت‌های تو از حق گذشتند و به باطل روی‌کردند]، نزدیک است که سایر اعمالی که از قبل، با شناخت انجام داده‌اند را باطل کند؛ زیرا کتمان‌کننده‌ی یک حقیقت را به‌منزله‌ی کسی می‌بینم که تمام حقایق را انکار می‌کند. پس منکر آن حق، سایر حقوقی را که بر عهده‌اش است نابود می‌کند؛ همچون کسی‌که با نگاه‌کردن به خورشید، نور دیده‌اش را از بین می‌برد.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۶۷ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۳۲

 

📖 یَکادُ الْبَرْقُ یَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ کُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فیهِ … [بقره، ۲۰] 🔻هر زمان که[برق صفحه بیابان را] برای آنها روشن می‌سازد،[چند گامی] در پرتو آن راه می‌روند

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: إِذَا ظَهَرَ مَا اعْتَقَدُوا أَنَّهُ هُوَ الْحُجَّهًُْ مَشَوْا فِیهِ ثَبَتُوا عَلَیْهِ، وَ هَؤُلَاءِ کَانُوا إِذَا نَتَجَتْ خَیْلُهُمْ الْإِنَاثَ، وَ نِسَاؤُهُمْ الذُّکُورَ، وَ حَمَلَتْ نَخِیلُهُمْ، وَ زَکَتْ زُرُوعُهُمْ، وَ نَمَتْ تِجَارَتُهُمْ، وَ کَثُرَتِ الْأَلْبَانُ فِی ضُرُوعِهِمْ، قَالُوا یُوشِکُ أَنْ یَکُونَ هَذَا بِبَرَکَهًِْ بَیْعَتِنَا لِعَلِیٍّ(علیه السلام) أَنَّهُ مَنْجُوتٌ مُدَالٌ یَنْبَغِی أَنْ نُعْطِیَهُ ظَاهِراً الطَّاعَهًَْ لِنَعِیشَ فِی دَوْلَتِهِ.

یعنی: هنگامی‌که برایشان روشن شد که آنچه به آن اعتقاد داشتند، همان حجّت است، به آن سو رفتند و بر آن ایستادگی کردند و هم ایشان بودند که چون اسبانشان، ماده و زنانشان، پسر به دنیا آوردند و نخل‌هایشان به بار نشست و زراعتشان افزون گشت و تجارتشان رشد کرد و پستان چهارپایانشان پر از شیر شد، گفتند: «گویا این از برکت بیعت ما با علی(علیه السلام) به وجود آمده است. همانا او نجات‌یافته و رهنمون شده‌ایست که بجاست ما در ظاهر از او اطاعت کرده تا در دولتش زندگی کنیم».
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۶۷ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۱۳۲؛ فیه: «ربحت» بدلٌ «نمت» و «ضروع جذرهم» بدل «ضروعهم»

📖 … وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَیْهِمْ قامُوا … [بقره، ۲۰] 🔻و چون تاریکی آنها را فرا می‌گیرد، می‌ایستند

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: … وَ إِذَا أَنْتَجَتْ خُیُولُهُمْ، الذُّکُورَ وَ نِسَاؤُهُمْ الْإِنَاثَ وَ لَمْ یَرْبَحُوا فِی تِجَارَاتِهِمْ، وَ لَا حَمَلَتْ نَخِیلُهُمْ وَ لَا زَکَتْ زُرُوعُهُمْ، وَقَفُوا وَ قَالُوا هَذَا بِشُؤْمِ هَذِهِ الْبَیْعَهًِْ الَّتِی بَایَعْنَاهَا عَلِیّاً(علیه السلام)، وَ التَّصْدِیقِ الَّذِی صَدَّقْنَا مُحَمَّداً(صلی الله علیه و آله) … .
یعنی: هنگامی‌که اسب‌هایشان، نر و زنانشان، دختر به دنیا آوردند و در تجارتشان سودی نبردند و نخل‌هایشان به بار ننشست و زراعتشان رشدی نکرد، ایستادند وگفتند: این به سبب شومی بیعت ما با علی(علیه السلام) و تصدیق محمّد(صلی الله علیه وآله)در این خصوص می‌باشد.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۶۷ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۳۲

📖 …وَ لَوْ شاءَ اللهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ …[بقره، ۲۰] 🔻و اگر خدا می‌خواست، گوش و چشم آنها را از بین می‌برد

⚜ از امام کاظم (علیه السلام) نقل است که فرمود: حَتَّی لَا یَتَهَیَّأَ لَهُمُ الِاحْتِرَازُ مِنْ أَنْ تَقِفَ عَلَی کُفْرِهِمْ أَنْتَ وَ أَصْحَابُکَ الْمُؤْمِنُونَ تُوجِبُ قَتْلَهُمْ.
یعنی: خداوند اجازه نمی‌دهد شرایطی مهیّا شود که آنان بتوانند از اطّلاع‌یافتن تو و یاران مؤمنت بر کفر آن‌ها که موجبات قتلشان را فراهم می‌آورد، بگریزند.
📚 علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۶۷ والإمام العسکری، التفسیر، ص۱۳۲

📖 … إِنَّ أللهَ عَلى کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدیرٌ [بقره، ۲۰] 🔻خداوند بر هر چیزی تواناست
⚜ از امام کاظم(علیه السلام)نقل است که فرمود: …لَا یُعْجِزُهُ شَیْءٌ.

یعنی: هیچ‌چیز او را به عجز وا نمی‌دارد.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۶۷ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۳۲

⚜ از امام جواد(علیه السلام)نقل است که فرمود: قَوْلُکَ: إِنَّ اللَّهَ قَدِیرٌ خَبَّرْتَ أَنَّهُ لَا یُعْجِزُهُ شَیْءٌ، فَنَفَیْتَ بِالْکَلِمَهًِْ الْعَجْزَ، وَ جَعَلْتَ الْعَجْزَ سِوَاه.

یعنی: این سخن تو که «خدا توانا است» خبر داده که چیزی او را عاجز نمی‌کند پس به همین کلمه، عجز را از او دور نموده و برای غیر او قرار داده است.
📚 شیخ کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۸۶

⚜ از امام صادق (علیه السلام)نقل است که فرمود: لَمْ یَزَلِ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ رَبَّنَا وَ الْعِلْمُ ذَاتُهُ وَ لَا مَعْلُومَ وَ السَّمْعُ ذَاتُهُ وَ لَا مَسْمُوعَ وَ الْبَصَرُ ذَاتُهُ وَ لَا مُبْصَرَ وَ الْقُدْرَهًُْ ذَاتُهُ وَ لَا مَقْدُورَ فَلَمَّا أَحْدَثَ الْأَشْیَاءَ وَ کَانَ الْمَعْلُومُ وَقَعَ الْعِلْمُ مِنْهُ عَلَی الْمَعْلُومِ وَ السَّمْعُ عَلَی الْمَسْمُوعِ وَ الْبَصَرُ عَلَی الْمُبْصَرِ وَ الْقُدْرَهًُْ عَلَی الْمَقْدُور.

یعنی: خدای عزّوجلّ، پروردگار ما، همیشه چنین است که علم، جزء ذات اوست و به او تعلیم داده نشده؛ شنیدن جزء ذاتش است و با چیزی از او شنیده نمی‌شود؛ دیدن جزء ذاتش است و دیده‌نمی‌شود؛ قدرت جزء ذات اوست و کسی بر او قدرت ندارد. زمانی که اشیاء را خلق و معلوم کرد، علم از سوی خدا بر آن معلوم قرارگرفت و سمع(قوّه شنیدن) بر شنیده شده، و بصر(قوه بینایی)بر دیده شده، و قدرت بر قدرت داده شده، واقع شد.(همه‌ی این قوّه‌ها برای خداست که پس از خلقتش بر مخلوقات قرار گرفت).
📚همان، ج۱، ص۱۰۷

⚜ از امام صادق(علیه السلام)نقل است که فرمود: إِنَّ إِبْلِیسَ قَالَ لِعِیسَی‌بْنِ‌مَرْیَمَ(علیه السلام): أَیَقْدِرُ رَبُّکَ عَلَی أَنْ یُدْخِلَ الْأَرْضَ بَیْضَهًًْ لَا یُصَغِّرُ الْأَرْضَ وَ لَا یُکَبِّرُ الْبَیْضَهًَْ؟ فَقَالَ عِیسَی(علیه السلام): وَیْلَکَ إِنَّ اللَّهَ لَا یُوصَفُ بِعَجْزٍ وَ مَنْ أَقْدَرُ مِمَّنْ یُلَطِّفُ الْأَرْضَ وَ یُعَظِّمُ الْبَیْضَهًْ؟

یعنی: شیطان به عیسی‌بن‌مریم(علیه السلام) گفت: «آیا پروردگارت قدرت دارد که زمین را در تخم مرغی داخل گرداند به طوری‌که زمین، کوچک و تخم مرغ بزرگ نشود»؟ عیسی(علیه السلام) به او فرمود: «وای بر تو! به‌درستی‌که خدا به ناتوانی و درماندگی وصف نمی‌شود و چه کسی تواناتر از خدا است که زمین را لطیف و نرم و نازک و تخم مرغ را بزرگ گرداند»؟!
📚 شیخ صدوق، التوحید، ص۱۲۷

⚜ از امام صادق(علیه السلام)نقل است که فرمود: قِیلَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام): هَلْ یَقْدِرُ رَبُّکَ أَنْ یُدْخِلَ الدُّنْیَا فِی بَیْضَهًٍْ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُصَغِّرَ الدُّنْیَا أَوْ یُکَبِّرَ الْبَیْضَهًَْ؟ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَا یُنْسَبُ إِلَی الْعَجْزِ وَ الَّذِی سَأَلْتَنِی لَا یَکُون.

یعنی: از امیرالمؤمنین(علیه السلام)سؤال شد: «آیا پروردگار تو می‌تواند دنیا را درون تخم مرغی جای دهد؛ بی آنکه دنیا کوچک یا تخم مرغ بزرگ شود»؟ حضرت علی(علیه السلام) فرمود: «همانا نسبت عجزدادن بر خداوند متعال روا نمی‌باشد؛ در ضمن چیزی که تو می‌پرسی، عقلاً محال و نشدنی است».
📚 همان، ص۱۳۰

⚜ جَاءَ رَجُلٌ إِلَی الرِّضَا(علیه السلام) فَقَالَ: هَلْ یَقْدِرُ رَبُّکَ أَنْ یَجْعَلَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَیْنَهُمَا فِی بَیْضَهًٍْ؟ قَالَ: نَعَمْ! وَ فِی أَصْغَرَ مِنَ الْبَیْضَهًِْ قَدْ جَعَلَهَا فِی عَیْنِکَ وَ هِیَ أَقَلُّ مِنَ الْبَیْضَهًِْ لِأَنَّکَ إِذَا فَتَحْتَهَا عَایَنْتَ السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَیْنَهُمَا وَ لَوْ شَاءَ لَأَعْمَاکَ عَنْهَا.

یعنی: مردی به خدمت امام رضا(علیه السلام) آمد و عرض کرد که:«آیا پروردگارت می‌تواند آسمان‌ها و زمین وآنچه را که در میانه این‌ها است درتخم مرغی قرار دهد»؟فرمود: «آری! و در کوچکتر از تخم مرغ نیزمی‌تواند قراردهد.چراکه آن‌ها را در چشم تو قرار داده وآن کمتراز تخم مرغ است؛ زیراتوهرگاه آن را بگشایی آسمان و زمین و آنچه را که در میانه‌ی آن‌ها است می‌بینی واگر می‌خواست تو را کور می‌گردانید که آن‌هارانبینی».
📚همان، ص۱۳۰
✍انجام هیچ کاری برای خداوندمحال نیست، اماازسویی دیگربایدتوجه داشت که برخلاف حکمت خداوند است به قوانینی که خود درنظام آفرینش تعریف کرده،پایبند نباشد.اندازه تخم مرغ رابامردمک چشم در نظر بگیریدواینکه ماباچشم حتی کره ماه را می بینیم.

📖 یا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ وَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ[بقره، ۲۱] یعنی: اى مردم! پروردگارتان را که شما و کسانى را که پیش از شما بودند آفرید، پرستش کنید؛ تا پرهیزگار شوید.

🔻ای مردم
⚜ از امام سجاد(علیه السلام) نقل است که فرمود: یا أَیُّهَا النَّاسُ یَعْنِی سَائِرَ النَّاسِ الْمُکَلَّفِینَ مِنْ وُلْدِ آدَم (علیه السلام).

یعنی: مقصود از این خطاب، تمام انسان‌های مکلّف از فرزندان آدم ابوالبشر (علیه السلام) است.
📚 الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۳۵.

📖 …اعْبُدُوا …[بقره، ۲۱] 🔻پرستش کنید
⚜ از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل است که فرمود:… اعْبُدُوهُ بِتَعْظِیمِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام)

یعنی: خدا را با بزرگداشت محمّد (صلی الله علیه وآله)و علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام)، بپرستید.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۸، ص۶۸ الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۳۹

⚜ از امام عسکری (علیه السلام) نقل است که فرمود: لاعْبُدُوا رَبَّکُمُ أَجِیبُوا (أطیعوا) رَبَّکُمْ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمْ أَنْ تَعْتَقِدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ لَا شَبِیهَ وَ لَا مِثْلَ عَدْلٌ لَا یَجُورُ جَوَادٌ لَا یَبْخَلُ حَلِیمٌ لَا یَعْجَلُ حَکِیمٌ لَا یَخْطَلُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ بِأَنَّ آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) أَفْضَلُ آلِ النَّبِیِّینَ وَ أَنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) أَفْضَلُ آلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ أَنَّ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُمْ أَفْضَلُ صَحَابَهًِْ الْمُرْسَلِینَ وَ وَ بِأَنَّ أُمَّهًَْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) أَفْضَلُ أُمَمِ الْمُرْسَلِینَ.
یعنی: خدا را به همان شیوه‌ای که به شما فرمان داده، پاسخ گفته و او را اجابت و اطاعت کنید. به خدایی معتقد شوید که جز او خدایی نیست؛ یگانه است و شریک، شبیه و مثلی ندارد؛ دادگریست که ستم روا نمی‌دارد؛ سخاوتمندی است که بخل نمی‌ورزد؛ بردباریست که شتاب نمی‌کند؛ حکیمی است که خطا نمی‌کند؛ و [نیز اعتقاد داشته‌باشید به] اینکه محمّد(صلی الله علیه وآله) بنده و فرستاده‌ی اوست و خاندان محمّد(صلی الله علیه وآله)بهترین خاندان پیامبرانند و نیز معتقد شوید به اینکه علی(علیه السلام) برترین فرد خاندان محمّد(صلی الله علیه و آله) است و یاران محمّد(صلی الله علیه وآله) برترین یاران و امّت او برترین امّت پیامبران (علیهم السلام) هستند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۸۶ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۱۳۵

⚜ فَإِنْ قَالَ قَائِلٌ: فَلِمَ تَعَبَّدَهُمْ؟ قِیلَ: لِئَلَّا یَکُونُوا نَاسِینَ لِذِکْرِهِ وَ لَا تَارِکِینَ لِأَدَبِهِ وَ لَا لَاهِینَ عَنْ أَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ إِذَا کَانَ فِیهِ صَلَاحُهُمْ وَ قِوَامُهُمْ فَلَوْ تُرِکُوا بِغَیْرِ تَعَبُّدٍ لَطَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ.
یعنی: از امام رضا (علیه السلام) پرسیدند که: «چرا خدا را می‌پرستند»؟ فرمود: «برای اینکه یاد خدا را فراموش نکنند و ترک ادب در برابر خدای ننموده و امر و نهی الهی را به بازیچه نگیرند؛ در حالی‌که صلاح و دوام خودشان نیز در انجام آن است. پس اگر بدون تعبّد، این اعمال را ترک کنند، زمان [غفلت] برایشان طولانی شده و قلب‌هایشان سخت می‌گردد».
📚شیخ صدوق،عیون اخبارالرّضاعلیه السلام،ج۲، ص۱۰۳

⚜ از امام‌رضا(علیه السلام)نقل است که فرمود: أَوَّلُ عِبَادَهًِْ اللَّهِ مَعْرِفَتُهُ وَ أَصْلُ مَعْرِفَهًِْ اللَّهِ تَوْحِیدُهُ وَ نِظَامُ تَوْحِیدِهِ نَفْیُ الصِّفَاتِ عَنْهُ بِشَهَادَهًِْ الْعُقُولِ أَنَ کُلَ صِفَهًٍْ وَمَوْصُوفٍ مَخْلُوقٌ وَ شَهَادَهًِْ کُلِّ مَخْلُوقٍ أَنَّ لَهُ خَالِقاً لَیْسَ بِصِفَهًٍْ وَ لَا مَوْصُوفٍ وَ شَهَادَهًِْ کُلِّ صِفَهًٍْ وَ مَوْصُوفٍ بِالاقْتِرَانِ وَ شَهَادَهًِْ الِاقْتِرَانِ بِالْحَدَثِ وَشَهَادَهًِْ الْحَدَثِ بِالامْتِنَاعِ مِنَ الْأَزَلِ الْمُمْتَنِعِ مِنَ الْحَدَث.

یعنی: آغاز پرستش خدا شناخت اوست و بنیاد شناخت خدا یگانه دانستن او؛ رشته‌ی یگانه‌شناسی خدا نفی صفت از اوست؛ زیرا خردها گواهند که هر صفت و موصوفی آفریده‌اند، و هر آفریده گواهی بر آن است که آفریدگاری دارد که نه صفت و نه موصوف است. هر صفت و موصوفی گواهند که همراه با زمانی هستند (در یک زمان خاص به وجود آمده‌اند و حدوث یافته‌اند) و حدوث گواه ناازلی‌بودن است چرا که ازلی از حدوث ممتنع و به دور است. (ازلی همیشه بوده است ولی حادث به خلاف آن، پدیدار گشته است).
📚 طبرسی، الإحتجاج، ج۲، ص۳۹۸

 

⚜ از امام صادق(علیه السلام) نقل است که فرمود: أَفْضَلُ الْعِبَادَهًِْ إِدْمَانُ التَّفَکُّرِ فِی اللَّهِ وَ فِی قُدْرَتِه.
یعنی: بهترین عبادت آن است که آدمی همواره به خدا فکر کرده و در قدرت او اندیشه نماید.
📚شیخ کلینی، الکافی، ج۲، ص۵۵

⚜ از حضرت رضا(علیه السلام) نقل است که فرمود: لَیْسَ الْعِبَادَهًُْ کَثْرَهًَْ الصَّلَاهًِْ وَ الصَّوْمِ إِنَّمَا الْعِبَادَهًُْ التَّفَکُّرُ فِی أَمْرِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَل.
یعنی: عبادت به زیادی نماز و روزه نیست؛ بلکه عبادت، تفکّر درباره‌ی خداوند [و آثار قدرت او] می‌باشد.
📚همان

⚜ از امام باقر(علیه السلام) نقل است که فرمود: إِنَ أَشَدَّ الْعِبَادَهًِْ الْوَرَع.
یعنی: بزرگترین و مهمترین عبادت، ورع‌ورزیدن (تقوا) است.
📚 همان، ج۲، ص۷۷

⚜ از امام سجّاد (علیه السلام) نقل است که فرمود: مَنْ عَمِلَ بِمَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِ فَهُوَ مِنْ أَعْبَدِ النَّاس.
یعنی: کسی که به آنچه خدا بر او واجب ساخته عمل کند، از عابدترین انسان‌هاست.
📚 همان، ج۲، ص۸۴

⚜ از امام صادق (علیه السلامنقل است که فرمود: قَالَ: إِنَّ الْعِبَادَهًَْ ثَلَاثَهًٌْ: قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ خَوْفاً، فَتِلْکَ عِبَادَهًُْ الْعَبِیدِ؛ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالی طَلَبَ الثَّوَابِ، فَتِلْکَ عِبَادَهًُْ الْأُجَرَاءِ؛ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حُبّاً لَهُ، فَتِلْکَ عِبَادَهًُْ الْأَحْرَارِ، وَ هِیَ أَفْضَلُ الْعِبَادَهًْ.

یعنی: عبادت سه نوع است؛ گروهی به انگیزه‌ی خوف از عذاب، خدا را عبادت می‌کنند که این عبادت و اطاعت بردگان است؛ گروه دیگری از جهت رسیدن به ثواب خدا را عبادت می‌نمایند که این هم عبادت اجیران و مزدگیرندگان است و گروه سوّمی هستند که از روی عشق و محبّت معبود، او را عبادت می‌نمایند که این عبادت آزادمردان است و این بهترین نوع عبادت است.
📚 شیخ کلینی، الکافی (دارالحدیث)، ج۳، ص۲۱۶

⚜امام صادق (علیه السلام) از پدرانشان نقل‌کردند که پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: الْعِبَادَهًُْ سَبْعُونَ جُزْءً أَفْضَلُهَا جُزْءً طَلَبُ الْحَلَال.
یعنی: عبادت هفتاد جزء است که برترین جزء آن دنبال کسب مال حلال‌بودن است.
📚 محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج۱۳، ص۱۲

⚜ از حضرت رضا(علیه السلام) نقل است که فرمود: قَالَ: النَّظَرُ إِلَی ذُرِّیَّتِنَا عِبَادَهًٌْ. فَقِیلَ لَهُ: یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام)! النَّظَرُ إِلَی الْأَئِمَّهًِْ مِنْکُمْ عِبَادَهًٌْ أَوِ النَّظَرُ إِلَی جَمِیعِ ذُرِّیَّهًِْ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله)؟ قَالَ: بَلِ النَّظَرُ إِلَی جَمِیعِ ذُرِّیَّهًِْ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) عِبَادَهًٌْ مَا لَمْ یُفَارِقُوا مِنْهَاجَهُ وَ لَمْ یَتَلَوَّثُوا بِالْمَعَاصِی.
یعنی: نگریستن به فرزندان ما عبادت است. از ایشان سؤال شد: «ای پسر رسول‌خدا ! نگاه‌کردن به امامانی که از فرزندان شما هستند و یا نگاه به تمام فرزندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) عبادت محسوب می‌شود»؟ فرمودند: «البتّه نگاه‌کردن به تمام ذریّه‌ی پیامبر (صلی الله علیه و آله) عبادت محسوب می‌شود؛ تا زمانی‌که راهشان را از ایشان (پیامبر و امامان) جدا ننموده و به گناهان، آلوده نشده‌باشند».
📚 شیخ صدوق، عیون اخبارالرّضا (علیه السلام)،ج۲، ص۵۱

⚜ از امام صادق علیه السلام نقل است که فرمود: مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیْءٍ أَفْضَلَ مِنَ الصَّمْتِ وَ الْمَشْیِ إِلَی بَیْتِهِ.

یعنی: خداوند با هیچ عبادتی مانند سکوت و رفتن به طرف خانه‌ی او (حج) پرستش نشده است. (این دو عبادت برترین عبادات هستند).
📚 شیخ صدوق، الخصال، ج۱، ص۳۵

⚜ از امام سجّاد (علیه السلام) نقل است که فرمود: لَا عِبَادَهًَْ إِلَّا بِتَفَقُّه.
یعنی: هیچ عبادتی به معنای واقعی محقّق نمی‌شود مگر اینکه در آن عمق اندیشه به کار گرفته شود.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱، ص۲۰۷

⚜ وَ فِیمَا أُوصِیَ بِهِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) عَلِیّاً (علیه السلام): یَا عَلِیُّ (علیه السلام)! مَنْ أُتِیَ بِمَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِ فَهُوَ مِنْ اعْبَدِ النَّاسِ.

یعنی: در سفارشات پیامبر (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام) چنین آمده است که «ای علی (علیه السلام)! هرکه همه‌ی واجباتش را انجام دهد، عابدترین مردم است».
📚 نک: نور الثقلین

 

✍ در جمع بندی روایات فوق پیرامون عبادت به این موارد پی بردیم:
تفکر در مورد قدرت خداوند، تفکر در مورد امر خداوند، ورع، انجام واجبات، کسب مال حلال، نگریستن به سادات، سکوت، حج و..‌‌‌.

🔹اما اینک چند نکته در مورد عبادت:
🔸اول اینکه بیشتر روایات ارائه شده، موضوعی را عبادت ترسیم کرده اند که بر خلاف مفهوم رایج آن در میان مردم است.
به عبارت دیگر اگر ما بخواهیم خدا را عبادت کنیم باید بررسی کنیم که او چه عملکردی را ما به ازای عبادت معرفی می کند.بنابراین عبادت در خواندن نماز و روزه خلاصه نمی شود.

🔸🔸دوم: در مورد تفکر در مورد خداوند باید به این مهم توجه داشت که خداوند خالق فکر و اندیشه است و ما هرگز نمی توانیم درباره ی او بیاندیشیم؛ چون براواحاطه نداریم، پس تفکر در مورد خداوندی که قادر است همه چیز را تغییر دهد ما را به منبع قدرتی در مشکلات رهنمون می کند که باید با توکل بر او زندگی کنیم، در این صورت از تهدید این و آن واهمه نخواهیم داشت و در میدان زندگی پیروز خواهیم ماند.

🔸🔸🔸سوم: در مورد سکوت نیز بیان این نکته ضروری است که نباید به گونه ای باشد که مفسده ای بر آن حاکم شود؛ این نباشد که سکوت من باعث آسیب خوردن فرد یا گروهی شود؛ پس باید بجا سکوت کرد و به جا سخن گفت.

📖 … رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ … [بقره، ۲۱] 🔻پروردگارتان که شما را آفرید

⚜امام عسکری (علیه السلام) می فرماید: الذِی خَلَقَکُمْ نَسَماً وَ سَوَّاکُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ وَ صَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ.

یعنی: شما را به صورت آدمی به وجود آورد و بعد از آن شما را درست و اصلاح کرد و به بهترین شکل به شما صورت بخشید.
📚 علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۳۸، ص۶۸ و ج۶۵، ص۲۸۶؛ الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۳۹

⚜ امام عسکری(علیه السلام) می فرماید: الذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نُطْفَهًٍْ.

یعنی: پروردگاری که شما را از نطفه آفرید.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۷، ص۳۶۰

⚜ هم چنین از آن امام همام(علیه السلام) نقل است که فرمود: الَّذِی خَلَقَکُمْ {اعْبُدُوا الَّذِی خَلَقَکُمْ} مِنْ نُطْفَهًٍْ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ، فَجَعَلَهُ فِی قَرارٍ مَکِینٍ، إِلی قَدَرٍ مَعْلُومٍ، فَقَدَّرَهُ، فَنِعْمَ الْقَادِرُ اللَّهُ رَبُ الْعَالَمِینَ. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): إِنَّ النُّطْفَهًَْ تَثْبُتُ فِی {قَرَارِ} الرَّحِمِ أَرْبَعِینَ یَوْماً نُطْفَهًًْ، ثُمَّ تَصِیرُ عَلَقَهًًْ أَرْبَعِینَ یَوْماً، ثُمَّ مُضْغَهًًْ أَرْبَعِینَ یَوْماً، ثُمَّ تُجْعَلُ (بَعْدَهُ عِظَاماً) ثُمَّ تُکْسَی لَحْماً، ثُمَّ یُلْبِسُ اللَّهُ فَوْقَهُ جِلْداً، ثُمَّ یُنْبِتُ عَلَیْهِ شَعْراً، ثُمَّ یَبْعَثُ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ إِلَیْهِ مَلَکَ الْأَرْحَامِ، فَیُقَالُ لَهُ: اکْتُبْ أَجَلَهُ وَ عَمَلَهُ وَ رِزْقَهُ، وَ شَقِیّاً یَکُونُ أَوْ سَعِیداً. یَقُولُ الْمَلَکُ: یَا رَبِّ أَنَّی لِی بِعِلْمِ ذَلِکَ فَیُقَالُ لَهُ: اسْتَمْلِ ذَلِکَ مِنْ قُرَّاءِ اللَّوْحِ الْمَحْفُوظِ. فَیَسْتَمْلِیهِ مِنْهُمْ.

یعنی: شما را از نطفه‌ای از آب پست و بی‌ارزش خلق کرد و آن را در جایگاهی استوار نهاد تا به اندازه و قدر معلوم و مشخّص رشد کند و پروردگار جهانیان چه خوش قادری است! رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «نطفه چهل روز در رحم به شکل نطفه باقی می‌ماند؛ پس از چهل روز علقه(خون بسته شده) می‌شود؛ سپس چهل روز دیگر مضغه(تکّه‌ای گوشت) شده و بعد از آن استخوان شکل می‌گیرد و از آن پس گوشت بر استخوان می‌رویاند. سپس خدا بر او پوست می‌پوشاند و به دنبال آن مو بر می‌آورد. سپس فرشته‌ی ارحام را می‌فرستد و به آن فرشته گفته‌می‌شود «عمر و کار و روزیش را بنویس و بنویس که آیا شقی است یا سعید». فرشته می‌گوید: «از کجا این‌ها را بدانم»؟ به او می‌گویند: «قاریان لوح محفوظ از روی آن بر تو می‌خوانند، تو از آن‌ها برگیر و بنویس». سپس آن فرشته چنین می کند و طبق مکتوبات لوح محفوظ می‌نویسد.
📚 الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۳۵/ البرهان؛ فیه: «قال رسوالله إنّ النّطفهًْ … فیستملیه منهم» محذوف

⚜ أمیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: أَنَّ بَقَاءَ الْخَلْقِ مِنْ أَرْبَعِ وُجُوهٍ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ وَ اللِّبَاسِ وَ الْکِنِّ وَ الْمَنَاکِحِ لِلتَّنَاسُلِ … وَ أَمَّا الْمَنَاکِحُ فَقَوْلُهُ تَعَالَی یا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ.

یعنی: همانا بقای مخلوقات منوط به چهارچیز است؛ خوردن و آشامیدن، لباس‌پوشیدن، سرپناه‌داشتن و ازدواج‌کردن برای بقای نسل … و امّا درباره‌ی ازدواج و بقای نسل در سخن خدای متعال چنین آمده است: یا أَیُّهَا النّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ وَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۹

📖 …وَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ[بقره، ۲۱] 🔻و کسانی را که پیش از شما بودند؛ تا پرهیزگار شوید

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: وَ خَلَقَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ مِنْ سَائِرِ أَصْنَافِ النَّاسِ.

یعنی: خداوند پیش از شما تمام انواع و گونه‌های مردمان را آفرید.
📚علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۸، ص۶۸/ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۸۶/ الإمام العسکری، ص۱۳۹

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: لَعَلَّ مِنَ اللَّهِ وَاجِبٌ لِأَنَّهُ أَکْرَمُ مِنْ أَنْ یُعَنِّیَ عَبْدَهُ بِلَا مَنْفَعَهًٍْ وَ یُطْمِعَهُ فِی فَضْلِهِ ثُمَّ یُخَیِّبَهُ أَ لَا تَرَی أَنَّهُ کَیْفَ قَبُحَ مِنْ عَبْدٍ مِنْ عِبَادِهِ إِذَا قَالَ لِرَجُلٍ: أَخْدِمْنِی لَعَلَّکَ تَنْتَفِعُ مِنِّی وَ تَخْدُمُنِی وَ لَعَلِّی أَنْفَعُکَ بِهَا فَیَخْدُمُهُ ثُمَّ یُخَیِّبُهُ وَ لَا یَنْفَعُهُ فَاللَّهُ عَزَّوَجَلَّ أَکْرَمُ فِی أَفْعَالِهِ وَ أَبْعَدُ مِنَ الْقَبِیحِ فِی أَعْمَالِهِ مِنْ عِبَادِهِ.

یعنی: کلمه ی لعلّ از جانب خداوند در حکم واجب و به معنی «باید» است؛ زیرا خداوند کریم‌تر از آن است که بنده‌اش را بی‌جهت ناامید کند؛ او را به فضل خود امیدوار سازد و سپس محرومش نماید.
آیا نمی‌بینی چقدر ناپسند است که بنده‌ای از بندگان خدا به کسی بگوید «مرا خدمت کن، شاید به تو بهره‌ای رسانم»؛ یا اینکه بگوید «مرا خدمت کن، شاید وجود من برایت نافع باشد» و او هم خدمت کند؛ آنگاه آن شخص محرومش نماید و نفعی به او نرساند؛ حال آنکه خداوند عزّوجلّ نسبت به بندگان، در کارهایش کریم‌تر است و کار ناپسند از او به دورتر است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۸۶و الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۳۹

⚜ امام عسکری (علیه السلام) می فرماید: قَالَ لَهَا وَجْهَانِ أَحَدُهُمَا خَلَقَکُمْ وَ خَلَقَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ أَیْ لِتَتَّقُوا کَمَا قَالَ اللَّهُ: وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ وَ الْوَجْهُ الْآخَرُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ أَیِ اعْبُدُوهُ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ النَّارَ.

یعنی: در این آیه دو وجه می‌توان قائل شد: یکی آنکه «شما و پیشینیان شما را آفرید [که او را بپرستید] تا پرهیزگار شوید، چنانچه می‌فرماید: وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْانسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونَ؛ من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند [و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند]. (ذاریات،۵۶) و وجه دوّم اینکه «پروردگارتان شما و پیشینیان شما را آفرید که او را بپرستید تا از دوزخ دور و درامان شوید».
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۸۶ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۱۳۹

📖 الَّذی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَکُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ [بقره،۲۲] یعنی: آن‌کس که زمین را بستر شما، و آسمان (جوّ زمین) را سقفى بر فرازتان قرار داد؛ و از آسمان آبى فروفرستاد؛ و به‌وسیله‌ی آن، میوه‌ها‌ [و انواع محصولات] را براى روزى شما رویاند. بنابراین براى خدا همتایانى قرار ندهید؛ در حالى‌که مى‌دانید [هیچ یک از آنها، نه شما را آفریده و نه روزى مى دهند].
🔻زمین را بستر شما قرار داد

⚜ نقل است که امام عسکری (علیه السلام) از امام سجاد (علیه السلام) نقل فرمود که: فِی قَوْلِهِ عَزَّوَجَل أَنَّهُ قَالَ فِی تَفْسِیرِ قَوْلِهِ تَعَالَی: الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ فِراشاً الْآیَهًَْ جَعَلَهَا مُلَائِمَهًًْ لِطَبَائِعِکُمْ مُوَافِقَهًًْ لِأَجْسَادِکُمْ لَمْ یَجْعَلْهَا شَدِیدَهًَْ الْحَمْیِ وَ الْحَرَارَهًِْ فَتُحْرِقَکُمْ وَ لَا شَدِیدَهًَْ الْبُرُودَهًِْ فَتُجْمِدَکُمْ وَ لَا شَدِیدَهًَْ طِیبِ الرِّیحِ فَتُصَدَّعَ هَامَاتُکُمْ وَ لَا شَدِیدَهًَْ النَّتْنِ فَتُعْطِبَکُمْ وَ لَا شَدِیدَهًَْ اللِّینِ کَالْمَاءِ فَتُغْرِقَکُمْ وَ لَا شَدِیدَهًَْ الصَّلَابَهًِْ فَتَمْتَنِعَ عَلَیْکُمْ فِی حَرْثِکُمْ وَ أَبْنِیَتِکُمْ وَ دَفْنِ مَوْتَاکُمْ وَ لَکِنَّهُ جَعَلَ فِیهَا مِنَ الْمَتَانَهًِْ مَا تَنْتَفِعُونَ بِهِ وَ تَتَمَاسَکُونَ وَ تَتَمَاسَکُ عَلَیْهَا أَبْدَانُکُمْ وَ جَعَلَ فِیهَا مِنَ اللِّینِ مَا تَنْقَادُ بِهِ لِحَرْثِکُمْ وَ قُبُورِکُمْ وَ کَثِیرٍ مِنْ مَنَافِعِکُمْ فَلِذَلِکَ جَعَلَ الْأَرْضَ فِرَاشاً لَکُمْ.

یعنی: «خداوند زمین را ملایم طبایع و سازگار با أجساد شما خلق کرد به طوری‌که آن را داغ و پرحرارت قرار نداد تا اینکه شما را نسوزاند و نیز آن را بسیار سرد و با دمای پایین خلق نکرد تا شما را منجمد نگرداند و نیز آن را با بوی شدید خلق نکرد که مبادا بوی آن شما را آزار دهد و موجب سردردتان گردد. و نیز خداوند زمین را بدبو نگردانید تا مبادا شما به مشقّت بیفتید؛ و زمین را بسیار نرم مثل آب خلق نکرد تا شما در آن غرق نشوید و نیز بسیار سخت نگردانید تا نکند که شما نتوانید زراعت کنید و بر روی آن ساخت و ساز کنید و حتّی نتوانید امواتتان را دفن کنید و لیکن خداوند عزّوجلّ زمین را به قدری استوار گردانید که شما از آن بهره‌مند شوید و شما و بدنهایتان بر روی آن قرار گیرید و نیز از لحاظ نرمی آن را آن قدر نرم گردانید که در امر زراعت و دفن اموات و بسیاری دیگر از منفعت‌ها مطیع شما باشد (نه خیلی سخت و نه خیلی نرم) پس به این صورت خداوند زمین را بستری برای قرار و سکونت شما قرار داد.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳، ص۳۵؛ شیخ طیرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۴۵۶؛ الإمام العسکری،التفسیر، ص۱۴۲؛ بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج۵۷، ص۸۲؛ فیه: «بتفاوت یسیر»

⚜ پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرماید: فَذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ فِراشاً تَفْتَرِشُونَهَا لِمَنَامِکُمْ وَ مَقِیلِکُمْ.

یعنی: کلام خداوند: الَّذی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ فِراشا بدان معنی است که خداوند زمین را برای خواب شبانه و استراحت نیم‌روزی (قیلوله) شما گستراند. (گسترش زمین، شب و روز را ایجاد می‌کند و آن شرایط را برای استراحت در شب یا روز فراهم می‌کند).
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۷، ص۹۹و الإمام العسکری، التفسیر،ص۱۴۸

 

📖 الَّذی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَکُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ [بقره،۲۲] 🔻سقفی بر فرازتان

⚜ از امام سجّاد(علیه السلام)نقل است که فرمود: ثُمَّ قَالَ: وَ السَّماءَ بِناءً یَعْنِی سَقْفاً مِنْ فَوْقِکُمْ مَحْفُوظاً یُدَبِّرُ فِیهَا شَمْسَهَا وَ قَمَرَهَا وَ نُجُومَهَا لِمَنَافِعِکُمْ

یعنی: آسمان را همچون سقفی محافظت‌شده بالای سرتان نگه‌داشت و خورشید و ماه و ستارگان را در آن به گردش انداخته و تدبیر می‌کند تا از آن‌ها بهره‌مند شوید.
📚شیخ صدوق، التوحید، ص۴۰۳ و طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۴۵۶ و نک: بحرانی، البرهان، فیهم: «یدیر» بدل «یدبّر»

⚜رسول خدا(صلی الله علیه و آله)می فرماید: وَ السَّماءَ بِناءً سَقْفاً مَحْفُوظاً أَنْ تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ بِقُدْرَتِهِ یَجْرِی فِیهَا شَمْسُهَا وَ قَمَرُهَا وَ کَوَاکِبُهَا مُسَخَّرَهًًْ لِمَنَافِعِ عِبَادِ اللَّهِ وَ إِمَائِهِ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): لَا تَعْجَبُوا لِحِفْظِهِ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَحْفَظُ مَا هُوَ أَعْظَمُ مِنْ ذَلِکَ. قَالُوا: وَ مَا هُوَ أَعْظَمُ مِنْ ذَلِکَ؟ قَالَ: ثَوَابُ طَاعَاتِ الْمُحِبِّینَ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِهِ (علیهم السلام).

یعنی:خداوند آسمان را سقف محافظت‌شده‌ای قرار داد و به قدرت الهی خود آسمان را از اینکه بر زمین فرود آید محافظت می‌کند و نیز خورشید و ماه و ستارگانش را در آسمان به حرکت در می‌آورد و آن‌ها را با اراده‌ی خویش مسخّر کرده تا به بندگان و دیگر مخلوقاتش منفعت برسانند. از اینکه آسمان از سقوط بر روی زمین نگاه داشته‌می‌شود، تعجّب نکنید؛ چرا که خداوند عزّوجلّ بزرگتر از این را نیز نگاه می‌دارد. گفتند: «چه چیزی از این هم بزرگتر است»؟ فرمود: پاداش طاعات دوستداران محمّد (صلی الله علیه) وخاندانش!
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۷، ص۹۹ و استر آبادی، تأویل الآیات الظاهره، ص۴۴؛ فیه: «ارتفع» بدل «ان تقع» و «لمحمدٍو آله» محذوفٌ

📖 … أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً … [بقره،۲۲] 🔻از آسمان آبی فروفرستاد

⚜ امام العسکری(علیه السلام) می فرماید: قَالَ وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً یَعْنِی الْمَطَرَ یُنْزِلُهُ مِنْ عَلًا لِیَبْلُغَ قُلَلَ جِبَالِکُمْ وَ تِلَالَکُمْ وَ هِضَابَکُمْ وَ أَوْهَادَکُمْ ثُمَّ فَرَّقَهُ رَذَاذاً وَ وَابِلًا وَ هَطْلًا وَ طَلًّا لِتَنْشَفَهُ أَرْضُکُمْ وَ لَمْ یَجْعَلْ ذَلِکَ الْمَطَرَ نَازِلًا عَلَیْکُمْ قِطْعَهًًْ وَاحِدَهًًْ فَتَفْسُدَ أَرْضُکُمْ وَ أَشْجَارُکُمْ وَ زُرُوعُکُمْ وَ ثِمَارُکُمْ.

یعنی: خداوند باران را از بالا فرو می‌فرستد تا به قلّه‌های کوه‌ها، تپّه، رشته‌کوهها و قعر درّه‌ها برسد. سپس این باران را به صورت‌های مختلف، ریز و تند، درشت و شدید و نم‌نم در می‌آورد تا زمین‌ها این باران‌ها را در خود فراگیرد. خداوند این باران را یک‌جا و یک‌پارچه نازل نمی‌فرماید که اگر چنین می‌کرد در آن صورت تمام زمین‌ها، درختان، کشت و زرع و میوه‌های شما نابود می‌شد.

📚علامه مجلسی، حارالأنوار، ج۳، ص۳۵ و طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۴۵۶ و نورالثقلین و البرهان؛ فیهما: «طلّاً» محذوفٌ

⚜ رسول خدا(صلی الله علیه و آله)می فرماید: وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً یَعْنِی الْمَطَرَ یَنْزِلُ مَعَ کُلِّ قَطْرَهًٍْ مَلَکٌ یَضَعُهَا فِی مَوْضِعِهَا الَّذِی یَأْمُرُهُ بِهِ رَبُّهُ عَزَّوَجَلَّ فَعَجِبُوا مِنْ ذَلِکَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): أَ وَ تَسْتَکْثِرُونَ عَدَدَ هَؤُلَاءِ إِنَّ عَدَدَ الْمَلَائِکَهًِْ الْمُسْتَغْفِرِینَ لِمُحِبِّی عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) أَکْثَرُ مِنْ عَدَدِ هَؤُلَاءِ وَ إِنَّ عَدَدَ الْمَلَائِکَهًِْ اللَّاعِنِینَ لِمُبْغِضِیهِ أَکْثَرُ مِنْ عَدَدِ هَؤُلَاءِ.

یعنی: خداوند بارانی را می‌فرستد که همراه هر قطره‌ی آن، فرشته‌ای را نازل می‌کند که آن قطره را در همانجایی که پروردگارش به او فرمان داده، قرار دهد. اطرافیان پیامبر (صلی الله علیه و آله) از آن سخن تعجّب کردند. رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: آیا این تعداد را زیاد می‌شمارید؟ همانا تعداد فرشتگانی که برای دوستداران علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) طلب استغفار می‌کنند و تعداد فرشتگانی که بر دشمنان او لعنت می‌فرستند، بیشتر از تعداد این فرشتگان است!
📚 علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۲۷، ص۹۹ و ج۵۶، ص۳۷۹؛ فیه: «فعجبوا … من عدد هؤلاء» محذوف

📖 …فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَکُمْ …[بقره،۲۲] 🔻به‌وسیله‌ی آن [باران]، میوه‌ها [و انواع محصولات] را برای روزی شما رویاند

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: ثُمَّ قَالَ فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَکُمْ یَعْنِی مِمَّا یُخْرِجُهُ مِنَ الْأَرْضِ رِزْقاً لَکُمْ.

یعنی: خداوند روزی شما مخلوقین را از میان آنچه که از زمین بیرون می‌آورد قرار داده است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۷، ص۹۹ و ج۵۶، ص۳۷۹؛ فیه: «فعجبوا … من عدد هؤلاء» محذوف و الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۴۸.

⚜ قال رسول الله(صلی الله علیه و آله): ثُمَّ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَکُمْ أَ لَا تَرَوْنَ کَثْرَهًَْ عَدَدِ هَذِهِ الْأَوْرَاقِ وَ الْحُبُوبِ وَ الْحَشَائِشِ؟ قَالُوا: بَلَی یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)! مَا أَکْثَرَ عَدَدَهَا؟ قَالَ: رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَکْثَرُ مِنْهَا عَدَداً مَلَائِکَهًٌْ یَبْتَذِلُونَ لِآلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) فِی خِدْمَتِهِمْ أَ تَدْرُونَ فِیمَا یَبْتَذِلُونَ لَهُمْ یَبْتَذِلُونَ فِی حَمْلِ أَطْبَاقِ النُّورِ عَلَیْهَا التُّحَفُ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ فَوْقَهَا مَنَادِیلُ النُّورِ وَ یَخْدِمُونَهُمْ فِی حَمْلِ مَا یَحْمِلُ آلُ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) مِنْهَا إِلَی شِیعَتِهِمْ وَ مُحِبِّیهِمْ وَ إِنَّ طَبَقاً مِنْ ذَلِکَ الْأَطْبَاقِ یَشْتَمِلُ مِنَ الْخَیْرَاتِ عَلَی مَا لَا یَفِی بِأَقَلِّ جُزْءٍ مِنْهُ جَمِیعُ أَمْوَالِ الدُّنْیَا.

یعنی: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در خطاب به یارانشان فرمود: آیا به کثرت تعداد برگ‌های درختان، دانه‌ها وگیاهان خشک توجّه کرده‌اید؟ گفتند: بله ای رسول‌خدا! تعدادشان چقدر زیاد است!
رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله ) فرمود: شمار فرشتگانی که به آل‌محمّد (صلوات الله علیهم) خدمت می‌کنند، بیشتر از آنهاست! آیا می‌دانید که آن‌ها چه خدمتی می‌کنند؟ آن‌ها برای خدمت به آل‌محمّد (صلوات الله علیهم) طبق‌هایی از نور حمل می‌کنند که درونشان تحفه‌هایی از جانب پروردگارشان می‌باشد؛ برفراز آن‌ها چراغ‌هایی از نور است. هرآنچه را که آن‌ها برای خدمت به آل‌محمّد (صلوات الله علیهم) حمل می‌کنند، به شیعیان و دوستدارانشان نیز تقدیم می‌کنند. [این طبق‌ها سرشار از خیر است به‌طوری‌که تنها] یکی از این طبق‌ها، آن چنان مملو از خیرات است که تمامی اموال دنیا، با کوچکترین قسمت آن قابل معاوضه و مقابله نمی‌باشد.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۷، ص۹۹ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۴۸

📖 …فَلا تَجْعَلُوا لِلهِ أَنْداداً … [بقره،۲۲] 🔻بنابراین، برای خدا همتایانی قرار ندهید

⚜قال العسکری (علیه السلام): فَلا تَجْعَلُوا لِلهِ أَنْداداً أَیْ أَشْبَاهاً وَ أَمْثَالًا مِنَ الْأَصْنَامِ الَّتِی لَا تَعْقِلُ وَ لَا تَسْمَعُ وَ لَا تُبْصِرُ وَ لَا تَقْدِرُ عَلَی شَیْءٍ.

یعنی: معنای أنداد، موجودات شبیه و همانندی از بت‌هاست؛ بت‌هایی که نه عقل دارند؛ نه می‌شنوند؛ نه می‌بینند و نه توانایی بر انجام کاری دارند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳، ص۳۵ و طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۴۵۶ و شیخ صدوق، التوحید، ص۴۰۳

📖 … وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ [بقره،۲۲] 🔻در حالی که می‌دانید [هیچ یک از آنها، نه شما را آفریده، و نه روزی می‌دهند]

⚜ قال العسکری (علیه السلام): وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنَّهَا لَا تَقْدِرُ عَلَی شَیْءٍ مِنْ هَذِهِ النِّعَمِ الْجَلِیلَهًِْ الَّتِی أَنْعَمَهَا عَلَیْکُمْ رَبُّکُمْ.

یعنی: حال آنکه خود شما هم می‌دانید که آن بت‌ها نمی‌توانند این نعمت‌های فراوان و بزرگی را که خداوند تبارک‌وتعالی به شما عطا کرده، به شما بدهند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳، ص۳۵ و طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۴۵۶ و شیخ صدوق، التوحید، ص۴۰۳

 

📖 وَ إِنْ کُنْتُمْ فی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَکُمْ مِنْ دُونِ اللهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ [بقره، ۲۳] 🔻و اگر درباره‌ی آنچه بر بنده خود نازل کرده‌ایم تردید دارید، یک سوره‌ی همانند آن بیاوری؛ و گواهان خود را ‌ غیر خدا‌ [براى این کار] فرا‌خوانید اگر راست مى‌گویید!

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: فَلَمَّا ضَرَبَ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلْکَافِرِینَ الْمُجَاهِدِینَ الدَّافِعِینَ لِنُبُوَّهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ الْمُنَاصِبِینَ الْمُنَافِقِینَ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الدَّافِعِینَ مَا قَالَهُ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) فِی أَخِیهِ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ الدَّافِعِینَ أَنْ یَکُونَ مَا قَالَهُ عَنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ هِیَ آیَاتُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ مُعْجِزَاتُهُ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) مُضَافَهًًْ إِلَی آیَاتِهِ الَّتِی بَیَّنَهَا لِعَلِیٍّ (علیه السلام) بِمَکَّهًَْ وَ الْمَدِینَهًِْ وَ لَمْ یَزْدَادُوا إِلَّا عُتُوّاً وَ طُغْیَاناً قَالَ اللَّهُ تَعَالَی لِمَرَدَهًِْ أَهْلِ مَکَّهًَْ وَ عُتَاهًِْ أَهْلِ الْمَدِینَهًِْ: إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا.

یعنی: پس از آنکه خداوند برای کافرانی که سعی در جلوگیری از گسترش دعوت حضرت محمّد (صلی الله علیه وآله) داشتند و دشمنان منافق پیامبر (صلی الله علیه وآله)، [در آیات پیشین] مثال‌هایی زد؛ همان دشمنان و منافقینی که در برابر سخنان پیامبر (صلی الله علیه و آله)درباره‌ی برادر خود علی (علیه السلام) مقاومت می‌کردند و کسانی که می‌گفتند: «آنچه محمّد (صلی الله علیه وآله)از معجزات و دلائل آورده به اضافه‌ی مطالبی که درباره‌ی برادر خود علی (علیه السلام) در مکه و مدینه گفته از جانب خدا نیست» در حالی‌که پیوسته سرکشی و طغیان آن‌ها [علی‌رغم دیدن این آیات] افزایش می‌یافت خداوند درباره‌ی کفّار مکّه و سرکشان مدینه این آیه را نازل فرمود: وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۵،و ج۱۷، ص۲۱۴ و، ج۸۹، ص۲۸؛ فیهما: «مجاهرین» بدل «مجاهدین»

⚜ امام سّجّاد (علیه السلام) می فرماید: قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ وَ إِنْ کُنْتُم‌أَیُّهَا الْمُشْرِکُونَ وَ الْیَهُودُ وَ سَائِرَ النَّوَاصِبِ مِنَ الْمُکَذِّبِینَ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فِی الْقُرْآنِ فِی تَفْضِیلِهِ عَلِیّاً (علیه السلام) أَخَاهُ الْمُبَرِّزَ عَلَی الْفَاضِلِینَ الْفَاضِلَ عَلَی الْمُجَاهِدِینَ الَّذِی لَا نَظِیرَ لَهُ فِی نُصْرَهًِْ الْمُتَّقِینَ وَ قَمْعِ الْفَاسِقِینَ وَ إِهْلَاکِ الْکَافِرِینَ وَ بَثِّ دِینِ اللَّهِ فِی الْعَالَمِینَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا.

یعنی: خداوند عزّوجلّ فرمود: ای مشرکان و یهودیان و دیگر ستیزه‌جویانی که قرآنِ محمّد (صلی الله علیه و آله) را انکار می‌کنید و نمی‌پذیرید که او برادرش علی (علیه السلام) را بر دیگر فُضلا و مجاهدین برتری داده‌باشد؛ همان علی (علیه السلام) را که در یاری پرهیزکاران، سرکوب گناهکاران، نابودکردن کفرپیشگان و گستراندن دین خدا در بین جهانیان هیچ همتایی ندارد وَ إِن کُنتُمْ فِی رَیْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَی عَبْدِنَا (به عبارت دیگر منظور از رَیْب در این آیه شک‌کردن در برتری حضرت علی (علیه السلام) است).
📚 همان، ج۱۷، ص۲۱۶ و ج۸۹، ص۳۰

📖 وَ إِنْ کُنْتُمْ فی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا … [بقره، ۲۳] 🔻و اگر درباره‌ی آنچه بر بنده‌ی خود نازل کرده‌ایم تردید دارید

⚜ از امام عسکری (علیه السلام)نقل است که فرمود:
حَتَّی تَجْحَدُوا أَنْ یَکُونَ محمد (صلی الله علیه و آله) رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَنْ یَکُونَ هَذَا الْمُنَزَّلُ عَلَیْهِ کَلَامِی … فَإِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنْ هَذِهِ الْآیَاتِ فَأْتُوا مِنْ مِثْلِ هَذَا الرَّجُلِ بِمِثْلِ هَذَا الْکَلَامِ لِیُبَیَّنَ أَنَّهُ کَاذِبٌ لِأَنَّ کُلَّ مَا کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ فَسَیُوجَدُ لَهُ نَظِیرٌ فِی سَائِرِ خَلْقِ اللَّهِ وَ إِنْ کُنْتُمْ مَعَاشِرَ قُرَّاءِ الْکُتُبِ مِنَ الْیَهُودِ وَ النَّصَارَی فِی شَکٍّ مِمَّا جَاءَکُمْ بِهِ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) مِنْ شَرَائِعِهِ وَ مِنْ نَصْبِهِ أَخَاهُ سَیِّدَّ الْوَصِیِّینَ وَصِیّاً بَعْدَ أَنْ أَظْهَرَ لَکُمْ مُعْجِزَاتِهِ الَّتِی مِنْهَا أَنْ کَلَّمَتْهُ ذِرَاعٌ مَسْمُومَهًٌْ وَ نَاطَقَهُ ذِئْبٌ وَ حَنَّ إِلَیْهِ الْعُودُ وَ هُوَ عَلَی الْمِنْبَرِ وَ دَفَعَ اللَّهُ عَنْهُ السَّمَّ الَّذِی دَسَّتْهُ الْیَهُودُ فِی طَعَامِهِمْ وَ قَلَبَ عَلَیْهِمُ الْبَلَاءَ وَ أَهْلَکَهُمْ بِهِ وَ کَثَّرَ الْقَلِیلَ مِنَ الطَّعَامِ.

یعنی: خداوند می‌فرماید: «آیا آنقدر بر آنچه بر بنده‌ی خود نازل کرده‌ایم شکّ و تردید دارید که انکار می‌کنید که او پیامبر ماست و آنچه بر او نازل شده، کلام من است»؟! … اگر نسبت به این آیات شک دارید از فردی مثل او سخنی شبیه قرآن و معجزات او بیاورید تا معلوم شود که آیا پیامبر (صلی الله علیه و آله) دروغ می‌گوید؟ زیرا هرچه از جانب خدا نباشد نظیرش در میان مردم پیدا خواهدشد. و اگر شما یهودیان و نصرانیان نسبت به آنچه محمّد (صلی الله علیه و آله) از شرایع آورده و نسبت به تعیین برادر خود به عنوان سرور اوصیاء شک دارید [مانند قرآن را بیاورید]؛ و این شکّ شما بعد از [دیدن] معجزاتی است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به شما نشان داده است! مثلاً: دست بزغاله‌ی مسموم [که به عنوان غذا و برای کشتن پیامبر (صلی الله علیه و آله) آورده بودید] که سخن گفت یا گرگی که با پیامبر (صلی الله علیه و آله) حرف زد و چوبی (ستونی) که از فراق پیامبر (صلی الله علیه وآله) وقتی او منبر را به جای آن ستون برای سخن‌گفتن برگزید ناله زد و یا آنکه خداوند شرّ سمّی را که یهودیان در غذایش ریخته‌بودند از او دفع کرد و بلا را بر مخالفین برگرداند و آن‌ها را به‌وسیله‌ی آن بلا کشت و یا آنکه غذای کم را زیاد کرد.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۵ و ج۱۷، ص۲۱۴ و ج۸۹، ص۲۸و الإمام العسکری،التفسیر، ص۱۵۱

⚜ امام سجّاد(علیه السلام) می فرماید: قَوْلُهُ عَزَّوَجَل إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا فِی إِبْطَالِ عِبَادَهًِْ الْأَوْثَانِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ فِی النَّهْیِ عَنْ مُوَالَاهًِْ أَعْدَاءِ اللَّهِ وَ مُعَادَاهًِْ أَوْلِیَاءِ اللَّهِ وَ فِی الْحَثِّ عَلَی الِانْقِیَادِ لِأَخِی رَسُولِ‌اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ اتِّخَاذِهِ إِمَاماً وَ اعْتِقَادِهِ فَاضِلًا رَاجِحاً لَا یَقْبَلُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِیمَاناً وَ لَا طَاعَهًًْ إِلَّا بِمُوَالَاتِهِ وَ تَظُنُّونَ أَنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) تَقَوَّلَهُ مِنْ عِنْدِهِ وَ نَسَبَهُ إِلَی رَبِّهِ.

یعنی: اگر در [صحّت] اموری که بر بنده‌ی خود نازل کرده‌ایم شک دارید [شبیه آن بیاورید]، اموری مانند ابطال پرستش بت‌ها به غیر خدا، شک در نهی از دوستی با دشمنان خدا، دشمنی با دوستان او و نیز تردید در تحریزهای پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای اطاعت از برادر رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) علی (علیه السلام) و پیشوا قراردادن او و باورکردن او به عنوان فرد ارجمند و برتر؛ به‌طوری‌که خدای عزّوجلّ هیچ ایمانی را بدون اطاعت او علی (علیه السلام) و هیچ طاعتی را مگر با دوستی و ولایت او نمی‌پذیرد. می‌پندارید که محمّد (صلی الله علیه و آله) آن کتاب را از خود درآورده و به خداوند نسبت داده است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۷، ص۲۱۶ و ج۸۹، ص۳۰ و الإمام العسکری، التفسیر ص۲۰۰

✍ در این روایات نیز منظور از شک در عبارت “إِن کُنتُمْ فِی رَیْبٍ” شک در پیامبری حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) و ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) بیان شده است.

📖… فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ…[بقره، ۲۳] 🔻یک سوره همانند آن بیاورید
⚜ امام عسکری (علیه السلام) می فرماید: یَا مَعَاشِرَ قُرَیْشٍ وَ الْیَهُودِ وَ یَا مَعَاشِرَ النَّوَاصِبِ الْمُنْتَحِلِینَ لِلْإِسْلَامِ الَّذِینَ هُمْ مِنْهُ بُرَآءُ وَ یَا مَعْشَرَ الْعَرَبِ الْفُصَحَاءَ الْبُلَغَاءَ ذَوِی الْأَلْسُنِ فَأْتُوا بِسُورَهًٍْ مِنْ مِثْلِهِ مِنْ مِثْلِ مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) مِنْ مِثْلِ رَجُلٍ مِنْکُمْ لَا یَقْرَأُ وَ لَا یَکْتُبُ وَ لَمْ یَدْرُسْ کِتَاباً وَ لَا اخْتَلَفَ إِلَی عَالِمٍ وَ لَا تَعَلَّمَ مِنْ أَحَدٍ … فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ یَعْنِی مِثْلَ الْقُرْآنِ مِنَ التَّوْرَاهًِْ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الزَّبُورِ وَ صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَ الْکُتُبِ الْأَرْبَعَهًَْ عَشَرَ فَإِنَّکُمْ لَا تَجِدُونَ فِی سَائِرِ کُتُبِ اللَّهِ سُورَهًًْ کَسُورَهًٍْ مِنْ هَذَا الْقُرْآنِ وَ کَیْفَ یَکُونُ کَلَامُ مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) الْمُتَقَوَّلُ أَفْضَلَ مِنْ سَائِرِ کَلَامِ اللَّهِ وَ کُتُبِهِ یَا مَعْشَرَ الْیَهُودِ وَ النَّصَارَی.

یعنی: ای گروه‌های قریش و یهود و ای گروه مخالفین و اسلام نما که از دین مبین فاصله گرفته‌اید! و ای عرب‌زبانان فصیح، بلیغ و زبان آور! یک سوره مانند آنچه محمّد(صلی الله علیه و آله)آورده بیاورید؛ مردی که نه کتابی خوانده‌بود و نه نوشته‌بود و نه کتابی آموخته و نه با دانشمندان رفت‌وآمد داشته و نه از کسی فراگرفته‌بود. منظور از اینکه مانند آن بیاورید آن است که سوره‌ای مانند سوره‌های قرآن، از تورات، انجیل، زبور، صحف ابراهیم و کتاب‌های آسمانی چهارده‌گانه بیاورید؛ ولی شما در سایر کتاب‌های آسمانی یک سوره مانند قرآن نخواهید یافت. ای گروه‌های یهود و نصاری! چگونه ممکن است کلام محمّد(صلی الله علیه و آله) که می‌گوئید از خودش درآورده بهتر از کلام خدا و کتاب‌های خدا باشد؟!
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۵ و ج۱۷، ص۲۱۴ و ج۸۹، ص۲۸؛ فیه: «کتب مأیه و الأربعهًْ عشر» بدلٌ «اربعهًْ عشر»

⚜ امام سجاد(علیه السلام) می فرماید: قَوْلُهُ عَزَّوَجَل فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ مِثْلِ مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) أُمِّیٍّ لَمْ یَخْتَلِفْ قَطُّ إِلَی أَصْحَابِ کُتُبٍ وَ عِلْمٍ وَ لَا تَلْمَذَ لِأَحَدٍ وَ لَا تَعَلَّمَ مِنْهُ وَ هُوَ مَنْ قَدْ عَرَفْتُمُوهُ فِی حَضَرِهِ وَ سَفَرِهِ لَمْ یُفَارِقْکُمْ قَطُّ إِلَی بَلَدٍ لَیْسَ مَعَهُ مِنْکُمْ جَمَاعَهًٌْ یُرَاعُونَ أَحْوَالَهُ وَ یَعْرِفُونَ أَخْبَارَهُ ثُمَّ جَاءَکُمْ بَعْدُ بِهَذَا الْکِتَابِ الْمُشْتَمِلِ عَلَی هَذِهِ الْعَجَائِبِ فَإِنْ کَانَ مُتَقَوِّلًا کَمَا تَزْعُمُونَهُ فَأَنْتُمُ الْفُصَحَاءُ وَ الْبُلْغَاءُ وَ الشُّعَرَاءُ وَ الْأُدَبَاءُ الَّذِینَ لَا نَظِیرَ لَکُمْ فِی سَائِرِ الْأَدْیَانِ وَ مِنْ سَائِرِ الْأُمَمِ فَإِنْ کَانَ کَاذِباً فَاللُّغَهًُْ لُغَتُکُمْ وَ جِنْسُهُ جِنْسُکُمْ وَ طَبْعُهُ طَبْعُکُمْ وَ سَیَتَّفِقُ لِجَمَاعَتِکُمْ أَوْ لِبَعْضِکُمْ مُعَارَضَهًُْ کَلَامِهِ هَذَا بِأَفْضَلَ مِنْهُ أَوْ مِثْلِهِ لِأَنَّ مَا کَانَ مِنْ قِبَلِ الْبَشَرِ لَا عَنِ اللَّهِ فَلَا یَجُوزُ إِلَّا أَنْ یَکُونَ فِی الْبَشَرِ مَنْ یَتَمَکَّنُ مِنْ مِثْلِهِ فَأْتُوا بِذَلِکَ لِتَعْرِفُوهُ وَ سَائِرُ النُّظَّارِ إِلَیْکُمْ فِی أَحْوَالِکُمْ أَنَّهُ مُبْطِلٌ مُکَذِّبٌ عَلَی اللَّهِ.

یعنی: مانند محمّد امّی است که هرگز نزد اهل کتاب و علما رفت‌وآمد نمی‌کرد و نزد کسی شاگردی ننموده و از کسی علم نیاموخته‌بود؛ درحالی‌که او کسی است که شما وی را در سفر و حضرش می‌شناختید. هرگز به قصد سفر به سرزمینی، از شما جدا نشد مگر اینکه عدّه‌ای از شما را به همراه خود برد تا اینکه گروهی از شما احوال او را زیر نظر داشته و اخبارش را بدانید. سپس این کتاب قرآن که مملو از این عجائب است را برای شما آورد. پس اگر آن‌طور که شما می‌پندارید از خود گفته‌باشد، شما فصیحان، مبلّغین، شاعران و ادیبانی هستید که در سایر ادیان و امّت‌ها نظیری ندارید. پس اگر از خود گفته‌باشد، زبان او زبان شما، جنس او از جنس شما و سرشت او از سرشت شماست و به زودی برای جماعت شما یا برخی از شما امکان مقابله با سخن او به شکلی بهتر از آن یا مانند آن فراهم می‌شود. چرا که آنچه از جانب انسان باشد نه از سوی خداوند حتماً در میان انسان‌ها کسی دیگر یافت می‌شود که بتواند مثل آن را انجام دهد. پس هرکس از شما می‌تواند، مانند آن را بیاورد تا شما و بینندگان دیگری که بر گرد شما هستند او (پیامبر)را به عنوان فرفردی باطل و تکذیب‌کننده‌ی خدا بشناسند.
📚همان، ج۱۷، ص۲۱۶و ج۸۹،ص۳۰

📖 …وَ ادْعُوا شُهَداءَکُمْ مِنْ دُونِ اللهِ …[بقره، ۲۳] 🔻و گواهان خود را غیر خدا [برای این کار] فراخوانید
⚜ امام عسکری (علیه السلام) می فرماید: ثُمَّ قَالَ لِجَمَاعَتِهِمْ: وَ ادْعُوا شُهَداءَکُمْ مِنْ دُونِ اللهِ ادْعُوا أَصْنَامَکُمُ الَّتِی تَعْبُدُونَهَا أَیُّهَا الْمُشْرِکُونَ وَ ادْعُوا شَیَاطِینَکُمْ یَا أَیُّهَا النَّصَارَی وَ الْیَهُودُ وَ ادْعُوا قُرَنَاءَکُمْ مِنَ الْمُلْحِدِینَ یَا مُنَافِقِی الْمُسْلِمِینَ مِنَ النُّصَّابِ لِآلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبِینَ(علیهم السلام) وَ سَائِرَ أَعْوَانِکُمْ عَلَی إِرَادَاتِکُمْ.

یعنی: سپس به جماعت آن‌ها فرمود: وَادْعُواْ شُهَدَاءکُم مِّن دُونِ اللهِ یعنی ای مشرکان بت‌های خود را که عبادت می‌کردید دعوت کنید و ای گروه نصاری و یهود شیطان‌های خویش را نیز [که از آن‌ها تبعیّت می‌کردید] بخوانید و ای منافقینی که از میان امّت اسلام هستید ولی دشمن خاندان پاک پیامبرید، هم‌دستان خود را از [میان] کفّار که پیرویشان می‌کردید؛ هرکه را می‌خواهید از سایر یاران خود دعوت کنید!
📚 همان، ج۹، ص۱۷۵ و ج۱۷، ص۲۱۴؛ فیه: «آرایکم» بدل «إراداتکم» و ج۸۹، ص۲۸؛ الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۵۱

⚜ امام سجاد(علیه السلام)می فرمایند: قَوْلُهُ عَزَّوَجَل وَ ادْعُوا شُهَداءَکُمْ مِنْ دُونِ اللهِ الَّذِینَ یَشْهَدُونَ بِزَعْمِکُمْ أَنَّکُمْ مُحِقُّونَ وَ أَنَّ مَا تَجِیئُونَ بِهِ نَظِیرٌ لِمَا جَاءَ بِهِ محمد (صلی الله علیه و آله) وَ شُهَدَاءَکُمُ الَّذِینَ تَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ شُهَدَاءُکُمْ عِنْدَ رَبِّ الْعَالَمِینَ لِعِبَادَتِکُمْ لَهَا وَ تَشْفَعُ لَکُمْ إِلَیْهِ.

یعنی: منظور از گواهان غیر از خدا کسانی هستند که می‌پندارید بر حقانیّت شما و همانندی کلامتان با کلام محمّد (صلی الله علیه و آله) گواهی می‌دهند، کسانی که می‌پندارید نزد پروردگار جهانیان به عبادت‌های شما گواهی می‌دهند و نزد او برای شما شفیع می‌گردند.
📚 همان، ج۱۷، ص۲۱۶ و ج۸۹، ص۳۰

📖 …إِنْ کُنْتُمْ صادِقین [بقره، ۲۳] 🔻اگر راست می‌گویید
⚜ امام صادق (علیه السلام)می فرماید: إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ فِی عَلِیٍّ.(علیه السلام)
یعنی: اگر شما درباره‌ی علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) صداقت پیشه هستید.
📚 همان، ج۳۶، ص۱۱۴

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: اِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ بِأَنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) تَقَوَّلَ هَذَا الْقُرْآنَ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِهِ لَمْ یُنَزِّلْهُ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ أَنَّ مَا ذَکَرَهُ مِنْ فَضْلِ عَلِیٍّ (علیه السلام) عَلَی جَمِیعِ أُمَّتِهِ وَ قَلَّدَهُ سِیَاسَتَهُمْ لَیْسَ بِأَمْرِ أَحْکَمِ الْحَاکِمِین.
یعنی: اگر راست می‌گوئید که محمّد (صلی الله علیه و آله) این قرآن را از خود ساخته و خدا آن را نازل نکرده و نیز آنچه درباره‌ی زمامداری علی (علیه السلام) بر تمام امّتش بیان کرده و سپردن مهار فرمانروایی بر ایشان (امّت اسلام)، به دست علی (علیه السلام) به امر پروردگارِ احکم‌الحاکمین نبوده … [شبیه قرآن را بیاورید.] 📚 همان، ج۹، ص۱۷۵ و ج۱۷، ص۲۱۴ و ج۸۹، ص۲۸

⚜ امام سجّاد (علیه السلام)می فرماید:  إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ فِی قَوْلِکُمْ إِنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) تَقَوَّلَه.
یعنی: اگر شما در این سخن خود که می‌گویید محمّد (صلی الله علیه وآله) قرآن را از خود درآورده است، راست می‌گویید …
📚 همان، ج۱۷، ص۲۱۶ و ج۸۹، ص۳۰

 

📖فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتی وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ [بقره، ۲۴] 🔻پس اگر چنین نکنید ‌که هرگز نخواهید‌کرد ‌از آتشى بترسید که مردمِ [گنهکار] و سنگ‌ها (بت‌ها) هیزم آن هستند؛ و براى کافران،آماده شده است.

📖فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا …
🔻پس اگر چنین نکنید؛ که هرگز نخواهیدکرد
⚜ امام کاظم (علیه السلام)‌ می فرماید: … فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا أی لَمْ تَأْتُوا یَا أَیُّهَا الْمُقَرَّعُونَ بِحُجَّهًِْ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ لَنْ تَفْعَلُوا أَیْ وَ لَا یَکُونُ هَذَا مِنْکُمْ أَبَداً فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ أَیْ حَطَبُهَا وَ الْحِجارَهًُْ تُوقَدُ تَکُونُ عَذَاباً عَلَی أَهْلِهَا أُعِدَّتْ لِلْکافِرِینَ الْمُکَذِّبِینَ بِکَلَامِهِ وَ بِنَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) النَّاصِبِینَ الْعَدَاوَهًَْ لِوَلِیِّهِ وَ وَصِیِّهِ قَالَ: فَاعْلَمُوا بِعَجْزِکُمْ عَنْ ذَلِکَ أَنَّهُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ وَ لَوْ کَانَ مِنْ قِبَلِ الْمَخْلُوقِینَ لَقَدَرْتُمْ عَلَی مُعَارَضَتِهِ.

یعنی: ای کسانی‌که در برابر حجّت‌های الهی ستیزه‌جو هستید! فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا یعنی اگر نتوانستید مانند آن (قرآن) بیاورید وَ لَنْ تَفْعَلُوا یعنی با اینکه هیچگاه نیز نمی‌توانید مثل چنین کاری را انجام دهید فَاتَّقُوا النّارَ الَّتی وَقُودُهَا النّاسُ پس [لاأقل] از آتشی که مردم [گناهکار] در حکم هیزم و سنگ‌های آتش، در آن می‌سوزند تا مایه‌ی عذاب اهل آتش شوند، بترسید و پروا کنید! أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ این عذاب برای کسانی است که کلام خدا و نبوّت پیامبر(صلی الله علیه وآله)را دروغ می‌پندارند و در برابر ولیّ و وصیّ پیامبر از سر دشمنی مخالفت می‌کنند، پس متوجّه شوید که عاجز شدن شما [در آوردن کلامی مثل قرآن] خود دلیلی است که این کلمات از جانب خداست. زیرا اگر این کلمات از جانب مخلوقات بود، قطعاً شما قادر بودید که با آن مقابله کنید.
📚 همان، ج۹، ص۱۷۵ و ج۱۷، ص۲۱۴ و ج۸۹، ص۲۸/ الإمام العسکری، التفسیر،ص۱۵۱

⚜ امام سجّاد (علیه السلام)می فرماید: … ثُمَّ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا هَذَا الَّذِی تَحَدَّیْتُکُمْ بِهِ
یعنی: سپس خداوند عزّوجلّ فرمود: فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ یعنی اگر شما نمی‌توانید کاری که شما را در آن به مبارزه طلبیدم (آوردن کتابی مانند قرآن)، انجام دهید.
📚 علامه مجلسی، ج۱۷، ص۲۱۶؛ الإمام العسکری،التفسیر، ص۲۰۰

⚜ امام کاظم (علیه السلام) می فرماید:… فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا … فَلَمَّا عَجَزُوا بَعْدَ التَّقْرِیعِ وَ التَّحَدِّی قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً … وَ لَنْ تَفْعَلُوا … أَیْ وَ لَا یَکُونُ هَذَا مِنْکُمْ أَبَداً.
یعنی: پس از آنکه ملحدان در مقابل سرزنش قرآن و مبارزه‌طلبی آن ناتوان شدند، خداوند عزّوجلّ فرمود: بگو: «اگر انسان‌ها و پریان (جنّ و انس) اتّفاق‌کنند که همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهندآورد هرچند یکدیگر را [در این کار] کمک کنند … وَ لَنْ تَفْعَلُوا … یعنی هرگز نخواهید توانست چنین کنید.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۵ و ج۱۷، ص۲۱۴ و ج۸۹، ص۲۸/ الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۵۱

⚜ امام سجّاد (علیه السلام) می فرماید: وَ لَنْ تَفْعَلُوا أَیْ وَ لَا یَکُونُ ذَلِکَ مِنْکُمْ وَ لَا تَقْدِرُونَ عَلَیْه.
یعنی: توانایی انجام آن کار از شما خارج است و شما بر انجام آن عاجزید.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۷، ص۲۱۶ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۰۰

📖…فَاتَّقُوا … [بقره، ۲۴] 🔻 بترسید
⚜امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: فِی قَوْلِهِ تَعَالَی فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهُ یَا مَعَاشِرَ شِیعَتِنَا اتَّقُوا اللَّهَ وَ احْذَرُوا أَنْ تَکُونُوا لِتِلْکَ النَّارِ حَطَباً وَ إِنْ لَمْ تَکُونُوا بِاللَّهِ کَافِرِینَ فَتَوَقَّوْهَا بِتَوَقِّی ظُلْمِ إِخْوَانِکُمُ الْمُؤْمِنِینَ.
یعنی: ای شیعیان ما! از خدا بترسید و حذر کنید که هیزم آن آتش باشید. اگرچه به خدا کافر نباشید باز هم خود را از آن آتش برکنار نگهدارید. خود را با امتناع از ظلم‌کردن به برادران مؤمنتان از آتش جهنّم دور نگه دارید.
📚 محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۱۰۱ و علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۲، ص۳۱۵

 

📖… وَقُودُهَا …
🔻هیزم آن
⚜ أمیرالمؤمنین (علیه السلام)می فرماید: … أَیْ حَطَبُهَا.
یعنی: وَقُودُهَا یعنی هیزم آن.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۵ و ج۱۷، ص۲۱۴ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۰۰؛ فیهما: «وقودها حطبها النّاس» بدل «حطبها»

📖… الْحِجارَهُ…
🔻سنگ‌ها، بت‌ها
⚜امیرالمؤمنین(علیه السلام)می فرماید:… إِنَّمَا تِلْکَ الْحِجَارَهًُْ الْکِبْرِیتُ.
یعنی: … آن سنگ، گوگرد است.
📚 بحارالأنوار، ج۸، ص۲۹۷ / بحارالأنوار، ج۱۰، ص۴۰ و النورالثقلین؛ فیهما بتفاوت یسیر

⚜ امام کاظم (علیه السلام) می فرماید:… وَ الْحِجارَهًُْ تُوقَدُ تَکُونُ عَذَاباً عَلَی أَهْلِهَا.
یعنی: سنگی که در آتش جهنّم شعله‌ور می‌شود، عذاب اهل آتش است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۵و ج۱۷، ص۲۱۴ و ج۸۹، ص۲۸ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۵۱

⚜ امام سجّاد (علیه السلام) می فرماید: … حِجَارَهًُْ الْکِبْرِیتِ أَشَدُّ الْأَشْیَاءِ حَرّاً.
یعنی: سنگ گوگرد داغ‌ترین چیزهاست.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۷، ص۲۱۶و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۰۰

📖… أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ
🔻برای کافران، آماده شده است
⚜ امام کاظم (علیه السلام) می فرماید: … الْمُکَذِّبِینَ بِکَلَامِهِ وَ بِنَبِیِّهِ(صلی الله علیه و آله) النَّاصِبِینَ الْعَدَاوَهًَْ لِوَلِیِّهِ وَ وَصِیِّهِ.
یعنی: [این عذاب] برای کافرانی که منکر کلام خدا و پیامبرند و [نیز] دشمن ولی و وصیّ او هستند، آماده شده است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۵ و‌ج۱۷، ص۲۱۴ و ج۸۹، ص۲۸ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۱۵۱

⚜ امام سجاد(علیه السلام)می فرماید:… أُعِدَّتْ تِلْکَ النَّارُ لِلْکافِرِینَ بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ الشَّاکِّینَ فِی نُبُوَّتِهِ وَ الدَّافِعِینَ لِحَقِّ عَلِیٍّ (علیه السلام) أَخِیهِ وَ الْجَاحِدِینَ لِإِمَامَتِهِ.
یعنی: آن آتش برای منکران به محمّد (صلی الله علیه و آله) و تردیدکنندگان در پیامبری وی و آنان که علی(علیه السلام) را از رسیدن به حقش بازداشته و امامت او را انکار کردند، آماده شده است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۷، ص۲۱۶/ الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۰۰

⚜ امام عسکری (علیه السلام) می فرماید: قَالَ فِی خُطبَهًِْ الیَومِ الغَدیر … مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّهُ علی (علیه السلام) إِمَامٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَنْ یَتُوبَ اللَّهُ عَلَی أَحَدٍ أَنْکَرَ وَلَایَتَهُ وَ لَنْ یَغْفِرَ لَهُ حَتْماً عَلَی اللَّهِ أَنْ یَفْعَلَ ذَلِکَ بِمَنْ خَالَفَ أَمْرَهُ فِیهِ وَ أَنْ یُعَذِّبَهُ عَذَاباً نُکْراً أَبَدَ الْأَبَدِ وَ دَهْرَ الدُّهُورِ فَاحْذَرُوا أَنْ تُخَالِفُوا فَتَصِلُوا نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهًُْ أُعِدَّتْ لِلْکافِرِینَ.
یعنی: رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) خطبه‌ی روز غدیر خطاب به گروه‌های مردم فرمودند: علی (علیه السلام)از طرف خدا پیشوای شماست؛ هرکس منکر ولایت علی(علیه السلام) گردد، توبه‌اش پذیرفته‌نیست و مورد آمرزش پروردگار قرار نمی‌گیرد. خداوند بر خود واجب و حتمی دانسته که با فردی که فرمانش را درباره‌ی [اطاعت از] علی (علیه السلام) مخالفت نموده چنین رفتار کند و او را به عذاب دردناک همیشگی گرفتار سازد. بترسید از مخالفت پروردگار که در نتیجه‌ی تخلّف از فرمان خدا به آتشی دچار خواهیدشد که هیزم آن، مردمان [جنایتکار] هستند و به منظور عقوبت گردنکشان، شعله‌ور گردیده است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۷، ص۲۰۸ و التحصین لابن طاوس، ص۵۸۲؛ فیه: «لمن خالف أمره» محذوفٌ”

 

📖  وَ بَشِّرِ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ کُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَهٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فیها أَزْواجٌ مُطَهَّرَهٌ وَ هُمْ فیها خالِدُونَ [بقره، ۲۵] 🔻به کسانى که ایمان آورده، و کارهاى شایسته انجام داده‌اند، بشارت‌ده که باغ‌هایى بهشتى براى آنها است که نهرها از پاى درختانش جاریست. هر زمان که میوه‌اى از آن، روزى آنان شود، مى‌گویند: «این همان است که قبلاً به ما روزى داده شده‌بود. [ولى این‌ها چقدر از آنها بهتر و عالیتر است].» و میوه‌ها‌یى که براى آنها آورده مى‌شود، همه [از نظر خوبى و زیبایى] یکسانند. و براى آنان همسرانى پاکیزه است، و جاودانه در آن خواهند بود.

⚜ از امام‌ باقر (علیه السلام) نقل شده است: فِی قَولِهِ وَ بَشِّرِ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ نَزَلَت فِی حَمزَهًَْ وَ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ عُبَیدَهًْ.
یعنی: این آیه درباره‌ی حمزه، علی (علیه السلام) و عبیده نازل شده است.
📚 همان، ج۱۹، ص۲۸۹ و ابن شهر آشوب، المناقب، ج۳، ص۱۱۸ و بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۴۷؛ فیه «جعفر» زیادهًْ

⚜ امام‌ سجّاد (علیه السلام) می فرماید: … قَالَ تَعَالَی وَ بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ صَدَّقُوکَ بِنُبُوَّتِکَ فَاتَّخَذُوکَ إِمَاماً وَ صَدَّقُوکَ فِی أَقْوَالِکَ وَ صَوَّبُوکَ فِی أَفْعَالِکَ وَ اتَّخَذُوا أَخَاکَ عَلِیّاً (علیه السلام) بَعْدَکَ إِمَاماً وَ لَکَ وَصِیّاً مَرْضِیّاً وَ انْقَادُوا لِمَا یَأْمُرُهُمْ بِهِ وَ صَارُوا إِلَی مَا أَصَارَهُمْ إِلَیْهِ وَ رَأَوْا لَهُ مَا یَرَوْنَ لَکَ إِلَّا النُّبُوَّهًَْ الَّتِی أُفْرِدْتَ بِهَا وَ إِنَّ الْجِنَانَ لَا تَصِیرُ لَهُمْ إِلَّا بِمُوَالاتِهِ وَ مُوَالاهًِْ مَنْ یُنَصُّ عَلَیْهِ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ وَ مُوَالاهًِْ سَائِرِ أَهْلِ وَلَایَتِهِ وَ مُعَادَاهًِْ أَهْلِ مُخَالَفَتِهِ وَ عَدَاوَتِهِ وَ إِنَّ النِّیرَانَ لَا تَهْدَأُ عَنْهُمْ وَ لَا یَعْدِلُ بِهِمْ عَنْ عَذَابِهَا إِلَّا بِتَنَکُّبِهِمْ عَنْ مُوَالاهًِْ مُخَالِفِیهِمْ وَ مُوَازَرَهًِْ شَانِئِیهِم.
یعنی: «بشارت دهید آن‌ها را که به توحید و یگانگی خدا ایمان آورده و تو را ای پیامبر (صلی الله علیه و آله) در پیامبری تصدیق نموده، پیشوایت ساخته، تمام سخنانت را باور و کردارت را نیک و صحیح دانسته‌اند و برادرت علی(علیه السلام) را بعد از تو پیشوا و جانشین مورد پسند تو شناخته و تسلیم اوامر او شدند و به هر جهت که علی (علیه السلام) آنان را سوق داد، حرکت کردند. این مؤمنین هر مقامی را که برای تو قائل هستند غیر از نبوّت که خاصّ توست برای او (علی (علیه السلام)) نیز قائل شدند.
به نظر آنان بهشت جز در نتیجه‌ی دوستی او و دوستی فرزندان او که با بیان خود معرفی می‌نماید و همچنین دوستی دیگر دوستداران او و دشمنی با مخالفان و دشمنان او میسّر نمی‌شود و نیز می‌دانند که دوزخ مگر به احتراز از دوستی با مخالفین علی(علیه السلام) و فرزندان و دوستانش و نیز همکاری‌نکردن با بدگوها و بدبینانشان، از آن‌ها دست برنداشته و از عذابش نجات نمی یابند».
📚 علامه بحارالأنوار، ج۶۵، ص۳۴ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۰۰؛ فیه: «فاتّخذوک بنیاً» بدلٌ «فاتّخذوک إماماً» وفی بحارالأنوار، ج۶۴، ص۱۸؛ فیه: «إنّ الجنان لا تصیر لهم إلّا … و موازرهًْ شانییهم» محذوفٌ

⚜ امام باقر (علیه السلام) می فرماید: {فَالَّذِینَ} آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ(علیه السلام) وَ الْأَوْصِیَاءُ مِنْ بَعْدِهِ وَ شِیعَتُهُم.
یعنی: منظور از کسانی‌که ایمان آورده و اعمال نیکو انجام می‌دهند، علیّ‌بن‌ابیطالب(علیه السلام) و امامان (علیهم السلام) بعد از او و شیعیانشان می‌باشد.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱۲۹ و فرات الکوفی، التفسیر، ص۵۳

 

📖  … وَ عَمِلُوا الصّالِحات… [بقره، ۲۵]

⚜ قال أمیرالمؤمنین (علیه السلام):… عَنْ سَلْمَانَ (رحمه الله علیه) أَنَّ أَمِیرَ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَقُول قُلْتُ: فَمَنْ لَقِیَ اللَّهَ مُؤْمِناً عَارِفاً بِإِمَامِهِ مُطِیعاً لَهُ أَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّهًِْ هُوَ؟ قَالَ: نَعَمْ! إِذَا لَقِیَ اللَّهَ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ قَالَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَ: الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ. الَّذِینَ آمَنُوا وَ کانُوا یَتَّقُونَ. الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ. قُلْتُ: فَمَنْ لَقِیَ اللَّهَ مِنْهُمْ عَلَی الْکَبَائِرِ؟ قَالَ: هُوَ فِی مَشِیَّتِهِ إِنْ عَذَّبَهُ فَبِذَنْبِهِ وَ إِنْ تَجَاوَزَ عَنْهُ فَبِرَحْمَتِهِ. قُلْتُ: فَیُدْخِلُهُ النَّارَ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ؟ قَالَ: نَعَمْ! بِذَنْبِهِ لِأَنَّهُ لَیْسَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ عَنَی أَنَّهُ لَهُمْ وَلِیٌّ وَ أَنَّهُ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ یَتَّقُونَ اللَّهَ وَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ وَ الَّذِینَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْم.

یعنی: امام علی (علیه السلام) ابان از قول سلیم نقل کرد که به حضرت علی (علیه السلام) عرض کردم: «… آن‌کس که خدای را ملاقات کند و امامش را بشناسد و به وی ایمان داشته و مطیع او باشد، آیا از بهشتیان است؟ فرمود: آری! اگر خداوند را در حالی‌که مؤمن باشد ملاقات کند. (اگر باایمان بمیرد اهل بهشت است.) خداوند فرمود: الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات* الَّذینَ آمَنُوا وَ کانُوا یَتَّقُون (یونس/۶۳) الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إیمانَهُمْ بِظُلْمٍ (انعام/۸۲). گفتم: «اگر یکی از مؤمنان درحالی‌که گناهان کبیره ای دارد خدا را ملاقات کند، چه حالی خواهد داشت»؟ فرمود: «به خواست خداوند بستگی دارد؛ اگر عذابش کند، به جهت گناهانش است و اگر از او درگذرد، به جهت رحمتش است». گفتم: «یعنی ممکن است با این که مؤمن است، او را داخل آتش کند»؟ فرمود: «آری، به جهت گناهانش؛ زیرا او در زمره‌ی مؤمنانی نیست که خداوند ولیّ آنهاست و هیچ ترس و اندوهی بر آنها نخواهد بود، آنها مؤمنانی هستند که تقوا پیشه می کنند و عمل صالح انجام می دهند و ایمان خویش را به ظلم آلوده نمیسازند».
📚علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۸، ص۱۶

⚜ قال العسکری (علیه السلام):… عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْ إِدَامَهًِْ الْفَرَائِضِ وَ اجْتِنَابِ الْمَحَارِمِ وَ لَا یَکُونُوا کَهَؤُلَاءِ الْکَافِرِینَ بِک.
یعنی: کارهای شایسته انجام‌دادند یعنی در انجام واجبات خود مداومت کرده و از محرّمات دوری جستند و [ای محمّد (صلی الله علیه و آله!] رفتارشان همچون منکران [نبوّت] تو نبوده است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۵، ص۳۴ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۲۰۰

⚜ قال العسکری (علیه السلام): فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ قَالَ قَضَوُا الْفَرَائِضَ کُلَّهَا بَعْدَ التَّوْحِیدِ وَ اعْتِقَادِ النُّبُوَّهًِْ وَ الْإِمَامَهًِْ قَالَ وَ أَعْظَمُهَا فَرْضَانِ قَضَاءُ حُقُوقِ الْإِخْوَانِ فِی اللَّهِ وَ اسْتِعْمَالُ التَّقِیَّهًِْ مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ.

یعنی: تمام واجبات را پس از ایمان به توحید، نبوّت و امامت انجام می‌دهند. بزرگترین فرائض، شامل دو فریضه است؛ یکی اداء حقوق برادران دینی و دیگری تقیّه‌کردن در برابر دشمنان خداوند.
📚 شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج۱۶، ص۲۲۱

 

📖 … جَنّاتٍ…

🔻 باغ‌هایی بهشتی
⚜ عَنْ یَزِیدَ‌بْنِ‌سَلَّامٍ أَنَّهُ سَأَلَ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) لِمَ سُمِّیَتِ الْجَنَّهًُْ جَنَّهًًْ؟ قَالَ: لِأَنَّهَا جَنِینَهًٌْ خِیَرَهًٌْ نَقِیَّهًٌْ وَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ مَرْضِیَّهًْ.
یعنی: پیامبر (صلی الله علیه و آله) در جواب اینکه چرا بهشت، «جنت» نام گرفته فرمود: «زیرا بهشت مستور، پوشیده، خوب و پاک است و یاد بهشت در نزد خدا پسندیده است».
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۸، ص۱۸۸

⚜قال السّجّاد (علیه السلام): … بَسَاتِین.
یعنی: منظور از جَنّاتٍ بستان‌ها و باغ‌هاست.
📚 همان، ج۶۵، ص۳۴

📖  … مِنْ تَحْتِهَا …
🔻پای آن [درختانش] ⚜قال السّجّاد (علیه السلام):… مِنْ تَحْتِ شَجَرِهَا وَ مَسَاکِنِهَا.
یعنی: در زیر درختان و مساکن آنهاست.
📚 همان، ج۶۵، ص۳۴

📖  … الْأَنْهارُ…
🔻نهرها
⚜ قال الرّسول (صلی الله علیه و آله): أَرْبَعَهًُْ أَنْهَارٍ فِی الدُّنْیَا مِنَ الْجَنَّهًِْ: الْفُرَاتُ وَ النِّیلُ وَ سَیْحَانُ وَ جَیْحَان.
یعنی: فرات، نیل، سیحون و جیحون، چهار رود بهشتی هستند.
📚 شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۴۰۶

⚜ سُئِلَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) عَنْ أَنْهَارِ الْجَنَّهًِْ کَمْ عَرْضُ کُلِّ نَهَرٍ مِنْهَا؟ فَقَالَ: (صلی الله علیه و آله)عَرْضُ کُلِّ نَهَرٍ مَسِیرَهًُْ خَمْسِینَ مِائَهًَْ عَامٍ یَدُورُ تَحْتَ الْقُصُورِ وَ الْحُجُبِ تَتَغَنَّی أَمْوَاجُهُ وَ تُسَبِّحُ وَ تَطْرَبُ فِی الْجَنَّهًِْ کَمَا یَطْرَبُ النَّاسُ فِی الدُّنْیَا.
یعنی: از پیامبر (صلی الله علیه و آله) درباره‌ی مقدار عرض هر نهر از رودهای بهشت سؤال کردند. ایشان فرمود: «پیمودن عرض هرکدام از نهرها، پنج‌هزار سال طول می‌کشد. این رودها به زیر قصرها و سراپرده‌ها، دور می‌زند. امواجش همان‌طور که مردم در دنیا به طرب و شادی می‌پردازند. ترانه سر می‌دهد».
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۸، ص۱۴۶

⚜ قال الرّسول (صلی الله علیه و آله): أَکْثَرُ أَنْهَارِ الْجَنَّهًِْ الْکَوْثَرُ تَنْبُتُ الْکَوَاعِبُ الْأَتْرَابُ عَلَیْه.
یعنی: بیشتر رودهای بهشت، کوثر است، که حوریان بسیار جوان و همسال، از آن سر بر می‌آورند.
📚 همان، ج۸، ص۱۴۷

 

📖  … کُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَهٍ رِزْقاً … [بقره، ۲۵] 🔻هر زمان که میوه‌ای از آن، روزی آنان شود
⚜ امام‌سجاد(علیه السلام) می فرماید: … مِنْ تِلْکَ الجِنَانِ.
یعنی: از آن بهشت [روزی می‌خورند].
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۵، ص۳۴ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۰۰

⚜ امام سجّاد (علیه السلام) می فرماید: … مِنْ ثَمَرَهٍ مِنْ ثِمَارِهَا.
یعنی: از میوه‌های آن [روزی می‌خورند].
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۵، ص۳۴ و الإمام العسکری، ص۲۰۰

⚜ امام سجّاد (علیه السلام)می فرماید: … طَعَاماً یُؤْتَوْنَ بِهِ.
یعنی: غذایی که [در بهشت] برایشان می‌آورند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۵، ص۳۴ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۰۰

📖 …قالُوا هذَا الَّذی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فیها أَزْواجٌ مُطَهَّرَهٌ وَ هُمْ فیها خالِدُونَ [بقره، ۲۵] 🔻می‌گویند «این همان است که قبلاً به ما روزی داده شده‌بود

⚜ امام سّجّاد (علیه السلام) می فرماید: … قالُوا هذَا الَّذِی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ فِی الدُّنْیَا فَأَسْمَاؤُهُ کَأَسْمَاءِ مَا فِی الدُّنْیَا مِنْ تُفَّاحٍ وَ سَفَرْجَلٍ وَ رُمَّانٍ وَ کَذَا وَ کَذَا وَ إِنْ کَانَ مَا هُنَاکَ مُخَالِفاً لِمَا فِی الدُّنْیَا فَإِنَّهُ فِی غَایَهًِْ الطِّیبِ وَ إِنَّهُ لَا یَسْتَحِیلُ إِلَی مَا یَسْتَحِیلُ إِلَیْهِ ثِمَارُ الدُّنْیَا مِنْ عَذِرَهًٍْ وَ سَائِرِ الْمَکْرُوهَاتِ مِنْ صَفْرَاءَ وَ سَوْدَاءَ وَ دَمٍ بَلْ لَا یَتَوَلَّدُ عَنْ مَأْکُولِهِمْ إِلَّا الْعَرَقُ الَّذِی یَجْرِی مِنْ أَعْرَاضِهِمْ أَطْیَبَ مِنْ رَائِحَهًِْ الْمِسْک.
یعنی: [مؤمنین در مواجهه با نعمت‌های بهشت می‌گویند:] این‌ها همان چیزهایی است که در دنیا روزیمان می‌شد و اسم‌هایشان همان اسم‌هایی است که در دنیا بر آن‌ها بود؛ مانند سیب، به، انار، فلان و فلان؛ هرچند نعمت‌های اینجا با آنچه در دنیا بود تفاوت دارد.

 

📖…وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً …[بقره، ۲۵] 🔻میوه‌هایی که برای آنها آورده‌می‌شود، همه [از نظر خوبی و زیبایی] یکسانند

⚜ امام سجّاد (علیه السلام) می فرماید: … وَ أُتُوا بِهِ بِذَلِکَ الرِّزْقِ مِنَ الثِّمَارِ مِنْ تِلْکَ الْبَسَاتِینِ مُتَشابِهاً یُشْبِهُ بَعْضُهُ بَعْضاً بِأَنَّهَا کُلَّهَا خِیَارٌ لَا رَذْلَ فِیهَا {وَ} بِأَنَّ کُلَّ صِنْفٍ مِنْهَا فِی غَایَهًِْ الطِّیبِ وَ اللَّذَّهِ لَیْسَ کَثِمَارِ الدُّنْیَا {الَّتِی} بَعْضُهَا نِیٌّ، وَ بَعْضُهَا مُتَجَاوِزٌ لِحَدِّ النَّضْجِ وَ الْإِدْرَاکِ إِلَی حَدِّ الْفَسَادِ مِنْ حُمُوضَهًٍْ وَ مَرَارَهًٍْ وَ سَائِرِ ضُرُوبِ الْمَکَارِهِ، وَ مُتَشَابِهاً أَیْضاً مُتَّفِقَاتِ الْأَلْوَانِ مُخْتَلِفَاتِ الطُّعُوم.

یعنی: در بهشت نعمت‌هایی از میوه‌های آن بوستان‌ها همه همانند هم، گُزیده و بی‌عیب و از هرگونه‌ای در نهایت دلپذیری و گوارایی برای آن‌ها آورده می‌شود. این میوه‌ها همچون میوه‌های دنیا نیستند که برخی نارسیده و برخی دیگر رسیدگی را درگذرانده و رو به گندیدگی، ترشی، تلخی و دیگر اوصاف ناخوشایند گذارده‌باشند. این میوه‌ها در رنگ و آب همچون یکدیگر امّا در طعم گوناگونند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۵، ص۳۴ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۰۳

📖… وَ لَهُمْ فیها أَزْواجٌ مُطَهَّرَه…..َ [بقره، ۲۵] 🔻برای آنان همسرانی پاکیزه است

⚜ امام‌ سجّاد (علیه السلام) می فرماید: … وَ لَهُمْ فِیها فِی تِلْکَ الْجِنَانِ أَزْواجٌ مُطَهَّرَهٌ مِنْ أَنْوَاعِ الْأَقْذَارِ وَ الْمَکَارِهِ مُطَهَّرَاتٍ مِنَ الْحَیْضِ وَ النِّفَاسِ، لَا وَلَّاجَاتٍ وَ لَا (خَرَّاجَاتٍ وَ لَا دَخَّالاتٍ وَ لَا خَتَّالاتٍ وَ لَا مُتَغَایِرَاتٍ) وَ لَا لِأَزْوَاجِهِنَّ فَرِکَاتٌ وَ لَا صَخَّابَاتٍ وَ لَا عَیَّابَاتٌ وَ لَا فَحَّاشَاتٍ وَ مِنْ کُلِّ الْعُیُوبِ وَ الْمَکَارِهِ بَرِیَّات.
یعنی: بهشتیان در باغ‌های بهشت، همسران پاکیزه‌ای دارند که از هرگونه ناپاکی، ناپسندی، خون حیض و نفاس پاک هستند؛ نیاز به تأمین روزی ندارند و اهل خدعه و نیرنگ نیستند. این همسران، شوهرستیز، درشت صدا، پلیدزبان و زشت‌گوی نبوده و از هرچه عیب و خلق ناپسندی به دورند.
📚علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۵، ص۳۴ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۰۰

⚜ امام صادق (علیه السلام)می فرماید: لَهُمْ فِیها أَزْواجٌ مُطَهَّرَهٌ قَالَ: الْأَزْوَاجُ الْمُطَهَّرَهًُْ اللَّائِی لَمْ یَحِضْنَ وَ لَا یُحْدِثْن.
یعنی: آن همسران، پاکیزه‌اند به طوری‌که حیض نمی‌بینند و حدثی از آنان سر نمی‌زند.
📚 شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۸۹/ العیاشی، التفسیر، ج۱، ص۱۶۴

📖… هُمْ فیها … [بقره، ۲۵] 🔻آنها در آن [خواهندبود] ⚜ قال السّجّاد (علیه السلام): فِی تِلْکَ الْبَسَاتِینِ وَ الْجَنَّات.
یعنی: در بوستان‌ها و باغ‌های بهشتی هستند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۵، ص۳۴/ الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۰۳/ البرهان

📖…خالِدُونَ [بقره، ۲۵] 🔻جاودانه

⚜ قال السّجّاد (علیه السلام): مُقِیمُونَ.
یعنی: تا ابد سکنی گزیده‌اند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۵، ص۳۴ و الإمام العسکری، ص۲۰۰

⚜ قال الصّادق (علیه السلام): إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ الْجَنَّهًِْ فِی الْجَنَّهًِْ لِأَنَ نِیَّاتِهِمْ کَانَتْ فِی الدُّنْیَا أَنْ لَوْ بَقُوا فِیهَا أَنْ یُطِیعُوا اللَّهَ أَبَدا.
یعنی: بهشتیان از آن جهت در بهشت جاودانند که نیّتشان این بوده که اگر در دنیا باقی‌باشند پیوسته از خدا اطاعت‌کنند.
📚 شیخ کلینی، الکافی، ج۲، ص۸۵

 

📖 إِنَّ أللهَ لا یَسْتَحْیی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَهً فَما فَوْقَها فَأَمَّا الَّذینَ آمَنُوا فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذینَ کَفَرُوا فَیَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللهُ بِهذا مَثَلاً یُضِلُّ بِهِ کَثیراً وَ یَهْدی بِهِ کَثیراً وَ ما یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقینَ [بقره، ۲۶] 🔻خداوند از اینکه به [موجودات ظاهراً کوچکى مانند] پشه و حتّى کمتر از آن، مثال بزند باکى ندارد. در این میان کسانى که ایمان آورده‌اند، مى‌دانند که آن [مثال، گویاى] حقیقتى است از طرف پروردگارشان؛ و امّا کسانى که کافر شده‌اند [بهانه‌جویى کرده] مى‌گویند: «منظور خداوند از این مثال چه بوده است»؟! [آرى] خدا جمع زیادى را با آن گمراه و گروه بسیارى را هدایت مى‌کند؛ ولى تنها فاسقان را با آن گمراه مى سازد!

⚜ امام باقر (علیه السلام)می فرماید: … فَلَمَّا قَالَ اللَّهُ: یا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ وَ ذَکَرَ الذُّبَابَ فِی قَوْلِهِ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُباباً الْآیَهًَْ وَ لَمَّا قَالَ: مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللهِ أَوْلِیاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ الْآیَهًَْ وَ ضَرَبَ مَثَلًا فِی هَذِهِ السُّورَهًِْ بِالَّذِی اسْتَوْقَدَ نَاراً وَ بِالصَّیِّبِ مِنَ السَّمَاءِ قَالَتِ الْکُفَّارُ وَ النَّوَاصِبُ: وَ مَا هَذَا مِنَ الْأَمْثَالِ فَیُضْرَبَ یُرِیدُونَ بِهِ الطَّعْنَ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ اللَّهُ: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)! إِنَّ اللهَ لا یَسْتَحْیِی … .
یعنی: هنگامی‌که خداوند فرمود: ای مردم [در قرآن برای شما] مثلی زده شده و از مگس در این آیه یادکرد: “إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُباباً” و فرمود “مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللهِ أَوْلِیاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ” و هنگامی‌که در این سوره به کسی که آتش افروخته و به بارانی که از آسمان فرود می‌آید مثال زد، کفّار و ناصبیان گفتند: «این چه مثل‌هایی است»؟ و منظورشان از این سخن طعنه‌زدن بر پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله)بود. سپس خداوند این آیه را نازل کرد: إِنَّ اللَّهَ لا یَسْتَحْیِی … .
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۷ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۲۰۵؛ فیه: «اتّخذت … یعلمون» زیادهًْ

⚜ امام أمیرالمؤمنین(علیه السلام)می فرماید: … وَ قَدِ احْتَجَّ قَوْمٌ مِنَ الْمُنَافِقِینَ عَلَی اللَّهِ إِنَّ اللهَ لا یَسْتَحْیِی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَهً فَما فَوْقَها وَ ذَلِکَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَمَّا أَنْزَلَ عَلَی نَبِیِّهِ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ قَالَ طَائِفَهًٌْ مِنَ الْمُنَافِقِینَ ما ذا أَرادَ اللهُ بِهذا مَثَلًا یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً فَأَجَابَهُمُ اللَّهُ تَعَالَی بِقَوْلِهِ إِنَّ اللهَ لا یَسْتَحْیِی … .
یعنی: گروهی از منافقین پس از نزول آیه‌ای، درباره‌ی خداوند به احتجاج پرداختند: “إِنَّ اللهَ لایَسْتَحْیی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَهً فَما فَوْقَها” این آیه هنگامی نازل شده که خداوند متعال بر پیامبرش آیه: و برای هر گروهی هدایت‌کننده‌ای است [و این‌ها همه بهانه است، نه برای جستجوی حقیقت]. (رعد،۷) را نازل کرد. پس از آن گروهی از منافقین گفتند: «[اگر چنین است و خدا با پیامبرش مردم را هدایت می‌کند] پس خداوند از این مثال‌ها که گروه زیادی را گمراه می‌کند چه چیزی را اراده کرده است»؟ سپس خداوند متعال با این سخن پاسخشان را داد: “إِنَّ اللهَ لا یَسْتَحْیِی …” .
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۵، ص۲۰۸ و ج۹۰، ص۱۴

📖 إِنَّ أللهَ لا یَسْتَحْیی …[بقره، ۲۶] 🔻خداوند باکی ندارد
⚜ امام باقر (علیه السلام)می فرماید: … لَا یَتْرُکُ حَیَاءً.
یعنی: از روی شرم از انجام حقّی صرف نظر نمی‌کند.
📚علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۷و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۰۵

📖 … أَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً … [بقره، ۲۶] 🔻از اینکه مثال بزند
⚜ امام باقر(علیه السلام) می فرماید: مَثَلًا لِلْحَقِّ یُوضِحُهُ بِهِ عِنْدَ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِینَ.
یعنی: [منظور از «مثال» در این آیه] مَثَل درست و به‌جایی است که خداوند به وسیله‌ی آن مطلب را برای بندگان مؤمنش شرح و توضیح می‌دهد.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۷ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۰۵

 

📖 …بَعُوضَهً
🔻به [موجودات ظاهراً کوچکی مانند] پشه

⚜امام باقر(علیه السلام) می فرماید: ما بَعُوضَهً مَا هُوَ بَعُوضَهًُْ الْمَثَلِ.
یعنی:منظور از مَثَل‌زدن به پشه، مَثَل‌زدن به چیزی کوچک و کم‌ارزش مانند پشه است.
📚علامه‌ مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۷ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۲۰۵

⚜ امام صادق(علیه السلام)می فرماید:…إِنَّمَا ضَرَبَ اللَّهُ الْمَثَلَ بِالْبَعُوضَهًِْ لِأَنَ الْبَعُوضَهًَْ عَلَی صِغَرِ حَجْمِهَا خَلَقَ اللَّهُ فِیهَا جَمِیعَ مَا خَلَقَ فِی الْفِیلِ مَعَ کِبَرِهِ وَ زِیَادَهًِْ عُضْوَیْنِ آخَرَیْنِ فَأَرَادَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ أَنْ یُنَبِّهَ بِذَلِکَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی لَطِیفِ خَلْقِهِ وَ عَجِیبِ صَنْعَتِه.
یعنی:خداوند از آن جهت به پشه مثال زده است که آنچه در فیل با وجود جثّه‌ی بزرگ آن خلق کرده است را در وجود پشه نیز علی رغم جثّه‌ی کوچک آن قرار داده است. گذشته از آن که در پشه دو عضو دیگر نیز خلق کرده که در فیل وجود ندارد؛ تا مؤمنین را متوجّه آفرینش دقیق و مصنوعات عجیب خود بنماید.
📚 علامه‌ مجلسی،بحارالأنوار، ج۹، ص۶۴

⚜فَقِیلَ لِلْبَاقِرِ(علیه السلام)فَإِنَّ بَعْضَ مَنْ یَنْتَحِلُ مُوَالَاتِکُمْ یَزْعُمُ أَنَّ الْبَعُوضَهًَْ عَلِیٌّ(علیه السلام) وَ أَنَّ مَا فَوْقَهَا وَ هُوَ الذُّبَابُ محمدرَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله)فَقَالَ الباقر(علیه السلام):سَمِعَ هَؤُلَاءِ شَیْئاً لَمْ یَضَعُوهُ عَلَی وَجْهِهِ إِنَّمَا کَانَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله)قَاعِداً ذَاتَ یَوْمٍ وَ عَلِیٌّ(علیه السلام)إِذْ سَمِعَ قَائِلًا یَقُولُ مَا شَاءَ اللَّهُ وَ شَاءَ مُحَمَّدٌ(صلی الله علیه و آله)وَ سَمِعَ آخَرَ یَقُولُ: مَا شَاءَ اللَّهُ وَ شَاءَ عَلِیٌّ(علیه السلام)فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله):لَا تَقْرِنُوا مُحَمَّداً(صلی الله علیه و آله)وَ لَا عَلِیّاً(علیه السلام)بِاللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ لَکِنْ قُولُوا مَاشَاءَ اللَّهُ ثُمَّ مَا شَاءَ مُحَمَّدٌ(صلی الله علیه و آله)ثُمَّ مَا شَاءَ عَلِیٌّ(علیه السلام)ثُمَّ مَا شَاءَ مُحَمَّدٌ(صلی الله علیه و آله)مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ مَا شَاءَ عَلِیٌّ(علیه السلام)إِنَّ مَشِیَّهًَْ اللَّهِ هِیَ الْقَاهِرَهًُْ الَّتِی لَا تُسَاوَی وَ لَا تُکَافَی وَ لَا تُدَانَی وَ مَا محمد(صلی الله علیه و آله)رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله)فِی دِینِ اللَّهِ وَ فِی قُدْرَتِهِ إِلَّا کَذُبَابَهًٍْ تَطِیرُ فِی هَذِهِ الْمَمَالِکِ الْوَاسِعَهًِْ وَ مَا عَلِیٌّ(علیه السلام)فِی دِینِ اللَّهِ وَ فِی قُدْرَتِهِ إِلَّا کَبَعُوضَهًٍْ فِی جُمْلَهًِْ هَذِهِ الْمَمَالِکِ مَعَ أَنَّ فَضْلَ اللَّهِ تَعَالَی عَلَی مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله)وَعَلِیٍّ(علیه السلام) الْفَضْلُ الَّذِی لَا یَفِی بِهِ فَضْلُهُ عَلَی جَمِیعِ خَلْقِهِ مِنْ أَوَّلِ الدَّهْرِ إِلَی آخِرِهِ هَذَامَاقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله)فِی ذِکْرِ الذُّبَابِ وَالْبَعُوضَهًِْ فِی هَذَا الْمَکَانِ فَلَا یَدْخُلُ فِی قَوْلِهِ إِنَّ اللهَ لا یَسْتَحْیِی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَهً.
یعنی: به امام باقر(علیه السلام) عرض شد:«بعضی از کسانی که ادّعای دوستی شما را دارند، گمان می‌کنند که منظور از پشه، علی(علیه السلام) و منظور از فراتر از آن که«مگس» است، پیامبر(صلی الله علیه وآله)می‌باشد».
حضرت در جواب فرمود: «این‌ها حرفی را شنیده‌اند ولی آن‌طور که باید در جای خود قرار نداده‌اند. روزی پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) با علی(علیه السلام) بود؛ در این هنگام صدای کسی را شنید که گفت: «ما شاء اللَّه و ما شاء محمّد» یعنی «آنچه خدا و محمّدبخواهد». و دیگری می‌گفت: «ماشاءاللَّه و ما شاء علی(علیه السلام)» یعنی«آنچه خدا و علی بخواهد». پیامبر(صلی الله علیه وآله)فرمود: محمّدوعلی(علیهماالسلام) را با خدا قرین و هم‌طراز قرار ندهید ولی بگویید آنچه خدا بخواهد؛ محمّدوعلی(علیهماالسلام) نیز همان را می‌خواهند. مشیّت و خواست خدا از همه بالاتر است و کسی قدرت برابری و مقابله و نزدیک‌شدن به آن را ندارد. محمّد(صلی الله علیه وآله)پیامبر خدا در مقابل دین خدا و قدرتش، مانند مگسی است که در این دنیای وسیع پرواز می‌کند و علی(علیه السلام) نیز در مقابل دین و قدرت خدا چون پشه‌ای در مقابل این دنیای وسیع است. [البته این مطلب را باید در نظر گرفت که]لطف و فضل خدا بر محمّدوعلی(علیهماالسلام) از فضل و عنایتی که بر تمام مردم از ابتدای پیدایش جهان تاکنون داشته، بیشتر است. این است فرمایش پیامبر در مورد مگس و پشه که البتّه به تفسیر آیه‌ی: إِنَّ اللهَ لا یَسْتَحْیِی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَهً مربوط نمی‌شود.
📚علامه‌ مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۹۰ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۲۰۹

 

📖… فَما فَوْقَها …[بقره، ۲۶] 🔻و حتّی کمتر از آن
⚜ امام باقر (علیه السلام) می فرماید: … فَما فَوْقَها فَوْقَ الْبَعُوضَهًِْ وَ هُوَ الذُّبَابُ یَضْرِبُ بِهِ الْمَثَلَ.
یعنی: بالاتر از آن یعنی بالاتر از پشه، مگس است که خداوند به آن مَثَل زد.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۷ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۰۵

📖 …فَأَمَّا الَّذینَ آمَنُوا … [بقره، ۲۶] 🔻کسانی که ایمان آورده‌اند
⚜ امام الباقر (علیه السلام) می فرماید: … فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ بِوَلَایَهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ(علیه السلام) وَ آلِهِمَا الطَّیِّبِینَ وَ سَلَّمَ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ لِلْأَئِمَّهًِْ أَحْکَامَهُمْ وَ أَخْبَارَهُمْ وَ أَحْوَالَهُمْ وَ لَمْ یُقَابِلْهُمْ فِی أُمُورِهِمْ وَ لَمْ یَتَعَاطَ الدُّخُولَ فِی أَسْرَارِهِمْ وَ لَمْ یُفْشِ شَیْئاً مِمَّا یَقِفُ عَلَیْهِ مِنْهَا إِلَّا بِإِذْنِهِمْ.
یعنی: ایمان‌آورندگان کسانی هستند که به محمّد (صلی الله علیه وآله) و علی (علیه السلام) و آل پاکش ایمان‌داشته و تسلیم پیامبر و ائمّه(علیهم السلام) و احکام و اخبار و احوال آن‌ها هستند؛ به معارضه با آن‌ها برنمی‌خیزند؛ سعی در موشکافی اسرارشان ندارند و اگر بر اسرار آن‌ها اطّلاع یافتند، آن را مگر با اجازه‌ی آنان افشا نمی‌کنند.
📚 همان
📖 … فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ…
🔻می‌دانند که آن [مثال، گویای] حقیقتی از طرف پروردگارشان است
⚜ امام باقر (علیه السلام)می فرماید: … یَعْلَمُ هَؤُلَاءِ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ هَذِهِ صِفَتُهُمْ أَنَّهُ الْمَثَلُ الْمَضْرُوبُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ أَرَادَ بِهِ الْحَقَّ وَ إِبَانَتَهُ وَ الْکَشْفَ عَنْهُ وَ إِیضَاحَهُ.
یعنی: مؤمنانی که وصف آن‌ها در این آیه بیان شد، می‌دانند که این‌ها مثال‌های درست و به‌جایی است که خدا برای توضیح و تفهیم حقیقت از آن‌ها استفاده می‌کند.
📚 همان
⚜ امام صادق (علیه السلام)می فرماید:… فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ یَعنِی أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) کَمَا أَخَذَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) المِیثَاقَ عَلَیهِم لَهُ.
یعنی: مؤمنان می‌دانند که آن، حقّی از جانب خداست و منظور از آن، [ولایت] امیرالمؤمنین است که پیامبر بر [اطاعت و پذیرش ولایت] آن، از مؤمنین عهد و پیمان گرفت.
📚 القمی، التفسیر، ج۱، ص۳۴

📖 …وَ أَمَّا الَّذینَ کَفَرُوا …[بقره، ۲۶] 🔻و امّا کسانی که کافر شده‌اند
⚜ امام‌باقر (علیه السلام)می فرماید: … وَ أَمَّا الَّذِینَ کَفَرُوا بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) بِمُعَارَضَتِهِمْ لَهُ فِی عَلِیٍّ (علیه السلام) بِلِمَ وَ کَیْفَ وَ تَرْکِهِمُ الِانْقِیَادَ لَهُ فِی سَائِرِ مَا أَمَرَ بِهِ فَیَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللهُ بِهذا مَثَلًا.
یعنی: کسانی که نسبت به محمّد (صلی الله علیه وآله) کافر شدند، [عنادشان] به‌واسطه‌ی معارضه و دشمنی با او در مورد علی(علیه السلام) بود که با چرا و چگونه [و امّا و اگرهای بی‌جا] و عدم قبول فرمان او در دیگر امور می‌گفتند: «هدف خدا از این مثال‌ها چیست»؟!
📚علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۷ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۲۰۵

📖 إِنَّ أللهَ لا یَسْتَحْیی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَهً فَما فَوْقَها فَأَمَّا الَّذینَ آمَنُوا فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذینَ کَفَرُوا فَیَقُولُونَ … [بقره، ۲۶] 🔻[بهانه‌جویی کرده] می‌گویند
⚜امام باقر (علیه السلام)می فرماید: … یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنَّ اللهَ یُضِلُّ بِهَذَا الْمَثَلِ کَثِیراً وَ یَهْدِی بِهِ کَثِیراً أَیْ فَلَا مَعْنَی لِلْمَثَلِ لِأَنَّهُ وَ إِنْ نَفَعَ بِهِ مَنْ یَهْدِیهِ فَهُوَ یُضِرُّ بِهِ مَنْ یُضِلُّهُ.
یعنی: کافران می‌گویند خدابه‌وسیله‌ی این مثلها گروهی را به کفر می‌کشاند و گروهی را هدایت می‌کند.منظور آن کافران این است که چنین مثل‌هایی فایده‌ای ندارد؛چرا که اگر گروهی در اثر این مثل‌ها هدایت می‌یابند، گروه دیگری نیز گمراه می‌شوند.
📚همان

 

📖 إِنَّ أللهَ لا یَسْتَحْیی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَهً فَما فَوْقَها فَأَمَّا الَّذینَ آمَنُوا فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذینَ کَفَرُوا فَیَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللهُ بِهذا مَثَلاً یُضِلُّ بِهِ کَثیراً وَ یَهْدی بِهِ کَثیراً وَ ما یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقینَ [بقره، ۲۶] 🔻خدا جمع زیادی را با آن گمراه و گروه بسیاری را هدایت می کند؛ ولی تنها فاسقان را با آن گمراه می‌سازد

⚜أمیرالمؤمنین (علیه السلام)می فرماید:… یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً وَ یَهْدِی بِهِ کَثِیراً وَ ما یُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِینَ فَهَذَا مَعْنَی الضَّلَالِ الْمَنْسُوبِ إِلَیْهِ تَعَالَی لِأَنَّهُ أَقَامَ لَهُمُ الْإِمَامَ الْهَادِیَ لِمَا جَاءَ بِهِ الْمُنْذِرُ فَخَالَفُوهُ وَ صَرَفُوا عَنْهُ بَعْدَ أَنْ أَقَرُّوا بِفَرْضِ طَاعَتِهِ وَ لَمَّا بَیَّنَ لَهُمْ مَا یَأْخُذُونَ وَ مَا یَذَرُونَ فَخَالَفُوهُ ضَلُّوا هَذَا مَعَ عِلْمِهِمْ بِمَا قَالَهُ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) …وَ لَمَّا خَالَفُوا اللَّهَ تَعَالَی ضَلُّوا فَأَضَلُّوا.

یعنی: این معنی ضلالت است که به خداوند نسبت داده‌می‌شود زیرا خداوند، امام هدایت‌کننده‌ای را [برای تبیین] آنچه که پیامبر منذر آورد، برایشان برانگیخت امّا آن‌ها مخالفت ورزیده و بعد از اینکه به وجوب اطاعت از او اقرار نمودند، باز هم از او روی برگرداندند و زمانی که برای ایشان چیزهایی را که دریافت می‌کردند و چیزهایی را که رها مینمودند، بیان کرد، با او مخالفت کردند و اینگونه آنان با وجود علم و آگاهی نسبت به سخنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) گمراه شدند … و چون به مخالفت با خدای متعال پرداختند، گمراه گشتند؛ پس خداوند آن‌ها را به ضلالت کشاند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۵، ص۲۰۸ و، ج۹۰، ص۱۴

⚜ امام صادق (علیه السلام)می فرماید: إِنَّ هَذَا الْقَوْلَ مِنَ اللَّهِ رَدٌّ عَلَی مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یُضِلُّ الْعِبَادَ ثُمَّ یُعَذِّبُهُمْ عَلَی ضَلَالَتِهِمْ.

یعنی: این کلام خداوند عزّوجلّ، در پاسخ و مردودشمردن کسی است که می‌پندارد خداوند تبارک و تعالی بندگان خود را گمراه می‌سازد و سپس به‌خاطر همین گمراهی عذابشان می‌کند.
📚 همان، ج۵، ص۷

⚜ امام باقر(علیه السلام)می فرماید: فِی قَوْلِهِ تَعَالَی … یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً وَ یَهْدِی بِهِ کَثِیراً قَالَ فَهُوَ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) یُضِلُّ بِهِ مَنْ عَادَاهُ وَ یَهْدِی بِهِ مَنْ وَالَاهُ وَ ما یُضِلُّ بِهِ‌یَعْنِی عَلِیّاً(علیه السلام) إِلَّا الْفاسِقِینَ.
یعنی:[منظور از آن چیزی که عدّه‌ای را به خاطر سرکشی خود گمراه و عدّه‌ای را هدایت می‌کند] علیّ‌بن‌ابی‌طالب(علیه السلام) است که هرکه با او دشمنی کند گمراه گردیده و هرکه با او دوستی نموده و ولایتش را بپذیرد، هدایت می‌شود. و مراد از آن چیزی که به خاطر او گمراه می‌شوند، علی(علیه السلام) است که کسی جز فاسقان از این طریق گمراه نمی‌شود.
📚 همان، ج۳۶، ص۱۲۹

⚜ امام باقر و امام صادق (علیه السلام) می فرماید: … فَرَدَّ اللَّهُ تَعَالَی عَلَیْهِمْ قِیلَهُمْ فَقَالَ وَ ما یُضِلُّ بِهِ أَیْ وَ مَا یُضِلُّ اللَّهُ بِالْمَثَلِ إِلَّا الْفاسِقِینَ.
یعنی: [برخی از کافران درباره‌ی این آیه می‌گفتند «خدا عدّه‌ی زیادی از مردم را به‌وسیله‌ی این مثل‌ها گمراه می‌کند]» امّا خداوند در ردّ گفتار آن‌ها فرمود”وَ ما یُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقینَ” یعنی خداوند به‌وسیله‌ی این مثال‌ها فقط تبهکاران و فاسقین را [که خود راه گمراهی را انتخاب کرده‌اند] گمراه می‌کند.
📚 همان، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۷/ الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۰۵ و البرهان؛ فیهم: «أی و ما یضلّ الله بالمثل إلّا الفاسقین» محذوفٌ

🔻فاسقان
⚜ امام باقر (علیه السلام)می فرماید:… الْجَانِینَ عَلَی أَنْفُسِهِمْ بِتَرْکِ تَأَمُّلِهِ وَ بِوَضْعِهِ عَلَی خِلَافِ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِوَضْعِهِ عَلَیْهِ.
یعنی: منظور از فاسِقینَ در اینجا کسانی هستند که با ترک اندیشه در دستورات خدا به خودشان ستم می‌کنند و بر خلاف امر خدا عمل می نمایند.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۷ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۰۵

⚜ امام باقر (علیه السلام)می فرمایند:  … الْفاسِقِینَ یَعْنِی مَنْ خَرَجَ مِنْ وَلَایَتِهِ (علی علیه السلام) فَهُوَ فَاسِق.
یعنی: کسی است که از ولایت علی (علیه السلام) سرباززند.
📚 علامه‌ مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱۲۹

 

📖 الَّذینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللهِ مِنْ بَعْدِ میثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ [بقره، ۲۷] 🔻[همان] کسانى که پیمان خدا را پس از محکم‌ساختن آن، مى‌شکنند؛ و پیوندهایى را که خدا دستور داده برقرار سازند، قطع نموده و در روى زمین فساد مى‌کنند؛ آنها زیانکاران [واقعى] هستند.

⚜ قال الباقر (علیه السلام): … ثُمَّ وَصَفَ هَؤُلَاءِ الْفَاسِقِینَ الْخَارِجِینَ عَنْ دِینِ اللَّهِ وَ طَاعَتِهِ مِنْهُمْ فَقَالَ عَزَّوَجَلَّ الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ الله الْمَأْخُوذَ عَلَیْهِمْ لِلَّهِ بِالرُّبُوبِیَّهًِْ وَ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله)بِالنُّبُوَّهًِْ وَ لِعَلِیٍّ (علیه السلام) بِالْإِمَامَهًِْ وَ لِشِیعَتِهِمَا بِالْمَحَبَّهًِْ وَ الْکَرَامَهًِْ.
یعنی: سپس خداوند عزّوجلّ به وصف آن نافرمانان که از دین خدا و اطاعت او خارج شده‌اند پرداخته و فرمود: الَّذِینَ یَنقُضُونَ عَهْدَ اللهِ منظور عهد و پیمان خداست که از ایشان بر پذیرش ربوبیّت خدا، رسالت محمّد(صلی الله علیه و آله)امامت علی(علیه السلام) و محبّت و گرامیداشت شیعیان محمّد و علی (علیها السلام) گرفته شده است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۸۸ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۰۶

⚜ قال الباقر (علیه السلام): … مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ إِحْکَامِهِ وَ تَغْلِیظِهِ.
یعنی: منظور از «میثاق عهد»، محکم و استوارکردن عهد است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۸۸و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۰۶

📖 … وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ…[بقره، ۲۷] 🔻پیوندهایی را که خدا دستور داده برقرار سازند، قطع نموده‌اند
⚜ دَخَلَ عَمْرُوبْنُ‌عُبَیْدٍ عَلَی الصّادق(علیه السلام) وَ قَالَ: أُحِبُّ أَنْ أَعْرِف الْکَبَائِرَ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ. فَقَالَ: نَعَم … ِ وَ نَقْضُ الْعَهْدِ وَ قَطِیعَهًُْ الرَّحِمِ الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللهِ.
یعنی: عمروبن‌عبید بر امام صادق (علیه السلام) واردشده و عرض کرد: «دوست دارم گناهان کبیره را از روی قرآن بشناسم». امام(علیه السلام) در جواب فرمودند: … پیمان‌شکنی و قطع پیوند خویشاوندی [از گناهان کبیره است]. در این خصوص خداوند متعال فرموده است: الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللهِ …
📚 ابن شهر آشوب، المناقب، ج۴، ص۲۵۱

⚜ قال الباقر (علیه السلام):…ما أَمَرَ اللهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ مِنَ الْأَرْحَامِ وَ الْقَرَابَاتِ أَنْ یَتَعَاهَدُوهُمْ وَ یَقْضُوا حُقُوقَهُمْ وَ أَفْضَلُ رَحِمٍ وَ أَوْجَبُهُ حَقّاً رَحِمُ مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) فَإِنَّ حَقَّهُمْ بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) کَمَا أَنَّ حَقَّ قَرَابَاتِ الْإِنْسَانِ بِأَبِیهِ وَ أُمِّهِ وَ محمد(صلی الله علیه و آله) أَعْظَمُ حَقّاً مِنْ أَبَوَیْهِ کَذَلِکَ حَقُّ رَحِمِهِ أَعْظَمُ وَ قَطِیعَتُهُ أَفْظَعُ وَ أَفْضَحُ.
یعنی: آنچه که خداوند براساس این آیه به بندگان امر کرده تا بندگان به آن متّصل باشند، صله‌ی رحم و ارتباط با نزدیکان است تا مسئولیّت خود را در قبال آنان انجام‌دهند و حقوقشان را ادا کنند. مهمترین خویشاوندانی که ادای حقّشان نسبت به دیگران واجب‌تر است خویشاوندان محمّد (صلی الله علیه و آله) هستند؛ زیرا حقّ آن‌ها نسبت به محمّد(صلی الله علیه وآله) مانند حقّ خویشاوندان انسان نسبت به پدر و مادر است؛ درحالی‌که حقّ پیامبر گرامی‌تر و بزرگ‌مقدارتر از حقّ پدر و مادر انسان است. همین‌طور حقّ خویشاوندان پیامبر نیز برتر و قطع آن، بدتر و نارواتر است.
📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۸۸والإمام العسکری، التفسیر،ص۲۰۶

⚜ از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است پدرم به من فرمود: یَا بُنَیَّ! انْظُرْ خَمْسَهًًْ فَلَا تُصَاحِبْهُمْ وَ لَا تُحَادِثْهُمْ وَ لَا تُرَافِقْهُمْ فِی طَرِیقٍ. فَقُلْتُ: یَا أَبَهْ! مَنْ هُمْ؟ قَال: إِیَّاکَ وَ مُصَاحَبَهًْ … الْقَاطِعِ لِرَحِمِهِ فَإِنِّی وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِی ثَلَاثَهًِْ مَوَاضِعَ … قَالَ فِی الْبَقَرَهًِْ الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللهِ مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ.
یعنی: «پسرم مواظب باش با پنج کس رفیق، همنشین، هم‌صحبت و همسفر نشوی». گفتم: «پدر جان! این‌ها چه کسانی هستند»؟ فرمود:«بپرهیز از همنشینی با … کسی‌که صله‌ی رحم نمی‌کند. چرا که او را در سه جای قرآن ملعون یافتم … یکی از آن مواضع، آیه‌ی ألَّذینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللهِ مِنْ بَعْدِ میثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ در سوره‌ی بقره است».
📚 شیخ کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۷۶

📖 وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ…[بقره، ۲۷]

🔻در روی زمین فساد می‌کنند

⚜ امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: … ثُمَّ وَصَفَ هَؤُلَاءِ الْفَاسِقِینَ الْخَارِجِینَ عَنْ دِینِ اللَّهِ وَ طَاعَتِهِ مِنْهُمْ فَقَالَ عَزَّوَجَلَّ الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ الله الْمَأْخُوذَ عَلَیْهِمْ لِلَّهِ بِالرُّبُوبِیَّهًِْ وَ لِمُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) بِالنُّبُوَّهًِْ وَ لِعَلِیٍّ(علیه السلام) بِالْإِمَامَهًِْ وَ لِشِیعَتِهِمَا بِالْمَحَبَّهًِْ وَ الْکَرَامَهًِْ.

یعنی: سپس خداوند عزّوجلّ به وصف آن نافرمانان که از دین خدا و اطاعت او خارج شده‌اند پرداخته و فرمود: الَّذِینَ یَنقُضُونَ عَهْدَ اللهِ منظور عهد و پیمان خداست که از ایشان بر پذیرش ربوبیّت خدا، رسالت محمّد (صلی الله علیه و آله)، امامت علی (علیه السلام) و محبّت و گرامیداشت شیعیان محمّد(صلی الله علیه وآله) و علی(علیه السلام) گرفته شده است.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۸۸ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۰۶

📖 … أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ [بقره، ۲۷]

🔻آنها زیانکاران [واقعی] هستند

⚜ امام باقر (علیه السلام)می فرماید:… أُولئِکَ أَهْلُ هَذِهِ الصِّفَهًِْ هُمُ الْخاسِرُونَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ لَمَّا صَارُوا إِلَی النِّیرَانِ وَ حُرِمُوا الْجِنَانَ فَیَا لَهَا مِنْ خَسَارَهًٍْ أَلْزَمَتْهُمْ عَذَابَ الْأَبَدِ وَ حَرَمَتْهُمْ نَعِیمَ الْأَبَدِ.

یعنی: چنین اشخاصی به خود ضرر و زیان رسانده‌اند؛ چرا که رهسپار جهنّم شده و از بهشت محروم می‌گردند. وای چه زیانی! که برای همیشه انسان را در عذاب قرار می‌دهد و الی‌الأبد از نعمت محروم می‌نماید!

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۸۸ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۰۶

📖 کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللهِ وَ کُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمیتُکُمْ ثُمَّ یُحْییکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ [بقره، ۲۸]

🔻چگونه به خداوند کفر می‌ورزید؟ در حالى که شما مردگان [و اجسام بى‌روحى] بودید و او به شما زندگى بخشید؛ سپس شما را مى‌میراند؛ و بار دیگر شما را زنده مى‌کند؛ سپس به سوى او بازگردانده مى‌شوید؟!

⚜ امام عسکری(علیه السلام) می فرمایند: رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله) به کفرپیشگان قریش و یهود فرمود: : کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ الَّذِی دَلَّکُمْ عَلَی طُرُقِ الْهُدَی وَ جَنَّبَکُمْ إِنْ أَطَعْتُمُوهُ سُبُلَ الرَّدَی.

یعنی:«چگونه به خدایی کافر می‌شوید که شما را به‌سوی هدایت راهنمایی نموده و اگر از او پیروی کنید شما را از راه‌های هلاکت دور می‌دارد»؟!

📚 علامه‌ مجلسی، بحارالأنوار، ج۶، ص۲۳۶ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۱۰

📖.. وَ کُنْتُمْ أَمْواتاً … [بقره، ۲۸]

🔻در حالی که شما مردگان [و اجسام بی‌روحی] بودید

⚜ رسول خدا(صلی الله علیه و آله)می فرماید: وَ کُنْتُمْ أَمْوَاتاً فِی أَصْلَابِ آبَائِکُمْ وَ أَرْحَامِ أُمَّهَاتِکُمْ.

یعنی: آنگاه که در صلب پدران و رحم مادرانتان مانند مردگان، قرار داشتید.

📚 علامه‌ مجلسی، بحارالأنوار، ج۶، ص۲۳۶و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۱۰

📖.. فَأَحْیاکُمْ .. [بقره، ۲۸]

🔻و او به شما زندگی بخشید

⚜ پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله)می فرماید:… أَخْرَجَکُمْ أَحْیَاءً.

یعنی:… خداوند شما را [از رحم مادرانتان] زنده بیرون آورد.

📚 علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۶، ص۲۳۶ و الإمام العسکری، التفسیر،‌ ص۲۱۰

📖… ثُمَّ یُمیتُکُمْ… [بقره، ۲۸]

🔻سپس شما را می‌میراند

⚜ رسول خدا(صلی الله علیه و آله)می فرماید: … ثُمَّ یُمِیتُکُمْ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا وَ یُقْبِرُکُمْ.

یعنی: در این دنیا شما را می‌میراند و شما را در قبر دفن می‌کند.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶، ص۲۳۶ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۱۰

 

⚜أمیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرماید:.. إِنَّمَا أَرَادَ اللَّهُ جَلَّ ذِکْرُهُ بِالْمَوْتِ إِعْزَازَ نَفْسِهِ وَ إِذْلَالَ خَلْقِهِ وَ قَرَأَ وَ کُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ.

یعنی: مقصود خداوند از مرگ و میراندن بندگان، نشان‌دادن بزرگی و عزّت نفس خویش و نیز ذلّت و حقارت بندگانش است. سپس امام (علیه السلام) این آیه را قرائت فرمود: وَ کُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۲، ص۳۵۵

📖… ثُمَّ یُحْییکُمْ… [بقره، ۲۸]

🔻و بار دیگر شما را زنده می‌کند

⚜رسول خدا (صلی الله علیه و آله)می فرماید: … ثُمَّ یُحْیِیکُمْ فِی الْقُبُورِ وَ یُنْعِمُ فِیهَا الْمُؤْمِنِینَ بِنُبُوَّهًِْ مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) وَ وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ(علیه السلام) وَ یُعَذِّبُ فِیهَا الْکَافِرِینَ بِهِمَا.

یعنی: سپس شما را در قبرها زنده می‌کند و در آنجا به کسانی که به پیامبری محمّد (صلی الله علیه وآله) و ولایت علی (علیه السلام) ایمان آورده‌اند نعمت و آسایش می‌دهد و نیز کفرپیشگان را به‌خاطر کفر به آنان، گرفتار عذاب می‌سازد.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶، ص۲۳۶ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۱۰

 

📖… ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ [بقره، ۲۸]

🔻سپس به سوی او بازگردانده می شوید

⚜ رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می فرماید: … ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ فِی الْآخِرَهًِْ بِأَنْ تَمُوتُوا فِی الْقُبُورِ بَعْدُ ثُمَّ تُحْیَوْا لِلْبَعْثِ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ تُرْجَعُونَ إِلَی مَا وَعَدَکُمْ مِنَ الثَّوَابِ عَلَی الطَّاعَاتِ إِنْ کُنْتُمْ فَاعِلِیهَا وَ مِنَ الْعِقَابِ عَلَی الْمَعَاصِی إِنْ کُنْتُمْ مُقَارِفِیهَا.

یعنی: سپس پس از این که مردید و در قبرها مدفون گشتید، در آخرت به‌سوی او بازمی‌گردید و برای برانگیخته‌شدن در روز قیامت زنده می‌شوید و به‌سوی وعده‌های خداوند بازمی‌گردید؛ اگر از خدا اطاعت کرده‌باشید این وعده‌ها وعده‌ی پاداش خواهدبود واگر اطاعت را رها کرده‌باشید (به معصیت آلوده شده‌باشید) این وعده‌ها، وعده‌ی عذاب خواهدبود.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶، ص۲۳۶ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۱۰

📖هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ عَلیمٌ [بقره، ۲۹]

🔻او کسى است که همه‌ی آنچه را در زمین وجود دارد، براى شما آفرید؛ سپس به آسمان پرداخت؛ و آنها را به صورت هفت آسمان مرتّب نمود؛ و او به هر چیزى دانا است.

📖.. خَلَقَ..

🔻آفرید

⚜کَانَ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) بِالْکُوفَهًِْ فِی الْجَامِعِ إِذْ قَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ فَقَالَ: یَا أَمِیرَ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) إِنِّی أَسْأَلُکَ عَنْ أَشْیَاءَ. فَقَالَ: سَلْ تَفَقُّهاً وَ لَا تَسْأَلْ تَعَنُّتاً فَأَحْدَقَ النَّاسُ بِأَبْصَارِهِمْ. فَقَالَ: أَخْبِرْنِی عَنْ أَوَّلِ مَا خَلَقَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی. فَقَالَ: خَلَقَ النُّور.

یعنی: روزی امیرالمؤمنین(علیه السلام) در مسجد جامع کوفه بود. مردی از اهالی شام از جای خود به‌سوی او حرکت کرده و گفت: «ای امیرالمؤمنین(علیه السلام)! من چند سؤال از شما دارم». فرمود: «بپرس؛ امّا برای فهمیدن نه برای سرزنش و لج‌بازی»! سپس مردم چشم به آن مرد دوختند. او گفت: «به من خبر بده! اوّلین چیزی که خداوند تبارک‌وتعالی آفریده چیست»؟ حضرت علی(علیه السلام) فرمود: «نور [را خلق کرد]».

📚 علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۱۰، ص۷۵

⚜أمیرالمؤمنین(علیه السلام)می فرمایند: هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً لِتَعْتَبِرُوا بِهِ وَ تَتَوَصَّلُوا بِهِ إِلَی رِضْوَانِهِ وَ تَتَوَقَّوْا بِهِ مِنْ عَذَابِ نِیرَانِهِ.

یعنی: خداوند، کسی است که همه‌ی آنچه در زمین است را برای شما آفرید تا از آن عبرت گیرید و به‌سبب آن راه بهشت را بیابید و بدان وسیله خود را از عذاب دوزخ او به دور داشته و حفظ کنید.

📚 شیخ صدوق،عیون أخبارالرضا(علیه السلام)، ج۱، ص۶۶۸

⚜أمیرالمؤمنین(علیه السلام)می فرمایند: هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً … فَخَلَقَ لَکُمْ کُلَّ مَا فِی الْأَرْضِ لِمَصَالِحِکُمْ یَا بَنِی آدَمَ.

یعنی: خداوند کسی است که همه‌ی آنچه در زمین است را برای شما آفرید … ای فرزندان آدم (علیه السلام)! او آنچه در زمین است را برای نفع و مصلحت شما آفرید.

📚 همان، ج۱، ص۶۶۸

📖… ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ …

🔻سپس به آسمان پرداخت

⚜ أمیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرماید: هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً خَلَقَ لَکُمْ {ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً …} أَخَذَ فِی خَلْقِهَا وَ إِتْقَانِهَا.

یعنی: خداوند کسی است که همه‌ی آنچه در زمین است را برای شما آفرید … و شروع به آفرینش زمین و استوارساختن آن کرد.

📚 همان، ج۱، ص۶۶۸

⚜ امام حسین (علیه السلام) می فرماید: قَدْ ذَکَرَ صَخْرَهًَْ بَیْتِ الْمَقْدِسِ وَ مِنْهَا اسْتَوَی رَبَّنَا إِلَی السَّمَاءِ أَیْ اسْتَوْلَی عَلَی السَّمَاءِ وَ الْمَلَائِکَهًِْ.

یعنی: خداوند صخره‌ی بیت‌المقدّس را خلق کرد و سپس از آنجا به تدبیر آسمان پرداخت؛ یعنی بر آسمان و فرشتگان مستولی شد.

📖… السَّماءِ …

🔻آسمان

⚜ قَالَ عَلِیّ (علیه السلام) لِبَعضِ الیَهُودِ وَ قَد سَأَلَهُ عَن مَسَائِلَ: سُمِّیَتِ السَّمَاءُ سَمَاءً لِأَنَّهَا وَسْمُ الْمَاءِ یَعْنِی مَعْدِنَ الْمَاء.

یعنی: حضرت علی (علیه السلام) در جواب سؤال یک فرد یهودی که در مورد مسائلی از او سؤال کرده‌بود، فرمود: آسمان را از آن جهت «سماء» نامیده‌اند، که «وسم الماء» به معنی «معدن آب» است.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰، ص۱۳

📖… فَسَوَّاهُنَّ …

🔻مرتّب نمود

⚜ امام حسین (علیه السلام)می فرماید: کَانَ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) بِالْکُوفَهًِْ فِی الْجَامِعِ إِذْ قَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ فَقَالَ: یَا أَمِیرَ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام)! إِنِّی أَسْأَلُکَ عَنْ أَشْیَاءَ. فَقَالَ: سَلْ تَفَقُّهاً وَ لَا تَسْأَلْ تَعَنُّتاً فَأَحْدَقَ النَّاسُ بِأَبْصَارِهِمْ … قَالَ: فَمِمَّ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ؟ قَالَ: مِنْ بُخَارِ الْمَاء.

یعنی: روزی امیرالمؤمنین(علیه السلام) در مسجد جامع کوفه بود. مردی از اهالی شام از جای خود به‌سوی او حرکت کرده و گفت: «یا امیرالمؤمنین (علیه السلام)! من چند سؤال از شما دارم». فرمود: «بپرس؛ امّا برای فهمیدن نه برای سرزنش و لج‌بازی»! سپس مردم چشم به آن مرد دوختند … او گفت: «بگو خدا آسمان‌ها را از چه آفریده»؟ علی (علیه السلام) فرمود: «از بخار آب [آفرید]».

📚 شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۲، ص۵۹۳

📖… سَبْعَ سَماواتٍ … [بقره، ۲۹]

🔻به صورت هفت آسمان

⚜ کَانَ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ(علیه السلام) بِالْکُوفَهًِْ فِی الْجَامِعِ إِذْ قَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ فَقَالَ: یَا أَمِیرَ‌الْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام)! إِنِّی أَسْأَلُکَ عَنْ أَشْیَاءَ … سَأَلَهُ عَن أَلْوَانِ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ أَسْمَائِهَا؟ فَقَالَ لَهُ: اسْمُ السَّمَاءِ الدُّنْیَا رَفِیعٌ وَ هِیَ مِنْ مَاءٍ وَ دُخَانٍ وَ اسْمُ السَّمَاءِ الثَّانِیَهًِْ قَیْدُومٌ وَ هِیَ عَلَی لَوْنِ النُّحَاسِ وَ السَّمَاءُ الثَّالِثَهًُْ اسْمُهَا المادون وَ هِیَ عَلَی لَوْنِ الشَّبَهِ وَ السَّمَاءُ الرَّابِعَهًُْ اسْمُهَا أرفلون وَ هِیَ عَلَی لَوْنِ الْفِضَّهًِْ وَ السَّمَاءُ الْخَامِسَهًُْ اسْمُهَا هیعون وَ هِیَ عَلَی لَوْنِ الذَّهَبِ وَ السَّمَاءُ السَّادِسَهًُْ اسْمُهَا عَرُوسٌ وَ هِیَ یَاقُوتَهًٌْ خَضْرَاءُ وَ السَّمَاءُ السَّابِعَهًُْ اسْمُهَا عَجْمَاءُ وَ هِیَ دُرَّهًٌْ بَیْضَاء.

یعنی: علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) در مسجد جامع کوفه حضور داشت که مردی از اهالی شام به نزد ایشان آمد و از حضرت پرسید: «من درباره‌ی چندین مسئله‌ی از شما سؤال دارم …» او درباره‌ی رنگ‌ها و نام‌های هفت آسمان از حضرت (علیه السلام) سؤال کرد. حضرت(علیه السلام) در جواب به او فرمود: «آسمانِ اوّل متشکّل از آب و دود است و «رفیع» نام دارد؛ و آسمان ِدوّم به رنگ مس قرمز است و «قیذوم» نامیده می‌شود؛ سوّمین آسمان به رنگ فلز برنج است و «ماروم» خوانده‌می‌شود؛ آسمان ِچهارم نقره‌ای رنگ است و «ارفلون» نامیده‌می‌شود؛ و نام آسمان ِپنجم «هیعون» است و طلایی رنگ می‌باشد؛ نام آسمان ِششم «عروس» است که هم رنگ یاقوت سبز است و در نهایت «عجماء» که چون مروایدی سفید است و نام هفتمین طبقه آسمان می‌باشد».

📚 همان

⚜ امام علی(علیه السلام) در ذکر خلقت آسمان‌ها فرمود: ثُمَّ أَنْشَأَ سُبْحَانَهُ رِیحاً اعْتَقَمَ مَهَبَّهَا وَ أَدَامَ مُرَبَّهَا وَ أَعْصَفَ مَجْرَاهَا وَ أَبْعَدَ مَنْشَأَهَا فَأَمَرَهَا بِتَصْفِیقِ الْمَاءِ الزَّخَّارِ وَ إِثَارَهًِْ مَوْجِ الْبِحَارِ فَمَخَضَتْهُ مَخْضَ السِّقَاءِ وَ عَصَفَتْ بِهِ عَصْفَهَا بِالْفَضَاءِ تَرُدُّ أَوَّلَهُ عَلَی آخِرِهِ وَ سَاجِیَهُ عَلَی مَائِرِهِ حَتَّی عَبَّ عُبَابُهُ وَ رَمَی بِالزَّبَدِ رُکَامُهُ فَرَفَعَهُ فِی هَوَاءٍ مُنْفَتِقٍ وَ جَوٍّ مُنْفَهِقٍ فَسَوَّی مِنْهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ جَعَلَ سُفْلَاهُنَّ مَوْجاً مَکْفُوفاً وَ عُلْیَاهُنَّ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ سَمْکاً مَرْفُوعا.

یعنی: سپس [خدا] بادی نازا (غیر باران‌زا) آفرید که از جایی دور و ناپدید، پیاپی و به‌شدّت وزید. سپس به باد امر کرد تا آب خروشنده را بگرداند و موج دریا را برانگیزاند. باد چنان‌که گویی مشکی را می‌جنباند، سر آب را به پایان آن برد و جنبنده ی آن را به آرام رساند [و آب را زیرورو کرد] تا آنکه موج‌های بزرگ و سنگینی زا بلند کرد و بر اثر آن کف بر روی آب می‌افکند. پس آن کف را در گستردگی هوا و فضا بالا برد و از آن هفت آسمان برآورد. در زیر هر آسمان موجی پدید آورد تا مانع فرو ریختن آن گردد و در بالای آن آسمان نیز سقفی محفوظ و بلند و افراشته ایجاد کرد.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۴، ص۱۷۷

📖 … هُوَ بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ عَلیمٌ [بقره، ۲۹]

🔻او بر هر چیزی داناست

⚜امیرالمؤمنین(علیه السلام)می فرماید: ِعِلْمِهِ بِکُلِ شَیْءٍ عَلِمَ الْمَصَالِحَ.

یعنی: خداوند به علّت احاطه‌ی علمش نسبت به همه چیز، تمام مصالح امور را می‌داند.

📚 شیخ صدوق، عیون أخبارالرضا(علیه السلام)، ج۱، ص۶۶۸

📖 وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَئکَهِ إِنىّ‌ِ جَاعِلٌ فىِ الْأَرْضِ خَلِیفَهً قَالُواْ أَ تجَعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَ یَسْفِکُ الدِّمَاءَ وَ نحَنُ نُسَبِّحُ بحِمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنىّ‌ِ أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ [بقره، ۳۰]

🔻 [به یادآور] هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: «من بر روى زمین، جانشینى (نماینده‌اى) قرار خواهم‌داد». فرشتگان گفتند: «[پروردگارا!] آیا کسى را در آن قرار مى‌دهى که فساد و خونریزى کند؟! حال آنکه ما تسبیح و حمد تو را به جا مى‌آوریم، و تو را تقدیس مى‌کنیم [و براى جانشینى شایسته‌تریم]». فرمود: «من حقایقى را مى‌دانم که شما نمى‌دانید».

⚜ امام سجاد(علیه السلام)می فرماید: وَ کَانَ لَا یَحْجُبُهُمْ عَنْ نُورِهِ فَحَجَبَهُمْ عَنْ نُورِهِ سَبْعَهًَْ آلَافِ عَامٍ فَلَاذُوا بِالْعَرْشِ سَبْعَهًَْ آلَافِ سَنَهًٍْ فَرَحِمَهُمْ وَ تَابَ عَلَیْهِمْ.

یعنی: خداوند پیش از آن (اعتراض ملائکه به خدا درباره‌ی خلقت آدم) آنان را از نور خود محجوب نمی‌کرد. امّا پس از آن، آن‌ها را هفت‌هزار سال از نورش محجوب ساخت. ملائکه به مدّت هفت‌هزار سال به عرش پناهنده‌شدند تا اینکه به آن‌ها مهر ورزید و توبه‌شان را پذیرفت.

📚 علامه حلی، وسایل الشیعه، ج۱۳، ص۳۳۱ و ابن شهر آشوب، المناقب، ج۴، ص۱۶۰؛ فیه: «نفسه» بدلٌ «نوره» و ایضا «فلاذوا … آلاف» محذوفٌ و جزایری، قصص الأنبیاء، ص۲۶؛ فیه: «فرحمهم» محذوف

⚜ امام صادق (علیه السلام)می فرماید:  فَاحْتَجَبَ عَنْهُمْ سَبْعَ سِنِینَ فَلَاذُوا بِالْعَرْشِ یَلُوذُونَ یَقُولُونَ لَبَّیْکَ ذَا الْمَعَارِجِ لَبَّیْکَ حَتَّی تَابَ عَلَیْهِمْ.

یعنی: خداوند [رحمت] خود را تا هفت سال از آنان محجوب داشت. آن‌ها به‌سوی عرش پناه آورده و دائم می‌گفتند: «لبیک ذا المعارج لبیک» (یعنی: «ای صاحب راه‌های آسمان، فرمانبردار توئیم») تا این که خداوند توبه‌ی آنها را پذیرفت.

📚 محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج۹، ص۳۶۹

⚜ از صادقین (علیهما السلام)نقل شده است که فرمودند: فَوَقَعَتِ الْحُجُبُ فِیمَا بَیْنَهُمَا وَ بَیْنَ اللَّهِ وَ کَانَ نُورُهُ ظَاهِراً لِلْمَلَائِکَهًِْ فَعَلِمَا أَنَّهُ قَدْ سَخِطَ قَوْلَهُمَا.

یعنی: خداوند بین خود و آن دو فرشته‌ای که اعتراض کردند حائلی ایجاد کرد؛ در حالی‌که نور پروردگار برای فرشتگان دیگر مشخّص [و قابل بهره‌برداری] بود، لذا آن دو دریافتند که خداوند از سخنشان، غضبناک شده است.

📚 حر عاملی، وسایل الشیعه، ج۱۳، ص۲۹۶

⚜ امام رضا(علیه السلام) می فرماید: فَنَدِمُوا فَلَاذُوا بِالْعَرْشِ وَ اسْتَغْفَرُوا.

یعنی: ملائکه، پشیمان شدند و به عرش پناه برده و آمرزش خواستند.

📚 شیخ صدوق، عیون أخبارالرضا(علیه السلام) ج۲، ص۹۰

⚜ امام صادق (علیه السلام)می فرماید: عَلِمُوا اَنَّهُم تَجَاوَزُوا مَا لَهُمْ فَلَاذُوا بِالعَرشِ اسْتِغْفَاراً.

یعنی: ملائکه فهمیدند که از حدّ خود تعدّی کرده‌اند، پس برای طلب استغفار به عرش الهی پناه بردند.

⚜ امام رضا (علیه السلام)می فرماید:  اسْتَغْفَرُِوا مِنْ قَوْلِهِمْ أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ عَلِمُوا أَنَّهُمْ أَذْنَبُوا فَنَدَمُوا وَ لَاذُوا بِالْعَرشِ وَ اسْتَغْفَرُوا.

یعنی: ملائکه دانستند که گناه کرده‌اند و از گفتار خود در خصوص اعتراض به خدا نسبت به خلقت آدم، پشیمان شدند. سپس برای استغفار به عرش پناه برده و توبه کردند.

📚جزایری، قصص الأنبیاء، ص۲۶

⚜رسول خدا(صلی الله علیه و آله)می فرماید: إِنَّ أَوَّلَ مَنْ لَبَّی الْمَلَائِکَهًُْ … فَطَافُوابِالْعَرْشِ سِتَّ سِنِینَ یَقُولُونَ: لَبَّیْکَ لَبَّیْکَ اعْتِذَاراً إِلَیْکَ لَبَّیْکَ نَسْتَغْفِرُکَ وَ نَتُوبُ إِلَیْکَ.

یعنی: نخستین کسانی که تلبیه‌کردند (لبّیک گفتند) فرشته‌ها بودند. آنها شش سال گرد عرش طواف کرده و می‌گفتند: «لبّیک! لبّیک! [از کردار خود] عذر می‌خواهیم. لبّیک! لبّیک! ما از تو آمرزش خواسته و به‌سوی [رحمت] تو باز می‌گردیم».

📚 علامه‌ مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۶، ص۱۹۸

⚜ امام سجّاد(علیه السلام)می فرماید: فَخَافُوا غَضَبَ رَبِّهِمْ فَجَعَلُوا یَطُوفُونَ حَوْلَ الْعَرْشِ کُلَّ یَوْمٍ ثَلَاثَ سَاعَاتٍ مِنَ النَّهَارِ یَتَضَرَّعُونَ. قَالَ: فَأَمَرَهُمْ أَنْ یَأْتُوا نَهَراً جَارِیاً یُقَالُ لَهُ الْحَیَوَانُ تَحْتَ الْعَرْشِ فَیَتَوَضَّئُوا.

یعنی: [ملائکه پس از اعتراض به خدا درباره‌ی خلقت آدم] از غضب پروردگارشان ترسیدند، پس شروع به طواف بر گرد عرش الهی کردند. هر روز سه بار طواف کرده و تضرّع و انابه می‌نمودند. تا آنکه خداوند به ایشان امر کرد که بر نهر جاری‌ای به نام حیوان که در پایین عرش قرار دارد، وارد شده و با آب آن وضو بگیرند. (و به این ترتیب توبه آنان را پذیرفت).

📚 ابن شهر آشوب، المناقب، ج۴، ص۱۶۰

⚜ امام سجّاد (علیه السلام)می فرماید: فَظَنَّتِ الْمَلَائِکَهًُْ أَنَّ مَا قَالُوا رَدٌّ عَلَی رَبِّهِمْ عَزَّوَجَلَّ وَ أَنَّهُ قَدْ غَضِبَ عَلَیْهِمْ مِنْ قَوْلِهِمْ فَلَاذُوا بِالْعَرْشِ ثَلَاثَ سَاعَاتٍ فَنَظَرَ اللَّهُ إِلَیْهِمْ فَنَزَلَتِ الرَّحْمَهًُْ عَلَیْهِمْ.

یعنی: ملائکه فهمیدند که خداوند از جوابی که به او دادند، خشمگین شده لذا سه بار به عرش پناهنده شدند تا آنکه خدا به آن‌ها نظر کرده و رحمت خود را بر آن‌ها نازل نمود.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۵، ص۵۹

⚜ امام صادق (علیه السلام)می فرمایند: فَغَضِبَ عَلَیْهِمْ ثُمَّ سَأَلُوهُ التَّوْبَهًَْ فَأَمَرَهُمْ أَنْ یَطُوفُوا بِالضُّرَاحِ وَ هُوَ الْبَیْتُ الْمَعْمُورُ فَمَکَثُوا بِهِ یَطُوفُونَ بِهِ سَبْعَ سِنِینَ یَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ مِمَّا قَالُوا ثُمَّ تَابَ عَلَیْهِمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ وَ رَضِیَ عَنْهُمْ.

یعنی: خداوند از فرشتگان [به دلیل اعتراض به خدا در خصوص خلقت آدم (علیه السلام)] خشمگین شد. ملائکه از خداوند طلب کردند که توبه‌شان را بپذیرد. خدا به آن‌ها فرمان داد تا دور «ضراح» یعنی همان بیت‌العمور، طواف کنند. آن‌ها هفت سال در حال طواف ضراح بوده و پیوسته از خدا [به دلیل سخنان اعتراض‌آمیزی که درباره‌ی خلیفه قراردادن انسان بر زبان جاری کرده بودند]، طلب مغفرت می‌کردند. آنگاه خداوند توبه‌ی آنها را پذیرفت و از ایشان راضی شد.

📚 شیخ کلینی، الکافی، ج۴، ص۱۸۸

⚜ امام باقر (علیه السلام)می فرماید: فَعَلِمُوا أَنَّهُمْ وَقَعُوا فِی الْخَطِیئَهًِْ فَعَاذُوا بِالْعَرْشِ فَطَافُوا حَوْلَهُ سَبْعَهًَْ أَشْوَاطٍ یَسْتَرْضُونَ رَبَّهُمْ عَزَّوَجَلَّ فَرَضِیَ عَنْهُمْ وَ قَالَ لَهُمُ: اهْبِطُوا إِلَی الْأَرْضِ فَابْنُوا لِی بَیْتاً یُعَوِّذُ بِهِ مَنْ أَذْنَبَ مِنْ عِبَادِی وَ یَطُوفُ حَوْلَهُ کَمَا طُفْتُم أَنْتُمْ حَوْلَ عَرْشِی فَأَرْضَی عَنْهُ کَمَا رَضِیتُ عَنْکُمْ فَبَنَوْا هَذَا الْبَیْت.

یعنی: ملائکه فهمیدند که [با اعتراض به خدا درباره‌ی خلقت آدم (علیه السلام)] خطا و اشتباه نموده‌اند؛ پس به عرش بازگشته و دور عرش، هفت مرتبه طواف کردند تا خشنودی خدا را به‌دست آورند. خداوند از آن‌ها خشنود شد و فرمود: «به زمین فرود آیید و خانه‌ای برایم بسازید که هرکس از بندگانم گناهی انجام داد به آن خانه پناه برد و همان‌طور که شما اطراف عرش طواف کردید اطرافش طواف نماید؛ تا همان‌گونه که از شما راضی شدم از آنان نیز راضی‌گردم». سپس فرشتگان خانه‌ی کعبه را بنا کردند.

📚 ابن شهر آشوب، المناقب، ج۴، ص۲۰۲ و علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹۶، ص۴۶؛ فیه: «فلاذوا» بدل «فعاذوا»

⚜ مردی از امام صادق (علیه السلام) سؤال کرد و گفت: حَدِّثْنِی عَنِ الْمَلَائِکَهًِْ حِینَ رَدُّوا عَلَی الرَّبِ حَیْثُ غَضِبَ عَلَیْهِمْ وَ کَیْفَ رَضِیَ عَنْهُمْ؟ فَقَالَ: إِنَّ الْمَلَائِکَهًَْ طَافُوا بِالْعَرْشِ سَبْعَهًَْ آلَافِ سَنَهًٍْ یَدْعُونَهُ وَ یَسْتَغْفِرُونَهُ وَ یَسْأَلُونَهُ أَنْ یَرْضَی عَنْهُمْ فَرَضِیَ عَنْهُمْ بَعْدَ سَبْعِ سِنِینَ. فَقَالَ: صَدَقْت، وَ مَضَی. فَقَالَ اَبِی (علیه السلام): هَذَا جَبرَائِیل (علیه السلام) اَتَاکُم یَعلَمُکُم مَعَالِمَ دینِکُم.

یعنی: «برای من درباره‌ی فرشتگان سخن بگویید؛ پس از آن که درخواست پروردگار را رد کرده و مورد غضب الهی قرار گرفتند، چگونه خداوند از ایشان راضی شد»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «فرشتگان در عرش، هفت سال طواف کردند در حالی‌که در این مدّت دائماً نزد پروردگار بازگشته و طلب استغفار می‌نمودند و می‌خواستند که از آن‌ها راضی شود. خداوند پس از گذشت هفت سال از ایشان راضی شد». آنگاه مرد گفت: «راست گفتی»! و رفت. پس امام (علیه السلام) فرمودند: «این مرد جبرئیل (علیه السلام) بود که نزد شما آمده‌بود تا مسائل دینتان را به شما بیاموزد».

📚 شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۲، ص۴۰۷

⚜امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: فَأَعْرَضَ عَنْهَا فَرَأَتْ أَنَّ ذَلِکَ مِنْ سَخَطِهِ فَلَاذَتْ بِعَرْشِهِ.

یعنی: خداوند از ایشان روی برگرداند و آن‌ها فهمیدند که این روی‌گرداندن پروردگار، از روی غضب اوست؛ پس فرشتگان به عرش الهی پناه بردند.

📚 شیخ کلینی، الکافی، ج۴، ص۱۸۷

⚜امام سجاد(علیه السلام) می فرماید:فَأَعْرَضَ عَنْهم.

یعنی: خداوند از آن فرشتگان روی برگرداند.

📚 محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج۱، ص۳۷۰

⚜ امام صادق(علیه السلام) می فرماید: فَرَدَّ عَلَیْهِمْ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ فَظَنَّتِ الْمَلَائِکَهًُْ أَنَّ ذَلِکَ سَخَطٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عَلَیْهِمْ فَلَاذُوا بِالْعَرْشِ یَطُوفُونَ بِهِ.

یعنی: خدا سخن آن‌ها را با کلام خود: إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ رد کرد [و پاسخ داد]. فرشته‌ها گمان کردند که این [سخن] از خشم خدای عزّوجلّ بر آنهاست؛ در نتیجه به عرش پناهنده شده و دائم بدان طواف می‌کردند.

📚شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۲، ص۴۰۲

⚜ امام عسکری (علیه السلام) می فرمایند: قَالُوا: مَتَی کَانَ هَذَا؟ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ ابْتِدَائِی هَذَا الْخَلْقَ أَیْ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً لَکُمْ حِینَ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَهًِْ الَّذِینَ کَانُوا فِی الْأَرْضِ مَعَ إِبْلِیسَ وَ قَدْ طَرَدُوا عَنْهَا الْجِنَّ بَنِی الْجَانِّ وَ حَقَّتِ الْعِبَادَهًُْ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً بَدَلًا مِنْکُمْ وَ رَافِعُکُمْ مِنْهَا فَاشْتَدَّ ذَلِکَ عَلَیْهِمْ لِأَنَّ الْعِبَادَهًَْ عِنْدَ رُجُوعِهِمْ إِلَی السَّمَاءِ تَکُونُ أَثْقَلَ عَلَیْهِمْ.

یعنی: وقتی خداوند خطاب به انسان در قرآن می‌فرماید: «او خدایی است که تمام آنچه در زمین است را برای شما انسان‌ها آفرید. [این سؤال پیش می‌آید و گویا] انسان می‌پرسد: از چه زمانی آنچه در زمین است برای انسان‌هاست؟ (قبل از خلقت انسان یا بعد از آن)؟ و [گویا] خداوند در جواب می‌فرماید: از همان ابتدای آفرینش این زمین و هر چه در آن است، آن را برای شما انسان‌ها آفریدیم. همان زمانی که خدا به ملائکه‌ای که همراه ابلیس در زمین [مشغول عبادت] بودند و جنّیان [بدکردار] را طرد [و نابود] کرده و [باقی‌مانده‌ها] به عبادت واقعی مشغول بودند، فرمود: قصد دارم به جای شما در زمین، جانشین خود را قرار دهم و شما را از زمین بردارم و در آسمان قرار دهم، و این مطلب بر آنان سخت آمد زیرا عبادت آنان [و اعمالشان] وقتی به آسمان برمی‌گشتند، برایشان سخت‌تر و سنگین‌تر بود.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۱۷

⚜ امام باقر (علیه السلام)می فرمایند: فَسَجَدُوا فَقَالُوا فِی أَنْفُسِهِمْ وَ هُمْ سُجُودٌ مَا کُنَّا نَظُنُّ أَنَّ اللَّهَ یَخْلُقُ خَلْقاً أَکْرَمَ عَلَیْهِ مِنَّا وَ نَحْنُ جِیرَانُهُ وَ أَقْرَبُ الْخَلْقِ إِلَیْهِ فَلَمَّا رَفَعُوا رُءُوسَهُمْ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: إِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ یَعْنِی مَا أَبْدَوْهُ بِقَوْلِهِمْ أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ وَ مَا کَتَمُوهُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَقَالُوا: مَا ظَنَنَّا أَنَّ اللَّهَ یَخْلُقُ خَلْقاً أَکْرَمَ عَلَیْهِ مِنَّا فَعَلِمُوا أَنَّهُمْ قَدْ وَقَعُوا فِی الْخَطِیئَهًِْ فَلَاذُوا بِالْعَرْشِ وَ طَافُوا حَوْلَهُ یَسْتَرْضُونَ رَبَّهُمْ وَ رَضِیَ عَنْهُمْ.

یعنی: فرشتگان در حال سجده با خود می‌گفتند: «ما فکر نمی‌کردیم که خداوند مخلوقی گرامی تر از ما خلق کند در حالی‌که ما در کنار او و نزدیک تر از تمام مخلوقات به او هستیم»! پس زمانی که سرهایشان را بالا آوردند، خداوند عزّوجلّ فرمود: من نهان آسمان‌ها و زمین را می‌دانم و از آنچه شما آشکارا و یا پنهانی انجام می‌دهید، مطّلع هستم. آنچه فرشتگان در کلامشان آشکار کردند آیه‌ی “أَتَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ” است و آنچه که در وجودشان پنهان کردند این بود که گفتند: «ما گمان نمی‌کردیم خداوند موجودی گرامی‌تر از ما خلق کند». پس فهمیدند که سخت اشتباه کرده‌اند و به عرش پناه برده و برگردش، طواف کردند و از خداوند طلب رضایت نمودند. پس خداوند نیز از ایشان راضی گشت.

📚 محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج۹، ص۳۲۴

⚜أمیرالمؤمنین (علیه السلام)می فرمایند: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَرَادَ أَنْ یَخْلُقَ خَلْقاً بِیَدِهِ وَ ذَلِکَ بَعْدَ مَا مَضَی مِنَ الْجِنِّ وَ النَّسْنَاسِ فِی الْأَرْضِ سَبْعَهًُْ آلَافِ سَنَهًٍْ وَ کَانَ مِنْ شَأْنِهِ خَلْقُ آدَمَ کَشَطَ عَنْ أَطْبَاقِ السَّمَاوَاتِ وَ قَالَ لِلْمَلَائِکَهًِْ: انْظُرُوا إِلَی أَهْلِ الْأَرْضِ مِنْ خَلْقِی مِنَ الْجِنِّ وَ النَّسْنَاسِ فَلَمَّا رَأَوْا مَا یَعْمَلُونَ مِنَ الْمَعَاصِی وَ سَفْکِ الدِّمَاءِ وَ الْفَسَادِ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ عَظُمَ ذَلِکَ عَلَیْهِمْ وَ غَضِبُوا لِلَّهِ وَ تَأَسَّفُوا عَلَی أَهْلِ الْأَرْضِ وَ لَمْ یَمْلِکُوا غَضَبَهُمْ فَقَالُوا: رَبَّنَا! أَنْتَ الْعَزِیزُ الْقَادِرُ الْجَبَّارُ الْقَاهِرُ الْعَظِیمُ الشَّأْنِ وَ هَذَا خَلْقُکَ الضَّعِیفُ الذَّلِیلُ یَتَقَلَّبُونَ فِی قَبْضَتِکَ وَ یَعِیشُونَ بِرِزْقِکَ وَ یَسْتَمْتِعُونَ بِعَافِیَتِکَ وَ هُمْ یَعْصُونَکَ بِمِثْلِ هَذِهِ الذُّنُوبِ الْعِظَامِ لَا تَأْسَفْ عَلَیْهِمْ وَ لَا تَغْضَبْ وَ لَا تَنْتَقِمْ لِنَفْسِکَ لِمَا تَسْمَعُ مِنْهُمْ وَ تَرَی وَ قَدْ عَظُمَ ذَلِکَ عَلَیْنَا وَ أَکْبَرْنَاهُ فِیکَ. قَالَ فَلَمَّا سَمِعَ ذَلِکَ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ: قَالَ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً.

یعنی: خداوند تبارک و تعالی اراده فرمود که پس از گذشت هفت‌هزار سال از پایان زیستن جنّ و نسناس در زمین به دست خود مخلوقی بیافریند. خلقت آدم (علیه السلام) برای خدا، مانند گشودن آسمان برای او بود. خدا [در هنگام خلق آدم] به فرشتگان فرمود: «به‌سوی زمینیان بنگرید و آفریده‌های من، از جن و نسناس را ببینید». وقتی فرشتگان، گناهکاری و خونریزی و فساد ناروای آنان را در زمین دیدند، این امر بر آنان گران آمده و خشمگین شدند و بر زمینیان افسوس خوردند و چون نتوانستند جلوی خشم خود را بگیرند، گفتند: «پروردگارا! تردیدی نیست که تو شکست‌ناپذیر، توانا، چیره و والامرتبه هستی و اینان آفریدگان ناتوان و خوار تو هستند که اختیار آنان در دست توست؛ با روزی تو زندگی کرده و از عافیت تو بهره‌مند می‌شوند درحالی‌که تو را با انجام چنین گناهان بزرگی نافرمانی می‌کنند؛ امّا بر حال آنان متأسف نباش و خشمگین نشو و به خاطر آنچه که از آن‌ها می‌شنوی و می‌بینی از آنان انتقام نگیر؛ کار آنان امری است که بر ما گران آمده و آن را در حقّ تو ظلمی بزرگ می‌بینیم». وقتی خداوند متعال این سخن را از فرشتگان شنید، فرمود: إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَهً

📚 علامه مجلسی،  بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۰۳ و ج۵۴، ص۳۲۴

⚜ أمیرالمؤمنین (علیه السلام)می فرمایند: فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ اللَّیْلَ وَ النَّهَارَ وَ النُّجُومَ وَ الْفَلَکَ وَ جَعَلَ الْأَرَضِینَ عَلَی ظَهْرِ حُوتٍ أَثْقَلَهَا فَاضْطَرَبَتْ فَأَثْبَتَهَا بِالْجِبَالِ فَلَمَّا اسْتَکْمَلَ خَلْقَ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضُ یَوْمَئِذٍ خَالِیَهًٌْ لَیْسَ فِیهَا أَحَدٌ قَالَ لِلْمَلَائِکَهِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهْ.

یعنی: پس هنگامی‌که خداوند، آسمانها و زمین، شب و روز، ستارگان و فلک را خلق کرد و زمین‌ها را بر پشت چیزی شبیه ماهی قرار داد، وزن زمین بر آن سنگین آمد و تکان خورد؛ لذا زمین را به‌واسطه‌ی کوه‌ها محکم و استوار کرد. پس هنگامی‌که خلقت آسمانها و زمین که در آن زمان خالی بودند و احدی در آنجا ساکن نبود کامل شد، خداوند به ملائکه فرمود: إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۴، ص۹۳ و فرات الکوفی، التفسیر، ص۱۸۵

⚜رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: إِنَّ یَوْمَ الْجُمُعَهًِْ سَیِّدُ الْأَیَّامِ وَ أَعْظَمُهَا عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَی وَ أَعْظَمُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ یَوْمِ الْفِطْرِ وَ یَوْمِ الْأَضْحَی وَ فِیهِ خَمْسُ خِصَالٍ خَلَقَ اللَّهُ فِیهِ آدَم (علیه السلام).

یعنی: روز جمعه، سرور روزها است و بر دیگر روزها برتری دارد و عظمت آن نزد خداوند از روز عید قربان و فطر بیشتر می‌باشد؛ [روز جمعه] از پنج ویژگی برخوردار است که یکی از آن‌ها این است که خداوند حضرت آدم (علیه السلام) را در این روز خلق کرد.

📚 شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ج۱، ص۲۸۴

 

📖 … إِنىّ‌ِ جَاعِلٌ فىِ الْأَرْضِ خَلِیفَهً … [بقره، ۳۰]

⚜ امیرالمومنین (علیه السلام)می فرماید: قَال اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: … إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَخْلُقَ خَلْقاً بِیَدِی وَ أَجْعَلَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ أَنْبِیَاءَ وَ مُرْسَلِینَ وَ عِبَاداً صَالِحِینَ وَ أَئِمَّهًًْ مُهْتَدِینَ أَجْعَلُهُمْ خُلَفَاءَ عَلَی خَلْقِی فِی أَرْضِی یَنْهَوْنَهُمْ عَنْ مَعْصِیَتِی وَ یُنْذِرُونَهُنَّ مِنْ عَذَابِی وَ یَهْدُونَهُمْ إِلَی طَاعَتِی وَ یَسْلُکُونَ بِهِمْ سَبِیلِی وَ أَجْعَلُهُمْ لِی حُجَّهًًْ عَلَیْهِمْ وَ عُذْراً وَ نُذْراً وَ أُبِینُ النَّسْنَاسَ عَنْ أَرْضِی وَ أُطَهِّرُهَا مِنْهُمْ وَ أَنْقُلُ مَرَدَهًَْ الْجِنِّ الْعُصَاهًَْ عَنْ بَرِیَّتِی وَ خَلْقِی وَ خِیَرَتِی وَ أُسْکِنُهُمْ فِی الْهَوَاءِ وَ فِی أَقْطَارِ الْأَرْضِ فَلَا یُجَاوِرُونَ نَسْلَ خَلْقِی وَ أَجْعَلُ بَیْنَ الْجِنِّ وَ بَیْنَ خَلْقِی حِجَاباً فَلَا یَرَی نَسْلُ خَلْقِیَ الْجِنَّ وَ لَا یُجَالِسُونَهُمْ وَ لَا یُخَالِطُونَهُمْ فَمَنْ عَصَانِی مِنْ نَسْلِ خَلْقِیَ الَّذِینَ اصْطَفَیْتُهُمْ أُسْکِنُهُمْ مَسَاکِنَ الْعُصَاهًِْ وَ أَوْرَدْتُهُمْ مَوَارِدَهُمْ وَ لَا أُبَالِی. قَالَ فَقَالَتِ الْمَلَائِکَهًُْ: یَا رَبَّنَا افْعَلْ مَا شِئْتَ.

یعنی: خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: … من می‌خواهم به دست قدرت خویش خلقی به وجود آورم و پیامبران، فرستادگان، بندگان صالح و امامان هدایت‌کننده را از میان فرزندان او قرار دهم. آن‌ها را برای بندگانم بر روی زمین، خلیفه می‌گردانم تا ایشان را از معصیت من نهی کرده، از عذابم انذارشان داده و آن‌ها را به‌سوی عبادت و اطاعت من هدایت کنند تا بندگانم با کمک ایشان راه مرا بپیمایند. من امامان (علیهم السلام) را حجّت بندگان، بهانه‌ی [هدایت] آنان و بیم‌دهنده‌ی آنان [از عذاب] قرار می‌دهم و نسناس را از روی زمینم دور می‌کنم و انسان را از آلودگی‌های آنان پاک می‌نمایم و جنّیان سرکش که از مخلوق، آفریده و برگزیده‌ی من سرپیچی کرده‌اند را منتقل کرده و در هوا و در چهار گوشه‌ی دور افتاده‌ی زمین ساکنشان می کنم؛ تا با بندگان من، مجاور نشوند و بین جنّیان و بندگانم، حجابی قرار می‌دهم؛ به‌طوری‌که فرزندان این مخلوقم، جن را نمی‌بینند و با ایشان مجالست و مصاحبت نمی‌کنند. اگر کسانی از بنی‌آدم که آن‌ها را برگزیده قرارداده‌ام ازمن سرپیچی کنند، آن‌ها را در مکان و جایگاه معصیت کاران، وارد کرده و در آن‌ها جای می‌دهم، بدون اینکه به این امر توجّه‌کنم [و دیگر برای من مهم نیستند]. پس از آن فرشتگان گفتند: «ای پروردگار ما! هر آنچه می‌خواهی، انجام بده!»

📚 علامه مجلسی‌،بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۰۳

⚜أمیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: فَبَعَثَ اللَّهُ جَبْرَئِیلَ (علیه السلام) فَأَخَذَ مِنْ أَدِیمِ الْأَرْضِ قَبْضَهًًْ فَعَجَنَهُ بِالْمَاءِ الْعَذْبِ وَ الْمَالِحِ وَ رَکَّبَ فِیهِ الطَّبَائِعَ قَبْلَ أَنْ یَنْفُخَ فِیهِ الرُّوحَ فَخَلَقَهُ مِنْ أَدِیمِ الْأَرْضِ فَلِذَلِکَ سُمِّیَ آدَمَ لِأَنَّهُ لَمَّا عُجِنَ بِالْمَاءِ اسْتَأْدَمَ فَطَرَحَهُ فِی الْجَبْلِ کَالْجَبْلِ الْعَظِیمِ.

یعنی: خدا جبرئیل (علیه السلام) را فرستاد و او از خاک روی زمین، مشتی برگرفت و آن را با آب شیرین و آب شور مخلوط کرد و خمیر ساخت و پیش از آنکه جان در آن بدمد، طبایع را در آن درآمیخت و او را از خاک روی زمین آفرید و برای همین این موجود، آدم (علیه السلام) نامیده شد، زیرا هنگامی‌که آن با آب، درآمیخت، ورآمد سپس آن را چون کوهی بزرگ، به دامنه کوه افکند.

📚 علامه‌ مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۴، ص۹۳ و فرات الکوفی، التفسیر، ص۱۸۵

⚜ از قول أمیرالمؤمنین (علیه السلام) در نهج‌البلاغه آمده است: فَلَمَّا مَهَدَ أَرْضَهُ وَ أَنْفَذَ أَمْرَهُ اخْتَارَ آدَمَ (علیه السلام) خِیرَهًًْ مِنْ خَلْقِهِ وَ جَعَلَهُ أَوَّلَ جِبِلَّتِه.

یعنی: زمانی‌که خداوند زمینش را گستراند و امرش را نافذ و جاری کرد، آدم(علیه السلام) را به عنوان برترین مخلوق برگزید و او را اوّلین خلقت خویش قرارداد.

📚 نک: بحارالأنوار، ج۵۴، ص۱۱۲

⚜رسول خدا(صلی الله علیه و آله)می فرماید: دُحِیَتِ الْأَرْضُ مِنْ مَکَّهًَْ وَ کَانَتِ الْمَلَائِکَهًُْ تَطُوفُ بِالْبَیْتِ وَ هِیَ أَوَّلُ مَنْ طَافَ بِهِ وَ هِیَ الْأَرْضُ الَّتِی قَالَ اللَّهُ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً.

یعنی: زمین از سرزمین مکّه گسترده شد و فرشته‌ها گرد خانه‌ی کعبه طواف می‌کردند؛ [آن فرشتگان] نخستین کسانی بودند که به دور خانه خدا طواف می‌کردند و این سرزمین همان زمینی است که خداوند در این آیه از آن یاد کرده است: إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً.

📚 همان، ج۵۴، ص۲۰

⚜أمیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً فَکَانَتِ الْأَرْضُ بِأَسْرِهَا لآِدَمَ.

یعنی: تمام زمین برای آدم (علیه السلام) بود.

📚 شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج۹، ص۵۳۰ و در بحارالأنوار، ج۹۰، ص۴۷؛ فیه: «الدنیا» بدل «الأرض»

⚜ رسول خدا(صلی الله علیه و آله)می فرماید: یَکُونُ حُجَّهًًْ فِی أَرْضِی عَلَی خَلْقِی.

یعنی: [خداوند درباره‌ی خلقت آدم (علیه السلام) فرمود که من چنین کردم تا آدم (علیه السلام)] حجّت من بر آفریدگانم بر روی زمین باشد.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۰۳ و ج۵۸، ص۲۹۸

⚜ حسین‌بن‌زید از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که امام علی (علیه السلام) فرمود: مَنْ لَمْ یَقُلْ إِنِّی رَابِعُ الْخُلَفَاءِ الْأَرْبَعَهًِْ فَعَلَیْهِ لَعْنَهًُْ اللَّهِ قَالَ الْحُسَیْنُ‌بْنُ‌زَیْدٍ فَقُلْتُ لِجَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام): قَدْ رَوَیْتُمْ غَیْرَ هَذَا فَإِنَّکُمْ لَا تَکْذِبُونَ. قَالَ: نَعَمْ! قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ: وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَهِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً فَکَانَ آدَمُ (علیه السلام) أَوَّلَ خَلِیفَهًِْ اللَّهِ قَوْلُهُ تَعَالَی: إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً وَ قَالَ: إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَهً فِی الْأَرْضِ فَکَانَ دَاوُدُ (علیه السلام) الثَّانِیَ وَ کَانَ هَارُونُ (علیه السلام) خَلِیفَهًَْ مُوسَی (علیه السلام) قَوْلُهُ تَعَالَی: اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ هُوَ خَلِیفَهًُْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فَمَنْ لَمْ یَقُلْ إِنِّی رَابِعُ الْخُلَفَاءِ فَعَلَیْهِ لَعْنَهًُْ اللَّه.

یعنی: «لعنت خدا بر کسی که نگوید من چهارمین خلیفه از خلفای چهارگانه‌ام. حسین‌بن‌زید می‌گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «شما قبلاً چیزی غیر از این را روایت کرده‌اید؛ شما که دروغ نمی‌گویید پس این سخن چیست»؟ حضرت فرمود: «بله! خداوند در کتاب استوار خویش می‌فرماید: وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَهً پس آدم (علیه السلام)، اوّلین خلیفه‌ی خدا بود و نیز ای داوود! ما تو را خلیفه و [نماینده خود] در زمین قراردادیم. (ص/۲۶) پس داوود (علیه السلام) دوّمین خلیفه بود؛ هارون (علیه السلام) نیز به‌عنوان خلیفه‌ی موسی (علیه السلام) سوّمین خلیفه بود که در این‌باره خداوند از قول موسی (علیه السلام) فرمود: جانشین من در میان قومم باش. و [آنها] را اصلاح کن. (اعراف/۱۴۲) و علی (علیه السلام) نیز خلیفه و جانشین محمّد (صلی الله علیه وآله)است. از این رو او (امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «لعنت خدا بر کسی‌که نگوید من چهارمین خلیفه از خلفای چهارگانه هستم»!

📚میهًْ منقبهًْ، ص۱۲۵

⚜ اسحاق‌بن‌عمّار می گوید: به امام کاظم (علیه السلام) عرض کردم: أَ لَا تَدُلُّنِی إِلَی مَنْ آخُذُ عَنْهُ دِینِی؟ فَقَالَ: هَذَا ابْنِی عَلِیٌّ (علیه السلام) إِنَّ أَبِی أَخَذَ بِیَدِی فَأَدْخَلَنِی إِلَی قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ: یَا بُنَیَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ قَالَ: إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ إِذَا قَالَ قَوْلًا وَفَی بِهِ.

یعنی: «مرا به کسی که دینم را از او [و با راهنمایی او] به دست آورم راهنمایی نمی‌کنید؟ فرمود: «همین پسرم علی (علیه السلام) است [که باید دینت را از او بگیری». همانا پدرم دست مرا گرفت و به سوی قبر رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله) برد و فرمود: ای پسر عزیزم! خدای عزّوجلّ فرمود: إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً و چون خدا چیزی فرماید، به آن وفا می‌کند. [پس هیچ‌گاه روی زمین خالی از خلیفه و حجّت نمی‌ماند].

📚 شیخ کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۱۲ و شیخ مفید،‌الإرشاد، ج۲، ص۲۴۸

✍ این روایت نشان می دهد تعبیر “إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً” در همه ی اعصار کاربرد دارد و زمین از حجت خدا هیچگاه خالی نمی شود.

⚜ أمیرالمؤمنین (علیه السلام)می فرماید: قَالَ: بَیْنَمَا أَنَا أَمْشِی مَعَ النَّبِیِّ(صلی الله علیه و آله) فِی بَعْضِ طُرُقَاتِ الْمَدِینَهًِْ إِذْ لَقِیَنَا شَیْخٌ طُوَالٌ کَثُّ اللِّحْیَهًِْ بَعِیدُ مَا بَیْنَ الْمَنْکِبَیْنِ فَسَلَّمَ عَلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ رَحَّبَ بِهِ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَیَّ وَ قَالَ: السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَابِعَ الْخُلَفَاءِ وَ رَحْمَهًُْ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ. أَ لَیْسَ کَذَلِکَ هُوَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)؟ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): بَلَی. ثُمَّ مَضَی فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا هَذَا الَّذِی قَالَ لِی هَذَا الشَّیْخُ وَ تَصْدِیقُکَ لَهُ؟ قَالَ: أَنْتَ کَذَلِکَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ قَالَ فِی کِتَابِهِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً وَ الْخَلِیفَهًُْ الْمَجْعُولُ فِیهَا آدَمُ (علیه السلام) وَ قَالَ یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَهً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ فَهُوَ الثَّانِی وَ قَالَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ حِکَایَهًًْ عَنْ مُوسَی (علیه السلام) حِینَ قَالَ لِهَارُونَ (علیه السلام) اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ فَهُو هَارُونُ (علیه السلام) إِذَا اسْتَخْلَفَهُ مُوسَی (علیه السلام) فِی قَوْمِهِ وَ هُوَ الثَّالِثُ وَ قَالَ عَزَّ‌وَ‌جَلَ وَ أَذانٌ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ إِلَی النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ فَکُنْتَ أَنْتَ الْمُبَلِّغَ عَنِ اللَّهِ وَ عَنْ رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَنْتَ وَصِیِّی وَ وَزِیرِی وَ قَاضِی دَیْنِی وَ الْمُؤَدِّی عَنِّی وَ أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَهًِْ هَارُونَ (علیه السلام) مِنْ مُوسَی (علیه السلام) إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی فَأَنْتَ رَابِعُ الْخُلَفَاءِ کَمَا سَلَّمَ عَلَیْکَ الشَّیْخُ أَ وَ لَا تَدْرِی مَنْ هُوَ؟ قُلْتُ: لَا. قَالَ: ذَاکَ أَخُوکَ الْخَضِرُ (علیه السلام) فَاعْلَم.

یعنی: روزی من در کوچه‌های مدینه با پیغمبر (صلی الله علیه وآله) قدم می‌زدم. ناگاه مرد پیر و قدبلندی که ریش انبوهی داشته و چهار شانه بود با ما مواجه شد و بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) سلام کرد. او بعد از تعارف با آن جناب، روی به من کرد و گفت: «سلام و درود خدا بر تو باد ای چهارمین خلیفه»! و سپس خطاب به رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله) عرض کرد: «ای رسول‌خدا! آیا چنین نیست»؟ پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: «بلی این چنین است». سپس آن مرد از کنار ما گذشت و رفت. من عرض کردم: «ای رسول‌خدا! این چه مطلبی بود که شیخ به من گفت و اینکه شما او را تصدیق کردید چه معنی داشت»؟ پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: «الحمد الله! تو در حقیقت چنین هستی؛ چرا که حق‌تعالی خود فرموده: “إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً” و در اینجا منظور از آن خلیفه که حق تعالی در روی زمین قرار داد حضرت آدم (علیه السلام) است و همچنین فرمود: ای داود! ما تو را خلیفه و[نماینده ی خود] در زمین قراردادیم پس در میان مردم به حق داوری کن. (ص/۲۶) پس بر این اساس داوود (علیه السلام) دوّمین خلیفه می‌باشد. در جای دیگر حق تعالی از قول موسی (علیه السلام) در مورد هارون (علیه السلام) می‌فرماید: جانشین من در میان قومم باش! (اعراف/۱۴۲) منظور از این آیه هارون (علیه السلام) است که موسی (علیه السلام) از خدا خواست او را خلیفه‌ی خودش در میان قوم قرار دهد. پس هارون (علیه السلام) خلیفه‌ی سوّم است. و خداوند در جایی دیگر می‌فرماید: و این، اعلامی است از ناحیه‌ی خدا و پیامبرش به [عموم] مردم در روز حجّ اکبر [روز عید قربان]. ای علی (علیه السلام)! تو از جانب خدا و رسول او مبلّغ [دین و آیین] هستی و وصیّ من، وزیر من، و قضاکننده‌ی قرض من و اداکننده‌ی امانات من [از جانب خدا] هستی. تو نسبت به من به منزله‌ی هارون (علیه السلام) نسبت به موسی (علیه السلام) هستی؛ با این تفاوت که هرگز پیامبری بعد از من نمی‌آید. پس تو چهارمین خلیفه هستی. همان‌طورکه آن مرد پیر این چنین بر تو سلام کرد. آن پیرمرد را نشناختی»؟ من عرض کردم: «نه»! پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: «این برادر تو خضر (علیه السلام) بود».

📚 شیخ صدوق، عیون أخبارالرضا(علیه السلام) ج۲، ص۹

⚜از امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام)نقل است که فرمودند: فَقَالَ مَلَکَانِ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ: أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ.

یعنی: دو فرشته از فرشتگان عرضه داشتند: أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ

📚 حرعاملی، وسایل الشیعه، ج۱۳، ص۲۶

⚜ امام باقر (علیه السلام)می فرماید: إِنَّمَا قَالَ ذَلِکَ بَعْضُ الْمَلَائِکَهًِْ لِمَا عَرَفُوا مِنْ حَالِ مَنْ کَانَ فِی الْأَرْضِ مِنَ الْجِنِّ قَبْلَ آدَمَ … فَقَالُوا مَا ظَنَنَّا أَنَّ اللَّهَ یَخْلُقُ خَلْقاً أَکْرَمَ عَلَیْهِ مِنَّا.

یعنی: بعضی از ملائکه که از احوالات موجودات (جنّ و نسناس) روی زمین، پیش ازخلقت آدم (علیه السلام) باخبر بودند چنان سخنی را بیان کرده [و به خلقت آدم (علیه السلام) اعتراض کردند] … [آن ملائکه] می‌گفتند: «ما فکر نمی‌کردیم که خداوند مخلوقی گرامی‌تر از ما در نزد خود، خلق کند».

📚 محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج۹، ص۳۲۴

⚜ امام صادق (علیه السلام)می فرماید:قالُوا أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها إِلَی آخِرِ الْآیَهًِْ کَانَ ذَلِکَ مَنْ یَعْصِی مِنْهُمْ.

یعنی: برخی از فرشتگان که نافرمانی کردند گفتند: إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَهً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا … .

📚 همان، ج۹، ص۳۶۹

⚜ امام صادق (علیه السلام)می فرماید: إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لَمَّا قَالَ لِلْمَلَائِکَهِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً ضَجَّتِ الْمَلَائِکَهًُْ مِنْ ذَلِکَ وَ قَالُوا یَا رَبِّ إِنْ کُنْتَ لَا بُدَّ جَاعِلًا فِی أَرْضِکَ خَلِیفَهًًْ فَاجْعَلْهُ مِنَّا مَنْ یَعْمَلُ فِی خَلْقِکَ بِطَاعَتِکَ.

یعنی: هنگامی‌که خدای عزّوجلّ به فرشته‌ها فرمود: إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَهً فرشته‌ها شیون کرده و گفتند: «خداوندا! اگر [تصمیمت بی‌بازگشت است و] قطعاً می‌خواهی در زمین خلیفه‌ای برای خود برگزینی، از بین ما کسی را انتخاب کن که در میان آفریدگان تو به فرمانت کار کند».

📚 شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۲، ص۴۰۲

⚜ امام سجّاد (علیه السلام) می فرماید: فَإِنَّ اللَّهَ قَالَ لِلْمَلائِکَهِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً فَقَالَتِ الْمَلَائِکَهًُْ: أَیْ رَبِّ أَ خَلِیفَهًًْ مِنْ غَیْرِنَا مِمَّنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ یَتَحَاسَدُونَ وَ یَتَبَاغَضُونَ وَ یَتَبَاغَوْنَ أَیْ رَبِّ اجْعَلْ ذَلِکَ الْخَلِیفَهًَْ مِنَّا فَنَحْنُ لَا نُفْسِدُ فِیهَا وَ لَا نَسْفِکُ الدِّمَاءَ وَ لَا نَتَبَاغَضُ وَ لَا نَتَحَاسَدُ وَ لَا نَتَبَاغَی.

یعنی: خدا به فرشته‌ها فرمود: إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً، فرشته‌ها گفتند: «ای پروردگار! خلیفه‌ای به غیر از ما انتخاب می‌کنی؟! از میان کسانی‌که در زمین فساد و خونریزی می‌کنند؛ به هم حسد می‌ورزند؛ با هم دشمنی می‌کنند و علیه یکدیگر شورش می‌نمایند؟! پروردگارا! این خلیفه را از بین ما انتخاب‌کن که فساد و خونریزی نمی‌کنیم؛ با یکدیگر دشمنی نمی‌ورزیم؛ به هم حسادت نمی‌کنیم و علیه یکدیگر نمی‌شوریم.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۵، ص۵۹

⚜ امام صادق (علیه السلام) می فرماید: فَأَمَّا حَسَدُ الْغَفْلَهًِْ فَکَمَا قَالَتِ الْمَلَائِکَهًُْ حِینَ قَالَ اللَّهُ: إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ أَیِ اجْعَلْ ذَلِکَ الْخَلِیفَهًَْ مِنَّا وَ لَمْ یَقُولُوا حَسَداً لآِدَمَ مِنْ جِهَهًِْ الْفِتْنَهًِْ وَ الرَّدِّ وَ الْجُحُودِ.

یعنی: حسدِ غفلت مانند این سخن ملائکه است که در قرآن آمده است؛ هنگامی‌که خدا به آن‌ها فرمود: إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَهً آن‌ها گفتند:”أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ” منظورشان این بود که خلیفه را از میان ما قرارده. این سخن حسادت‌بار فرشتگان نسبت به آدم (علیه السلام)، در اثر فتنه‌خواهی یا به خاطر انکار و طرد آدم (علیه السلام) نبود. [بلکه بر اثر غفلت آنان بود].

📚 ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۳۷۱ص۳۷۱

📖 … قَالُواْ أَ تجَعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَ یَسْفِکُ الدِّمَاءَ…

🔻[پروردگارا!] آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: کَمَا فَعَلَتْهُ الْجِنُّ بَنُو الْجَانِّ الَّذِینَ قَدْ طَرَدْنَاهُمْ عَنْ هَذِهِ الْأَرْضِ.

یعنی: همچنان که جنّیان و فرزندانشان چنین [فساد] کردند؛ [همان] کسانی که ما آن‌ها را از زمین بیرون کردیم.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۱۷

⚜أمیرالمؤمنین(علیه السلام)می فرماید: أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها کَمَا أَفْسَدَ بَنُو الْجَانِّ وَ یَسْفِکُونَ الدِّمَاءَ کَمَا سَفَکَتْ بَنُو الْجَانِّ وَ یَتَحَاسَدُونَ وَ یَتَبَاغَضُونَ فَاجْعَلْ ذَلِکَ الْخَلِیفَهًَْ مِنَّا فَإِنَّا لَا نَتَحَاسَدُ وَ لَا نَتَبَاغَضُ وَ لَا نَسْفِکُ الدِّمَاءَ.

یعنی: [فرشتگان گفتند:] آیا در زمین کسی را می‌گماری که در آن فساد انگیزد؛ همان‌طورکه پیش از این جنّیان فساد کرده‌اند؟ و آیا کسانی را انتخاب می‌کنی که خون می‌ریزند؛ همان‌طورکه پیش از این جنّیان خونریزی به راه انداختند؟ اینان به هم حسد برده و با یکدیگر کینه می‌ورزند. پس خلیفه را از میان ما انتخاب کن؛ چرا که ما حسد نورزیده و کینه‌توزی و خونریزی نمی‌کنیم.

📚همان، ص۱۰۳

⚜ عیسی‌بن‌أبی‌حمزه گوید: قَالَ رَجُلٌ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ النَّاسَ یَزْعُمُونَ أَنَّ الدُّنْیَا عُمُرَهَا سَبْعَهًُْ آلَافِ سَنَهًٍْ؟ فَقَالَ: لَیْسَ کَمَا یَقُولُونَ. إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ لَهَا خَمْسِینَ أَلْفَ عَامٍ فَتَرَکَهَا قَاعاً قَفْراً خَاوِیَهًًْ عَشَرَهًَْ آلَافِ عَامٍ ثُمَّ بَدَا لِلَّهِ بَدَاءٌ فَخَلَقَ فِیهَا خَلْقاً لَیْسَ مِنَ الْجِنِّ وَ لَا مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ وَ لَا مِنَ الْإِنْسِ وَ قَدَّرَ لَهُمْ عَشَرَهًَْ آلَافِ عَامٍ فَلَمَّا قَرُبَتْ آجَالُهُمْ أَفْسَدُوا فِیهَا فَدَمَّرَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ تَدْمِیراً ثُمَّ تَرَکَهَا قَاعاً قَفْراً خَاوِیَهًًْ عَشَرَهًَْ آلَافِ عَامٍ ثُمَّ خَلَقَ فِیهَا الْجِنَّ وَ قَدَّرَ لَهُمْ عَشَرَهًَْ آلَافِ عَامٍ فِیهَا فَلَمَّا قَرُبَتْ آجَالُهُمْ أَفْسَدُوا فِیهَا وَ سَفَکُوا الدِّمَاءَ وَ هُوَ قَوْلُ الْمَلَائِکَهًِْ: أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ کَمَا سَفَکَتْ بَنُو الْجَانِّ فَأَهْلَکَهُمُ اللَّهُ ثُمَّ بَدَا لِلَّهِ فَخَلَقَ آدَمَ وَ قَرَّرَ لَهُ عَشَرَهًَْ آلَافٍ وَ قَدْ مَضَی مِنْ ذَلِکَ سَبْعَهًُْ آلَافِ عَامٍ وَ مِائَتَانِ وَ أَنْتُمْ فِی آخِرِ الزَّمَانِ.

یعنی:مردی به امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: «فدایت شوم! مردم می‌پندارند عمر دنیا هفت‌هزار سال است». امام فرمود: «چنان نیست که می‌گویند؛ بلکه خدا آن را در طول پنجاه‌هزار سال خلق کرد سپس آن را ده‌هزار سال به صورت بیابانی خشک و ویران واگذاشت. پس از آن خدا نمودی دوباره کرده و در آن خلقی آفرید که نه جنّ و نه فرشته و نه آدمی بودند. به آن‌ها ده‌هزارسال مهلت داد و چون موعد اجلشان نزدیک شد در آن فساد کردند. در نتیجه خدا آن‌ها را از بن برکنده و نابود کرد و تا ده‌هزار سال زمین را به صورت بیابانی تهی و ویران وانهاد. سپس جنّیان را در آن آفرید و مقدّرکرد ده‌هزار سال در زمین بمانند. و چون موعد اجلشان نزدیک شد در زمین تباهی و خونریزی کردند؛ معنی گفتار فرشته‌ها این است که گفتند: أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ چنانچه پیش از این جنیان خونریزی کردند و درپی آن خدا آن‌ها را نابود کرده و آدم را آفرید، و برایش ده‌هزار سال مقرّر داشت که البته هفت‌هزار و دویست سال آن گذشته و شما در آخرالزّمان هستید».

📚 العیاشی، التفسیر، ج۱، ص۳۱

⚜ امام سجاد(علیه السلام)می فرماید: رَدُّوا عَلَی اللَّهِ فَقَالُوا: أَ تَجْعَلُ فِیها … إِنَّمَا قَالُوا ذَلِکَ بِخَلْقٍ مَضَی یَعْنِی الْجَانَّ بْنَ الْجِنِّ.

یعنی: فرشتگان در جواب کلام خدا گفتند: أَ تَجْعَلُ فیها… البته آنان این حرف را به خاطر [کارهایی که از] جنّیان و فرزندان آنان [دیده بودند که فساد و خونریزی می‌کردند] گفتند [و به آدم (علیه السلام) نسبت دادند].

📚 محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج۹، ص۳۷۰

⚜ امام سجاد(علیه السلام)می فرماید: فَرَدَّتِ الْمَلَائِکَهًُْ عَلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فَقَالَتْ: أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ.

یعنی:فرشتگان در جواب کلام خدا گفتند: أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاء

📚 شیخ کلینی، الکافی، ج۴، ص۱۸۷

⚜ پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرماید: فَرَادُّوهُ.

یعنی: ملائکه، خلیفه‌ی خداوند را رد و طرد کردند.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۶، ص۱۹۸

⚜ امام صادق (علیه السلام)می فرماید: وَ مَا عَلِمَ الْمَلَائِکَهًُْ بِقَوْلِهِمْ أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ لَوْ لَا أَنَّهُمْ قَدْ کَانُوا رَأَوْا مَنْ یُفْسِدُ فِیهَا وَ یَسْفِکُ الدِّمَاءَ.

یعنی: فرشتگان نمی‌دانستند که بشر بر روی زمین به فساد و خونریزی خواهدپرداخت؛ اگر پیش‌تر از این کسی را (جنّ و نسناس) ندیده بودند که در زمین فساد و خونریزی کرده‌باشد.

📚 العیاشی، التفسیر، ج۱، ص۲۹

⚜ امام باقر (علیه السلام)می فرماید: کَانَ فِی قَوْلِهِمْ هَذَا مِنَّهًٌْ عَلَی اللَّهِ لِعِبَادَتِهِمْ.

یعنی: فرشتگان با بیان این کلام، به خاطر عبادتشان بر خداوند، منّت نهادند.

📚 محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج۹، ص۳۲۴

⚜ امام سجّاد (علیه السلام)می فرماید: فَمَنُّوا عَلَی اللَّهِ بِعِبَادَتِهِمْ إِیَّاهُ.

یعنی: فرشتگان به خاطر عبادتی که در درگاه خداوند کرده‌بودند، بر او منّت گذاشتند.

📚 همان، ج۹، ص۳۷۰

🔮گوهر ۱۱۲

📖 … وَ نحَنُ نُسَبِّحُ بحِمْدِکَ … [بقره، ۳۰]

🔻حال آنکه ما تسبیح و حمد تو را به‌جا می‌آوریم

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: نُنَزِّهُکَ عَمَّا لَا یَلِیقُ بِکَ مِنَ الصِّفَاتِ.

یعنی: تو را از صفاتی که شایسته‌ات نیست به دور شمرده و منزّه می‌داریم.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۱۷ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۲۱۶

 

📖 … وَ نُقَدِّسُ لَکَ … [بقره، ۳۰]

🔻 و تو را تقدیس می‌کنیم

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: نُطَهِّرُ أَرْضَکَ مِمَّنْ یَعْصِیکَ.

یعنی: [چنان‌که به امر خدا، جنّیانی که قبل از خلقت آدم (علیه السلام) در زمین فساد کرده‌بودند از زمین طرد شدند] ما زمین تو را از هرکه تو را نافرمانی کند پاک می‌کنیم.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۱۷ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۱۶

 

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ وَ نُطِیعُکَ وَ لَا نَعْصِیکَ.

یعنی: ما به تسبیح و تقدیس تو می‌پردازیم و از تو اطاعت کرده و مخالفت نمی‌کنیم.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۵، ص۵۹

 

📖… إِنىّ‌ِ أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ [بقره، ۳۰]

🔻من حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید

 

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: إِنِّی أَعْلَمُ مِنَ الصَّلَاحِ الْکَائِنِ فِیمَنْ أَجْعَلُهُمْ بَدَلًا مِنْکُمْ مَا لَا تَعْلَمُونَ وَ أَعْلَمُ أَیْضاً أَنَّ فِیکُمْ مَنْ هُوَ کَافِرٌ فِی بَاطِنِهِ مَا لَا تَعْلَمُونَهُ وَ هُوَ إِبْلِیسُ لَعَنَهُ اللَّه.

یعنی: من درباره‌ی کسی که او را به جای شما قرار می‌دهم مصلحتی می‌دانم که شما از آن آگاه نیستید و نیز می‌دانم که کسی در میان شما هست که در باطن خود کفر می‌ورزد امّا شما او را نمی‌شناسید و منظور او ابلیس بود که لعنت خدا بر او باد

📚 علامه‌ مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۱۷ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۱۶

 

⚜ أمیرالمؤمنین (علیه السلام)می فرماید: إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَخْلُقَ خَلْقاً بِیَدِی وَ أَجْعَلَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ أَنْبِیَاءَ وَ مُرْسَلِینَ وَ عِبَاداً صَالِحِینَ وَ أَئِمَّهًًْ مُهْتَدِینَ أَجْعَلُهُمْ خُلَفَاءَ عَلَی خَلْقِی فِی أَرْضِی یَنْهَوْنَهُمْ عَنْ مَعْصِیَتِی وَ یُنْذِرُونَهُنَّ مِنْ عَذَابِی وَ یَهْدُونَهُمْ إِلَی طَاعَتِی وَ یَسْلُکُونَ بِهِمْ سَبِیلِی وَ أَجْعَلُهُمْ لِی حُجَّهًًْ عَلَیْهِمْ وَ عُذْراً وَ نُذْراً وَ أُبِینُ النَّسْنَاسَ عَنْ أَرْضِی وَ أُطَهِّرُهَا مِنْهُمْ وَ أَنْقُلُ مَرَدَهًَْ الْجِنِّ الْعُصَاهًَْ عَنْ بَرِیَّتِی وَ خَلْقِی وَ خِیَرَتِی وَ أُسْکِنُهُمْ فِی الْهَوَاءِ وَ فِی أَقْطَارِ الْأَرْضِ فَلَا یُجَاوِرُونَ نَسْلَ خَلْقِی وَ أَجْعَلُ بَیْنَ الْجِنِّ وَ بَیْنَ خَلْقِی حِجَاباً فَلَا یَرَی نَسْلُ خَلْقِیَ الْجِنَّ وَ لَا یُجَالِسُونَهُمْ وَ لَا یُخَالِطُونَهُمْ فَمَنْ عَصَانِی مِنْ نَسْلِ خَلْقِیَ الَّذِینَ اصْطَفَیْتُهُمْ أُسْکِنُهُمْ مَسَاکِنَ الْعُصَاهًِْ وَ أَوْرَدْتُهُمْ مَوَارِدَهُمْ وَ لَا أُبَالِی.

یعنی: می‌خواهم به دست خود موجودی بیافرینم و پیامبران، رسولان، بندگان پارسا و امامان هدایت‌شده‌ی خود را از فرزندان او قرار دهم. آنان را در زمین به جانشینی خود بر آفریدگانم می‌گمارم تا آنان را از نافرمانی من بازداشته و از عذاب من بیم‌دهند و بندگان را به فرمانبرداری از من رهنمون شده و به واسطه‌ی آنان راه [رسیدن به] من را بپیمایند. می‌خواهم آنان را حجّت و دلیل خود بر آفریدگانم قرار دهم تا آنان را انذارکرده و بهانه را از ایشان بگیرند. همچنین می‌خواهم نسناس را از زمین برگرفته و از وجود آن‌ها پاکش سازم و همچنین جن‌های نافرمان و سرکش را از میان آفریدگان، بندگان و برگزیدگانم برگرفته، در هوا و در گوشه و کنار زمین جایشان دهم تا در کنار فرزندان آدم (علیه السلام) نباشند و بین جن و آفریدگانم پرده‌ای اندازم تا ایشان جن‌ها را نبینند؛ با آن‌ها همنشینی نکنند و در نیامیزند. اگر هر یک از فرزندان این آفریده‌ام (آدم (علیه السلام) که برگزیدگان من هستند، مرا فرمان نبرد او را در جایگاه نافرمانان و گناهکاران جای داده و از انجام این کار باکی ندارم.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۰۳ و ج۵۴، ص۳۲۴و ج۵۸، ص۲۹۸

 

⚜ حسین‌بن‌بشار می‌گوید: از امام (علیه السلام) پرسیدم:أَ یَعْلَمُ اللَّهُ الشَّیْءَ الَّذِی لَمْ یَکُنْ أَنْ لَوْ کَانَ کَیْفَ کَانَ یَکُونُ أَوْ لَا یَعْلَمُ إِلَّا مَا یَکُونُ؟ فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی هُوَ الْعَالِمُ بِالْأَشْیَاءِ قَبْلَ کَوْنِ الْأَشْیَاءِ قَالَ عَزَّوَجَل … لِلْمَلَائِکَهًِْ لَمَّا قَالُوا أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ فَلَمْ یَزَلِ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عِلْمُهُ سَابِقاً لِلْأَشْیَاءِ قَدِیماً قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَهَا فَتَبَارَکَ رَبُّنَا وَ تَعَالَی عُلُوّاً کَبِیراً خَلَقَ الْأَشْیَاءَ وَ عِلْمُهُ بِهَا سَابِقٌ لَهَا کَمَا شَاءَ کَذَلِکَ لَمْ یَزَلْ رَبُّنَا عَلِیماً سَمِیعاً بَصِیراً.

یعنی: «آیا خداوند در مورد چیزی که وجود ندارد اطّلاع دارد که اگر چنین چیزی موجود بود، چگونه می‌بود؟ یا اینکه تنها درباره‌ی موجوداتی که هستند آگاهی دارد»؟ پس حضرت (علیه السلام) فرمودند: «همانا خداوند متعال به اشیاء پیش از اینکه به‌وجود بیایند آگاهی دارد.

خدای عزّوجلّ آن زمانی که فرشتگان گفتند: اتَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ به آنان فرمود: إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ پس همیشه علم خداوند بر موجودات، از خلقت آنها، پیشی گرفته است. پروردگار ما بلندمرتبه و بزرگ است که اشیاء را به‌وجود می‌آورد؛ در حالی‌که علم او به آن‌ها بر خلقت آن‌ها آنچنان که می‌خواهد باشند، پیشی گرفته است. دانایی، شنوایی و بینایی پروردگار ما همیشگی است».

📚 شیخ صدوق،التوحید، ص۱۳۶

⚜ابن‌حازم از امام صادق (علیه السلام) پرسید که: هَلْ یَکُونُ الْیَوْمَ شَیْءٌ لَمْ یَکُنْ فِی عِلْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؟ قَالَ: لَا! بَلْ کَانَ فِی عِلْمِهِ قَبْلَ أَنْ یُنْشِئَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ.

یعنی: «آیا امروز چیزی که قبلاً در علم خداوند نبوده‌باشد، وجود دارد»؟ فرمود: «خیر! بلکه خداوند به همه چیز، قبل از اینکه آسمان‌ها و زمین را بوجود آورد، علم داشته است».

📚 علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۴، ص۸۴

⚜ امام صادق (علیه السلام)می فرماید: إِنَ لِلَّهِ عِلْماً خَاصّاً وَ عِلْماً عَامّاً. فَأَمَّا الْعِلْمُ الْخَاصُ: فَالْعِلْمُ الَّذِی لَمْ یُطْلِعْ عَلَیْهِ مَلَائِکَتَهُ الْمُقَرَّبِینَ وَ أَنْبِیَاءَهُ الْمُرْسَلِین.

یعنی: همانا خداوند از یک علم خاص و یک علم عام برخوردار است و امّا علم خاصّ او علمی است که هیچ‌کدام از فرشتگان مقرّب‌الهی وپیامبران مرسل (علیهم السلام) از آن مطّلع نیستند.

📚 همان، ج۴، ص۸۵

✍ در مورد علم خداوند به این نکته باید توجه داشته باشیم که علم او به کارهای مخلوقاتش، علت فعل آنها نیست، بلکه این علم جنبه ی کاشفیت دارد.

امکان فهم علم خداوند برای ما فراهم نیست چون ما هیچ احاطه ای به آن نداریم، فقط برای فهم بیشتر به این مثال توجه کنید: وقتی شما به راننده ای که بدون رعایت قوانین، رانندگی می کند می گویید با این سبک رانندگی در ادامه ی مسیر تصادف می کنی … در صورت تصادف، راننده نمی تواند به شما بگوید دلیل این تصادف شما هستید که به آن علم داشتید؛ پس همیشه دانستن یک موضوع قبل از وقوع آن، دلیل بر علت آن کار نیست.

 

📖 وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِکَهِ فَقالَ أَنْبِئُونی بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ [بقره،۳۱]

🔻سپس، تمامى علم اسماء را به آدم آموخت. آنگاه آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست مى‌گویید، [و از آدم شایسته‌تر هستید] اسامى اینها را به من خبر دهید»!

 

⚜ امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: رسول‌خدا(صلی الله علیه وآله) به علی (علیه السلام) فرمود: أَمَا إِنَّ جَبْرَئِیلَ أَخْبَرَنِی أَنَّ اللَّهَ عَلَّمَکَ اسْمَ کُلِّ شَیْءٍ کَمَا عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها.

یعنی: «جبرئیل (علیه السلام) به من خبر داد که خداوند نام همه‌ی چیزها را به توآموخت همان‌طور که به آدم (علیه السلام) تمام نام‌ها را آموخت».

📚 علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۴۰، ص۱۸۵

 

⚜رسول خدا(صلی الله علیه و آله)می فرماید: إِنَّ رَبِّی عَزَّوَجَلَّ مَثَّلَ لِی أُمَّتِی فِی الطِّینِ وَ عَلَّمَنِی أَسْمَاءَ أُمَّتِی کَمَا عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا.

یعنی: خداوند بلندمرتبه و بزرگوار من، امّتم را زمانی که در خاک بودند، [قبل از به وجود آمدنشان] برایم به تمثیل کشید و نام‌های امّتم را به من آموخت؛ همان‌طور که همه‌ی نام‌ها را به آدم (علیه السلام) آموخت.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۷، ص۱۳۵ و ج۱۷، ص۱۵۳ و ج۱۷، ص۱۵۴ و ج۶۵، ص۲۶

⚜عبدالله‌بن‌یزیدبن سلام به پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفت؟ أَخْبِرْنِی عَنْ آدَمَ (علیه السلام) لِمَ سُمِّیَ آدَمَ (علیه السلام)؟ قَالَ: لِأَنَّهُ خُلِقَ مِنْ طِینِ الْأَرْضِ وَ أَدِیمِهَا.

یعنی: مرا درباره‌ی آدم (علیه السلام) آگاه ساز که چرا به اسم «آدم» نامیده شد؟ حضرت فرمود: چرا که او از گل زمین ورآمده آفریده شد.

📚 شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۲، ص۴۷۱

⚜داوود یمانی از امام باقر (علیه السلام) پرسید: لِمَ سُمِّیَ آدَمُ (علیه السلام) آدَمَ؟ قَالَ: لِأَنَّهُ رُفِعَتْ طِینَتُهُ مِنْ أَدِیمِ الْأَرْضِ السُّفْلَی.

یعنی: برای چه نام آدم (علیه السلام)، آدم شد؟ فرمود: زیرا طینت و گل او از گل ورآمده‌ی زمین زیرین، بالا آمد.

⚜ شیخ طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۳۲۸ و علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۰۰

 

⚜امام صادق (علیه السلام) می فرماید: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَّمَ آدَمَ أَسْمَاءَ حُجَجِ اللَّهِ کُلَّهَا.

یعنی: خدای تعالی اسامی همه‌ی حجّت‌های الهی را به آدم (علیه السلام) آموخت.

📚 شیخ صدوق،کمال الدین، ج۱، ص۱۳

⚜ امام صادق (علیه السلام)می فرماید: إنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی کَانَ وَ لَا شَیْءَ فَخَلَقَ خَمْسَهًًْ مِنْ نُورِ جَلَالِهِ وَ اشْتَقَّ لِکُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمُ اسْماً مِنْ أَسْمَائِهِ الْمُنْزَلَهًِْ فَهُوَ الْحَمِیدُ وَ سَمَّانِی مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) وَ هُوَ الْأَعْلَی وَ سَمَّی أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ عَلِیّاً (صلی الله علیه و آله) وَ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَی فَاشْتَقَّ مِنْهَا حَسَناً (علیه السلام) وَ حُسَیْناً (علیه السلام) وَ هُوَ فَاطِرٌ فَاشْتَقَّ لِفَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) مِنْ أَسْمَائِهِ اسْماً فَلَمَّا خَلَقَهُمْ جَعَلَهُمْ فِی الْمِیثَاقِ عَنْ یَمِینِ الْعَرْشِ وَ خَلَقَ الْمَلَائِکَهًَْ مِنْ نُورٍ فَلَمَّا أَنْ نَظَرُوا إِلَیْهِمْ عَظَّمُوا أَمْرَهُمْ وَ شَأْنَهُمْ وَ لُقِّنُوا التَّسْبِیح … فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَی آدَمَ (علیه السلام) نَظَرَ إِلَیْهِمْ عَنْ یَمِینِ الْعَرْشِ فَقَالَ: یَا رَبِّ مَنْ هَؤُلَاءِ؟ قَالَ: یَا آدَمُ! هَؤُلَاءِ صَفْوَتِی وَ خَاصَّتِی خَلَقْتُهُمْ مِنْ نُورِ جَلَالِی وَ شَقَقْتُ لَهُمْ اسْماً مِنْ أَسْمَائِی. قَالَ: یَا رَبِّ! فَبِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ عَلِّمْنِی أَسْمَاءَهُمْ. قَالَ: یَا آدَمُ! فَهُمْ عِنْدَکَ أَمَانَهًٌْ سِرٌّ مِنْ سِرِّی لَا یَطَّلِعُ عَلَیْهِ غَیْرُکَ إِلَّا بِإِذْنِی. قَالَ: نَعَمْ یَا رَبِّ! قَالَ: یَا آدَمُ! أَعْطِنِی عَلَی ذَلِکَ الْعَهْدَ. فَأَخَذَ عَلَیْهِ الْعَهْدَ ثُمَّ عَلَّمَهُ أَسْمَاءَهُمْ ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَی الْمَلائِکَهًِْ وَ لَمْ یَکُنْ عَلَّمَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَقالَ أَنْبِئُونِی بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ* قالُوا سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ* قالَ یا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ وَ أَوْفُوا بِوَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) فَرْضاً مِنَ اللَّهِ أُوفِ لَکُمْ بِالْجَنَّهًِْ.

یعنی: زمانی که هیچ‌چیزی وجود نداشت، خداوند تبارک‌وتعالی بود و پنج چیز را از نور جلال خود، خلق کرد و بر هرکدام از آن‌ها نامی برگرفته از نام‌های خودش فروفرستاد. خداوند «حمید» است و مرا «محمّد» نامید؛ او خود «اعلی» است و امیرالمؤمنین را «علی» خواند؛ و او «اسماءالحسنی» دارد که حسن و حسین را از اشتقاق آن گرفته است؛ او «فاطر» است که برای «فاطمه» اسمی از اسماء خودش برگزیده است. پس چون ایشان را خلق کرد برای گرفتن پیمان، آن‌ها را در سمت راست عرش قرار داد. همچنین خداوند فرشتگان را از نور آفرید؛ با این‌حال هرگاه فرشتگان به این پنج نور می‌نگریستند، امر و مقامشان را بزرگ دانسته و تسبیحشان می‌کردند … پس زمانی که خداوند آدم (علیه السلام) را آفرید او از سمت راست عرش به آن پنج نور نگاه کرد و از خداوند پرسید: «پروردگارا! ایشان چه کسانی هستند»؟ فرمود: «ای آدم (علیه السلام)! اینان افراد خاص و برگزیدگان من هستند که از نورجلالت خویش، به وجودشان آوردم و بر آن‌ها نام‌هایی برگرفته از نام‌های خود نهادم». آدم(علیه السلام) گفت: «پروردگارا! تو را به حقّی که آن‌ها بر تو دارند سوگند می‌دهم که اسامی آن‌ها را به من تعلیم بده». خداوند فرمود: «ای آدم! پس من این اسامی را نزد تو به امانت می‌گذارم و آن از جمله اسراری است که احدی بی‌اجازه‌ی من جز تو از آن آگاه نمی‌شود».

آدم (علیه السلام) گفت: «بله ای پروردگار»! خداوند فرمود: «ای آدم! با من عهد ببند که بر این سوگندت پایبند باشی». پس از او پیمان گرفت. سپس خداوند نام آن‌ها را به آدم(علیه السلام) آموخت. آنگاه آن مخلوقات را به ملائکه که نام آن‌ها را نمی‌دانستند، عرضه کرد وگفت: «اگر راست می‌گویید از نام آن‌ها به من خبر دهید».

ملائکه گفتند: «خدایا تو پاک و منزّهی! ما از آن بی‌خبریم؛ مگر اینکه توکه دانا و حکیم هستی، ما را از آن مطّلع گردانی».

خداوند فرمود: «ای آدم (علیه السلام) آن‌ها را از نام ایشان خبر بده». پس زمانی که او برای فرشتگان، نام‌های آن‌ها را بیان کرد، فرمود: «به ولایت علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) که از سوی خداوند واجب شده وفا کنید تا بهشت را برای شما تضمین کنم».

📚 علامه‌ مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۷، ص۶۲؛ فرات الکوفی،التفسیر، ص۵۶؛ فیها «قال … بالجنّهًْ» محذوفٌ

⚜ امام عسکری(علیه السلام)می فرمایند: أَسْمَاءَ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَ أَسْمَاءَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) وَ الْحَسَنِ (علیه السلام) وَ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَ الطَّیِّبِینَ مِنْ آلِهِمَا وَ أَسْمَاءَ رِجَالٍ مِنْ خِیَارِ شِیعَتِهِمْ وَ عُصَاهًِْ أَعْدَائِهِم.

یعنی: آن نام‌ها، اسم‌های پیامبران خدا (علیهم السلام)، اسم‌های محمّد(صلی الله علیه وآله) علی(علیه السلام)، فاطمه(سلام الله علیها)، حسن(علیه السلام)، حسین(علیه السلام) و پاکان خاندان محمّد(صلی الله علیه وآله) و علی(علیه السلام) و اسم‌های تنی چند از شیعیان برگزیده‌ی آنها و برگزیدگانی است که دشمنان آن‌ها را نافرمانی می‌کنند.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۱۷؛ الإمام العسکری، و البرهان؛ فیهما: «عتاهًْ» بدل «عصاهًْ»، ایضاً فی البرهان «خیار» محذوف

⚜از أبی‌العباس نقل شده است که گفت: «از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: عَنْ قَوْلِ اللَّهِ وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها مَا ذَا عَلَّمَهُ؟ قَالَ: الْأَرَضِینَ وَ الْجِبَالَ وَ الشِّعَابَ وَ الْأَوْدِیَهًَْ. ثُمَّ نَظَرَ إِلَی بِسَاطٍ تَحْتَهُ فَقَالَ: وَ هَذَا الْبِسَاطُ مِمَّا عَلَّمَهُ.

یعنی: «خدا نام چه چیزهایی را به آدم (علیه السلام) آموخت»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «نام زمین‌ها، کوه‌ها، درهّ‌ها و رودخانه‌ها». پس امام (علیه السلام) به زیرانداز زیر خود نگاهی کرد و فرمود: «این فرش نیز جزء آنهایی بود که آموخت».

📚العیاشی، التفسیر، ج۱، ص۳۲

علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۴۷

⚜از فُضیل‌بن‌عباس نقل شده است که گفت: «از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها مَا هِیَ؟ قَالَ: أَسْمَاءُ الْأَوْدِیَهًِْ وَ النَّبَاتِ وَ الشَّجَرِ وَ الْجِبَالِ مِنَ الْأَرْضِ.

«آن اسم‌ها چیست»؟ فرمود: «اسم‌های رودخانه‌ها، گیاهان، درختان و کوه‌های روی زمین».

📚العیاشی،التفسیر، ج۱، ص۳۲ و علامه‌ مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۴۷

 

⚜ امام صادق (علیه السلام)می فرماید: أُهْدِیَ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) دانجوج فِیهِ حَبٌّ مُخْتَلِطٌ فَجَعَلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یُلْقِی إِلَی عَلِیٍّ (علیه السلام) حَبَّهًًْ وَ حَبَّهًًْ وَ یَسْأَلُهُ أَیُّ شَیْءٍ هَذَا؟ وَ یُخْبِرُهُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَمَا إِنَّ جَبْرَئِیلَ أَخْبَرَنِی أَنَّ اللَّهَ عَلَّمَکَ اسْمَ کُلِّ شَیْءٍ کَمَا عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها.

یعنی: مقداری غلّه شبیه عدس، به رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) هدیه داده‌شد که در آن دانه‌های گوناگونی بود.

رسول‌خدا(صلی الله علیه وآله) دانه دانه، آن را به علی(علیه السلام) می‌داد و از او می‌پرسید: «این چیست»؟ و علی (علیه السلام) نام آن‌ها را به درستی بیان می‌کرد. پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: جبرئیل (علیه السلام) پیش از این مرا مطّلع کرده بود که خداوند همان‌گونه که به آدم(علیه السلام) تمام نام‌ها را آموخت، به تو نیز آموخته است.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۰، ص۱۸۵و نورالثقلین؛ فیه: «دلجوج» بدلٌ «دانجوج»

⚜ رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: إِنَّ رَبِّی عَزَّوَجَلَّ مَثَّلَ لِی أُمَّتِی فِی الطِّینِ وَ عَلَّمَنِی أَسْمَاءَ أُمَّتِی کَمَا عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا.

یعنی: [خداوند] زمانی که امّتم در حالت گِل بودند (قبل از خلقت) آن‌ها را برای من ممثّل کرد و به من نام‌های آنان را آموخت؛ چنانچه به آدم (علیه السلام) همه‌ی نام‌ها را آموخت.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۷، ص۱۳۵و ج۱۷، ص۱۵۳ و ج۱۷، ص۱۵۴ و، ج۶۵، ص۲ص۲۶

 

📖 … ثُمَّ عَرَضهُمْ عَلَى الْمَلائِکَهِ …[بقره،۳۱]

🔻به فرشتگان عرضه داشت

⚜امام عسکری (علیه السلام) می فرماید:  ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَرَضَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیّاً (علیه السلام) وَ الْأَئِمَّهًَْ (علیهم السلام) عَلَی الْمَلائِکَهًِْ أَیْ عَرَضَ أَشْبَاحَهُمْ وَ هُمْ أَنْوَارٌ فِی الْأَظِلَّهًِْ.

یعنی: خداوند، محمّد(صلی الله علیه وآله) و علی(علیه السلام) و ائمّه(علیهم السلام) را به ملائکه عرضه کرد؛ یعنی اشباحی از آن‌ها را به ملائکه نشان داد که چون نورهایی در بین تاریکی‌ها بودند.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۱۷و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۱۶

 

⚜امام صادق (علیه السلام) می فرماید: ثُمَّ عَرَضَهُمْ وَ هُمْ أَرْوَاحٌ عَلَی الْمَلَائِکَهًِْ.

یعنی: سپس ارواح آن حجج طاهره(علیهم السلام) را بر ملائکه عرضه داشت.

📚 شیخ صدوق، کمال الدین، ج۱، ص۱۳

 

⚜ امام باقر (علیه السلام)می فرماید:  … فَأَعْرَضَ اللَّهُ عَنْهُمْ (الْمَلَائِکَهًِْ) وَ خَلَقَ آدَم.

یعنی: خداوند از ملائکه روی برگرداند و آدم(علیه السلام) را خلق کرد.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹۶، ص۴۷

 

📖 … أَنْبِئُونی بِأَسْماءِ هؤُلاءِ… [بقره،۳۱]

🔻اسامی اینها را به من خبر دهید

⚜امام باقر (علیه السلام) می فرماید: ثُمَّ سَأَلَ المَلَائِکَهًْ.

یعنی: سپس از ملائکه چنین پرسید.

📚 قاضی نعمان، دعایم الإسلام، ج۱، ص۲۹۱

 

📖… إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ [بقره،۳۱]

🔻اگر راست می‌گویید [و از آدم شایسته تر هستید]

⚜ امام صادق (علیه السلام)می فرماید: أَنَّکُمْ أَحَقُّ بِالْخِلَافَهًِْ فِی الْأَرْضِ لِتَسْبِیحِکُمْ وَ تَقْدِیسِکُمْ مِنْ آدَمَ (علیه السلام).

یعنی: ای ملائکه اگر راست می‌گویید که شما به‌واسطه‌ی تسبیح و تقدیسی که می‌کنید، شایسته‌تر از آدم(علیه السلام) به خلافت در زمین هستید، [نام آن‌ها را بگویید].

📚 شیخ صدوق، کمال الدین، ج۱، ص۱۳

 

⚜ امام عسکری (علیه السلام) می فرماید:  أَنَّ جَمِیعَکُمْ تُسَبِّحُونَ وَ تُقَدِّسُونَ وَ أَنَّ تَرْکَکُمْ هَاهُنَا أَصْلَحُ مِنْ إِیرَادِ مَنْ بَعْدَکُمْ أَیْ فَکَمَا لَمْ تَعْرِفُوا غَیْبَ مَنْ فِی خِلَالِکُمْ فَبِالْحَرِیِّ أَنْ لَا تَعْرِفُوا الْغَیْبَ الَّذِی لَمْ یَکُنْ کَمَا لَا تَعْرِفُونَ أَسْمَاءَ أَشْخَاصٍ تَرَوْنَهَا.

یعنی: [ای ملائکه] اگر راست می‌گویید که همگی، مرا می‌ستایید و منزّه می‌شمارید[نام آن‌ها را بگویید] و اگر شما را در اینجا باقی بگذارم بهتر از این است که کس دیگری را پس از شما به اینجا بیاورم. یعنی همان‌گونه که از باطن کسی که در میان شماست (شیطان)، بی‌خبر بودید سزاوار است که غیب را که هنوز وجود نیافته ندانید؛ همان‌گونه که اسم‌های کسانی را که دیدید، نمی‌دانید.

📚 علامه مجلسی بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۱۷ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۱۶

 

📖قالُوا سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلیمُ الْحَکیمُ [بقره،۳۲]

🔻گفتند: «منزّهى تو! ما جز آنچه به ما تعلیم داده‌اى، نمى‌دانیم؛ زیرا تویى که دانا و حکیمى».

 

📖… لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا… [بقره،۳۲]

ما جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌دانیم

 

⚜ امام صادق (علیه السلام)می فرماید: الحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی … عَجَزَتِ الْمَلَائِکَهًُْ عَلَی قُرْبِهِمْ مِنْ کُرْسِیِّ کَرَامَتِهِ وَ طُولِ وَلَهِهِمْ إِلَیْهِ وَ تَعْظِیمِ جَلَالِ عِزِّهِ وَ قُرْبِهِمْ مِنْ غَیْبِ مَلَکُوتِهِ أَنْ یَعْلَمُوا مِنْ أَمْرِهِ إِلَّا مَا أَعْلَمَهُمْ وَ هُمْ مِنْ مَلَکُوتِ الْقُدْسِ بِحَیْثُ هُمْ وَ مِنْ مَعْرِفَتِهِ عَلَی مَا فَطَرَهُمْ عَلَیْهِ أَنْ قَالُوا سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا.

یعنی: حمد مخصوص خدایی است که … همه‌ی فرشتگان با وجود نزدیکی ایشان به کرسیّ کرامت او و مدّت طولانی سرگردانیشان در [عظمت] خدا و نیز بزرگ‌داشتن جلال عزّتش و نزدیک بودنشان به غیب ملکوت، از دانستن چیزی غیر از آنچه خدا به آنان آموخت، عاجز بودند جایگاه آنان در عالم ملکوت قدس الهی، فقط محصور به همان جایگاه است و علم و معرفتشان به اندازه‌ای است که آن‌ها را آفریده؛ لذا آنان در جواب خداوند گفتند: سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا إِلّا ما عَلَّمْتَنا

📚 شیخ صدوق،التوحید، ص۴۸

✍ علیّ‌بن‌إبراهیم (رحمه الله علیه)می نویسد: خَلَقَ اللَّهُ الْمَلَائِکَهًَْ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ: سَبِّحُوا. فَقَالَتْ: أَیْ رَبَّنَا لَا عِلْمَ لَنَا. فَقَالَ لَنَا: سَبِّحُوا فَسَبَّحْنَا فَسَبَّحَتِ الْمَلَائِکَهًُْ بِتَسْبِیحِنَا.

یعنی: علی‌بن‌ابراهیم (رحمه الله علیه) هنگامی‌که خداوند ملائکه را آفرید به آن‌ها فرمود: «تسبیح من بگویید». گفتند: «ای پروردگار ما! ما هیچ علمی جز آنچه به ما تعلیم دادی، نداریم». پس خداوند به ما (ائمّه) فرمود: «ما را تسبیح کنید»؛ و ما تسبیح کردیم. سپس ملائکه هم به پیروی از تسبیح ما، تسبیح کردند.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۴، ص۲۷۴

 

📖… الْعَلیمُ … [بقره،۳۲]

🔻دانا

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: العَلِیمُ بِکُلِّ شَیْءٍ.

یعنی: به همه‌ی چیزها علم دارد.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۱۷ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۲۱۶

 

📖… الْحَکیمُ [بقره،۳۲]

🔻حکیم

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: الحَکِیمُ الْمُصِیبُ فِی کُلِّ فِعْل.

یعنی: الْحَکِیمُ کسی است که در تمام کارها نیکو و صحیح عمل کند.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۱۷ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۲۱۶

 

📖 قالَ یا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ [بقره،۳۳]

🔻فرمود: «اى آدم! آنان را از اسامى [و اسرار] این موجودات آگاه کن». هنگامى‌که آدم آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمان‌ها و زمین را مى‌دانم؟! و مى‌دانم آنچه را شما آشکار مى‌کنید، و آنچه را پنهان مى‌داشتید!»

 

📖 قالَ یا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ… [بقره،۳۳]

یعنی: فرمود: ای آدم! آنان را از اسامی [و اسرار] این موجودات آگاه کن

 

⚜ از امام عسکری (علیه السلام) نقل است که فرمود: فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَی: یا آدَمُ (علیه السلام)! أَنْبِئْ هَؤُلَاءِ الْمَلَائِکَهًَْ بِأَسْمائِهِمْ أَسْمَاءِ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْأَئِمَّهًْ.(علیه السلام)

یعنی: خداوند عزّوجلّ فرمود: ای آدم! فرشتگان را از اسم‌های آنان (آنچه آموختی) و اسم‌های پیامبران (علیهم السلام) و اسم‌های امامان (علیهم السلام) باخبر ساز.

📚علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۱۷ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۲۱۶

 

⚜ ابن‌سلام [به پیامبر (صلی الله علیه و آله)عرض کرد]: أَخْبِرْنِی آدَمُ (علیه السلام) کَانَ نَبِیّاً مُرْسَلًا؟ فَقَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله): نَعَمْ! أَ فَمَا قَرَأْتَ فِی التَّوْرَاهًِْ قالَ یا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ.

یعنی: «… آیا آدم (علیه السلام) نبی و رسول بود»؟ پیامبر (جواب داد: «آری؛ آیا در تورات نخوانده‌ای: قالَ یا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ»؟!

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۷، ص۲۴۱

 

📖 … فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ .‌‌.. [بقره،۳۳]

هنگامی‌که آدم آنان را آگاه کرد

 

⚜ از امام عسکری (علیه السلام) نقل است‌ که‌ فرمود: فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ عَرَفُوهَا أَخَذَ عَلَیْهِمُ الْعَهْدَ وَ الْمِیثَاقَ بِالْإِیمَانِ بِهِمْ وَ التَّفْضِیلِ لَهُمْ.

یعنی: هنگامی‌که آدم (علیه السلام) فرشتگان را از اسماءشان [که همان نام‌های انبیا و ائمّه (علیهم السلام) بود] باخبر کرد، فرشتگان آن‌ها را شناختند و خداوند همان‌جا از فرشتگان عهد و میثاق گرفت که به انبیاء و ائمّه‌ی الهی (علیهم السلام) ایمان بیاورند و آن‌ها را برتر از دیگران بدانند.

📚 علامه‌ مجلسی،بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۱۷/ الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۱۶

 

⚜ از امام صادق (علیه السلام)نقل است که فرمود:  فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ وَقَفُوا عَلَی عَظِیمِ مَنْزِلَتِهِمْ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ فَعَلِمُوا أَنَّهُمْ أَحَقُّ بِأَنْ یَکُونُوا خُلَفَاءَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ حُجَجَهُ عَلَی بَرِیَّتِهِ ثُمَّ غَیَّبَهُمْ عَنْ أَبْصَارِهِمْ وَ اسْتَعْبَدَهُمْ بِوَلَایَتِهِمْ وَ مَحَبَّتِهِمْ.

یعنی: وقتی آدم (علیه السلام)، فرشتگان را از اسماء آنان [که همان نام‌های انبیا و ائمّه (علیهم السلام) بود] باخبر کرد، فرشتگان متوجّه مقام بزرگ آن‌ها در نزد خدا شدند و فهمیدند که آن‌ها به خلافت در زمین و حجّت‌بودن بر مردم شایسته‌ترند سپس خداوند [نور انبیا و ائمّه (علیهم السلام) را] از دیده ملائکه پنهان نمود و آن‌ها را مأمور به پذیرش ولایت و محبّت ایشان کرد [تا به این طریق خداوند را عبادت کرده‌باشند.]

📚 شیخ صدوق،کمال الدین، ج۱، ص۱۳

 

📖 … إِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ …[بقره،۳۳]

🔻من، غیب آسمان‌ها و زمین را می‌دانم

 

⚜ از امام عسکری (علیه السلام) نقل است که فرمود: سِرَّهُمَا.

یعنی: خدا اسرار و ضمیر آسمان و زمین را می‌داند.

📚 علامه‌ مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۱۷ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۱۶

 

📖 … أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ [بقره،۳۳]

🔻می‌دانم آنچه را شما آشکار می‌کنید، و آنچه را پنهان می‌داشتید!

 

⚜ از امام صادق (علیه السلام)نقل است که فرمود: فِیمَا أَبْدَوْا مِنْ أَمْرِ بَنِی الْجَانِّ وَ کَتَمُوا مَا فِی أَنْفُسِهِمْ.

یعنی: آن چیزی است که فرشتگان نسبت به شرح حال جنّیان در زمین می‌دانستند امّا آن را در درونشان پنهان کرده و به زبان نمی‌آوردند.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۴۸ و العیاشی، التفسیر،ج۱، ص۳۳

 

⚜ از امام باقر (علیه السلام)نقل است که فرمود: یَعْنِی مَا أَبْدَوْهُ بِقَوْلِهِمْ أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ.

یعنی: آن چه که ملائکه آشکار می‌کردند این سخنان است که فرشتگان به زبان آوردند: أَتَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ.

📚محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج۹، ص۳۲۴

 

📖… ما کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ [بقره،۳۳]

🔻آنچه را پنهان می‌داشتید

⚜از امام عسکری (علیه السلام) نقل است که فرمود: مَا کَانَ یَعْتَقِدُهُ إِبْلِیسُ مِنَ الْإِبَاءِ عَلَی آدَمَ (علیه السلام) إِذْ أُمِرَ بِطَاعَتِهِ وَ إِهْلَاکِهِ إِنْ سُلِّطَ عَلَیْهِ وَ مِنِ اعْتِقَادِکُمْ أَنَّهُ لَا أَحَدٌ یَأْتِی بَعْدَکُمْ إِلَّا وَ أَنْتُمْ أَفْضَلُ مِنْهُ بَلْ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) وَ آلُهُ الطَّیِّبُونَ أَفْضَلُ مِنْکُمُ الَّذِینَ أَنْبَأَکُمْ آدَمُ (علیه السلام) بِأَسْمَائِهِمْ.

یعنی: آن چه پنهان کردند، چیزی است که ابلیس به آن معتقد بود و در ذهنش این مطلب وجود داشته که اگر زمانی به او دستور داده‌شد که از آدم فرمان بَرَد سرپیچی‌کند و هرگاه بر آدم (علیه السلام) چیرگی یافت، به هلاکتش کشانَد و نیز [آنچه شما فرشتگان پنهان می‌کنید] این است که شما می‌پنداشتید هرکس پس از شما پا به هستی گذارد، شما از او برترید؛ حال آن که محمّد (و خاندان پاکش (علیهم السلام) که آدم (علیه السلام) شما را از نام‌های ایشان باخبر ساخت از شما برترند.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۱۷ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۱۶

 

⚜ از امام باقر (علیه السلام)نقل است که فرمود: وَ مَا کَتَمُوهُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَقَالُوا مَا ظَنَنَّا أَنَّ اللَّهَ یَخْلُقُ خَلْقاً أَکْرَمَ عَلَیْهِ مِنَّا.

یعنی: آنچه ملائکه پنهان می‌کردند این بود که می‌گفتند: «گمان نمی‌کنیم خداوند، مخلوقی با کرامت‌تر از ما خلق کند».

📚 محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج۹، ص۳۲۴

📖 وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ [بقره،۳۴]

🔻و [یاد کن] هنگامى را که به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده کنید!» همگى سجده کردند؛ جز ابلیس که سرباز زد و تکبّر ورزید و [به‌خاطر نافرمانى و تکبّرش] از کافران شد.

 

📖 وَ إِذْ… [بقره،۳۴]

🔻[یاد کن] هنگامی را که

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: قَالَ اللَّهُ تَعَالَی کَانَ خَلَقَ اللهُ لَکُمْ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً إِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَهِ اسْجُدُوا لآِدَمَ فِی ذَلِکَ الْوَقْتِ خَلَقَ لَکُمْ.

یعنی: تمام مخلوقات خدا برای بندگانش خلق شده بود. بنابراین هنگامی‌که خداوند متعال فرمود: إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُو لِآدَمَ، موجودات و از جمله ملائکه برای آدم (علیه السلام) خلق شده‌بوده‌اند.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۴۹

 

⚜ از أمیرالمؤمنین(علیه السلام)نقل است که فرمود: فَحَمَلَتِ الْمَلَائِکَهًُْ جَسَدَ آدَمَ (علیه السلام) وَ وَضَعُوهُ عَلَی بَابِ الْجَنَّهًِْ وَ هُوَ جَسَدٌ لَا رُوحَ فِیهِ وَ الْمَلَائِکَهًُْ یَنْتَظِرُونَ مَتَی یُؤْمَرُونَ بِالسُّجُودِ وَ کَانَ ذَلِکَ یَوْمَ الْجُمُعَهًِْ بَعْدَ الظُّهْرِ ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی أَمَرَ الْمَلَائِکَهًَْ بِالسُّجُودِ لآِدَمَ (علیه السلام) فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ لَعَنَهُ اللَّهُ.

یعنی: ملائکه، جسد آدم (علیه السلام) را که هنوز هیچ روحی در آن نبود، حمل کرده و در درگاه بهشت قرار دادند و منتظر ماندند تا ببینند چه زمانی به آن‌ها امر به سجود می‌شود. آن هنگام، بعد از ظهر روز جمعه بود؛ سپس خدا ملائکه را امر به سجود بر آدم(علیه السلام) کرد و همه سجده کردند جز ابلیس که از رحمت خدا دور شد.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۵، ص۳۲

 

📖 … قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ … [بقره،۳۴]

🔻به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید»

⚜ از أمیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل است که فرمود:  وَ اسْتَأْدَی اللَّهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی الْمَلَائِکَهًَْ وَدِیعَتَهُ لَدَیْهِمْ وَ عَهْدَ وَصِیَّتِهِ إِلَیْهِمْ فِی الْإِذْعَانِ بِالسُّجُودِ لَهُ وَ الْخُنُوعِ لِتَکْرِمَتِهِ فَقَالَ اسْجُدُوا لِآدَمَ (علیه السلام).

یعنی: خدا از فرشته‌ها خواست آنچه را که قبلاً او به عنوان ودیعه به آن‌ها سپرده‌بود، بپردازند و با سجده و تواضع و احترام نسبت به آدم(علیه السلام) سفارش پیشین و عهد او را به جای آورند. لذا فرمود: اسْجُدُو لِآدَمَ … .

📚 علامه مجلسی،  بحارالأنوار، ج۶۰، ص۲۱۲ و ج۷۴، ص۳۰۴

 

⚜ از أمیرالمؤمنین (علیه السلام)نقل شده که فرمود: أَوَّلُ بُقْعَهًٍْ عُبِدَ اللَّهُ عَلَیْهَا ظَهْرُ الْکُوفَهًِْ لَمَّا أَمَرَ اللَّهُ الْمَلَائِکَهًَْ أَنْ یَسْجُدُوا لآِدَمَ سَجَدُوا عَلَی ظَهْرِ الْکُوفَهًْ.

یعنی: نخستین جایی که خداوند در آن پرستش شد، پشت کوفه بود؛ در آن هنگام که خداوند به فرشتگان فرمان داد که بر آدم(علیه السلام) سجده کنند، آنان در پشت کوفه به سجده افتادند.

📚علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۴۹

 

📖 وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ [بقره،۳۴]

 

⚜ از امام عسکری (علیه السلام)نقل شده است که فرمود: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَمَّا خَلَقَ آدَمَ(علیه السلام) وَ سَوَّاهُ وَ عَلَّمَهُ أَسْمَاءَ کُلِّ شَیْءٍ وَ عَرَضَهُمْ عَلَی الْمَلَائِکَهًِْ جَعَلَ مُحَمَّداً(صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیّاً (علیه السلام) وَ فَاطِمَهًَْ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ (علیهم السلام) أَشْبَاحاً خَمْسَهًًْ فِی ظَهْرِ آدَمَ (علیه السلام) وَ کَانَتْ أَنْوَارُهُمْ تُضِیءُ فِی الْآفَاقِ مِنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْحُجُبِ وَ الْجِنَانِ وَ الْکُرْسِیِّ وَ الْعَرْشِ فَأَمَرَ اللَّهُ الْمَلَائِکَهًَْ بِالسَّجْدَهًِْ لآِدَمَ (علیه السلام) تَعْظِیماً لَهُ إِنَّهُ قَدْ فَضَّلَهُ بِأَنْ جَعَلَهُ وِعَاءً لِتِلْکَ الْأَشْبَاحِ الَّتِی قَدْ عَمَّ أَنْوَارُهَا فِی الْآفَاقِ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ.

یعنی: خداوند وقتی آدم (علیه السلام) را آفرید؛ به او شکل داد؛ به او اسماء هر چیزی را آموخت و آن‌ها را بر ملائکه عرضه کرد، اشباح محمّد (صلی الله علیه و آله)، علی(علیه السلام)، فاطمه(سلام الله علیها)، حسن(علیه السلام) و حسین(علیه السلام) را در نهاد آدم(علیه السلام) قرار داد در حالی‌که انوار آن‌ها در آفاق آسمان‌ها، پرده‌ها، بهشت، کرسی و عرش می‌درخشید. پس به ملائکه دستور داد برای آدم(علیه السلام) سجده کنند. تا آدم(علیه السلام) را بزرگ بشمارند زیرا خداوند او را چون ظرفی، محل قرارگرفتن اشباح [آن پنچ نور] که نورشان آفاق را پُر کرده است قرار داد و به این سبب او را فضیلت داد. پس ملائکه سجده نمودند به جز ابلیس.

📚 علامه‌ مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۴۹ و ج۲۶، ص ۳۲۶ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۱۸

 

⚜ از امام هادی(علیه السلام)نقل است که فرمود: أَنَّ السُّجُودَ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ لِآدَمَ (علیه السلام) لَمْ یَکُنْ لِآدَمَ (علیه السلام) وَ إِنَّمَا کَانَ ذَلِکَ طَاعَهًًْ لِلَّهِ وَ مَحَبَّهًًْ مِنْهُمْ لِآدَمَ (علیه السلام).

یعنی: و منظور از سجود ملائکه بر آدم(علیه السلام) سجده و تعظیم او نبود بلکه آن عمل، بیان اطاعت آن‌ها از امر خداوند و اظهار محبّت آن‌ها نسبت به آدم (علیه السلام) بود.

📚 حرانی، تحف العقول، ص۴۷۸

 

⚜أبوبصیر گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: سَجَدَتِ الْمَلَائِکَهًُْ لآِدَمَ (علیه السلام) وَ وَضَعُوا جِبَاهَهُمْ عَلَی الْأَرْضِ؟ قَالَ: نَعَمْ! تَکْرِمَهًًْ مِنَ اللَّهِ تَعَالَی.

یعنی: آیا واقعاً ملائکه بر آدم (علیه السلام) سجده کردند و پیشانی بر زمین گذاشتند؟ گفت: آری! که این بزرگداشت مقام آدم(علیه السلام) بود؛ به امر خدا.

📚 علامه‌ مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۳۹

 

⚜از امام حسین (علیه السلام)نقل است که فرمود: أَنَّ یَهُودِیّاً مِنْ یَهُودِ الشَّامِ وَ أَحْبَارِهِمْ قَالَ لِعَلِیّ (علیه السلام) فِی کَلَامٍ طَوِیل … فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ (علیه السلام) لَقَدْ کَانَ ذَلِکَ وَ لَئِنْ أَسْجَدَ اللَّهُ لآِدَمَ مَلَائِکَتَهُ فَإِنَ سُجُودَهُمْ لَمْ یَکُنْ سُجُودَ طَاعَهًٍْ أَنَّهُمْ عَبَدُوا آدَمَ (علیه السلام) مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ وَ لَکِنِ اعْتَرَفُوا لآِدَمَ (علیه السلام) بِالْفَضِیلَهًِْ وَ رَحْمَهًًْ مِنَ اللَّه.

یعنی: اگر خدا ملائکه را به سجده بر آدم(علیه السلام) امر کرد، سجده‌ی آن‌ها سجده ی عبادت نبود که آدم(علیه السلام) را در مقابل خدا بپرستند بلکه با این سجده به فضیلت آدم(علیه السلام) و اینکه آدم(علیه السلام) مورد رحمت خدا قرارگرفته، اعتراف نمودند.

📚 همان، ج۱۰، ص۲۸

 

⚜ از امام رضا (علیه السلام)نقل است که فرمود: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی خَلَقَ آدَمَ (علیه السلام) فَأَوْدَعَنَا صُلْبَهُ وَ أَمَرَ الْمَلَائِکَهًَْ بِالسُّجُودِ لَهُ تَعْظِیماً لَنَا وَ إِکْرَاماً وَ کَانَ سُجُودُهُمْ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عُبُودِیَّهًًْ وَ لِآدَمَ (علیه السلام) إِکْرَاماً وَ طَاعَهًًْ لِکَوْنِنَا فِی صُلْبِه.

یعنی: وقتی خداوند آدم (علیه السلام) را آفرید ما را در صلب او به امانت نهاد و به ملائکه دستور داد او را به خاطر تعظیم و گرامیداشت ما، سجده کنند. سجده‌ی آن‌ها برای خدا، عبادت حق‌تعالی و سجده‌ی آنان به آدم (علیه السلام)، تکریم و اطاعت ما بود چرا که در آن هنگام ما در صلب او بودیم.

📚نک: نورالثقلین

 

⚜ از امام عسکری (علیه السلام)نقل است که فرمود: لَمَّا عَرَّفَ اللَّهُ مَلَائِکَتَهُ فَضْلَ خِیَارِ أُمَّهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ شِیعَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ خُلَفَائِهِ (علیهم السلام) وَ احْتِمَالَهُمْ فِی جَنْبِ مَحَبَّهًِْ رَبِّهِمْ مَا لَا تَحْتَمِلُهُ الْمَلَائِکَهًُْ أَبَانَ بَنِی آدَمَ الْخِیَارَ الْمُتَّقِینَ بِالْفَضْلِ عَلَیْهِمْ. ثُمَّ قَالَ: فَلِذَلِکَ فَاسْجُدُوا لآِدَمَ (علیه السلام) لِمَا کَانَ مُشْتَمِلًا عَلَی أَنْوَارِ هَذِهِ الْخَلَائِقِ الْأَفْضَلِینَ وَ لَمْ یَکُنْ سُجُودُهُمْ لآِدَمَ(علیه السلام) إِنَّمَا کَانَ آدَمُ(علیه السلام) قِبْلَهًًْ لَهُم یَسْجُدُونَ نَحْوَهُ لِلَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ وَ کَانَ بِذَلِکَ مُعَظَّماً لَهُ مُبَجَّلًا وَ لَا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ أَنْ یَسْجُدَ لِأَحَدٍ مِنْ دُونِ اللَّهِ یَخْضَعُ لَهُ خُضُوعَهُ لِلَّهِ وَ یُعَظِّمُ بِهِ السُّجُودَ کَتَعْظِیمِهِ لِلَّه.

یعنی: چون خداوند متعال فرشتگان خود را از برتری برگزیدگان امّت محمّد(صلی الله علیه وآله)شیعیان علی(علیه السلام) و جانشینان او با خبر ساخت و ملائکه را آگاه کرد که آن برگزیدگان در زیر سایه‌ی لطف خداوند، باری را می‌توانند به دوش بگیرند که فرشتگان یارای به دوش‌گرفتنش را ندارند، اینگونه برتری نیکان و پارسایان فرزندان آدم(علیه السلام) بر فرشتگان را آشکار نمود. از این رو خداوند آنان را در برابر آدم(علیه السلام) به سجده درآورد چرا که او نور وجود این آفریدگان والا را دربرگرفته‌بود. سجده‌ی فرشتگان از برای آدم(علیه السلام) نبود، بلکه آدم(علیه السلام) قبله‌ی آنان بود تا برای خداوند به‌سوی او به سجده افتند و این چنین او بزرگ و ارجمند شمرده‌شد و شایسته نیست که برای کسی جز خداوند این چنین خضوع شود و با سجده‌کردن به او مانند سجده‌کردن به خدا، آن فرد را بزرگ شمارند.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۱، ص۲۲۸

 

📖… فَسَجَدُوا …[بقره،۳۴]

🔻سجده کردند

⚜ از امام سجّاد(علیه السلام)نقل است که فرمود: فَسَجَدُوا وَ قَالُوا فِی سُجُودِهِمْ فِی أَنْفُسِهِمْ: مَا کُنَّا نَظُنُّ أَنْ یَخْلُقَ اللَّهُ خَلْقاً أَکْرَمَ عَلَیْهِ مِنَّا، نَحْنُ خُزَّانُ اللَّهِ وَ جِیرَانُهُ وَ أَقْرَبُ الْخَلْقِ إِلَیْه.

یعنی: ملائکه سجده کردند و در سجده با خود می‌گفتند: «ما گمان نمی‌کردیم که خدا خلقی با کرامت‌تر از ما خلق کند که ما از خزائن و گنجینه‌ها و همسایه‌های خداییم و نزدیکترین مخلوق به او هستیم»!

📚 محدث نوری،مستدرک الوسایل، ج۹، ص۳۷۰

 

📖 … إِلاَّ … [بقره،۳۴]

🔻جز

⚜ از أمیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل است که فرمود: فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ وَ قَبِیلَهُ.

یعنی: همه سجده کردند جز ابلیس و عشیره‌ اش.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۰، ص۲۱۲و ج۷۴، ص۳۰۴

 

📖 … إِبْلیسَ … [بقره،۳۴]

🔻ابلیس

⚜  عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: … أَقْبَلَ طَاوُسٌ الْیَمَانِیُّ فِی جَمَاعَهًٍْ مِنْ أَصْحَابِهِ ثُمَّ قَالَ لِأَبِی جَعْفَر (علیه السلام): … فَلِمَ سُمِّیَ إِبْلِیسُ إِبْلِیسَ؟ قَالَ: لِأَنَّهُ أُبْلِسُ مِنْ رَحْمَهًِْ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فَلَا یَرْجُوهَا.

یعنی: به امام(علیه السلام) عرض شد: «چرا ابلیس به این نام، نامیده شده است»؟ فرمود: «بدان علت که از رحمت خدای عزّوجلّ، ناامید شده و امیدی به رحمت او ندارد».

📚 علامه‌ مجلسی،بحارالأنوار، ج۴۶، ص۳۵۲

⚜از امام رضا (علیه السلام) نقل است که فرمود:

أَنَّ اسْمَ إِبْلِیسَ الْحَارِثُ وَ إِنَّمَا قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَ: یا إِبْلِیسُ یَا عَاصِی.

یعنی: نام ابلیس، «حارث» است و مقصود از آیه‌ی شریفه در قرآن که فرمود: یا ابلیس یعنی «ای عاصی».

📚 شیخ صدوق،معانی الأخبار، ص۱۳۸

 

⚜جمیل‌بن درّاج گوید: «از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی ابلیس پرسیدم:عَنْ إِبْلِیسَ أَ کَانَ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ أَوْ کَانَ یَلِی شَیْئاً مِنْ أَمْرِ السَّمَاءِ؟ فَقَالَ: لَمْ یَکُنْ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ وَ کَانَتِ الْمَلَائِکَهًُْ تَرَی أَنَّهُ مِنْهَا وَ کَانَ اللَّهُ یَعْلَمُ أَنَّهُ لَیْسَ مِنْهَا وَ لَمْ یَکُنْ یَلِی شَیْئاً مِنْ أَمْرِ السَّمَاءِ وَ لَا کَرَامَهًَْ فَأَتَیْتُ الطَّیَّارَ فَأَخْبَرْتُهُ بِمَا سَمِعْتُ فَأَنْکَرَ. وَ قَالَ: کَیْفَ لَا یَکُونُ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ وَ اللَّهُ یَقُولُ لِلْمَلَائِکَهًِْ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ؟ فَدَخَلَ عَلَیْهِ الطَّیَّارُ فَسَأَلَهُ وَ أَنَا عِنْدَه فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا فِی غَیْرِ مَکَانٍ فِی مُخَاطَبَهًِْ الْمُؤْمِنِینَ أَ یَدْخُلُ فِی هَذِهِ الْمُنَافِقُونَ؟ فَقَالَ: نَعَمْ! یَدْخُلُونَ فِی هَذِهِ الْمُنَافِقُونَ وَ الضُّلَّالُ وَ کُلُّ مَنْ أَقَرَّ بِالدَّعْوَهًِْ الظَّاهِرَهًْ.

یعنی: آیا فرشته بود و یا انجام کاری از امور آسمان برعهده‌ی او بود»؟ فرمود: «فرشته نبود ولی فرشته‌ها او را از خود می‌دانستند؛ در حالی‌که خدا می‌دانست که او فرشته نیست. ابلیس متصدّی هیچ کاری در آسمان نبود و کرامتی نداشت». من نزد طیّار رفتم و آنچه شنیده بودم به او گفتم. او منکر شد و گفت: «چگونه ابلیس از فرشته‌ها نبود حال آنکه خدا به فرشته‌ها می‌فرماید: اسْجُدُو لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلّا إِبْلیسَ». آنگاه خود طیّار نزد آن حضرت(علیه السلام) آمد و گفت: «فدایتان شوم! در این کلام خدا: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا هنگامی‌که برای مؤمنین و خطاب به آنان خوانده‌شود، آیا منافقین نیز مشمول خطاب این آیه قرار می‌گیرند»؟ امام(علیه السلام) فرمود: «بله! منافقین و گمراهان و همه‌ی کسانی که حتّی در ظاهر به دعوت اسلام اقرار کرده‌اند، از مصادیق این آیه محسوب می‌شوند.[اگرچه واقعاً مؤمن نیستند]».

📚 العیاشی، التفسیر،ج۱، ص۳۳

 

⚜جمیل‌بن‌دراج نقل کرده است: که طیّار به من گفت: إِبْلِیسُ لَیْسَ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ وَ إِنَّمَا أُمِرَتِ الْمَلَائِکَهًُْ بِالسُّجُودِ لآِدَمَ (علیه السلام) فَقَالَ إِبْلِیسُ؟ لَا أَسْجُدُ فَمَا لِإِبْلِیسَ یَعْصِی حِینَ لَمْ یَسْجُدْ وَ لَیْسَ هُوَ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ. قَالَ: فَدَخَلْتُ أَنَا وَ هُوَ عَلَی أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: فَأَحْسَنَ وَ اللَّهِ فِی الْمَسْأَلَهًِْ فَقَالَ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَ رَأَیْتَ مَا نَدَبَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ إِلَیْهِ الْمُؤْمِنِینَ مِنْ قَوْلِهِ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَ دَخَلَ فِی ذَلِکَ الْمُنَافِقُونَ مَعَهُمْ قَالَ نَعَمْ وَ الضُّلَّالُ وَ کُلُ مَنْ أَقَرَّ بِالدَّعْوَهًِْ الظَّاهِرَهًِْ وَ کَانَ إِبْلِیسُ مِمَّنْ أَقَرَّ بِالدَّعْوَهًِْ الظَّاهِرَهًِْ مَعَهُم.

یعنی: «ابلیس از ملائکه نبوده چرا که خداوند فقط به ملائکه امر کرد که به آدم(علیه السلام) سجده کنند. ولی ابلیس گفت: سجده نمی‌کنم. پس هنگامی‌که ابلیس سجده نکرد، در واقع معصیت نکرده چون اساساً او از ملائکه‌ای که خداوند به آن‌ها امر به سجده کرده، نبوده است». [برای حلّ این مسئله] با هم به خدمت امام صادق(علیه السلام) رفتیم. طیّار در پی یافتن جواب به امام(علیه السلام) عرض کرد: «فدایت شوم! به نظرت آنجا که خداوند مؤمنین را با کلام خویش ندا می‌دهد: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ آیا منافقان نیز همراه مؤمنین در این ندا داخل شوند»؟ فرمود: «بلی! منافقان، گمراهان و همه‌ی‌کسانی که در ظاهر اقرار به ایمان می‌کنند در این ندا وارد می‌شوند. ابلیس نیز از جمله‌کسانی بود که همراه مؤمنین در ظاهر اقرار به ایمان کرد».

📚 شیخ کلینی،الکافی، ج۲، ص۴۱۲

 

⚜ جمیل‌بن درّاج گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی ابلیس پرسیدم: أَ کَانَ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ أَوْ هَلْ کَانَ یَلِی شَیْئاً مِنْ أَمْرِ السَّمَاءِ؟ قَالَ: لَمْ یَکُنْ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ وَ لَمْ یَکُنْ یَلِی شَیْئاً مِنْ أَمْرِ السَّمَاءِ وَ کَانَ مِنَ الْجِنِّ وَ کَانَ مَعَ الْمَلَائِکَهًِْ وَ کَانَتِ الْمَلَائِکَهًُْ تَرَی أَنَّهُ مِنْهَا وَ کَانَ اللَّهُ یَعْلَمُ أَنَّهُ لَیْسَ مِنْهَا فَلَمَّا أُمِرَ بِالسُّجُودِ کَانَ مِنْهُ الَّذِی کَانَ.

«آیا او از فرشتگان بود یا انجام کاری از امور آسمان را بر عهده داشت»؟ [امام (علیه السلام)] فرمود: «او از فرشتگان نبود و کاری از امور آسمان را نیز بر عهده نداشت. او از جنّیان و همراه فرشتگان بود ولی فرشتگان می‌پنداشتند او از آنان است حال آنکه خداوند می‌دانست که او از فرشتگان نیست. پس هنگامی که به سجده فرمان داده‌شد نافرمانی از او سر زد».

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۰، ص ۲۱۷

 

⚜ جمیل‌بن دراج گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفته شد: فَکَیْفَ وَقَعَ الْأَمْرُ عَلَی إِبْلِیسَ وَ إِنَّمَا أَمَرَ اللَّهُ الْمَلَائِکَهًَْ بِالسُّجُودِ لِآدَمَ (علیه السلام)؟ فَقَالَ: کَانَ إِبْلِیسُ مِنْهُمْ بِالْوَلَاءِ وَ لَمْ یَکُنْ مِنْ جِنْسِ الْمَلَائِکَهًِْ.

یعنی: «پس چگونه ابلیس به سجده بر آدم(علیه السلام)مأمور شد با اینکه خدا فقط به فرشته‌ها فرمان داده بود تا سجده کنند»؟ فرمود: ابلیس به خاطر همراهی و نزدیکی با فرشتگان، از آنان به شمار می‌آمد ولی از جنس آن‌ها نبود.

📚 علامه مجلسی،بحارالأنوار، ج۶۰، ص ۲۳۴

 

⚜ از امام صادق (علیه السلام)نقل است که فرمود: أَمَرَ اللَّهُ إِبْلِیسَ بِالسُّجُودِ لِآدَمَ (علیه السلام) مُشَافَهَهًًْ فَقَالَ: وَ عِزَّتِکَ لَئِنْ أَعْفَیْتَنِی مِنَ السُّجُودِ لآِدَمَ (علیه السلام) لَأَعْبُدَنَّکَ عِبَادَهًًْ مَا عَبَدَهَا خَلْقٌ مِنْ خَلْقِکَ.

یعنی: خداوند به ابلیس روی‌کرده و به او امر کرد تا به آدم(علیه السلام) سجده کند امّا شیطان گفت: «تو را به عزّتت قسم می دهم که اگر از سجده‌ی من بر آدم (علیه السلام) بگذری، تو را چنان عبادت می کنم که هیچ خلقی از مخلوقاتت، تو را چنان عبادت نکرده باشد».

📚 همان، ج۱۱، ص۱۱۹

 

📖.. أَبى … [بقره،۳۴]

🔻سر باز زد

 

⚜ علی‌بن‌إبراهیم (رحمه الله علیه)می گوید: خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ (علیه السلام) فَبَقِیَ أَرْبَعِینَ سَنَهًًْ مُصَوَّراً وَ کَانَ یَمُرُّ بِهِ إِبْلِیسُ اللَّعِینُ فَیَقُولُ لِأَمْرٍ مَا خُلِقْتَ؟ فَقَالَ الْعَالِمُ: (علیه السلام) فَقَالَ إِبْلِیسُ لَئِنْ أَمَرَنِیَ اللَّهُ بِالسُّجُودِ لِهَذَا لَعَصَیْتُهُ. قَالَ: ثُمَّ نَفَخَ فِیهِ فَلَمَّا بَلَغَتْ فِیهِ الرُّوحُ إِلَی دِمَاغِهِ عَطَسَ فَقَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ. فَقَالَ اللَّهُ لَهُ: یَرْحَمُکَ اللَّهُ! قَالَ الصّادق (علیه السلام): فَسَبَقَتْ لَهُ مِنَ اللَّهِ الرَّحْمَهًُْ ثُمَّ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لِلْمَلَائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا لَهُ فَأَخْرَجَ إِبْلِیسُ مَا کَانَ فِی قَلْبِهِ مِنَ الْحَسَدِ فَأَبَی أَنْ یَسْجُدَ.

یعنی: خداوند بشر را خلق و چهل سال او را بدون روح رها نمود، و چون شیطان بر این بدن می‌گذشت، می‌گفت: «برای چه امر مهمّی خلق

شده‌ای»؟! ابلیس [هنگام عبور از کنار جسد بی‌روح آدم (علیه السلام)] گفت: اگر خداوند مرا به سجده بر این موجود امر کند نافرمانی میکنم». سپس خدا در جسد آدم، روح دمید و تا روح به مغز آدم رسید، عطسه کرد و گفت: «الحمدلله». خداوند فرمود: خداوند رحمتش را نصیب تو کند. امام صادق (علیه السلام) ادامه دادند که: رحمت خدا بر آدم (علیه السلام) سبقت جسته و او را دربر گرفت. سپس رو به صف ملائکه نموده و امر کرد تا بر آدم (علیه السلام) سجده کنند؛ همه سجده کردند جز ابلیس؛ حسدی که در سینه داشت او را از صف سجده‌کنندگان خارج کرد و باعث شد از سجده‌کردن امتناع کند.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۴۱

 

⚜ از امام‌صّادق (علیه السلام)نقل است که فرمود: إِنَّ إِبْلِیسَ کَانَ مَعَ الْمَلَائِکَهًْ {وَ کَانَتِ الْمَلَائِکَهًُْ} تَحْسَبُ أَنَّهُ مِنْهُمْ وَ کَانَ فِی عِلْمِ اللَّهِ أَنَّهُ لَیْسَ مِنْهُمْ فَلَمَّا أُمِرَ بِالسُّجُودِ لآِدَمَ (علیه السلام) حَمِیَ وَ غَضِبَ فَأَخْرَجَ اللَّهُ مَا کَانَ فِی نَفْسِهِ بِالْحَمِیَّهًِْ وَ الْغَضَب.

یعنی: شیطان با فرشتگان زندگی می‌کرد و ملائکه خیال می‌کردند شیطان از آنهاست، در حالی‌که خداوند می‌دانست شیطان از فرشتگان نیست؛ پس هنگامی‌که مأمور شد به آدم (علیه السلام) سجده‌کند، تعصّب‌ورزیده و غضب کرد. خداوند به همین جهت او را از مقامش طرد کرد و [از بهشت بیرون نمود].

📚 حاجی نوری، مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۹

 

⚜ از امام عسکری (علیه السلام) نقل است که فرمود: فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَی أَنْ یَتَوَاضَعَ لِجَلَالِ عَظَمَهًِْ اللَّهِ وَ أَنْ یَتَوَاضَعَ لِأَنْوَارِنَا أَهْلَ‌الْبَیْتِ (علیهم السلام).

یعنی: فرشتگان سجده‌نمودند به‌جز ابلیس که از تواضع نسبت به جلال خدا و اینکه در برابر انوار ما اهل‌بیت (علیهم السلام) تواضع نماید، امتناع ورزید.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۴۹

 

⚜از امام کاظم (علیه السلام)نقل است که فرمود: لَمَّا رَأَی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) تَیْماً وَ عَدِیّاً وَ بَنِی أُمَیَّهًَْ یَرْکَبُونَ مِنْبَرَهُ أَفْظَعَهُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قُرْآناً یَتَأَسَّی بِهِ وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبی ثُمَّ أَوْحَی إِلَیْهِ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)! إِنِّی أَمَرْتُ فَلَمْ أُطَعْ فَلَا تَجْزَعْ أَنْتَ إِذَا أَمَرْتَ فَلَمْ تُطَعْ فِی وَصِیِّکَ.

یعنی: پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله)[در خواب] دید تیم (نام قبیله‌ی ابابکر) و عدی (نام قبیله‌ی عمر) و بنی‌امیّه بر منبر او بالا رفته و بر آن مسلّط شده‌اند. خداوند برای تسلّی خاطر پیامبر (صلی الله علیه و آله )این آیه را به او نازل کرد: وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبی؛ سپس وحی کرد: ای محمّد! من نیز دستور دادم ولی شیطان اطاعت نکرد؛ تو نیز از اینکه دستور دادی ولی وصیّتت را نمی‌پذیرند، غمگین نباش.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۲۵و ابن شهر آشوب، المناقب، ج۳، ص۵؛ فیه: «لمّا رأی … یتأسّی به» محذوفٌ

 

⚜ از أمیرالمؤمنین (علیه السلام)نقل است که فرمود:  إِعْتَرَتْهُ الْحَمِیَّهًُْ وَ غَلَبَتْ عَلَیْهِ الشِّقْوَهًُْ.

یعنی: شیطان دچار تعصّب و غرور شد و بدبختی بر او غلبه یافت.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۰، ص۲۱۲ و، ج۷۴، ص۳۰۴

 

📖 … اسْتَکْبَرَ… [بقره،۳۴]

🔻تکبّر ورزید

 

⚜ از امام عسکری (علیه السلام)نقل است که فرمود:  فَاسْتَکْبَرَ وَ تَرَفَّعَ.

یعنی: او تکبّر کرد و خود را بالا گرفت.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۴۹

 

⚜از أمیرالمؤمنین (علیه السلام)نقل است که فرمود: تَعَزَّزُوا بِخِلْقَهًِْ النَّارِ وَ اسْتَوْهَنُوا خَلْقَ الصَّلْصَالِ.

یعنی: همه سجده کردند جز ابلیس و همجنسان او (از جنّیان و شیاطین) که کبر و غرور در آنان پیدا شده بود و نگون‌بختی بر آنان چیره شده بود. به این خاطر که از آتش آفریده شده‌بودند، احساس بزرگی و فخر کردند و آفریده‌شدن از خاک خشکیده را خوار پنداشتند.

📚 همان، ج۶۰، ص۲۱۲و ج۷۴، ص۳۰۴

 

⚜از امام سجاد (علیه السلام) سؤال شد: أَیُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ؟ قَالَ: مَا مِنْ عَمَلٍ بَعْدَ مَعْرِفَهًِْ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ مَعْرِفَهًِْ رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) أَفْضَلَ مِنْ بُغْضِ الدُّنْیَا. فَإِنَّ لِذَلِکَ لَشُعَباً کَثِیرَهًًْ وَ لِلْمَعَاصِی شُعَبٌ فَأَوَّلُ مَا عُصِیَ اللَّهُ بِهِ الْکِبْرُ مَعْصِیَهًُْ إِبْلِیسَ حِینَ أَبی وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرِینَ.

یعنی: «کدام یک از کارها نزد خداوند بهتر است»؟ فرمود: «بعد از شناخت خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) عملی بهتر از بغض‌داشتن نسبت به دنیا نیست؛ بغض دنیا و همچنین معصیت‌ها شعبه‌های متعدّدی دارند. اوّلین گناهی که خداوند به‌وسیله‌ی آن معصیت شد کبر است، شیطان برای نخستین بار تکبّر کرد و خداوند را نافرمانی نمود: أَبی وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ».

📚 همان، ج۷۰، ص۱۹ و ج۷۰، ص۵۹

 

📖 …و کانَ مِنَ الْکافِرینَ [بقره،۳۴]

🔻و [به‌خاطر نافرمانی و تکبّرش] از کافران شد

⚜از امام عسکری(علیه السلام) نقل است که فرمود: کَانَ بِإِبَائِهِ ذَلِکَ وَ تَکَبُّرِهِ مِنَ الْکَافِرِینَ.

یعنی: شیطان به‌سبب آن غرور و تکبّرش و اینکه از سجده بر آدم (علیه السلام) امتناع ورزید، از جمله‌ی کافران گشت.

📚 همان، ج۱۱، ص۱۴۹

 

⚜از امام صادق (علیه السلام)نقل است که فرمود: إِنَّ أَوَّلَ کُفْرٍ کَفَرَ بِاللَّهِ حَیْثُ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ (علیه السلام) کُفْرُ إِبْلِیسَ حَیْثُ رَدَّ عَلَی اللَّهِ أَمْرَه.

یعنی: نخستین کفری که به خدا ورزیده‌شد، آنجا بود که خداوند آدم (علیه السلام) را آفرید و ابلیس با سرباز زدن از فرمان خداوند، کفر پیشه کرد.

📚 همان، ج۱۱، ص۱۴۹

 

⚜ از امام صادق(علیه السلام)نقل است که فرمود: اِبلِیسُ وَلَدَ کَافِراً.

یعنی: ابلیس، کافر زاده شد.

📚شیخ صدوق، الخصال، ج۱، ص۱۵۲

 

⚜ موسی‌بن بکیر گوید: از أبوالحسن (علیه السلام) پرسیدم:عَنِ الْکُفْرِ وَ الشِّرْکِ أَیُّهُمَا أَقْدَمُ؟ قَالَ فَقَالَ لِی: مَا عَهْدِی بِکَ تُخَاصِمُ النَّاسَ؟ قُلْتُ: أَمَرَنِی هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ أَنْ أَسْأَلَکَ عَنْ ذَلِکَ. فَقَالَ لِی: الْکُفْرُ أَقْدَمُ وَ هُوَ الْجُحُودُ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَّا إِبْلِیسَ أَبی وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرِینَ.

یعنی: امام (علیه السلام) فرمود: … کفر پیش‌تر است و آن به معنی انکار است؛ خدای عزّوجلّ فرموده است: إِلّا إِبْلیسَ أَبی وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ

📚 شیخ کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۸۵ و العیاشی، التفسیر، ج۱، ص۳۴؛ فیه: «هشام بن حکم» بدل «هشام بن سالم» ایضاٌ «قال الله … إبلیس» محذوفٌ

 

📖 وَ قُلْنا یا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّهً وَ کُلا مِنْها رَغَداً حَیْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَهً فَتَکُونا مِنَ الظَّالِمینَ [بقره،۳۵]

🔻و گفتیم: «اى آدم! تو با همسرت در بهشت سکونت کن؛ و از [نعمت‌هاى] آن، از هرجا مى‌خواهید، در کمال فراوانى بخورید؛ [ولى] نزدیک این درخت نشوید؛ که از ستمکاران خواهید شد.»

 

📖 … الْجَنَّهً … [بقره،۳۵]

🔻بهشت

⚜از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی بهشت آدم (علیه السلام) پرسیده‌شد که : أَ مِنْ جِنَانِ الدُّنْیَا کَانَتْ أَمْ مِنْ جِنَانِ الْآخِرَهًِْ؟ فَقَالَ: کَانَتْ مِنْ جِنَانِ الدُّنْیَا تَطْلُعُ فِیهَا الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ لَوْ کَانَتْ مِنْ جِنَانِ الْآخِرَهًِْ مَا أُخْرِجَ مِنْهَا أَبَداً آدَمُ (علیه السلام) وَ لَمْ یَدْخُلْهَا إِبْلِیس.

از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی بهشت آدم(علیه السلام) پرسیده‌شد که «آیا از بهشت‌های دنیایی بوده یا از بهشت‌های آخرت»؟ حضرت (علیه السلام) فرمود: «آن باغی از باغ‌های دنیا بود که خورشید و ماه در آن طلوع می‌کرد و اگر از باغ‌های بهشت آخرت بود هرگز آدم (علیه السلام) از آن بیرون نمی‌رفت و ابلیس به آن راه نمی‌یافت».

📚 نک: نورالثقلین و البرهان؛ فیهما: بالإختصار

 

📖 … رَغَداً … [بقره،۳۵]

🔻در کمال فراوانی

⚜ از امام عسکری (علیه السلام)نقل است که فرمود: وَاسِعاً: رغداً یعنی فراوان.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۲۱

 

📖 …حَیْثُ شِئْتُما …[بقره،۳۵]

🔻از هرجا می‌خواهید

⚜از امام عسکری (علیه السلام) نقل است که فرمود: بِلَا تَعَبٍ: [نعمت‌ها] بی‌رنج و خستگی هستند.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۲۱

 

📖… وَ لا تَقْرَبا … [بقره،۳۵]

🔻ولی نزدیک نشوید

⚜ از امام صادق (علیه السلام)نقل است که فرمود: لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَهَ اَی لَا تَأکُلَا مِنهَا.

یعنی: از آن نخورید.

📚 العیاشی، التفسیر، ج۱، ص۳۵

 

⚜ از امام رضا (علیه السلام) نقل است که فرمود:

لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَهَ … وَ لَمْ یَقُلْ لَهُمَا لَا تَأْکُلَا مِنْ هَذِهِ الشَّجَرَهًِْ وَ لَا مِمَّا کَانَ مِنْ جِنْسِهَا.

یعنی: خداوند فرمود: به این درخت نزدیک نشوید … و نفرمود از این درخت و سایر درخت‌های از این نوع، نخورید.

📚 علامه‌ مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۷۸ و طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۴۲۶

 

⚜ از أمیرالمؤمنین (علیه السلام)نقل است که فرمود: فَدَلَّهُمَا عَلَی مَا فِیهِ نَفْعُهُمَا وَ بَقَاؤُهُمَا وَ نَهَاهُمَا عَنْ سَبَبِ مَضَرَّتِهِمَا ثُمَّ جَرَی الْأَمْرُ وَ النَّهْیُ فِی ذُرِّیَّتِهِمَا إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ وَ لِهَذَا اضْطُرَّ الْخَلْقُ إِلَی أَنَّهُ لَا بُدَّ لَهُمْ مِنْ إِمَامٍ مَنْصُوصٍ عَلَیْهِ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ یَأْتِی بِالْمُعْجِزَاتِ ثُمَّ یَأْمُرُ النَّاسَ وَ یَنْهَاهُمْ وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ خَلَقَ الْخَلْقَ عَلَی ضَرْبَیْنِ نَاطِقٍ عَاقِلٍ فَاعِلٍ مُخْتَارٍ وَ ضَرْبٍ مُسْتَبْهَمٍ فَکَلَّفَ النَّاطِقَ الْعَاقِلَ الْمُخْتَارَ.

یعنی: خداوند آدم (علیه السلام) و حوا (سلام الله علیها) را به آنچه منفعت و دلیل بقاء آن‌ها بود راهنمایی کرد و آن دو را از آنچه به آنان زیان رساند، نهی فرمود. سپس این امر و نهی در فرزندان آن دو، تا قیامت تسرّی پیداکرد و به دلیل ملزوم‌بودن مخلوقات به این اوامر، آن‌ها در اضطرار بودند و چاره‌ای نبود جز وجود یک امام و رهبری که از جانب خدا تعیین شده‌باشد و با معجزات پیش آنان (انسان‌ها) رود تا ایشان را در جهت انجام فرامین الهی، امر و نهی کند. زیرا خدای منزّه از هر عیبی، خلایق را در دو گروه آفریده: گروهی که هوشیار و عاقل‌اند و به انتخاب و اختیار خود راه هدایت را می‌یابند و گروهی گنگ و سرگردانند که هدایت آنان را آن گروه هوشیار و عاقل و مختار برعهده می‌گیرند.

📚 علامه مجلسی،  بحارالأنوار، ج۹۰، ص۴۱

 

📖… هذِهِ الشَّجَرَهً … [بقره،۳۵]

🔻این درخت

 

⚜ از امام عسکری (علیه السلام)نقل است که فرمود: شَجَرَهًَْ الْعِلْمِ شَجَرَهًَْ عِلْمِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) آثَرَهُمُ اللَّهُ تَعَالَی بِهِ دُونَ سَائِرِ خَلْقِهِ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَهً شَجَرَهًَْ الْعِلْمِ فَإِنَّهَا لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِهِ (علیهم السلام) خَاصَّهًًْ دُونَ غَیْرِهِمْ لَا یَتَنَاوَلُ مِنْهَا بِأَمْرِ اللَّهِ إِلَّا هُمْ وَ مِنْهَا مَا کَانَ یَتَنَاوَلُهُ النَّبِیٌّ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَهًُْ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ (علیهم السلام) بَعْدَ إِطْعَامِهِمُ الْمِسْکِینَ وَ الْیَتِیمَ وَ الْأَسِیرَ حَتَّی لَمْ یُحِسُّوا بَعْدُ بِجُوعٍ وَ لَا عَطَشٍ وَ لَا تَعَبٍ وَ لَا نَصَبٍ وَ هِیَ شَجَرَهًٌْ تَمَیَّزَتْ مِنْ بَیْنِ أَشْجَارِ الْجَنَّهًِْ أَنَّ سَائِرَ أَشْجَارِ الْجَنَّهًِْ کَانَ کُلُّ نَوْعٍ مِنْهَا یَحْمِلُ نَوْعاً مِنَ الثِّمَارِ وَ الْمَأْکُولِ وَ کَانَتْ هَذِهِ الشَّجَرَهًُْ وَ جِنْسُهَا تَحْمِلُ الْبُرَّ وَ الْعِنَبَ وَ التِّینَ وَ الْعُنَّابَ وَ سَائِرَ أَنْوَاعِ الثِّمَارِ وَ الْفَوَاکِهِ وَ الْأَطْعِمَهًِْ فَلِذَلِکَ اخْتَلَفَ الْحَاکُونَ بِذِکْرِ الشَّجَرَهًِْ فَقَالَ بَعْضُهُمْ: هِیَ بُرَّهًٌْ وَ قَالَ آخَرُونَ: هِیَ عِنَبَهًٌْ وَ قَالَ آخَرُونَ: هِیَ تِینَهًٌْ وَ قَالَ آخَرُونَ: هِیَ عُنَّابَهًٌْ وَ قَالَ اللَّهُ: وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَهً تَلْتَمِسَانِ بِذَلِکَ دَرَجَهًَْ مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) وَ آلِ مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) فِی فَضْلِهِمْ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ خَصَّهُمْ بِهَذِهِ الدَّرَجَهًِْ دُونَ غَیْرِهِمْ وَ هِیَ الشَّجَرَهًُْ الَّتِی مَنْ تَنَاوَلَ مِنْهَا بِإِذْنِ اللَّهِ أُلْهِمَ عِلْمَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ مِنْ غَیْرِ تَعَلُّمٍ وَ مَنْ تَنَاوَلَ مِنْهَا بِغَیْرِ إِذْنِ اللَّهِ خَابَ مِنْ مُرَادِهِ وَ عَصَی رَبَّهُ فَتَکُونا مِنَ الظَّالِمِینَ بِمَعْصِیَتِکُمَا وَ الْتِمَاسِکُمَا دَرَجَهًًْ قَدْ أُوثِرَ بِهَا غَیْرُکُمَا إِذَا رُمْتُمَا بِغَیْرِ حُکْمِ اللَّه.

یعنی: آن درخت ممنوعه، درخت علم و درخت دانش محمّد و آل‌محمّد (علیهم السلام) بوده که خداوند به‌واسطه‌ی آن ایشان را بر سایر خلق برگزیده و برتری داده است و نهی الهی به‌واسطه‌ی آن بوده که این درخت دانش مخصوص محمّد و آل (علیهم السلام) اوست و هیچ‌کس غیر آنان، به امر خدا از آن درخت بهره‌مند نمی‌شود، و آن همان درختی است که پیامبر(صلی الله علیه وآله)،علی(علیه السلام)، فاطمه(سلام الله علیها) و حسنین(علیها السلام) بعد از اطعام مسکین، یتیم و اسیر از آن بهره‌مند شدند و بعد از آن هرگز احساس گرسنگی، تشنگی، خستگی و کسالت ننمودند و آن درختی است که در بین دیگر درختان بهشت ممتاز است، چرا که سایر درختان هر یک نوعی از میوه را دارند، امّا جنس این درخت به گونه‌ای است که ثمره‌ی آن گندم، انگور، انجیر، عنّاب و سایر انواع میوه‌ها و خوراکی‌های لذیذ است. به همین خاطر است که راویان در ذکر [نوع] این درخت اختلاف کرده‌اند؛ برخی آن را درخت گندم می‌دانند، گروهی دیگر درخت انگور؛ گروهی درخت انجیر و گروهی نیز از آن درخت عنّاب نام برده‌اند. اینکه خداوند آن‌ها را از نزدیک‌شدن به این درخت نهی فرمود، به جهت آن بود که با دستیابی به آن، به درجه‌ی محمّد و آل او (علیهم السلام) می‌رسیدند، [در حالی که] خداوند این درجه را فقط مخصوص ایشان گردانیده و آن درختی است که هرکس به اذن خدا از آن تناول کند، به او علم اوّلین و آخرین بدون نیاز به آموزش، الهام می‌شود و هرکس به غیر اذن خدا از آن بهره‌مند شود از مرادش محروم گشته و خدا را معصیت کرده و در زمره‌ی ستمکاران قرار می‌گیرد، [و شما ای آدم (علیه السلام) و حوّا (سلام الله علیها)] با ارتکاب معصیت الهی و درخواست آن درجه‌ای که به شما اختصاص ندارد، به حکمی غیر حکم خدا گرایش پیدا کردید.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۲۲۱

 

⚜اباصلت می‌گوید خطاب به امام رضا (علیه السلام) عرض کردم: یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) أَخْبِرْنِی عَنِ الشَّجَرَهًِْ الَّتِی أَکَلَ مِنْهَا آدَمُ (علیه السلام) وَ حَوَّاءُ (سلام الله علیها) مَا کَانَتْ، فَقَدِ اخْتَلَفَ النَّاسُ فِیهَا. فَمِنْهُمْ مَنْ یَرْوِی: أَنَّهَا الْحِنْطَهًُْ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَرْوِی: أَنَّهَا الْعِنَبُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَرْوِی: أَنَّهَا شَجَرَهًُْ الْحَسَدِ؟ فَقَالَ: کُلُّ ذَلِکَ حَقٌّ. قُلْتُ: فَمَا مَعْنَی هَذِهِ الْوُجُوهِ عَلَی اخْتِلَافِهَا؟ فَقَالَ: یَا أَبَا الصَّلْتِ! إِنَّ شَجَرَ الْجَنَّهًِْ تَحْمِلُ أَنْوَاعاً فَکَانَتْ شَجَرَهًْ الْحِنْطَهًِْ وَ فِیهَا عِنَبٌ وَ لَیْسَتْ کَشَجَرِ الدُّنْیَا وَ إِنَّ آدَمَ (علیه السلام) لَمَّا أَکْرَمَهُ اللَّهُ تَعَالَی ذِکْرُهُ بِإِسْجَادِ مَلَائِکَتِهِ لَهُ وَ بِإِدْخَالِهِ الْجَنَّهًَْ قَالَ فِی نَفْسِهِ: هَلْ خَلَقَ اللَّهُ بَشَراً أَفْضَلَ مِنِّی فَعَلِمَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ مَا وَقَعَ فِی نَفْسِهِ فَنَادَاهُ ارْفَعْ رَأْسَکَ یَا آدَمُ (علیه السلام) فَانْظُرْ إِلَی سَاقِ عَرْشِی فَرَفَعَ آدَمُ (علیه السلام) رَأْسَهُ فَنَظَرَ إِلَی سَاقِ الْعَرْشِ فَوَجَدَ عَلَیْهِ مَکْتُوباً لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ وَ زَوْجُهُ فَاطِمَهًُْ سَیِّدَهًُْ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهًِْ. فَقَالَ آدَمُ (علیه السلام): یَا رَبِّ مَنْ هَؤُلَاءِ؟ فَقَالَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ: مِنْ ذُرِّیَّتِکَ وَ هُمْ خَیْرٌ مِنْکَ وَ مِنْ جَمِیعِ خَلْقِی وَ لَوْلَاهُمْ مَا خَلَقْتُکَ وَ لَا خَلَقْتُ الْجَنَّهًَْ وَ النَّارَ وَ لَا السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ فَإِیَّاکَ أَنْ تَنْظُرَ إِلَیْهِمْ بِعَیْنِ الْحَسَدِ فَأُخْرِجَکَ عَنْ جِوَارِی. فَنَظَرَ إِلَیْهِمْ بِعَیْنِ الْحَسَدِ وَ تَمَنَّی مَنْزِلَتَهُمْ فَتَسَلَّطَ الشَّیْطَانُ عَلَیْهِ حَتَّی أَکَلَ مِنَ الشَّجَرَهًِْ الَّتِی نُهِیَ عَنْهَا وَ تَسَلَّطَ عَلَی حَوَّاءَ (سلام الله علیها) لِنَظَرِهَا إِلَی فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) بِعَیْنِ الْحَسَدِ حَتَّی أَکَلَتْ مِنَ الشَّجَرَهًِْ کَمَا أَکَلَ آدَمُ (علیه السلام) فَأَخْرَجَهُمَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْ جَنَّتِهِ وَ أَهْبَطَهُمَا عَنْ جِوَارِهِ إِلَی الْأَرْض.

یعنی: ای پسر رسول‌خدا! مرا از حقیقت شجره‌ای که آدم (علیه السلام) و حوا (علیهاالسلام) از آن خوردند خبر بده! چرا که مردم در آن اختلاف کرده‌اند؛ بعضی روایت کرده‌اند که درخت گندم بود؛ برخی دیگر روایت کرده‌اند که درخت انگور بود و طائفه‌ای نیز گفته‌اند که درخت حسد بود». حضرت(علیه السلام) فرمود: «تمام این‌ها درست است». عرض کردم: «پس این چه معنی دارد و این اختلاف چیست»؟ فرمود: «ای اباصلت! درخت بهشت انواع و اقسام مختلفی میوه می دهد و مانند درخت دنیا نیست [که تنها یک نوع میوه بدهد]. آن درخت [که آدم (علیه السلام) و حوا (علیهاالسلام)از آن خوردند] درخت گندم بود و انگور هم می‌داد و وقتی خداوند ملائکه را به سجده به آدم (علیه السلام)امر و او را وارد بهشت نمود، آدم (علیه السلام) با خود می‌گفت: آیا خداوند خلقی برتر از من نیز دارد»؟! حق‌تعالی چون بر خیال او نیز آگاه بود، ندا در داد که «ای آدم! سر خود را بلند کن و به ساق عرش من بنگر»!

آدم (علیه السلام) چون سر خود را بلند نمود و به ساق عرش نگریست، دید بر آن نوشته شده است: «لا اله الا الله محمّد رسول الله، علی‌بن‌ابی‌طالب امیرالمؤمنین (علیه السلام) و زوجته فاطمه (سلام الله علیها) سیده نساءالعالمین و الحسن (علیه السلام) و الحسین (علیه السلام) سیدی شباب اهل‌الجنه».

پس آدم (علیه السلام) عرض کرد: «پروردگارا! این‌ها چه کسانی هستند»؟ خدای عزّوجلّ فرمود: «این‌ها ذریّه و فرزندان تو هستند و از تو بهتر و حتّی از جمیع آفریدگان من برترند و اگر اینها نبودند نه تو را می‌آفریدم و نه بهشت و نه جهنّم و نه آسمان و نه زمین را؛ پس مبادا به ایشان به چشم حسد نگاه کنی که در آن صورت تو را از همسایگی خود که بهشت است بیرون می‌کنم»! امّا آدم (علیه السلام)به ایشان به چشم حسد نگاه و منزلت ایشان را برای خود آرزو کرد. پس شیطان بر او مسلّط گشت تا [او را وسوسه کرده و] از درختی که از آن نهی شده بود، بخورد و شیطان بر حوا (علیهاالسلام) مسلّط شد تا [او را وسوسه کند و] بر فاطمه (سلام الله علیها) به چشم حسد نظر کند [تا آنکه بالأخره] از آن درخت ممنوعه خورد؛ چنان که آدم (علیه السلام) قبل از آن خورده‌بود. پس حق‌تعالی هر دو را از بهشت بیرون کرد و آن‌ها را از جوار خود به این عالم خاک فرو فرستاد».

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۶۵

 

⚜ از امام صادق (علیه السلام) نقل است که فرمود:یَعْنِی شَجَرَهًَْ الْحِنْطَهًْ.ِ

یعنی: آن درخت، درخت گندم است.

📚 شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص۱۰۸

 

⚜از امام رضا (علیه السلام) نقل است که فرمود:لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَهً وَ أَشَارَ لَهُمَا إِلَی شَجَرَهًِْ الْحِنْطَهًِْ فَتَکُونا مِنَ الظَّالِمِینَ.

یعنی: خدا فرمود: به این درخت نزدیک نشوید و آن دو را متوجّه درخت گندم کرد و فرمود: اگر نزدیک آن شوید از ظالمین محسوب می‌شوید.

📚 همو، عیون أخبارالرضا (علیه السّلام)، ج۱، ص۱۹۵

 

⚜ از امام هادی (علیه السلام) نقل‌ است که فرمود:الشَّجَرَهًُْ الَّتِی نَهَی اللَّهُ آدَمَ (علیه السلام) وَ زَوْجَتَهُ أَنْ یَأْکُلَا مِنْهَا شَجَرَهًُْ الْحَسَدِ.

یعنی: درختی که خدا، آدم (علیه السلام) و همسرش حوا (سلام الله علیها)را از خوردن میوه‌ی آن نهی فرمود، درخت «الحان» نام داشت.

📚 العیاشی، التفسیر، ج۲، ص۹

 

⚜ابن‌سلام خطاب به پیامبر (صلی الله علیه وآله) گفت: یَا مُحَمَّدُ! فَأَخْبِرْنِی مَا صِفَهًُْ الشَّجَرَهًِْ وَ کَمْ لَهَا غُصْنٌ وَ کَمْ کَانَ طُولُ السُّنْبُلَهًِْ: قَالَ: یَا ابْنَ سَلَامٍ! کَانَ لَهَا ثَلَاثَهًُْ أَغْصَانٍ وَ کَانَ طُولُ کُلِّ سُنْبُلَهًٍْ ثَلَاثَهًَْ أَشْبَارٍ. قَالَ: صَدَقْتَ یَا مُحَمَّدُ! فَکَمْ سُنْبُلَهًًْ فَرَّکَ مِنْهَا آدَمُ؟ قَالَ: سُنْبُلَهًًْ وَاحِدَهًًْ. قَالَ: صَدَقْتَ یَا مُحَمَّدُ! فَکَمْ کَانَ

فِی السُّنْبُلَهًِْ مِنْ حَبَّهًٍْ؟ قَالَ: کَانَ فِیهَا خَمْسُ حَبَّاتٍ. قَالَ: فَأَخْبِرْنِی مَا صِفَهًُْ الْحَبَّهًِْ؟ قَالَ: یَا ابْنَ سَلَامٍ! کَانَتْ بِمَنْزِلَهًِْ الْبَیْضِ الْکِبَارِ. قَالَ: فَأَخْبِرْنِی عَنِ الْحَبَّهًِْ الَّتِی بَقِیَتْ مَعَ آدَمَ مَا صَنَعَ بِهَا؟ قَالَ: یَا ابْنَ سَلَامٍ! أُنْزِلَتْ مَعَ آدَمَ مِنَ الْجَنَّهًِْ فَزَرَعَ آدَمُ تِلْکَ الْحَبَّهًَْ فَتَنَاسَلَ مِنْ تِلْکَ الْحَبَّهًِْ الْبَرَکَهًْ.

یعنی: «ای محمّد! آن درخت [ممنوعه] را برای من توصیف کن و به من بگو تعداد شاخه‌های آن چند و طول یک خوشه‌ی آن چقدر بود»؟ حضرت فرمود: «ای ابن‌سلام! آن درخت سه شاخه داشت و طول هر خوشه‌ی آن، سه وجب بود.

گفت: «ای محمّد! راست گفتی! پس بگو آدم چند تا از آن خوشه‌های درخت را چید»؟ حضرت فرمودند: «یک خوشه».

او گفت: «ای محمّد!راست گفتی! پس بگو هر خوشه شامل چند دانه بود»؟

حضرت فرمودند: «هر خوشه پنج دانه داشت».

او گفت: «مرا از خصوصیّات آن دانه مطّلع کن». پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: «ای ابن‌سلام! آن دانه‌ها مثل تخم‌مرغ‌های بزرگی بودند».

او گفت: «به من بگو آدم (علیه السلام) با آن دانه‌هایی که نزدش باقی‌ماند، چه کرد»؟

پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای ابن‌سلام! بقیّه‌ی دانه‌ها، همراه آدم (علیه السلام) [به زمین] نازل‌شد و آدم (علیه السلام) آن را کاشت و برکت از آن دانه زیاد شد».

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۷، ص۲۴۴

 

⚜ از امام صادق (علیه السلام) نقل است که فرمود:إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَرَضَ عَلَی آدَمَ (علیه السلام) فِی الْمِیثَاقِ ذُرِّیَّتَهُ فَمَرَّ بِهِ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) وَ هُوَ مُتَّکِئٌ عَلَی عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ فَاطِمَهًُْ (سلام الله علیها) تَتْلُوهُمَا وَ الْحَسَنُ (علیه السلام) وَ الْحُسَیْنُ (علیه السلام) یَتْلُوَانِ فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) فَقَالَ اللَّهُ: یَا آدَمُ (علیه السلام)! إِیَّاکَ أَنْ تَنْظُرَ إِلَیْهِ بِحَسَدٍ أُهْبِطْکَ مِنْ جِوَارِی.

یعنی‌: همانا خداوند تعالی در هنگام میثاق، فرزندان آدم (علیه السلام) را به او نشان داد پس پیامبر (صلی الله علیه وآله) در حالی‌که به علی (علیه السلام) تکیه داده‌بود و فاطمه (سلام الله علیها) در حالی که از پس آن دو می‌آمد و حسن و حسین (علیها السلام) در حالیکه بعد از فاطمه (سلام الله علیها) می‌آمدند، از مقابل دیدگان آدم (علیه السلام) رد شدند. پس خداوند فرمود: «ای آدم (علیه السلام) بپرهیز که با حسد به آن‌ها بنگری که در آن صورت تو را از جوار خود، هبوط می‌دهم»!

📚 همان، ج۱۱، ص۱۸۷

 

📖 … فَتَکُونا مِنَ الظَّالِمینَ [بقره،۳۵]

🔻که از ستمکاران خواهید شد

 

⚜ از امام صادق (علیه السلام)نقل است که فرمود: فَنَظَرَ إِلَی مَنْزِلَهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ الْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) بَعْدَهُمْ فَوَجَدَاهَا أَشْرَفَ مَنَازِلِ أَهْلِ الْجَنَّهًِْ فَقَالَا: یَا رَبَّنَا لِمَنْ هَذِهِ الْمَنْزِلَهًُْ؟ فَقَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ: ارْفَعَا رُءُوسَکُمَا إِلَی سَاقِ عَرْشِی. فَرَفَعَا رُءُوسَهُمَا فَوَجَدَا اسْمَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ فَاطِمَهًَْ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ (علیهم السلام)وَ الْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) مَکْتُوبَهًًْ عَلَی سَاقِ الْعَرْشِ بِنُورٍ مِنْ نُورِ الْجَبَّارِ جَلَّ جَلَالُهُ. فَقَالَا: یَا رَبَّنَا! مَا أَکْرَمَ أَهْلَ هَذِهِ الْمَنْزِلَهًِْ عَلَیْکَ وَ مَا أَحَبَّهُمْ إِلَیْکَ وَ مَا أَشْرَفَهُمْ لَدَیْکَ! فَقَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ: لَوْلَاهُمْ مَا خَلَقْتُکُمَا هَؤُلَاءِ خَزَنَهًُْ عِلْمِی وَ أُمَنَائِی عَلَی سِرِّی إِیَّاکُمَا أَنْ تَنْظُرَا إِلَیْهِمْ بِعَیْنِ الْحَسَدِ وَ تَتَمَنَّیَا مَنْزِلَتَهُمْ عِنْدِی وَ مَحَلَّهُمْ مِنْ کَرَامَتِی فَتَدْخُلَا بِذَلِکَ فِی نَهْیِی وَ عِصْیَانِی فَتَکُونا مِنَ الظَّالِمِینَ. قَالَا: رَبَّنَا! وَ مَنِ الظَّالِمُونَ؟ قَالَ: الْمُدَّعُونَ لِمَنْزِلَتِهِمْ بِغَیْرِ حَق. قَالَا: رَبَّنَا! فَأَرِنَا مَنَازِلَ ظَالِمِیهِمْ فِی نَارِکَ حَتَّی نَرَاهَا کَمَا رَأَیْنَا مَنْزِلَتَهُمْ فِی جَنَّتِکَ. فَأَمَرَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی النَّارَ فَأَبْرَزَتْ جَمِیعَ مَا فِیهَا مِنْ أَلْوَانِ النَّکَالِ وَ الْعَذَابِ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: مَکَانُ الظَّالِمِینَ لَهُمُ الْمُدَّعِینَ لِمَنْزِلَتِهِمْ فِی أَسْفَلِ دَرْکٍ مِنْهَا کُلَّما أَرادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْها أُعِیدُوا فِیها وَ کُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلُوا سِوَاهَا لِیَذُوقُوا الْعَذابَ.

یعنی: [آدم(علیه السلام) و حوا(علیهاالسلام) در هنگام میثاق] به جایگاه محمّد(صلی الله علیه وآله)، علی(علیه السلام)، فاطمه(سلام الله علیها)، حسن(علیه السلام) و حسین(علیه السلام)و امامان پس از آنها(علیهم السلام) نگریستند و آن را ارجمندترین سراهای بهشت یافتند. گفتند: «پروردگارا! این منزلت از برای کیست»؟

خداوند جلّ‌جلاله فرمود: «سرهایتان را به‌سوی ساق عرش بلند کنید. آن‌ها سر بالا کرده و دیدند نام محمّد(صلی الله علیه وآله) و علی(علیه السلام) و فاطمه(سلام الله علیها) و حسن و حسین(علیها السلام) و امامان(علیهم السلام) بر ساق عرش به نوری از نورهای خداوند جبار جلّ‌جلاله نوشته شده است».

گفتند: «پروردگارا! اهل این منزلت نزد تو چقدرگرامی، محبوب و ارجمندند»؟

خداوند در جواب آنان فرمود: اگر آنان نمی‌بودند من شما دو تن را نمی‌آفریدم. آنان گنجینه‌های علم و امین اسرار من هستند. مبادا به ایشان به دیده‌ی حسد بنگرید و منزلت و جایگاه کرامت آن‌ها در نزد من را برای خود آرزو کنید که در آن صورت در راه سرکشی و نافرمانی من گام می‌گذارید و در زمره‌ی ستمگران قرار خواهیدگرفت».

آدم(علیه السلام) و حوا(علیهاالسلام) گفتند: «پروردگارا! این ستمگران کیستند»؟

خداوند فرمود: «آنان که به ناروا منزلت ایشان را برای خود ادّعا می‌کنند». سپس آن دو چنین درخواست‌کردند که «پروردگارا! سرای ستمکاران در حقّ ایشان را در آتش دوزخ خود، به ما بنمای تا همان‌طور که منزلت ایشان را در بهشت تو دیدیم، آن [جایگاه] را نیز ببینیم. پس خداوند تبارک و تعالی به آتش دوزخ فرمان داد و آتش هر آنچه از شکنجه و عذاب در خود داشت نمایان ساخت. خداوند عزّوجلّ فرمود: جای ستمکاران در حقّ محمّد(صلی الله علیه وآله)، علی(علیه السلام) و اهل بیت آنان(علیهم السلام) که [به ناحق] می‌خواهند جایگاه آنان را بگیرند در فروترین مراتب دوزخ است. هرگاه که تلاش می‌کنند از آن رها گشته و خارج شوند دوباره به آن عذاب برمی‌گردند؛ هرگاه بر اثر عذاب، پوستشان می‌سوزد و از بین می‌رود پوستشان را به پوست جدیدی تبدیل می‌کنند تا عذاب بیشتری بچشند».

📚 شیخ صدوق،معانی الأخبار، ص۱۰۸

 

⚜ از امام صادق (علیه السلام) نقل است که فرمود: فَلَمَّا أَسْکَنَهُ اللَّهُ الْجَنَّهًَْ مُثِّلَ لَهُ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ فَاطِمَهًُْ (سلام الله علیها) وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ (علیها السلام) فَنَظَرَ إِلَیْهِمْ بِحَسَدٍ ثُمَّ عُرِضَتْ عَلَیْهِ الْوَلَایَهًُْ فَأَنْکَرَهَا فَرَمَتْهُ الْجَنَّهًُْ بِأَوْرَاقِهَا.

یعنی: زمانی که خداوند آدم (علیه السلام) را در بهشت ساکن نمود، تمثیلی [و اشباهی از] پیامبر (صلی الله علیه و آله)، علی (علیه السلام)، فاطمه (سلام الله علیها)، حسن و حسین (علیها السلام)برای او نمایان شدند. پس آدم(علیه السلام) با حسد به ایشان نگریست سپس ولایت بر او عرضه شد امّا آدم (علیه السلام) آن را نپذیرفت. پس بهشت برگ‌هایش را به او پرتاب نمود.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۷

 

⚜ از امام سجّاد (علیه السلام)نقل است که فرمود: فَتَکُونا مِنَ الظَّالِمِینَ فَأَخَذَا مَا لَا حَاجَهًَْ بِهِمَا إِلَیْهِ فَدَخَلَ ذَلِکَ عَلَی ذُرِّیَّتِهِمَا إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ وَ ذَلِکَ أَنَّ أَکْثَرَ مَا یَطْلُبُ ابْنُ آدَمَ مَا لَا حَاجَهًَْ بِه.

یعنی: آدم (علیه السلام) و حوا(علیهاالسلام)چیزی را برگرفتند که هیچ نیازی به آن نداشتند) منظور، برخورداری از میوه‌ی درخت ممنوعه است (و این‌گونه این خصلت تا روز قیامت درون فرزندانشان راه یافت؛ چرا که بیشترین خواسته‌های فرزند آدم (علیه السلام) چیزیست که هیچ نیازی به آن ندارند.

📚 شیخ کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۳۱

 

📖فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا کانا فیهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حینٍ [۳۶]

🔻پس شیطان موجب لغزش آنها از بهشت شد؛ و آنان را از آنچه در آن بودند، بیرون کرد. و [در این هنگام به آنها] گفتیم: «[همگى از مقام خویش] فرودآیید! در حالى‌که دشمن یکدیگر خواهیدبود. و براى شما در زمین، تا مدّت معیّنى محل اقامت و وسیله‌ی بهره‌بردارى خواهدبود».

 

⚜ از امام صادق (علیه السلام)نقل است که فرمود: فَنَزَلَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ: یَا آدَمُ (علیه السلام)! أَ لَمْ یَخْلُقْکَ اللَّهُ بِیَدِهِ وَ نَفَخَ فِیکَ مِنْ رُوحِهِ وَ أَسْجَدَ لَکَ مَلَائِکَتَهُ؟ قَالَ: بَلَی! قَالَ: وَ أَمَرَکَ أَنْ لَا تَأْکُلَ مِنَ الشَّجَرَهًِْ فَلِمَ عَصَیْتَهُ؟ قَالَ: یَا جَبْرَئِیلُ! إِنَّ إِبْلِیسَ حَلَفَ لِی بِاللَّهِ أَنَّهُ لِی نَاصِحٍ وَ مَا ظَنَنْتُ أَنَّ خَلْقاً یَخْلُقُهُ اللَّهُ یَحْلِفُ بِاللَّهِ کَاذِباً.

یعنی: جبرئیل(علیه السلام) بر آدم (علیه السلام) نازل شد و فرمود: «ای آدم! آیا خداوند تو را به دست خود نیافرید و از روح خود در تو ندمید و فرشتگان خود را رو به تو به سجده در نیاورد»؟! گفت: «بله»! جبرئیل(علیه السلام) ادامه داد: «آیا خداوند تو را فرمان نداد که از آن درخت نخوری!؟ پس چرا فرمان نبردی»؟ آدم(علیه السلام) فرمود: «ای جبرئیل! شیطان به خدا سوگندخورد که خیرخواه من است و گمان نمی‌کردم موجودی که خدا او را آفریده سوگند دروغ به خدا یاد کند».

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۶۱

 

⚜ از رسول خدا (صلی الله علیه و آله)نقل است که فرمود: لَمْ یَکُنْ فِی الْجَنَّهًِْ شَیْءٌ أَحْسَنَ مِنَ الْحَیَّهًِْ وَ الطَّاوُسِ وَ کَانَ لِلْحَیَّهًِْ قَوَائِمُ کَقَوَائِمِ الْبَعِیرِ فَدَخَلَ إِبْلِیسُ جَوْفَهَا فَغَرَّ آدَمَ وَ خَدَعَهُ فَغَضِبَ اللَّهُ عَلَی الْحَیَّهًِْ وَ أَلْقَی عَنْهَا قَوَائِمَهُمَا وَ قَالَ: جَعَلْتُ رِزْقَکِ التُّرَابَ وَ جَعَلْتُ تَمْشِینَ عَلَی بَطْنِکِ لَا رَحِمَ اللَّهُ مَنْ رَحِمَکِ وَ غَضِبَ عَلَی الطَّاوُسِ لِأَنَّهُ کَانَ دَلَّ إِبْلِیسَ عَلَی الشَّجَرَهًِْ فَمَسَخَ مِنْهُ صَوْتَهُ وَ رِجْلَیْهِ.

یعنی: در بهشت چیزی زیباتر از طاووس و مار نبود و مار مثل شتر، چهار دست‌وپا داشت. شیطان در شکم مار داخل شد و آدم(علیه السلام) را فریب داد. پس خداوند بر مار خشم نموده و پاهایش را انداخت و فرمود: «خوراک تو را خاک و راهرفتن تو را بر روی شکمت قرار دادم؛ خدا رحم نکند بر کسی که بر تو رحم کند». از طرفی نیز خدا بر طاووس خشم کرد؛ چرا که طاووس شیطان را به درخت گندم راهنمایی کرد در نتیجه خداوند صدای خوش طاووس و پاهای او را زشت گردانید.

📚 همان، ج۷۴، ص۶۶

⚜ از رسول خدا(صلی الله علیه و آله)نقل است که فرمود: کَانَ إِبْلِیسُ أَوَّلَ مَنْ تَغَنَّی … لَمَّا أَکَلَ آدَمُ (علیه السلام) مِنَ الشَّجَرَهًِْ تَغَنَّی.

یعنی: ابلیس نخستین خواننده بود … هنگامی‌که آدم (علیه السلام) از درخت ممنوعه خورد او سرود خوشحالی سرداد.

📚 شیخ حرعاملی، وسایل الشیعه، ج۱۷، ص۱۳۰

 

⚜ از امام کاظم (علیه السلام)نقل است که فرمود: إِنَّ لِلَّهِ إِرَادَتَیْنِ وَ مَشِیئَتَیْنِ إِرَادَهًَْ حَتْمٍ وَ إِرَادَهًَْ عَزْمٍ یَنْهَی وَ هُوَ یَشَاءُ؟ وَ یَأْمُرُ وَ هُوَ لَا یَشَاءُ أَ وَ مَا رَأَیْتَ أَنَّهُ نَهَی آدَمَ (علیه السلام) وَ زَوْجَتَهُ أَنْ یَأْکُلَا مِنَ الشَّجَرَهًِْ وَ شَاءَ ذَلِکَ وَ لَوْ لَمْ یَشَأْ أَنْ یَأْکُلَا لَمَا غَلَبَتْ مَشِیئَتُهُمَا مَشِیئَهًَْ اللَّهِ تَعَالَی.

یعنی: خداوند دو اراده و دو مشیّت دارد. اراده و مشیّت حتم و اراده و مشیّت عزم؛ گاهی خدا نهی می‌کند و می‌خواهد و گاهی، امر می‌کند و نمی‌خواهد؛ مگر نمی‌بینی که او آدم (علیه السلام) و همسرش حوا(علیهاالسلام) را نهی کرد که از آن درخت نخورند ولی می‌خواست که بخورند و اگر نمی‌خواست که بخورند، خواست آن دو بر خواست خدای تعالی غلبه نمی‌کرد.

📚 شیخ کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۵۱

✍ آن چنان که قبلا توضیح این خواست خدا به معنای جبر در کار مخلوقات نیست

⚜ از امام صادق (علیه السلام)نقل است که فرمود: أَمَرَ اللَّهُ وَ لَمْ یَشَأْ وَ شَاءَ وَ لَمْ یَأْمُرْ أَمَرَ إِبْلِیسَ أَنْ یَسْجُدَ لآِدَمَ (علیه السلام) وَ شَاءَ أَنْ لَا یَسْجُدَ وَ لَوْ شَاءَ لَسَجَدَ وَ نَهَی آدَمَ (علیه السلام) عَنْ أَکْلِ الشَّجَرَهًِْ وَ شَاءَ أَنْ یَأْکُلَ مِنْهَا وَ لَوْ لَمْ یَشَأْ لَمْ یَأْکُل.

یعنی: گاهی خدا امر می‌کند و نمی‌خواهد که بشود و گاهی امر نمی‌کند امّا می‌خواهد که بشود، [به عنوان مثال] شیطان را امر کرد که به آدم(علیه السلام) سجده کند و در عین حال خواست که سجده نکند و اگر خدا می‌خواست او سجده می‌کرد. و از طرف دیگر آدم(علیه السلام) را از خوردن آن درخت نهی فرمود؛ در حالی‌که می‌خواست از آن بخورد و اگر خدا نمی‌خواست او نمی‌خورد.

📚نک: نورالثقلین

 

⚜از امام حسن (علیه السلام)نقل است که فرمود: جَاءَ نَفَرٌ مِنَ الْیَهُودِ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ لَهُ: لِأَیِّ شَیْءٍ فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ الصَّوْمَ عَلَی أُمَّتِکَ بِالنَّهَارِ ثَلَاثِینَ یَوْماً وَ فَرَضَ اللَّهُ عَلَی الْأُمَمِ أَکْثَرَ مِنْ ذَلِکَ؟ فَقَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله): إِنَّ آدَمَ (علیه السلام) لَمَّا أَکَلَ مِنَ الشَّجَرَهًِْ بَقِیَ فِی بَطْنِهِ ثَلَاثِینَ یَوْماً فَفَرَضَ اللَّهُ عَلَی ذُرِّیَّتِهِ ثَلَاثِینَ یَوْماً الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ وَ الَّذِی یَأْکُلُونَهُ بِاللَّیْلِ تَفَضُّلٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْهِمْ وَ کَذَلِکَ کَانَ عَلَی آدَمَ (علیه السلام).

یعنی: شخصی از پیامبر(صلی الله علیه وآله) پرسید: «به من بگو چرا خدا سی روز روزه بر امّت تو واجب کرده در حالی‌که بر امّت‌های دیگر بیشتر از این مقدار واجب کرده‌بود»؟ فرمود: «چون هنگامی‌که آدم (علیه السلام) از آن درخت خورد، [آن میوه] سی روز در شکمش باقی ماند و خدا بر فرزندان او، سی روز گرسنگی و تشنگی واجب کرد و این [استثنا] که این امّت در شب [اجازه دارند و غذا] می‌خورند از تفضّل خدا بر آنهاست آن‌چنان‌که خداوند بر آدم (علیه السلام) نیز تفضّل کرده بود».

📚 شیخ صدوق، من لایحضرالفقیه، ج۲، ص۷۴

 

📖.. فَأَخْرَجَهُما مِمَّا کانا فیهِ و … [۳۶]

🔻و آنان را از آنچه در آن بودند بیرون‌کرد

⚜ از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل است که فرمود: إِنَّمَا کَانَ لَبِثَ آدَمُ (علیه السلام) وَ حَوَّاءُ (سلام الله علیها) فِی الْجَنَّهًِْ حَتَّی خَرَجَ مِنْهَا سَبْعَ سَاعَاتٍ مِنْ أَیَّامِ الدُّنْیَا حَتَّی أَکَلَا مِنَ الشَّجَرَهًِْ.

یعنی: آدم(علیه السلام) و حوا(علیهاالسلام) از هنگامی‌که وارد بهشت شدند، تا زمانی که از آن درخت خورده و به آن سبب از بهشت خارج شدند، هفت ساعت به حساب روزهای دنیا در آنجا بودند.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۲

 

⚜ از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل است که فرمود: وَ أَمَّا صَلَاهًُْ الْعَصْرِ فَهِیَ السَّاعَهًُْ الَّتِی أَکَلَ آدَمُ (علیه السلام) مِنَ الشَّجَرَهًِْ فَأَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنَ الْجَنَّهًِْ وَ أَمَرَ ذُرِّیَّتَهُ بِهَذِهِ الصَّلَاهًِْ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ وَ اخْتَارَهَا لِأُمَّتِی فَهِیَ أَحَبُّ الصَّلَوَاتِ إِلَی اللَّهِ وَ أَوْصَانِی رَبِّی أَنْ أَحْفَظَهَا مِنْ بَیْنِ الصَّلَوَات.

یعنی؛ و امّا نماز عصر؛ این نماز در ساعتی است که آدم(علیه السلام) در آن ساعت از شجره‌ی ممنوعه تناول نمود و حق‌تعالی وی را از بهشت برین اخراج کرد. لذا پروردگار متعال به ذریّه ی او امر کرد تا روز قیامت در این ساعت نماز عصر بخوانند و این نماز را برای امّت من برگزید و این نماز محبوب‌ترین نمازها نزد خداوند عزّوجلّ است. و به من نیز سفارش کرده تا از نمازهای مختلف، [مداومت و اهمیّت] نماز عصر را حفظ کنم.

📚 برقی، المحاسن، ج۲، ص۳۲۲

📖… اهْبِطُوا … [۳۶]

🔻[همگی از مقام خویش] فرودآیید

⚜ از امام صادق (علیه السلام)نقل است که فرمود: فقَالَ لَهُمَا اهْبِطَا مِنْ جِوَارِی فَلَا یُجَاوِرُنِی فِی جَنَّتِی مَنْ یَعْصِینِی فَهَبَطَا مَوْکُولَیْنَ إِلَی أَنْفُسِهِمَا فِی طَلَبِ الْمَعَاشِ.

یعنی: خداوند به آدم (علیه السلام) و حوا (علیهاالسلام) فرمود: «از کنار من فرود آیید و [دور شوید]؛ کسی که معصیت مرا نماید نباید همسایه‌ی من در بهشت باشد». آن‌ها فرود آمدند و از نظر زندگی و خوراک به خودشان واگذاشته شدند.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۷۴

📖… مُسْتَقَرٌّ … [۳۶]

🔻محلّ اقامت

⚜ از امام عسکری (علیه السلام)نقل است که فرمود: مَنْزِلٌ وَ مَقَرٌّ لِلْمَعَاشِ.

یعنی: منظور از مُسْتَقَرٌّ، سرا و جایگاه زیستن است.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۲۲۲

⚜ از امام عسکری (علیه السلام)نقل است که فرمود: مُسْتَقَرٌّ مَقَامٌ فِیهَا تَعِیشُونَ وَ تَحُثُّکُمْ لَیَالِیهَا وَ أَیَّامُهَا إِلَی السَّعْیِ لِلْآخِرَهًِْ فَطُوبَی لِمَنْ یَرُوضُهَا لِدَارِ الْبَقَاءِ.

یعنی: مُسْتَقَرٌّ دنیا، جایگاهی است برای زندگی [موقّت] شما در آن، که روزها و شب‌هایش، شما را به تلاش در راه آخرت برمی‌انگیزد و خوشا به حال هرکس که از آن برای سرای جاودانی توشه بربندد.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۲۲؛ فیه: «تزوّد منها» بدل «یردّ منها»

 

📖.. مَتاعٌ …[۳۶]

🔻وسیله‌ی بهره‌برداری

⚜ از امام عسکری (علیه السلام) نقل است که فرمود:مَنْفَعَهًٌْ.منظور از مَتاعٌ، بهره و منفعت است.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۲۲

 

⚜ از امام عسکری (علیه السلام) نقل است که فرمود: لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مَنْفَعَهًٌْ إِلَی حِینِ مَوْتِکُمْ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی مِنْهَا یُخْرِجُ زُرُوعَکُمْ وَ ثِمَارَکُمْ وَ بِهَا یُنَزِّهُکُمْ وَ یُنْعِمُکُمْ وَ فِیهَا أَیْضاً بِالْبَلَایَا یَمْتَحِنُکُمْ یُلَذِّذُکُمْ بِنَعِیمِ الدُّنْیَا تَارَهًًْ لِتَذْکُرُوا نَعِیْمَ الْأُخْرَی

الْخَالِصَ مِمَّا یُنَغِّصُ نَعِیْمَ الدُّنْیَا وَ یُبْطِلُهُ وَ یُزَهِّدُ فِیهِ وَ یُصَغِّرُهُ وَ یُحَقِّرُهُ وَ یَمْتَحِنُکُمْ تَارَهًًْ بِبَلَایَا الدُّنْیَا الَّتِی قَدْ تَکُونُ فِی خِلَالِهَا الرَّحَمَاتُ وَ فِی تَضَاعِیفِهَا النِّعَمُ الَّتِی تَدْفَعُ عَنِ الْمُبْتَلَی بِهَا مَکَارِهَ لِیُحَذِّرَکُمْ بِذَلِکَ عَذَابَ الْأَبَدِ الَّذِی لَا یَشُوبُهُ عَافِیَهًٌْ وَ لَا یَقَعُ فِی تَضَاعِیفِهِ رَاحَهًٌْ وَ لَا رَحْمَهًْ.

یعنی: در زمین برای شما بهره‌ها و منفعت‌هایی موجود است؛ چرا که خداوند متعال کاشته‌ها و میوه‌هایتان را از آن می‌رویاند و بر روی زمین، شما را به ناز و نعمت می‌پرورد و البتّه در زمین شما را به آزمون‌هایش می‌آزماید. گاهی با نعمت‌های دنیا شما را لذّت دهد، تا نعمت‌های آخرت را به یاد آورید؛ که نعمت‌های آخرت از همه‌ی چیزهایی که نعمت‌های دنیا را مکدّر می‌کند به دور است؛ در نتیجه با به یادآوردن آن نعمت‌های حقیقی، نعمت‌های دنیا را در نزد شما باطل کرده و آن‌ها را برای شما حقیر و کوچک جلوه می‌دهد و نظرتان را از آن‌ها برمی‌گرداند. و گاهی شما را به سختی‌های دنیا که رحمت او را نیز در میان دارد می‌آزماید و به آن بلاها، نعمت‌هایی می‌افزاید که سختی را از کسی که گرفتار آن شده دفع می‌کند؛ تا بدین‌گونه شما را از عذاب جاودانی‌ای برحذر دارد که هیچ عافیتی در خود نداشته و هیچ راحت و رحمتی در آن راه ندارد.

📚علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۲۲

 

📖… إِلى حینٍ [۳۶]

🔻تا مدّت معیّنی

⚜ از امام صادق (علیه السلام)نقل است که فرمود: [منظور از إِلی حینٍ] إِلی حِینٍ الْمَوْت.

یعنی:هنگام مرگ است.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹و الإمام العسکری، التفسیر،ص۲۲۲

✍ در البرهان به نقل از امام صادق(علیه السلام)

إِلَی حِینٍ، تا روز قیامت گفته شده است.

 

⚜ از پیامبر(صلی الله علیه و آله)نقل است که فرمود: عَاشَ آدَمُ أَبُوالْبَشَرِ (علیه السلام) سَبْعَمِائَهًٍْ وَ ثَلَاثِینَ سَنَهًْ.

یعنی: آدم (علیه السلام)، هفتصدوسی سال عمر کرد.

📚 راوندی، الخرایج و الحرایج، ج۲، ص۹۶۴

✍ البته در نورالثقلین به نقل از عیون‌الأخبار از امام علی (علیه السلام) عمر حضرت آدم(علیه السلام)، «نهصدوسی سال» آمده است.

 

📖 فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ [۳۷]

🔻سپس آدم از پروردگارش کلماتى دریافت داشت؛ [و با آنها توبه کرد.] و خداوند توبه‌ی او را پذیرفت؛ زیرا او تو^به‌پذیر و مهربان است.

 

⚜ از امام عسکری (علیه السلام)نقل است که فرمود: قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: یَا آدَمُ(علیه السلام)! أَ مَا تَذْکُرُ أَمْرِی إِیَّاکَ أَنْ تَدْعُوَنِی بِمُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ(علیهم السلام) عِنْدَ شَدَائِدِکَ وَ دَوَاهِیکَ وَ فِی النَّوَازِلِ تَبْهَظُکَ؟ قَالَ آدَمُ(علیه السلام): یَا رَبِّ، بَلَی! قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: فَبِهِمْ وَ بِمُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ(علیه السلام) وَ فَاطِمَهًَْ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ خُصُوصاً فَادْعُنِی أُجِبْکَ إِلَی مُلْتَمَسِکَ وَ أَزِدْکَ فَوْقَ مُرَادِکَ. فَقَالَ آدَمُ: یَا رَبِّ یَا إِلَهِی! وَ قَدْ بَلَغَ عِنْدَکَ مِنْ مَحَلِّهِمْ أَنَّکَ بِالتَّوَسُّلِ إِلَیْکَ بِهِمْ تَقْبَلُ تَوْبَتِی وَ تَغْفِرُ خَطِیئَتِی وَ أَنَا الَّذِی أَسْجَدْتَ لَهُ مَلَائِکَتَکَ وَ أَبَحْتَهُ جَنَّتَکَ وَ زَوَّجْتَهُ حَوَّاءَ أَمَتَکَ وَ أَخْدَمْتَهُ کِرَامَ مَلَائِکَتِکَ. قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: یَا آدَمُ! إِنَّمَا أَمَرْتُ الْمَلَائِکَهًَْ بِتَعْظِیمِکَ بِالسُّجُودِ لَکَ إِذْ کُنْتَ وِعَاءً لِهَذِهِ الْأَنْوَارِ وَ لَوْ کُنْتَ سَأَلْتَنِی بِهِمْ قَبْلَ خَطِیئَتِکَ أَنْ أَعْصِمَکَ مِنْهَا وَ أَنْ أُفَطِّنَکَ لِدَوَاعِی عَدُوِّکَ إِبْلِیسَ حَتَّی تَحْتَرِزَ مِنْهَا لَکُنْتُ قَدْ جَعَلْتُ لَکَ وَ لَکِنَّ الْمَعْلُومَ فِی سَابِقِ عِلْمِی یَجْرِی مُوَافِقاً لِعِلْمِی فَالْآنَ فَادْعُنِی بِهِمْ لِأُجِیبَکَ.

یعنی: خداوند متعال فرمود: «ای آدم! آیا به یاد نداری که تو را فرمان دادم هرگاه دشواری و ناگواری بر تو روی آورده و به تنگنایت افکند، مرا به محمّد(صلی الله علیه و آله) خاندان پاکش(علیهم السلام) فراخوانی»؟ آدم(علیه السلام) گفت: «بله پروردگارم»! خداوند عزّوجلّ فرمود: «پس، به‌واسطه‌ی آنان به خصوص محمّد (صلی الله علیه و آله)، علی (علیه السلام)، فاطمه(سلام الله علیها)، حسن و حسین(علیهما السلام)مرا فراخوان تا خواسته‌ات را برآورم و به تو بیش از آنچه خواسته‌ای عطاکنم». آدم(علیه السلام) گفت: «خدایا و بار پروردگارا! آیا جایگاه ایشان نزد تو تا آنجا رسیده که با چنگ‌انداختن به دامان ایشان، توبه‌ام را می‌پذیری و از گناهم درمی‌گذری؟ درحالی‌که من آن کسی هستم که فرشتگانت را به‌سویش به سجده درآوردی

و در بهشت خود جای دادی و کنیز خود حوا(علیهاالسلام)، را به همسری‌اش درآوردی و گرامی‌ترین فرشتگانت را به خدمتش گماردی». خداوند متعال فرمود:۹۹۹۰۹ «ای آدم! من فرشتگانم را از آن رو فرمان دادم تا به بزرگداشت تو به‌سویت سجده آورند که تو ظرف این نورها (نور پنج‌تن) بودی و اگر پیش از گناهت، مرا به حق ایشان سوگند داده و خواسته‌بودی تا تو را از آن گناه نگاه‌دارم و از مکرهای دشمنت شیطان، آگاه سازم تا از آن گناه پروا کنی، قطعاً من این خواسته‌ات را برمی‌آوردم. امّا آنچه پیشتر در علم من آشکار بود اکنون به طور کامل و دقیق روی داده است و اکنون به حقّ ایشان مرا فراخوان تا تو را پاسخ دهم».

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۹۱ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۲۵

 

⚜ از رسول خدا(صلی الله علیه و آله)نقل است که فرمود:  لَمَّا شَمَلَتْ آدَمَ (علیه السلام) الْخَطِیئَهًُْ نَظَرَ إِلَی أَشْبَاحٍ تُضِیءُ حَوْلَ الْعَرْشِ فَقَالَ: یَا رَبِّ! إِنِّی أَرَی أَنْوَارَ أَشْبَاحٍ تُشْبِهُ خَلْقِی فَمَا هِیَ؟ قالَ: هذِهِ الْأَنْوَارُ أَشْبَاحُ اثْنَیْنِ مِنْ وُلْدِکَ اسْمُ أَحَدِهِمْ مَُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) أَبْدَأُ النُّبُوَّهًَْ بِکَ وَ أَخْتِمُهَا بِهِ وَ الْآخَرُ أَخُوهُ وَ ابْنُ أَخِی أَبِیهِ اسْمُهُ عَلِیٌّ (علیه السلام) أُؤَیِّدُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) بِهِ وَ أَنْصُرُهُ عَلَی یَدِهُ وَ الْأَنْوَارُ الَّتِی حَوْلَهُمَا أَنْوَارُ ذُرِّیَّهًِْ هَذَا النَّبِیِّ مِنْ أَخِیهِ هَذَا، یُزَوِّجُهُ ابْنَتَهُ تَکُونُ لَهُ زَوْجَهًًْ یَتَّصِلُ بِهَا أَوَّلُ الْخَلْقِ أَیْمَاناً بِهِ وَ تَصْدِیقاً لَهُ أَجْعَلُهَا سَیِّدَهًَْ النِّسْوَانِ وَ أَفْطِمُهَا وَ ذُرِّیَّتَهَا مِنَ النِّیرَانِ فَتَنْقَطِعُ الْأَسْبَابُ وَ الْأَنْسَابُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ إِلَّا سَبَبَهُ وَ نَسَبَهُ.

یعنی: وقتی آن خطا، آدم (علیه السلام) را در برگرفت به اشباحی که گرداگرد عرش را روشن کرده‌بودند نگاه کرد و گفت: «پروردگارا! من نورهای اشباحی را می‌بینم که خلقت آن‌ها همانند آفرینش من است. آنان کیستند»؟ فرمود: «این نورها، اشباح دو تن از فرزندان تواند. اسم یکی از ایشان محمّد (صلی الله علیه وآله) است که پیامبری را با تو آغاز می‌کنم و با او به پایان می‌رسانم و دیگری برادر او و زاده‌ی برادر پدر او، علی (علیه السلام) است که محمّد (صلی الله علیه وآله) را به وسیله‌ی او حمایت کرده و به دست او یاریش می‌رسانم. و این نورها که پیرامون ایشان است، نورهای فرزندان این پیامبر از جانب برادرش علی (علیه السلام) است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) دخترش را به همسری علی (علیه السلام) درمی‌آورد؛ به عبارت دیگر محمّد (صلی الله علیه وآله) دختر خود را با اوّلین کسی که به پیامبری او ایمان آورده و باورش می‌کند، پیوند می‌دهد. فاطمه (سلام الله علیها) را بانوی زنان جهان قرارمی‌دهم و او و فرزندانش را از آتش دوزخ به دور می‌دارم. هنگامی‌که روزی قیامت فرابرسد، همه‌ی پیوندها و خویشاوندی‌ها، به جز پیوند و خویشاوندی خاندان محمّد (علیهم السلام) بریده خواهدشد».

📚 نک: البرهان

 

⚜ از امام عسکری (علیه السلام)نقل است که فرمود: فَتَلَقَّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ یَقُولُهَا فَقَالَهَا.

یعنی: نحوه‌ی دریافت این کلمات توسّط حضرت آدم (علیه السلام) این‌گونه بود که خداوند آن کلمات را بیان می‌فرمود و آدم (علیه السلام) [پس از شنیدن،] آن کلمات را تکرار می‌کرد.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۲۴

 

⚜ از امام صادق (علیه السلام)نقل است که فرمود: إِنَّ آدَمَ (علیه السلام) بَقِیَ عَلَی الصَّفَا أَرْبَعِینَ صَبَاحاً سَاجِداً یَبْکِی عَلَی الْجَنَّهًِْ وَ عَلَی خُرُوجِهِ مِنَ الْجَنَّهًِْ مِنْ جِوَارِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَنَزَلَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ: یَا آدَمُ (علیه السلام)! مَا لَکَ تَبْکِی؟ فَقَالَ: یَا جَبْرَئِیلُ! مَا لِی لَا أَبْکِی وَ قَدْ أَخْرَجَنِی اللَّهُ مِنَ الْجَنَّهًِْ مِنْ جِوَارِهِ وَ أَهْبَطَنِی إِلَی الدُّنْیَا. فَقَالَ: یَا آدَمُ (علیه السلام)! تُبْ إِلَیْهِ. قَالَ: وَ کَیْفَ أَتُوبُ؟ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیْهِ قُبَّهًًْ مِنْ نُورٍ فِیهِ مَوْضِعُ الْبَیْتِ فَسَطَعَ نُورُهَا فِی جِبَالِ مَکَّهًَْ فَهُوَ الْحَرَمُ فَأَمَرَ اللَّهُ جَبْرَئِیلَ أَنْ یَضَعَ عَلَیْهِ الْأَعْلَامَ. قَالَ: قُمْ یَا آدَمُ (علیه السلام)! فَخَرَجَ بِهِ یَوْمَ التَّرْوِیَهًِْ وَ أَمَرَهُ أَنْ یَغْتَسِلَ وَ یُحْرِمَ وَ أُخْرِجَ مِنَ الْجَنَّهًِْ أَوَّلَ یَوْمٍ مِنْ ذِی الْقَعْدَهًِْ فَلَمَّا کَانَ یَوْمُ الثَّامِنِ مِنْ ذِی الْحِجَّهًِْ أَخْرَجَهُ جَبْرَئِیلُ إِلَی مِنًی فَبَاتَ بِهَا فَلَمَّا أَصْبَحَ أَخْرَجَهُ إِلَی عَرَفَاتٍ وَ قَدْ کَانَ عَلَّمَهُ حِینَ أَخْرَجَهُ مِنْ مَکَّهًَْ الْإِحْرَامَ وَ عَلَّمَهُ التَّلْبِیَهًَْ فَلَمَّا زَالَتِ الشَّمْسُ یَوْمَ عَرَفَهًَْ قَطَعَ التَّلْبِیَهًَْ وَ أَمَرَهُ أَنْ یَغْتَسِلَ فَلَمَّا صَلَّی الْعَصْرَ أَوْقَفَهُ بِعَرَفَاتٍ وَ عَلَّمَهُ الْکَلِمَات.

یعنی: آدم (علیه السلام) چهل صبح در کوه صفا به سجده افتاده‌بود و بر بهشت و۷ بیرون شدنش از جوار خداوند عزّوجلّ می‌گریست.

جبرئیل(علیه السلام) بر او فرودآمد و گفت: «ای آدم! چرا گریه می‌کنی»؟

گفت: «ای جبرئیل! چرا گریه نکنم حال آنکه خداوند مرا از بهشت و از جوار خود بیرون رانده و بر دنیا فرودآورد»؟

جبرئیل(علیه السلام) گفت: «ای آدم! به‌سوی خدا توبه کن».

گفت: «چگونه توبه کنم»؟

آنگاه خداوند، قبّه‌ای از نور نازل فرمود و در آن نور جایگاه خانه‌ی خدا بود. پس آن نور را بر کوه‌های مکّه تاباند و آنجا [محدوده‌ی] حرم الهی شد. و به جبرئیل (علیه السلام) فرمان‌داد که علامتهای [محدوده‌ی] حرم را در آن موضع مشخّص کند. جبرئیل(علیه السلام) گفت: «برخیز ای آدم! و در یوم الترویه (روز هشتم ماه ذی‌الحجّه) او را بیرون برد و فرمان داد تا غسل کرده و احرام بندد. آدم (علیه السلام) روز اوّل ماه ذی القعده از بهشت بیرون شد و جبرئیل(علیه السلام) او را در روز هشتم ذی‌الحجّه به‌سوی منا برد و او شب را در آنجا گذراند و چون صبح شد او را به‌سوی عرفات بیرون برد.

جبرئیل(علیه السلام) در آن هنگام که او را از مکه بیرون آورده بود، به او احرام‌بستن و لبیک‌گفتن را آموخته بود. پس چون خورشید روز عرفه میانه‌ی آسمان را گذراند به او امر کرد که لبّیک گویی را ترک گفته و غسل کند. هنگامی‌که آدم (علیه السلام) نماز عصر را به جای آورد او را در عرفات ایستاند و کلماتی را که از پروردگارش دریافت کرده‌بود به او آموخت [تا با آنان توبه کند].

📚 القمی، التفسیر، ج۱، ص۴۴ و نک: البرهان؛ فیه: «أمره» بدل «علمه»

 

⚜ از أمیرالمؤمنین (علیه السلام)نقل است که فرمود: وَ لَقَّاهُ کَلِمَهًَْ رَحْمَتِهِ وَ وَعَدَهُ الْمَرَدَّ إِلَی جَنَّتِه.

یعنی: کلمه‌ی رحمت، بر زبان اوکلماتی جاری ساخت و به او وعده‌ی بازگشت به بهشت را داد.

📚نک: نورالثقلین و ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۰۲

 

📖 .. کَلِماتٍ … [۳۷]

🔻کلماتی

⚜ از أمیرالمؤمنین (علیه السلام)نقل است که فرمود: نَحْنُ الْکَلِمَاتُ الَّتِی تَلَقَّاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتابَ عَلَیْهِ.

یعنی: ما همان کلماتی هستیم که آدم (علیه السلام) از پروردگارش دریافت نمود و با آن‌ها به‌سوی خدا توبه کرد.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۷، ص۳۹ و ج۲۵، ص۴؛ فیه: «و اللهِ» زیادهًْ

⚜ از رسول خدا(صلی الله علیه و آله)نقل است که فرمود: إِنَّ آدَمَ(علیه السلام) لَمَّا أَصَابَ الْخَطِیئَهًَْ کَانَتْ تَوْبَتُهُ أَنْ قَالَ: اللَّهُمَ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) وَ آلِ مُحَمَّدٍ(علیهم السلام) لَمَّا غَفَرْتَ لِی فَغَفَرَهَا اللَّهُ لَه.

یعنی: هنگامی‌که آدم (علیه السلام) گناه کرد، توبه‌اش این‌چنین بود: «خدایا تو را به حقّ محمّد و آل محمّد (علیهم السلام) قسم می‌دهم که مرا بیامرزی» و خدا نیز او را آمرزید.

📚 الإمالی، ص۲۱۸

 

⚜ از أمیرالمؤمنین (علیه السلام)نقل است که فرمود: الْکَلِمَاتُ الَّتِی تَلَقَّاهَا آدَمُ (علیه السلام) مِنْ رَبِّهِ؛ قَالَ: یَا رَبِ! أَسْأَلُکَ بِحَقِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) لَمَّا تُبْتَ عَلَیَّ. قَالَ: وَ مَا عِلْمُکَ بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله)؟ قَالَ: رَأَیْتُهُ فِی سُرَادِقِکَ الْأَعْظَمِ مَکْتُوباً وَ أَنَا فِی الْجَنَّهًْ.

یعنی: آن کلماتی که آدم(علیه السلام) از پروردگارش آموخت این بود: «پروردگارا! از تو به حقّ محمّد(صلی الله علیه وآله) می‌خواهم که توبه‌ام را بپذیری».

خداوند فرمود: «محمّد را چگونه می‌شناسی»؟ گفت: «زمانی که در بهشت بودم نام او را بر سراپرده‌ی شکوهمندت نوشته دیدم».

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۷

 

⚜ از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل است که فرمود: لَمَّا نَزَلَتِ الْخَطِیئَهًُْ بِآدَمَ(علیه السلام) وَ أُخْرِجَ مِنَ الْجَنَّهًِْ أَتَاهُ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ: یَا آدَمُ(علیه السلام)! ادْعُ رَبَّکَ. قَالَ: یَا حَبِیبِی جَبْرَئِیلُ! مَا أَدْعُو؟ قَالَ: قُلْ رَبِّ أَسْأَلُکَ بِحَقِّ الْخَمْسَهًِْ الَّذِینَ تُخْرِجُهُمْ مِنْ صُلْبِی آخِرَ الزَّمَانِ إِلَّا تُبْتَ عَلَیَّ وَ رَحِمْتَنِی. فَقَالَ لَهُ آدَمُ(علیه السلام): یَا جَبْرَئِیلُ! سَمِّهِمْ لِی. قَالَ: قُلِ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ(علیه السلام) نَبِیِّکَ وَ بِحَقِّ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَصِیِّ نَبِیِّکَ وَ بِحَقِّ فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) بِنْتِ نَبِیِّکَ وَ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ (علیها السلام) سِبْطَیْ نَبِیِّکَ إِلَّا تُبْتَ عَلَیَّ فَارْحَمْنِی. فَدَعَا بِهِنَّ آدَمُ فَتَابَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَی فَتَلَقَّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ وَ مَا مِنْ عَبْدٍ مَکْرُوبٍ یُخْلِصُ النِّیَّهًَْ وَ یَدْعُو بِهِنَّ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ.

یعنی: وقتی‌که آن خطا از آدم(علیه السلام) سر زد و از بهشت بیرون رانده‌شد، جبرئیل(علیه السلام) نزد او آمد و گفت: «ای آدم! خدای خود را بخوان». آدم(علیه السلام) گفت: «ای دوست من، جبرئیل! چه بگویم»؟ گفت چنین بگو: «ای پروردگار من! به حقّ پنج نوری که از صلب من در آخرالزّمان به وجود می‌آیند تو را قسم می‌دهم که بر من ببخشی و توبه‌ی من را بپذیری و بر من رحم آوری».

آدم (علیه السلام) از جبرئیل درخواست‌کرد که «نام آن‌ها را به من بگو». گفت: «بگو ای خدای من! به حقّ پیامبرت محمّد (صلی الله علیه وآله) و وصیّ پیامبرت، علی(علیه السلام) و به حقّ دختر پیامبرت فاطمه(سلام الله علیها) و به حقّ دو نواده‌ی پیامبرت حسن و حسین (علیها السلام) توبه‌ام را بپذیر و بر من رحم کن».

پس آدم(علیه السلام)، خدا را به نام‌های آنان خواند و خدا توبه‌اش را پذیرفت و این همان تعبیری است که خدا فرمود: “تَلَقَّی آدَمُ مِن رَّبِّهِ کَلِمَاتٍ فتاب علیه …” و بدان که هیچ بنده‌ی بلادیده‌ای نیست که با نیّت خالص، خدا را با این اسم‌ها بخواند مگر آنکه مستجاب شود.

📚 همان، ج۲۶، ص۳۳۳ و فرات الکوفی، ص۵۷؛ فیه: «و ما من … الله له» محذوفٌ و محدث نوری،مستدرک الوسایل، ج۵، ص۲۳۸

 

⚜ از امام صادق(علیه السلام) نقل است که فرمود: جَاءَهُمَا جَبْرَئِیلُ فَقَالَ … فَسَلَا رَبَّکُمَا بِحَقِّ الْأَسْمَاءِ الَّتِی رَأَیْتُمُوهَا عَلَی سَاقِ الْعَرْشِ حَتَّی یَتُوبَ عَلَیْکُمَا فَقَالَا: اللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُکَ بِحَقِّ الْأَکْرَمِینَ عَلَیْکَ مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ(علیه السلام) وَ فَاطِمَهًَْ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ الْأَئِمَّهًْ(علیهم السلام) إِلَّا تُبْتَ عَلَیْنَا وَ رَحِمْتَنَا فَتَابَ اللَّهُ عَلَیْهِمَا إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ فَلَمْ تَزَلْ أَنْبِیَاءُ اللَّهِ بَعْدَ ذَلِکَ یَحْفَظُونَ هَذِهِ الْأَمَانَهًَْ وَ یُخْبِرُونَ بِهَا أَوْصِیَاءَهُمْ وَ الْمُخْلَصِینَ مِنْ أُمَمِهِمْ.

یعنی: جبرئیل(علیه السلام) نزد آدم(علیه السلام) و حوا(علیهاالسلام) آمده و گفت: «… به حقّ آن نام‌هایی که بر گوشه‌ی عرش مشاهده نمودید، از پروردگار خود بخواهید تا توبه شما را بپذیرد». پس آنان چنین گفتند: «خداوندا! از تو می‌خواهیم به حقّ آنان که ارجمندترین آفریدگان در نزد تو هستند؛ به حقّ محمّد(صلی الله علیه و آله) علی(علیه السلام)، فاطمه(سلام الله علیها)، حسن، حسین و ائمّه (علیهم السلام) توبه‌ی ما را قبول فرما و ما را مشمول رحمت خود گردان»! آنگاه خداوند توبه‌ی ایشان را پذیرفت؛ زیرا او بسیار توبه‌پذیر و مهربان است. بعد از آن نیز همواره پیامبران (علیهم السلام) این امانت را نگهداری می‌نمودند و اوصیاء خود و افراد با اخلاص امّت‌های خویش را از این امانت باخبر می‌ساختند.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۷۴ و ابن شهر آشوب، المناقب، ج۱، ص۲۸۳ بالإختصار

 

⚜ از أمیرالمؤمنین (علیه السلام)نقل شده که فرمود: یَا آدَمُ(علیه السلام)! تَتَکَلَّمُ بِهَذِهِ الْکَلِمَاتِ، فَإِنَّ اللَّهَ قَابِلٌ تَوْبَتَکَ. قُلْ: سُبْحَانَکَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِی فَتُبْ عَلَیَّ إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ.

یعنی: ای آدم! با این کلمات سخن بگو؛ زیرا اگر چنین بگویی خدا توبه‌ی تو را می‌پذیرد بگو: «سبحانک لا اله الا انت عملت سوء و ظلمت نفسی فتب علی انک انت التواب الرحیم». [یعنی] ای خدایی که جز تو خدایی نیست؛ تو از هر چیزی مبرّایی؛ من اشتباه کردم و به خودم ستم کردم؛ بر من ببخش که تو بسیار توبه‌پذیر و مهربانی.

📚 علامه مجلسی،، بحارالأنوار، ج۷۴، ص۶۶ و حرانی، تحف العقول، ص۱۰

 

⚜ از امام‌عسکری (علیه السلام) نقل است که فرمود: قَالَ آدَمُ (علیه السلام): اللَّهُمَّ بِجَاهِ مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ(علیهم السلام) بِجَاهِ مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ(علیه السلام) وَ فَاطِمَهًَْ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ الطَّیِّبِینَ مِنْ آلِهِمْ(علیهم السلام) لَمَّا تَفَضَّلْتَ بِقَبُولِ تَوْبَتِی وَ غُفْرَانِ زَلَّتِی وَ إِعَادَتِی مِنْ کَرَامَتِکَ إِلَی مَرْتَبَتِی.

یعنی: آدم (علیه السلام) گفت: «خداوندا! به شکوه محمّد (صلی الله علیه وآله) و خاندان پاکش(علیهم السلام) و به شکوه محمّد(صلی الله علیه وآله)، علی(علیه السلام)، فاطمه(سلام الله علیها)، حسن، حسین و پاکان خاندان ایشان(علیهم السلام) بر من مرحمت فرما و توبه‌ام را بپذیر و گناهم را ببخشای و مرا به آن مرتبه‌ای که از کرامت تو داشتم، بازگردان».

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۹۱ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۲۲۵

 

⚜ از امام صادق (علیه السلام)نقل‌ است که فرمود: فَلَمَّا تَابَ إِلَی اللَّهِ مِنْ حَسَدِهِ وَ أَقَرَّ بِالْوَلَایَهًِْ وَ دَعَا بِحَقِّ الْخَمْسَهًِْ مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ(علیه السلام) وَ فَاطِمَهًَْ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ(علیهم السلام) عَلَیْهِمْ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ فَتَلَقَّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ …

یعنی: وقتی آدم از رشک و حسادتی که [به محمّد (صلی الله علیه وآله) و علی(علیه السلام) وخاندان پاک آنها (علیهم السلام)] ورزیده‌بود به‌سوی خدا توبه آورد و به ولایت ایشان اقرارکرد و خدا را به حقّ آن پنج تن، محمّد (صلی الله علیه وآله) و علی(علیه السلام)، فاطمه(سلام الله علیها)، حسن و حسین(علیهما السلام) قسم داد، خداوند او را آمرزید و این معنای سخن خداوند است: فَتَلَقَّی آدَمُ مِن رَّبِّهِ کَلِمَاتٍ.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۷ و ج۲۶، ص۳۲۶ و العیاشی، التفسیر، ج۱، ص۴۱

⚜ از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل است که فرمود: قَالَ: یَا عِبَادَ اللَّهِ! إِنَّ آدَمَ (علیه السلام) لَمَّا رَأَی النُّورَ سَاطِعاً مِنْ صُلْبِهِ إِذْ کَانَ اللَّهُ قَدْ نَقَلَ أَشْبَاحَنَا مِنْ ذِرْوَهًِْ الْعَرْشِ إِلَی ظَهْرِهِ رَأَی النُّورَ وَ لَمْ یَتَبَیَّنِ الْأَشْبَاحَ، فَقَالَ: یَا رَبِّ! مَا هَذِهِ الْأَنْوَارُ؟ قَالَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ: أَنْوَارُ أَشْبَاحٍ نَقَلْتُهُمْ مِنْ أَشْرَفِ بِقَاعِ عَرْشِی إِلَی ظَهْرِکَ وَ لِذَلِکَ أَمَرْتُ الْمَلَائِکَهًَْ بِالسُّجُودِ لَکَ إِذْ کُنْتَ وِعَاءً لِتِلْکَ الْأَشْبَاحِ. فَقَالَ آدَمُ (علیه السلام): یَا رَبِّ لَو بَیَّنْتَهَا لِی؟ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَی: انْظُرْ یَا آدَمُ (علیه السلام) إِلَی ذِرْوَهًِْ الْعَرْشِ. فَنَظَرَ آدَمُ (علیه السلام) وَ وَقَعَ نُورُ أَشْبَاحِنَا مِنْ ظَهْرِ آدَمَ (علیه السلام) عَلَی ذِرْوَهًِْ الْعَرْشِ فَانْطَبَعَ فِیهِ صُوَرُ أَنْوَارِ أَشْبَاحِنَا کَمَا یَنْطَبِعُ وَجْهُ الْإِنْسَانِ فِی الْمِرْآهًِْ الصَّافِیَهًِْ فَرَأَی أَشْبَاحَنَا. فَقَالَ: مَا هَذِهِ الْأَشْبَاحُ یَا رَبِّ؟ فَقَالَ اللَّهُ: یَا آدَمُ (علیه السلام)! هَذِهِ الْأَشْبَاحُ أَفْضَلُ خَلَائِقِی وَ بَرِیَّاتِی هَذَا مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) وَ أَنَا الْحَمِیدُ وَ الْمَحْمُودُ فِی أَفْعَالِی شَقَقْتُ لَهُ اسْماً مِنِ اسْمِی وَ هَذَا عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ أَنَا الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ شَقَقْتُ لَهُ اسْماً مِنِ اسْمِی وَ هَذِهِ فَاطِمَهًُْ(سلام الله علیها) وَ أَنَا فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ فَاطِمُ أَعْدَائِی عَنْ رَحْمَتِی یَوْمَ فَصْلِ قَضَائِی وَ فَاطِمُ أَوْلِیَائِی عَمَّا یَعْتَرِیهِمْ وَ یَشِینُهُمْ فَشَقَقْتُ لَهَا اسْماً مِنِ اسْمِی وَ هَذَا الْحَسَنُ(علیه السلام) وَ هَذَا الْحُسَیْنُ(علیه السلام) وَ أَنَا الْمُحْسِنُ الْمُجْمِلُ شَقَقْتُ لَهُمَا اسْماً مِنِ اسْمِی هَؤُلَاءِ خِیَارُ خَلِیقَتِی وَ کِرَامُ بَرِیَّتِی بِهِمْ آخُذُ وَ بِهِمْ أُعْطِی وَ بِهِمْ أُعَاقِبُ وَ بِهِمْ أُثِیبُ فَتَوَّسَلْ إِلَیَّ بِهِمْ یَا آدَمُ وَ إِذَا دَهَتْکَ دَاهِیَهًٌْ فَاجْعَلْهُمْ إِلَیَّ شُفَعَاءَکَ فَإِنِّی آلَیْتُ عَلَی نَفْسِی قَسَماً حَقّاً لَا أُخَیِّبُ بِهِمْ آمِلًا وَ لَا أَرُدُّ بِهِمْ سَائِلًا. فَلِذَلِکَ حِینَ نَزَلَتْ مِنْهُ الْخَطِیئَهًُْ دَعَا اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ بِهِمْ فَتَابَ عَلَیْهِ وَ غَفَرَ لَه.

یعنی: ای بندگان خدا، وقتی آدم(علیه السلام) دید نوری از صلب او ساطع می‌شود و آن هنگامی بود که خداوند اشباح ما را از بالای عرش به صلب او منتقل کرده‌ بود آن نور را مشاهده‌ کرد امّا اشباح را ندید. پس گفت: «خدایا این نورها چیست»؟ خداوند فرمود: «نور اشباحی است که از بهترین جای عرش به پشت تو منتقل کرده‌ام و به همین جهت به ملائکه دستور دادم تو را سجده‌کنند؛ چرا که تو ظرف این انوار بودی».

آدم(علیه السلام) گفت: «خدایا برایم توضیح بده». خدا فرمود: «آدم! به بالای عرش نگاه کن». آدم(علیه السلام) نگاه کرد؛ نور اشباح ما از صلب آدم به بالای عرش افتاد که در آنجا صورت اشباح ما نقش بست؛ همان‌طور که صورت انسان در آینه‌ی صاف و صیقلی نقش می‌بندد. و آنگاه آدم(علیه السلام) اشباح ما را مشاهده‌کرد. عرض کرد «خدایا این شبح‌ها چیست»؟

خداوند فرمود: اینها (اشباح) بهترین خلق و آفریدگان من هستند. این محمّد(صلی الله علیه و آله) است و من در کارهایم حمید و محمود هستم. یک اسم را از اسم‌های خود برای او جدا کرده‌ام؛ این علی(علیه السلام) است و من علی و عظیم هستم بنابراین اسمی از نام‌های خود برای او جدا کرده‌ام؛ این فاطمه(سلام الله علیها) است و من فاطر آسمان‌ها و زمین‌ها و جداکننده‌ی دشمنان خود از رحمتم در روز قیامت و جداکننده‌ی دوستانم از مواردی که موجب ناراحتی و آلودگی آن‌ها می‌شود، هستم. برای او نیز یک اسم از اسم‌های خود جدا کردم؛ این حسن(علیه السلام) و این دیگری حسین(علیه السلام) است و من محسن نیکوکارم؛ یک اسم از اسم‌های خود برای آن دو جدا کرده‌ام. این‌ها بهترین مخلوق من و گرامی‌ترین افراد هستند؛ به‌خاطر آنان مؤاخذه می کنم و می بخشم؛ کیفر می کنم و ثواب می دهم؛ ای آدم! هرگاه ناراحتی‌ای به تو رسید آن‌ها را شفیع خود در نزد من قرار بده! من سوگند حقیقی یادکرده‌ام که بنده‌ای را که به آن‌ها امیدی داشته‌باشد ناامید نکنم و طلب کسی را که به‌وسیله‌ی آن‌ها درخواستی می‌نماید رد نکنم؛ به همین جهت وقتی از آدم(علیه السلام) لغزشی سر زد خدا را به‌واسطه‌ی آن‌ها خواند و توبه کرد و خدا نیز او را بخشید».

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۵۰

⚜ از مفضّل‌بن‌عمر نقل است که از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه‌ی وَ إِذِ ابْتَلی إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ سؤال کردم: مَا هَذِهِ الْکَلِمَاتُ؟ قَالَ: هِیَ الْکَلِمَاتُ الَّتِی تَلَقَّاهَا آدَمُ (علیه السلام) مِنْ رَبِّهِ فَتَابَ عَلَیْهِ وَ هُوَ أَنَّهُ قَالَ: یَا رَبِّ! أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ فَاطِمَهًَْ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ (علیهم السلام) إِلَّا تُبْتَ عَلَیَّ فَتَابَ اللهُ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ.

یعنی: «منظور از کلم۸ات چیست»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «آنها کلماتی است که آدم (علیه السلام) از خدا گرفت و توبه کرد و گفت: «خدایا به حقّ محمّد(صلّی الله علیه وآله) علی(علیه السلام)، فاطمه (سلام الله علیها)، حسن و حسین (علیها السلام)تو را قسم می‌دهم که توبه‌ی مرا قبول کنی»! و خدا که توّاب و رحیم است توبه‌ی او را پذیرفت».

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۲، ص۶۶ و ج۲۴، ص۱۷۷؛ فیه: «فأتمّهنّ» زیادهًْ و ج۲۶، ص۳۲۳

⚜از امام صادق (علیه السلام) نقل است که فرمود: لَمَّا تَلَقَّی مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ وَ لَعَلَّهُ (علیه السلام) دَعَا بِهَا وَ هُوَ یَا رَبَّاهْ یَا رَبَّاهْ یَا رَبَّاهْ لَا یَرُدُّ غَضَبَکَ إِلَّا حِلْمُکَ وَ لَا یُنْجِی مِنْ عُقُوبَتِکَ إِلَّا التَّضَرُّعُ إِلَیْکَ حَاجَتِی الَّتِی إِنْ أَعْطَیْتَنِیهَا لَمْ یَضُرَّنِی مَا حَرَمْتَنِی وَ إِنْ حَرَمْتَنِیهَا لَمْ یَنْفَعْنِی مَا أَعْطَیْتَنِی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ الْفَوْزَ بِالْجَنَّهًِْ وَ أَعُوذُ بِکَ مِنَ النَّارِ یَا ذَا الْعَرْشِ الشَّامِخِ الْمُنِیفِ یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ الْبَاذِخِ الْعَظِیمِ یَا ذَا الْمُلْکِ الْفَاخِرِ الْقَدِیمِ یَا إِلَهَ الْعَالَمِینَ یَا صَرِیخَ الْمُسْتَصْرِخِینَ وَ یَا مَنْزُولًا بِهِ کُلُّ حَاجَهًٍْ إِنْ کُنْتَ قَدْ رَضِیتَ عَنِّی فَازْدَدْ عَنِّی رِضًی وَ قَرِّبْنِی مِنْکَ زُلْفَی وَ إِلَّا تَکُنْ رَضِیتَ عَنِّی فَبِحَقِّ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِهِ (علیهم السلام) وَ بِفَضْلِکَ عَلَیْهِمْ لَمَّا رَضِیتَ عَنِّی إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ. قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): هَذَا الدُّعَاءُ الَّذِی تَلَقَّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتابَ عَلَیْهِ فَقَالَ یَا آدَمُ! سَأَلْتَنِی بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ لَمْ تَرَهُ. فَقَالَ: رَأَیْتُ عَلَی عَرْشِکَ مَکْتُوباً لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ محمد (صلی الله علیه و آله) رَسُولُ اللَّهِ.

یعنی: وقتی که آدم (علیه السلام) از خداوند آن کلمات را دریافت‌کرد و چه‌بسا با آن خدا را [این‌چنین] خواند: پروردگارا! پروردگارا! پروردگارا! خشم تو را مگر بردباری تو برنمی‌گرداند و چیزی به جز خضوع و زاری‌نمودن به درگاه تو، انسان را از عذاب خلاصی نمی‌دهد. حاجت من آنچنان حاجتی است که اگر تو آن را به من عطا کنی چیزهای دیگری که مرا از آن محروم‌کرده‌ای به من ضرر نمی‌رسانند و اگر مرا از خواسته‌ام محروم کنی نعمت‌های دیگری که به من داده‌ای، برایم مفید نخواهدبود.

خداوندا! من از تو رسیدن به بهشت را درخواست می‌کنم و از آتش جهنّم به تو پناه می‌برم.

ای صاحب عرش بلند و شریف! ای صاحب بزرگی و بخشش بلند و بزرگ! ای صاحب پادشاهی با مباهات و منقبت دائمی! ای خدای عالمیان! ای فریادرس فریادرس‌طلبان! ای کسی‌که هر حاجتی به تو فرود می‌آید! اگر تو از من خشنودی پس خشنودی از من را زیاده گردان و مرا به نزد خود کاملاً نزدیک کن و اگر تو از من خشنود نیستی پس به حقّ محمّد و آل او (علیهم السلام) و به حقّ احسان تو بر ایشان، از من خشنود شو! به‌درستی‌که تو از گناهان درمی‌گذری و رحم می‌کنی.

پس امام صادق (علیه السلام) فرمودند: این، همان دعایی است که از جانب خدا به آدم (علیه السلام) داده‌شد. پس خدای تعالی به برکت این دعا توبه‌ی آدم (علیه السلام) را قبول نمود و به او وحی فرستاد که: ای آدم (علیه السلام) مرا به حقّ محمّد (صلی الله علیه وآله) قسم دادی و درخواست‌کردی و حال آنکه او را ندیده‌ای. آدم (علیه السلام) گفت: بر روی عرشت دیدم که نوشته شده‌بود: «لا اله الا الله، محمّد رسول الله».

📚علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹۲، ص۱۶۷

 

⚜ از امام صادق (علیه السلام) نقل است که فرمود: فَتَلَقَّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ قَالَ: لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِکَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی وَ أَنْتَ خَیْرُ الْغَافِرِینَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِکَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی وَ ارْحَمْنِی وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِکَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِی فَتُبْ عَلَیَّ إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ.

یعنی: کلماتی که آدم (علیه السلام) از خدا گرفت چنین بود: «خداوندا معبودی جز تو نیست منزّهی! و من تو را ستایش می‌کنم؛ من به خویشتن ستم کردم پس مرا بیامرز که تو بهترین آمرزندگانی؛ خداوند! معبودی جز تو نیست. منزّهی و من تو را ستایش می‌کنم؛ من به خویشتن بد کردم و به خود ستم روا داشتم؛ پس مرا بیامرز که تویی مهربانترین مهربانان؛ خداوندا! معبودی جز تو نیست. منزّهی و من تو را ستایش می‌کنم؛ من به خویشتن بد کردم و به خود ستم روا داشتم پس توبه‌ام را بپذیر که تویی توبه‌پذیر مهربان».

📚 شیخ کلینی، الکافی، ج۸، ص۳۰۴

⚜ از امام صادق (علیه السلام) نقل است که فرمود: إِنَّ آدَمَ (علیه السلام) لَمَّا أَصَابَ الْخَطِیئَهًَْ کَانَتْ تَوْبَتُهُ أَنْ قَالَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) لَمَّا غَفَرْتَ لِی فَغَفَرَهَا اللَّهُ.

یعنی: وقتی آدم (علیه السلام) دچار خطا شد توبه‌اش چنین بود: «خدایا از تو درخواست می‌کنم که به حقّ محمّد و آل محمّد (مرا بخشی» خداوند نیز او را بخشید.

📚 الإمالی، ص۲۱۸

⚜ از امام علی (علیه السلام) نقل است که فرمود:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی خَلَقَ نُورَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ الْعَرْشَ وَ الْکُرْسِیَّ وَ اللَّوْحَ وَ الْقَلَمَ وَ الْجَنَّهًَْ وَ النَّارَ … حَتَّی أَخْرَجَهُ اللَّهُ تَعَالَی مِنَ صُلْبِ عَبْدِ‌اللَّهِ‌بْنِ‌عَبْدِ‌الْمُطَّلِبِ فَأَکْرَمَهُ بِسِتِّ کَرَامَاتٍ أَلْبَسَهُ قَمِیصَ الرِّضَا وَ رَدَّاهُ بِرِدَاءِ الْهَیْبَهًِْ وَ تَوَّجَهُ بِتَاجِ الْهِدَایَهًِْ وَ أَلْبَسَهُ سَرَاوِیلَ الْمَعْرِفَهًِْ وَ جَعَلَ تِکَّتَهُ تِکَّهًَْ الْمَحَبَّهًِْ یَشُدُّ بِهَا سَرَاوِیلَهُ وَ جَعَلَ نَعْلَهُ نَعْلَ الْخَوْفِ وَ نَاوَلَهُ عَصَا الْمَنْزِلَهًِْ ثُمَّ قَالَ لَهُ: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)! اذْهَبْ إِلَی النَّاسِ فَقُلْ لَهُمْ: قُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) رَسُولُ اللَّهِ، وَ کَانَ أَصْلُ ذَلِکَ الْقَمِیصِ مِنْ سِتَّهًِْ أَشْیَاءَ قَامَتُهُ مِنَ الْیَاقُوتِ وَ کُمَّاهُ مِنَ اللُّؤْلُؤِ وَ دِخْرِیصُهُ مِنَ الْبِلَّوْرِ الْأَصْفَرِ وَ إِبْطَاهُ مِنَ الزَّبَرْجَدِ وَ جُرُبَّانُهُ مِنَ الْمَرْجَانِ الْأَحْمَرِ وَ جَیْبُهُ مِنْ نُورِ الرَّبِّ جَلَّ جَلَالُهُ فَقَبِلَ اللَّهُ تَوْبَهًَْ آدَمَ (علیه السلام) بِذَلِکَ الْقَمِیص.

یعنی: خداوند تبارک‌وتعالی نور محمّد (را قبل از آنکه آسمان‌ها، زمین، عرش، کرسی، لوح، قلم، بهشت و جهنّم راخلق کند، آفریده بود. تا آنکه آن نور را در صلب عبدالله‌بن‌عبدالمطلّب قرارداد. پس با شش کرامت اکرامش فرمود: پیراهن رضا بر او پوشانید؛ ردای هیبت بر دوشش افکند؛ کلاه هدایت بر سرش نهاد؛ شلوارهای معرفت بر او پوشانید؛ بند آن را بند محبّت قرار داد تا هرچه محکم‌تر بسته شود؛ نعلینش را خوف قرار داد و عصای منزلت به‌دستش داد. سپس خدای عزّوجلّ به او فرمود: «به‌سوی مردم برو و به آنان بگو که بگویید: «خدایی به جز خداوند نیست و محمّد (فرستاده‌ی اوست». موادّ اصلی این پیراهن از شش چیز بود: بدنه‌اش از یاقوت، دو آستینش از لؤلؤ، لبه‌اش از بلور زرد، دو زیر بغلش از زبرجد، گریبانش از مرجان سرخ و یقه‌اش از نور پروردگار جلّ‌جلاله بود. پس خداوند توبه ی آدم(علیه السلام) را به خاطر این پیراهن پذیرفت.

📚 شیخ صدوق،معانی الأخبار، ص۳۰۶

📖 … فَتابَ عَلَیْهِ … [۳۷]

🔻[و با آنها توبه کرد.] و خداوند توبه‌ی او را پذیرفت

⚜ از امام صادق(علیه السلام) نقل است که فرمود: فَلَمَّا أَرَادَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْهِمَا جَاءَهُمَا جَبْرَئِیلُ(علیه السلام) فَقَالَ لَهُمَا: إِنَّکُمَا إِنَّمَا ظَلَمْتُمَا أَنْفُسَکُمَا بِتَمَنِّی مَنْزِلَهًِْ مَنْ فُضِّلَ عَلَیْکُمَا فَجَزَاؤُکُمَا مَا قَدْ عُوقِبْتُمَا بِهِ مِنَ الْهُبُوطِ مِنْ جِوَارِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ إِلَی أَرْضِهِ فَسَلَا رَبَّکُمَا بِحَقِّ الْأَسْمَاءِ الَّتِی رَأَیْتُمُوهَا عَلَی سَاقِ الْعَرْشِ حَتَّی یَتُوبَ عَلَیْکُمَا.

یعنی: آنگاه که خداوند اراده کرد که از آدم(علیه السلام) وحوا (علیهاالسلام) بگذرد، جبرئیل(علیه السلام) نزد آن‌ها آمده و گفت: شما با تمنّای مقام کسانی که بر شما برتری داشتند به خود ستم رواداشتید پس کیفر شما همین بود که شما را از جوار خدا پائین آوردند. حال از خدا بخواهید به حقّ همان نام‌هایی که در ساق عرش مشاهده‌کردید، توبه‌ی شما را بپذیرد.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۷۴

⚜ از امام عسکری (علیه السلام)نقل شده است که فرمود: قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: قَدْ قَبِلْتُ تَوْبَتَکَ وَ أَقْبَلْتُ بِرِضْوَانِی عَلَیْکَ وَ صَرَفْتُ آلَائِی وَ نَعْمَائِی إِلَیْکَ وَ أَعَدْتُکَ إِلَی مَرْتَبَتِکَ مِنْ کَرَامَاتِی وَ وَفَّرْتُ نَصِیبَکَ مِنْ رَحَمَاتِی فَذَلِکَ قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ فَتَلَقَّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیم.

یعنی: خداوند عزّوجلّ به [آدم (علیه السلام)] فرمود: «توبه‌ات را پذیرفتم و با رضایت و خشنودیم به تو روی کردم و رحمت‌ها و نعمت‌هایم را به‌سویت برگرداندم و تو را به آن مرتبه‌ای که به‌واسطه‌ی بخششهای من داشتی، بازمی‌گرداندم و بهره‌ی تو از رحمت خود را بیشتر می‌کنم.» و این قول خداوند عزّوجلّ است که فرمود: فَتَلَقَّی آدَمُ مِن رَّبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۹۱ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۲۵

⚜ از امام باقر(علیه السلام) نقل است که فرمود: لَوْ لَا أَنَّ اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ تَابَ عَلَی آدَمَ(علیه السلام) مَا تَابَ عَلَی مُذْنِبٍ أَبَدا.

یعنی: اگر خدای تعالی توبه‌ی حضرت آدم (علیه السلام) را نپذیرفته بود، تا ابد توبه‌ی هیچ‌کس را قبول نمی‌کرد.

📚 شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۸۴

⚜ از امام عسکری (علیه السلام)نقل است که فرمود: فَتابَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِهَا.

یعنی: خداوند به سبب آن کلمات بود که توبه‌ی او را پذیرفت.

📚علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹ و الإمام العسکری،التفسیر، ص۲۲۴

📖 … إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ [۳۷]

🔻زیرا او توبه پذیر و مهربان است

⚜از امام عسکری (علیه السلام) نقل است که فرمود: إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ التَّوَّابُ الْقَابِلُ التَّوْبَاتِ الرَّحِیمُ بِالتَّائِبِین.

یعنی: خداوند، توبه‌ی توبه‌کنندگان را می‌پذیرد و نسبت به توبه‌کنندگان مهربان است.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹ و الإمام العسکری، ص۲۲۴

📖 قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمیعاً فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ [بقره،۳۸]

یعنی: گفتیم: «همگى از آن، فرودآیید! ولى هرگاه هدایتى از طرف من براى شما آمد، کسانى‌که از آن پیروى کنند، نه ترسى بر آنهاست، و نه اندوهگین می‌شوند».

⚜ از امام عسکری (علیه السلام)نقل است که فرمود: قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِیعاً کَانَ أَمَرَ فِی الْأَوَّلِ أَنْ یَهْبِطَا وَ فِی الثَّانِی أَمَرَهُمْ أَنْ یَهْبِطُوا جَمِیعاً لَا یَتَقَدَّمْ أَحَدُهُمُ الْآخَرَ وَ الْهُبُوطُ إِنَّمَا هُوَ هُبُوطُ آدَمَ (علیه السلام) وَ حَوَّاءَ (سلام الله علیها) مِنَ الْجَنَّهًِْ وَ هُبُوطُ الْحَیَّهًِْ أَیْضاً مِنْهَا فَإِنَّهَا کَانَتْ مِنْ أَحْسَنِ دَوَابِّهَا وَ هُبُوطُ إِبْلِیسَ مِنْ حَوَالَیْهَا فَإِنَّهُ کَانَ مُحَرَّماً عَلَیْهِ دُخُولُ الْجَنَّهًِْ.

یعنی: اوّل بار، خداوند فرمان داد که فقط آدم(علیه السلام) و حوا (علیهاالسلام) هبوط‌کرده و پایین روند و سپس امر فرمود که همگی پایین روند و هیچ‌یک از دیگری پیشی نگیرد. فرودآمدن از بهشت، این‌گونه بود که اوّل آدم(علیه السلام) و حوا(علیهاالسلام) فرودآمدند و مار که از زیباترین حیوانات بهشت بود نیز، از آنجا فرودآمد و چون ورود به بهشت بر شیطان حرام شده‌بود، او نیز از اطراف بهشت هبوط کرد.

📚علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۲۲۴

⚜ از أمیرالمؤمنین(علیه السلام)منقول است که فرمود: فَأَهْبَطَهُ بَعْدَ التَّوْبَهًِْ لِیَعْمُرَ أَرْضَهُ بِنَسْلِهِ وَ لِیُقِیمَ الْحُجَّهًَْ بِهِ عَلَی عِبَادِه.

یعنی: خداوند پس از آنکه آدم(علیه السلام) توبه کرد، او را فرودآورد تا با فرزندان خود زمین او را آبادان سازند و از جانب خدا بر بندگانش حجّتی باشد.

📚 علامه‌ مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۴، ص۱۱۲

⚜ از امام صادق(علیه السلام) نقل است که فرمود: فَلَمَّا هَبَطَ آدَمُ(علیه السلام) إِلَی الْأَرْضِ هَبَطَ عَلَی الصَّفَا وَ لِذَلِکَ اشْتَقَ اللَّهُ لَهُ اسْماً مِنِ اسْمِ آدَمَ(علیه السلام) لِقَوْلِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ(علیه السلام) وَ نَزَلَتْ حَوَّاءُ(علیهاالسلام) عَلَی الْمَرْوَهًِْ فَاشْتَقَّ لَهُ اسْماً مِنِ اسْمِ الْمَرْأَهًْ.

یعنی: زمانی‌که آدم(علیه السلام) به‌سوی زمین هبوط‌کرد، بر کوه «صفا» فرود آمد. از این روی خداوند برای آن کوه نامی برگرفته از نام آدم(علیه السلام) انتخاب کرده است.چنانکه خداوند می‌فرماید: إِنَّ اللهَ اصْطَفی آدَم، حوا (علیهاالسلام) نیز بر مروه فرودآمد و از آن جهت، خداوند برای آن کوه، نامی برگرفته از نام زن (امرأه) قرارداد.

📚 همان، ج۹۶، ص۶۳

⚜ از امام صادق(علیه السلام)نقل است که فرمود: أُهْبِطَ آدَمُ(علیه السلام) مِنَ الْجَنَّهًِْ عَلَی الصَّفَا، وَ حَوَّاءُ(علیهاالسلام) عَلَی الْمَرْوَهًًْ.

یعنی: حضرت آدم(علیه السلام) از بهشت، به کوه صفا و حوا (علیهاالسلام) به کوه مروه هبوط داده‌شدند.

📚 شیخ کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۱۳

(به علت طولانی بودن محتوا، متن روایت در۳ قسمت و ترجمه ی فردا در ۲ قسمت تقدیم می گردد)

۱⃣

⚜ از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل است که فرمودند: حَتَّی أَکَلَا مِنَ الشَّجَرَهًِْ فَأَهْبَطَهُمَا اللَّهُ إِلَی الْأَرْضِ مِنْ یَوْمِهِمَا ذَلِکَ … قَالَ اللَّهُ: یَا آدَمُ! اهْبِطْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ إِلَی الْأَرْضِ فَإِذَا أَصْلَحْتُمَا أَصْلَحْتُکُمَا وَ إِنْ عَمِلْتُمَا لِی قَوَّیْتُکُمَا وَ إِنْ تَعَرَّضْتُمَا لِرِضَایَ تَسَارَعْتُ إِلَی رِضَاکُمَا وَ إِنْ خِفْتُمَا مِنِّی آمَنْتُکُمَا مِنْ سَخَطِی. قَالَ: فَبَکَیَا عِنْدَ ذَلِکَ وَ قَالَا: رَبَّنَا! فَأَعِنَّا عَلَی صَلَاحِ أَنْفُسِنَا وَ عَلَی‌الْعَمَلِ بِمَا یُرْضِیکَ عَنَّا. قَالَ اللَّهُ لَهُمَا: إِذَا عَمِلْتُمَا سُوءاً فَتُوبَا إِلَیَّ مِنْهُ أَتُبْ عَلَیْکُمَا وَ أَنَا اللهُ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ. قَالَ: فَأَهْبِطْنَا بِرَحْمَتِکَ إِلَی أَحَبِّ الْبِقَاعِ إِلَیْکَ. قَالَ: فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَی جَبْرَئِیلَ أَنْ أَهْبِطْهُمَا إِلَی الْبَلْدَهًِْ الْمُبَارَکَهًِْ مَکَّهًَْ. قَالَ: فَهَبَطَ بِهِمَا جَبْرَئِیلُ فَأَلْقَی آدَمَ(علیه السلام) عَلَی الصَّفَا وَ أَلْقَی حَوَّاءَ عَلَی الْمَرْوَهًِْ. قَالَ: فَلَمَّا أُلْقِیَا قَامَا عَلَی أَرْجُلِهِمَا وَ رَفَعَا رُءُوسَهُمَا إِلَی السَّمَاءِ وَ ضَجَّا بِأَصْوَاتِهِمَا بِالْبُکَاءِ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی وَ خَضَعَا بِأَعْنَاقِهِمَا. قَالَ: فَهَتَفَ اللَّهُ بِهِمَا مَا یُبْکِیکُمَا بَعْدَ رِضَایَ عَنْکُمَا؟ قَالَ: فَقَالَا: رَبَّنَا! أَبْکَتْنَا خَطِیئَتُنَا وَ هِیَ أَخْرَجَتْنَا عَنْ جِوَارِ رَبِّنَا وَ قَدْ خَفِیَ عَنَّا تَقْدِیسُ مَلَائِکَتِکَ لَکَ رَبَّنَا وَ بَدَتْ لَنَا عَوْرَاتُنَا وَ اضْطَرَّنَا ذَنْبُنَا إِلَی حَرْثِ الدُّنْیَا وَ مَطْعَمِهَا وَ مَشْرَبِهَا وَ دَخَلَتْنَا وَحْشَهًٌْ شَدِیدَهًٌْ لِتَفْرِیقِکَ بَیْنَنَا. قَالَ: فَرَحِمَهُمَا الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ عِنْدَ ذَلِکَ وَ أَوْحَی إِلَی جَبْرَئِیلَ(علیه السلام) أَنَا اللَّهُ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ وَ أَنِّی قَدْ رَحِمْتُ آدَمَ(علیه السلام) وَ حَوَّاءَ(علیهاالسلام) لِمَا شَکَیَا إِلَیَّ فَاهْبِطْ عَلَیْهِمَا بِخَیْمَهًٍْ مِنْ خِیَامِ الْجَنَّهًِْ وَ عَزِّهِمَا عَنِّی بِفِرَاقِ الْجَنَّهًِْ وَ اجْمَعْ بَیْنَهُمَا فِی الْخَیْمَهًِْ فَإِنِّی قَدْ رَحِمْتُهُمَا لِبُکَائِهِمَا وَ وَحْشَتِهِمَا وَ وَحْدَتِهِمَا وَ انْصِبْ لَهُمَا الْخَیْمَهًَْ عَلَی التُّرْعَهًِْ الَّتِی بَیْنَ جِبَالِ مَکَّهًَْ. قَالَ: وَ التُّرْعَهًُْ مَکَانُ الْبَیْتِ وَ قَوَاعِدِهِ الَّتِی رَفَعَتْهَا الْمَلَائِکَهًُْ قَبْلَ ذَلِکَ فَهَبَطَ جَبْرَئِیلُ عَلَی آدَمَ(علیه السلام) بِالْخَیْمَهًِْ عَلَی مِقْدَارِ أَرْکَانِ الْبَیْتِ وَ قَوَاعِدِهِ فَنَصَبَهَا. قَالَ: وَ أَنْزَلَ جَبْرَئِیلُ آدَمَ(علیه السلام) مِنَ الصَّفَا وَ أَنْزَلَ حَوَّاءَ مِنَ الْمَرْوَهًِْ وَ جَمَعَ بَیْنَهُمَا فِی الْخَیْمَهًِْ. قَالَ: وَ کَانَ عَمُودُ الْخَیْمَهًِْ قَضِیبَ یَاقُوتٍ أَحْمَرَ فَأَضَاءَ نُورُهُ وَ ضَوْؤُهُ جِبَالَ مَکَّهًَْ وَ مَا حَوْلَهَا. قَالَ: وَ امْتَدَّ ضَوْءُ الْعَمُودِ فَجَعَلَهُ اللَّهُ حَرَماً فَهُوَ مَوَاضِعُ الْحَرَمِ الْیَوْمَ کُلُّ نَاحِیَهًٍْ مِنْ حَیْثُ بَلَغَ ضَوْءُ الْعَمُودِ فَجَعَلَهُ اللَّهُ حَرَماً لِحُرْمَهًِْ الْخَیْمَهًِْ وَ الْعَمُودِ لِأَنَّهُمَا مِنَ الْجَنَّهًِْ. قَالَ: وَ لِذَلِکَ جَعَلَ اللَّهُ الْحَسَنَاتِ فِی الْحَرَمِ مُضَاعَفَهًًْ وَ السَّیِّئَاتِ فِیهِ مُضَاعَفَهًًْ. قَالَ: وَ مُدَّتْ أَطْنَابُ الْخَیْمَهًِْ حَوْلَهَا فَمُنْتَهَی أَوْتَادِهَا مَا حَوْلَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ. قَالَ: وَ کَانَتْ أَوْتَادُهَا مِنْ غُصُونِ الْجَنَّهًِْ وَ أَطْنَابُهَا مِنْ ظَفَائِرِ الْأُرْجُوَانِ. قَالَ: فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَی جَبْرَئِیلَ أَهْبِطْ عَلَی الْخَیْمَهًِْ سَبْعِینَ أَلْفَ مَلَکٍ یَحْرُسُونَهَا مِنْ مَرَدَهًِْ الْجِنِّ وَ یُؤْنِسُونَ آدَمَ(علیه السلام) وَ حَوَّاءَ(علیهاالسلام) وَ یَطُوفُونَ حَوْلَ الْخَیْمَهًِْ تَعْظِیماً لِلْبَیْتِ وَ الْخَیْمَهًِْ. قَالَ: فَهَبَطَتِ الْمَلَائِکَهًُْ فَکَانُوا بِحَضْرَهًِْ الْخَیْمَهًِْ یَحْرُسُونَهَا مِنْ مَرَدَهًِْ الشَّیَاطِینِ وَ الْعُتَاهًِْ وَ یَطُوفُونَ حَوْلَ أَرْکَانِ الْبَیْتِ وَ الْخَیْمَهًِْ کُلَّ یَوْمٍ وَ لَیْلَهًٍْ کَمَا کَانُوا یَطُوفُونَ فِی السَّمَاءِ حَوْلَ الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ. قَالَ: وَ أَرْکَانُ الْبَیْتِ الْحَرَامِ فِی الْأَرْضِ حِیَالَ الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ الَّذِی فِی السَّمَاءِ.

🔸۱🔸

یعنی: هر دو از آن درخت خوردند. پس خداوند از آن روز هر دو را به زمین فرودآورد … خداوند فرمود: «ای آدم! تو وهمسرت به زمین فرودآیید پس اگر کارتان را اصلاح کنید، من شما را اصلاح می‌کنم؛ اگر برای من کار کنید، به شما نیرو و توان

می‌دهم و چنانچه هدفتان کسب رضای من باشد به سرعت از شما راضی می‌شوم و اگر از من بیم داشته‌باشید، شما را از عذابم، ایمن می‌گردانم». پس آنگاه هر دو گریستند و گفتند: پروردگارا! برای اصلاح نفسمان و برای انجام آنچه مورد رضایت تو است، ما را یاری رسان. خداوند به آن‌ها فرمود: اگر مرتکب عمل زشتی شدید، پس از آن عمل به‌سوی من توبه کنید که من به شما روی‌می‌آورم و منِ خداوند توبه‌پذیر ومهربان هستم. آدم (علیه السلام) گفت: پس ما را به سرزمینی که نزد تو دوست داشتنی‌تر است، نازل کن. خداوند به جبرئیل(علیه السلام) وحی کرد، آن دو را در سرزمین با برکت مکّه پایین ببر. جبرائیل(علیه السلام) آن‌ها را پایین آورد و آدم(علیه السلام) را بر صفا و حوا (علیهاالسلام) را بر مروه گذاشت. فرمود: پس از آنکه افتادند، هر دو بر روی پاهایشان برخاستند و سرهایشان را به‌سوی آسمان بلند کردند و با صدای بلند، خاضعانه به درگاه خداوند ضجّه وگریه کردند. خداوند به آن‌ها فرمود: چه چیزی باعث گریستن شما شد پس از آنکه از شما راضی شدم؟ آن دو پاسخ دادند: آن خطاهایی که سبب بیرون‌راندن ما از جوار پروردگارمان شد ما را به گریستن واداشت، درحالی‌که [همجواری با ملائکه و دیدن] تقدیس فرشتگانت، بر ما پوشیده و پنهان گشت و عورات ما نمایان شد وگناهمان، ما را به نعمت‌های دنیا، طعام‌ها و نوشیدنی‌هایش محتاج‌کرد و به جهت جدایی از تو، ترس شدیدی بر ما رسید. پس در آن وقت، خداوند رحمان و رحیم بر آن دو ترحّم کرده و به جبرئیل(علیه السلام) وحی نمود: من خداوند رحمان و رحیم هستم و بر آدم(علیه السلام) وحوا (علیهاالسلام) به خاطر شکوه‌ای که نزد من کردند، رحم می‌کنم، پس با یکی از خیمه‌های بهشت، به‌سوی ایشان پایین برو و از جانب من آن دو را که جدایی از بهشت برایشان گران آمده، تسلّی خاطر بده و هر دو را در خیمه جمع کن. پس به‌درستی‌که من به سبب گریه، ترس و تنهایی‌شان بر آن‌ها رحم کردم و خیمه را در درّه‌ای که مابین کوه‌های مکّه قراردارد، برپا کن.

امام علی (علیه السلام) فرمود: آن درّه، جای خانه‌ی کعبه بود و قبل از هبوط، فرشتگان پایه‌هایش را بالا برده‌بودند. پس جبرئیل (علیه السلام) با آن خیمه که به اندازه‌ی رکن و ستون‌های کعبه بود به نزد آدم (علیه السلام) فرودآمد و آن را برپا کرد. جبرئیل (علیه السلام)، آدم (علیه السلام) را از صفا و حوا (سلام الله علیها) را از مروه پایین آورد و هر دو را در خیمه جمع کرد. در حالی‌که ستون خیمه، شاخه‌ای یاقوت سرخ بود و نور و روشنایی آن، کوه‌های مکّه و اطرافش را روشن نمود. ستون‌های نور گسترده‌شد و خداوند آن را [محدوده‌ی] حرم قرارداد؛ به این صورت که تمام آن جاهایی که نور ستون بدان رسید، مکان‌های حرم و حدود آن قرارگرفتند. پس خداوند آن را به خاطر حرمت آن خیمه و ستونش حرم قرارداد زیرا که آن دو از بهشت بودند.

امام (علیه السلام) فرمود: و از آن روی، خداوند کارهای نیک واعمال زشت را در حرم دو برابر [محاسبه] می‌کند سرانجام طنابهای خیمه در اطراف آن گسترده‌شدند و میخ‌های آن به اطراف مسجدالحرام منتهی شد. در حالی‌که میخ‌های آن از شاخه‌های درختان بهشت و طناب‌های آن از ناخنک‌های (شاخه‌های باریک) درخت ارغوان بود. خداوند به جبرئیل (علیه السلام) وحی نمود هفتادهزار فرشته را برای حراست خیمه از گزند جنیان سرکش، مانوس شدن با آدم وحواء (علیها السلام) و طواف به دور خیمه برای تعظیم خانه کعبه و خیمه به پایین بفرستد. پس ملائکه کنار خیمه فرودآمدند و آن را از نفوذ شیاطین و سرکشان حفظ می‌کردند و هر روز و هر شب بر گِرد کعبه وخیمه همانند وقتی که در آسمان بر گرد بیت‌المعمور طواف می‌کردند، می‌گشتند.

امام (علیه السلام) فرمود: پایه‌های بیت‌الله‌الحرام در زمین، روبه‌روی بیت‌المعمور در آسمان است. خداوند بعد از آن به جبرئیل (علیه السلام) وحی کرد: به نزد آدم (علیه السلام) وحوا (سلام الله علیها) هبوط کن و آن دو را از مکانی که پایه‌های خانه‌ی من است دور گردان. پس همانا من می‌خواهم در سایه‌ای از فرشتگان، به‌سوی زمین فرودآیم و پایه‌های خانه‌ام را برای فرشتگان و مخلوقاتم از فرزندان آدم (علیه السلام) بالا برم. جبرئیل (علیه السلام) نزد آدم (علیه السلام) وحوا (س) فرودآمد و آن دو را از خیمه خارج کرد و آن دو و خیمه را از درّه‌ی بیت‌الله‌الحرام دورکرد. جبرئیل (علیه السلام) آدم (علیه السلام) را به صفا، حوا (سلام الله علیها) را به مروه و خیمه را به آسمان منتقل کرد.

🔸۲🔸

پس آدم(علیه السلام) وحوا(علیهاالسلام) گفتند: ای جبرئیل(علیه السلام)، به سبب غضب خداوند، ما را جابه‌جا کردی و بین ما جدایی افکندی یا آنکه خداوند با رضایت، آن را برایمان مقدّر کرد؟ پس جبرئیل(علیه السلام) به آن دو گفت: آن جدایی به علت خشم پروردگار بر شما نبود و لیکن خداوند درباره‌ی آنچه که انجام می‌دهد، مورد سؤال قرار نمی‌گیرد. ای آدم! هفتادهزار ملکی که خداوند به زمین برای انس با تو و طواف اطراف ارکان کعبه و خیمه فرستاد از خداوند درخواست‌کردند که برایشان به جای خیمه، خانه‌ای در آن درّه‌ی مبارک و روبه‌روی بیت‌المعمور بنا کند تا همان‌طور که در آسمان برگرد بیت‌المعمور طواف می‌کردند، بر گرد این خانه طواف کنند. پس خداوند به من وحی کرد که تو و حوا(علیهاالسلام) را خارج کنم و خیمه را به آسمان برم. پس آدم(علیه السلام) گفت: ما به تقدیر الهی و اجرای فرمانش درباره‌ی خودمان راضی هستیم.

پس آدم (علیه السلام) در صفا وحوا (علیهاالسلام) در مروه بودند. با گذشت مدّتی آدم(علیه السلام) از دوری حوا(علیهاالسلام)، دچار ترس شدید و غصّه شد و از کوه صفا پایین آمد و برای دیدن حوا(علیهاالسلام) به‌سوی مروه حرکت کرد و با وجودی که بین صفا و مروه، درّ‌ه‌ای بود و آدم بر فراز صفا، مروه را می‌دید، امّا وقتی به داخل درّه رسید، مروه از او پنهان شد. پس ترسان از اینکه شاید راه را گم کرده است که نتوانسته مروه را پیدا کند در آن درّه به راه افتاد وقتی از درّه عبور کرد و بر بالای آن رفت، به مروه نگاه کرد، پس به راه افتاد تا به مروه رسید از کوه بالا رفت و به حوا(علیهاالسلام) سلام کرد سپس هر دو به‌سوی درّه‌ای که بیت‌الله‌الحرام در آن بود روکردند و نگاه می‌کردند که آیا ستون‌های کعبه بالا برده‌می‌شود و از خداوند می‌خواستند که آن دو را به همان‌جای خودشان بازگرداند تا آنکه آدم(علیه السلام) از مروه پایین آمد و به صفا بازگشت و بر آن ایستاده و به‌سوی آن تپّه (محلّ بیت‌الله‌الحرام) روی‌کرد و خدا را خواند؛ سپس به دیدار حوا(علیهاالسلام) مشتاق شد؛ پس از صفا به قصد مروه پایین آمد و مثل مرتبه‌ی اول عمل کرد سپس به صفا بازگشت و همان کاری را که بار اول انجام داده‌بود؛ انجام داد سپس از صفا به قصد مروه پایین آمد و مثل دو مرتبه‌ی قبل عمل کرد؛ سپس به صفا بازگشته، بر آن ایستاده و از خداوند خواست تا او و همسرش حوا(علیهاالسلام) را در یک‌جا جمع کند. امام (علیه السلام) فرمود: آدم(علیه السلام) سه بار از صفا به مروه رفت و سه بار بازگشت. پس این رفت‌وآمد، شش دور شد. زمانی که آن دو خدا را خواندند و آن هنگام زوال خورشید در آن روز بود نزد او گریستند و از او تقاضا نمودند که آن دو را کنار هم قراردهد. خدا خواسته‌ی ایشان را برآورده نمود. پس جبرئیل(علیه السلام) در حالی‌که آدم(علیه السلام) بر فراز صفا ایستاده بود و رو به‌سوی مکان کعبه، خدا را می‌خواند، به نزد او آمد وگفت: ای آدم(علیه السلام) از صفا پایین برو و به حوا(علیهاالسلام) ملحق شو. پس آدم (علیه السلام) از صفا به قصد مروه پایین رفت و مانند سه مرتبه‌ی قبل رفتارکرد تا آنکه به مروه رسید، از آن بالا رفت وحوا (علیهاالسلام) را از آنچه که جبرائیل (علیه السلام) به او خبر داده‌بود، مطّلع کرد پس از آن جهت بسیار خوشحال شده، خدا را حمد کرده و تشکّر نمودند. پس از آن، سعی صفا و مروه سنّت شد و از آن روی خداوند فرمود: * إِنَّ الصَّفَا وَ الْمَرْوَهَ مِن شَعَائرِ اللهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْهِ أَن یَطَّوَّفَ بِهِمَا؛ «صفا» و «مروه» از شعائر [و نشانه‌های] خداست! بنابراین، کسانی‌که حج خانه‌ی خدا و یا عمره انجام می‌دهند، مانعی نیست که بر آن دو طواف کنند. (بقره/۱۵۸) سپس جبرئیل(علیه السلام) نزد آدم (علیه السلام) وحوا (علیهاالسلام) رفت و هر دو را از مروه پایین آورد و به ایشان خبرداد که خداوند جبّارمتعال به زمین فرودآمده و ستون‌های بیت‌الحرام را با سنگی از صفا، سنگی از مروه، سنگی از طور سینا، و سنگی از جبل‌السلام که پشت کوفه است بالا برد و به جبرئیل وحی نمود که آن را بساز و تکمیل کن. پس جبرئیل به امر خداوند با بال‌هایش این چهار سنگ را از جایشان کند و همان‌جاهایی که خداوند فرموده‌بود بر ستونها، روی پایه‌های کعبه که خداوند جبّار مشخّص کرده‌بود، قرارداد و ستون‌هایش را نصب کرد؛ سپس به جبرئیل وحی نمود که «آن را با سنگی از ابوقبیس بساز و تکمیل کن و دو در شرقی و غربی برای آن بنا کن»! پس زمانی که جبرئیل آن را کامل نمود، فرشتگان بر گردش طواف کردند و آدم وحواء(علیهما السلام)هم با دیدن فرشتگانی که گرد کعبه می‌گشتند، حرکت کرده و هفت بار بر گرد کعبه طواف نمودند؛ سپس در پی طعامی از آنجا خارج شدند و این ماجرای روزی بود که خدا آن دو را هبوط داد.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۲ و العیاشی، التفسیر، ج۱، ص۳۵

 

⚜ امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: إِنَّ آدَمَ (علیه السلام) أُنْزِلَ فَنَزَلَ فِی الْهِنْد.

یعنی: وقتی آدم (علیه السلام) از عالم بالا به پایین فرو فرستاده‌شد به سرزمین هند نازل گشت.

📚 شیخ صدوق ، علل الشرایع، ج۲، ص۴۰۷

⚜مردی از امام علی(علیه السلام) درباره‌ی باکرامت‌ترین سرزمین روی زمین سؤال نمود، فرمود: فَقَالَ لَهُ: وَادٍ یُقَالُ لَهُ سَرَنْدِیبُ سَقَطَ فِیهِ آدَمُ (علیه السلام) مِنَ السَّمَاء.

یعنی: سرزمینی به نام «سراندیب» که آدم (علیه السلام) از آسمان به آنجا فرودآمد.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰، ص۷۹

✍ ممکن است هند ناظر به منطقه جغرافیایی و سراندیب ناظر به مکان خاصی در هند باشد.

⚜امام رضا (علیه السلام)می فرماید: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ لَمَّا أَهْبَطَ آدَمَ (علیه السلام) مِنَ الْجَنَّهًِْ أَهْبَطَهُ عَلَی أَبِی قُبَیْسٍ فَشَکَا إِلَی رَبِّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ الْوَحْشَهًَْ وَ أَنَّهُ لَا یَسْمَعُ مَا کَانَ یَسْمَعُ فِی الْجَنَّهًِْ فَأَهْبَطَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ عَلَیْهِ یَاقُوتَهًًْ حَمْرَاءَ فَوَضَعَهَا فِی مَوْضِعِ الْبَیْتِ فَکَانَ یَطُوفُ بِهَا آدَمُ (علیه السلام) وَ کَانَ ضَوْؤُهَا یَبْلُغُ مَوْضِعَ الْأَعْلَامِ فَعُلِّمَتِ الْأَعْلَامُ عَلَی ضَوْئِهَا فَجَعَلَهُ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ حَرَماً.

یعنی: خداوند تبارک‌وتعالی وقتی آدم (علیه السلام) را از بهشت فروفرستاد او را روی کوه ابوقبیس قرارداد، وی از وحشتی که در او پیدا شده‌بود به خدای عزّوجلّ شکایت کرده زیرا آن صدایی را که در بهشت می‌شنید (صدای تسبیح و تقدیس ملائکه) اینجا نمی‌شنید [و چون آن صداهای آرام‌بخش را نمی‌شنید به هراس افتاده بود]. خداوند متعال یاقوت سرخی را از بهشت فروفرستاد و آن را در مکانی که امروز محلّ خانه‌ی کعبه است، قرارداد؛ جناب آدم (علیه السلام) دور آن طواف می‌نمود و نور آن به نشانه‌هایی که امروز به عنوان حدود حرم نصب شده می‌رسید. و به این وسیله حدود حرم تعیین شد.

📚 همان، ج۹۶، ص۷۲

📖 .. فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدىً … [بقره،۳۸]

🔻ولی هرگاه هدایتی از طرف من برای شما آمد

⚜ امام‌ عسکری (علیه السلام) می‌فرماید: فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدیً یَأْتِیکُمْ وَ أَوْلَادَکُمْ مِنْ بَعْدِکُمْ مِنِّی هُدًی.

یعنی: هرگاه از جانب من برای شما و فرزندان شما هدایتی آمد …

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۲۴

📖 … فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ … [بقره،۳۸]

🔻کسانی که از آن پیروی کنند

⚜جابر جُعفی گوید: «درباره‌ی تفسیر این آیه فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُم مِّنِّی هُدًی فَمَن تَبِعَ هُدَایَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ در باطن قرآن پرسیدم، امام باقر(علیه السلام) فرمود: تَفسِیرُ الهُدَی عَلِیٌّ(علیه السلام) قَالَ اللهُ فِیهِ: فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ.

یعنی: تفسیر «هدی»، علی (علیه السلام) است، خداوند درباره‌اش فرمود: فَمَن تَبِعَ هُدَایَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ».

📚 العیاشی، التفسیر، ج۱، ص۴۱ و علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱۲۹

📖 … فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ [بقره،۳۸]

🔻نه ترسی بر آنهاست، و نه اندوهگین می‌شوند.

⚜امام عسکری(علیه السلام) می فرماید: لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ حِینَ یَخَافُ الْمُخَالِفُونَ وَ لَا یَحْزَنُونَ إِذَا یَحْزَنُونَ.

یعنی: آنگاه که مخالفان به هراس افتند، هیچ بیمی بر آن‌ها نیست و آنگاه که مخالفان غمگین شوند، آنان اندوهی نمی‌خوردند. (منظور روز قیامت است).

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۲۲

وهر ۱۵۱

📖 وَ الَّذینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ [۳۸]

🔻و کسانى که کافر شدند، و آیات ما را تکذیب‌کردند اهل دوزخند؛ و جاودانه در آن خواهندبود.

⚜ قال العسکری (علیه السلام): کَذَّبُوا بِآیاتِنا الدَّالَّاتِ عَلَی صِدْقِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) عَلَی مَا جَاءَ بِهِ مِنْ أَخْبَارِ الْقُرُونِ السَّالِفَهًِْ وَ عَلَی مَا أَدَّاهُ إِلَی عِبَادِ اللَّهِ مِنْ ذِکْرِ تَفْضِیلِهِ لِعَلِیٍّ (علیه السلام) وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ (علیهم السلام) خَیْرِ الْفَاضِلِینَ وَ الْفَاضِلَاتِ بَعْدَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) سَیِّدِ الْبَرِیَّاتِ أُولئِکَ الدَّافِعُونَ لِصِدْقِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فِی أَنْبَائِهِ وَ الْمُکَذِّبُونَ لَهُ فِی تَصْدِیقِهِ لِأَوْلِیَائِهِ عَلِیٍّ (علیه السلام) سَیِّدِ الْأَوْصِیَاءِ وَ الْمُنْتَجَبِینَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ.

یعنی: [منظور از «آیات» در عبارت “وَ الَّذینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا” نشانه‌های هدایت‌کننده‌ای است که بر راستگویی محمّد (صلی الله علیه وآله) در خبرهایی که از قرن‌های پیشین آورده نشان دارد و بر درستی آنچه که درباره‌ی علی (علیه السلام) و خاندان پاکش برای بندگان خدا بیان نموده و ایشان را برتری بخشید. دلالت می‌کند. آنان که پس از محمّد (صلی الله علیه وآله) سرور تمامی آفریدگان بوده و زن و مردشان برترین ارجمندان هستند. مصادیق این آیه، کسانی هستند که راستگویی محمّد (صلی الله علیه وآله) را در خبرهایی که آورده انکار می‌کنند و درستی او را در گماشتن اولیاء خود، یعنی علی(علیه السلام) سرور همه‌ی اوصیا و دیگر بزرگ‌زادگان خاندان پاکش بر مردم نپذیرفته و او را در این‌باره تکذیب می‌کنند.

📚علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۸۹و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۲۶؛ فیهما: «نصبه» بدل «تصدیقه»

 

📖… أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ [۳۸]

🔻آنان اهل دوزخند؛ و جاودانه در آن خواهند بود

 

⚜ قال الکاظم (علیه السلام):  لَا یُخَلِّدُ اللَّهُ فِی النَّارِ إِلَّا أَهْلَ الْکُفْرِ وَ الْجُحُودِ وَ أَهْلَ الضَّلَالِ وَ الشِّرْک.

یعنی: خدا کسی را در آتش دوزخ مخلّد و جاوید نمی‌کند مگر کسانی‌که اهل کفر، جحود، ضلالت و شرک باشند.

📚 شیخ صدوق، التوحید، ص۴۰۷

 

📖 یا بنی‌اسرائیل اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَ إِیَّایَ فَارْهَبُونِ [بقره،۴۰]

🔻اى بنى‌اسرائیل! نعمتم را که به شما ارزانى داشتم به یاد آورید؛ و به پیمان من وفا کنید تا من نیز به پیمان شما وفا کنم. و [در این راه] تنها از من بترسید.

⚜ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ یَا بَنِی‌إسْرَائِیلَ. قَالَ: هُمْ نَحْنُ خَاصَّهًًْ.

یعنی:منظور از آن‌ها فقط ما هستیم.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۹۷

⚜ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ یَا بَنِی‌إسْرَائِیلَ. قَالَ: هِیَ خَاصَّهًٌْ بِآلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام).

یعنی:آن مختصّ خاندان محمّد (صلی الله علیه وآله) است.

📚 همان، ج۲۴، ص۳۹۷

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: یَا بَنِی‌إسْرَائِیلَ وُلْدَ یَعْقُوبَ إِسْرَائِیلَ.

یعنی: منظور از «بنی‌اسرائیل»، فرزندان یعقوب (علیه السلام) است.

📚 همان، ج۹، ص۱۷۸ و ج۶۶، ص۳۴۰ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۲۷

⚜ امام صادق(علیه السلام)می فرماید: وَ یَعْقُوبُ هُوَ إِسْرَائِیلُ وَ مَعْنَی إِسْرَائِیلَ عَبْدُ اللَّهِ لِأَنَّ إِسْرَا هُوَ عَبْدٌ وَ إِیلَ هُوَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَل.

یعنی: حضرت یعقوب (علیه السلام) را «إسرائیل» می‌گفتند. اسرائیل به معنی بنده‌ی خدا است. چون «إسرا» [در زبان عبری] به معنی بنده و «ئیل» اسم خدای عزّوجلّ است.

📚 شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۴۳

⚜ امام صادق (علیه السلام)می فرماید: کَانَ یَعْقُوبُ وَ عِیصٌ تَوْأَمَیْنِ فَوُلِدَ عِیصٌ ثُمَّ وُلِدَ یَعْقُوبُ فَسُمِّیَ یَعْقُوبَ لِأَنَّهُ خَرَجَ بِعَقِبِ أَخِیهِ عِیص.

یعنی: حضرت یعقوب (علیه السلام) و برادرش عیص (عیسو عیساد) دو قلو بودند و حضرت یعقوب (علیه السلام) بعد از عیص متولّد گردید. بدان سبب آن حضرت را یعقوب (علیه السلام) (از عقب چیزی آمده) نامیدند که پس از برادرش، عیص [از رحم مادرش] خارج شد.

📚 همان، ج۱، ص۴۳

⚜امام صادق (علیه السلام) می فرماید:

أَنََّ إِسْرَا هُوَ الْقُوَّهًُْ وَ إِیلَ هُوَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فَمَعْنَی إِسْرَائِیلَ قُوَّهًُْ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَل.

یعنی: «إسرائیل» یعنی «قوّت خدا»؛ چون «إسرا» [در زبان عربی] به معنی قوّت است و «ئیل» یکی از نام‌های خداوند است.

📚 همان، ج۱، ص۴۳

 

📖 …اذْکُرُوا … [بقره،۴۰]

🔻 به یاد آورید

⚜ أمیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: قَدْ یَحْسُنُ الِامْتِنَانُ بِالنِّعمَهًِْ وَ ذَلِکَ عِنْدَ کُفرَانِهَا وَ لَوْ لَا أَنَّ بَنِی‌إسرَائِیلَ کَفَرُوا النِّعمَهًَْ لَمَا قَالَ اللَّهُ لَهُمْ: اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ.

یعنی: منّت‌گذاشتن به نعمت و بخشش، زمانی پسندیده است که [کسی‌که به او نعمت داده‌ای] آن را کفران کند و اگر بنی‌اسرائیل به کفران نعمت خدا نمی‌پرداختند خداوند هیچ‌گاه به آنان منّت نمی‌گذاشت و نمی‌فرمود: اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ.

📚 ابن ابی الحدید،شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۲۹۴

 

📖 … نِعْمَتِیَ الَّتی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ…[بقره،۴۰]

🔻نعمتم را، که به شما ارزانی داشتم

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: لَمَّا بَعَثْتُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) وَ أَقْرَرْتُهُ بِمَدِینَتِکُمْ وَ لَمْ أُجَشِّمْکُمُ الْحَطَّ وَ التَّرْحَالَ إِلَیْهِ وَ أَوْضَحْتُ عَلَامَاتِهِ وَ دَلَائِلَ صِدْقِهِ لِئَلَّا یَشْتَبِهَ عَلَیْکُمْ حَالُهُ.

یعنی: [نعمتم بر شما آن است که] محمّد (صلی الله علیه وآله) را فرستادم و در شهر شما جای دادم و شما را به زحمت نینداختم که رنج سفر بکشید و به‌سوی او بروید؛ [همچنین] علائم و دلائل [صدق نبوّت] او را آشکارا بیان داشته و اظهار کردم تا نبوّت او بر شما مشتبه نشود.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۸ و ج۶۶، ص۳۴۰؛ الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۲۷

 

⚜ امام‌عسکری (علیه السلام)می فرماید: اذْکُرُوا إِذْ کَانَ الْبَلَاءُ یُصْرَفُ عَنْ أَسْلَافِکُمْ وَ یَخِفُ بِالصَّلَاهًِْ عَلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ، أَ فَمَا تَعْلَمُونَ أَنَّکُمْ إِذَا شَاهَدْتُمُوهُ، وَ آمَنْتُمْ بِهِ کَانَتِ النِّعْمَهًُْ عَلَیْکُمْ أَعْظَمَ {وَ أَفْضَلَ} وَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ {أَکْثَرَ} وَ أَجْزَل.

یعنی: به یاد آورید آنگاه را که خدا بلا را از نیاکان شما دور می‌کرد و به‌واسطه‌ی صلوات بر محمّد و خاندان پاکش (علیهم السلام) آن عذاب را سبک می‌نمود. آیا نمی‌دانید که دیدن محمّد (صلی الله علیه و آله) و ایمان‌آوردن به وی، برترین نعمت برای شما بود و خداوند بزرگ‌ترین نعمت را بر شما عطا نمود؟! (این جملات را در تفسیر کلمه ی اذْکُرُوا فرموده اند).

📚 الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۴۴

 

📖 وَ أَوْفُوا بِعَهْدی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَ إِیَّایَ فَارْهَبُونِ [بقره،۴۰]

🔻و به پیمان من وفا کنید، تا من نیز به پیمان شما وفا کنم

⚜ امام‌صادق (علیه السلام) می فرماید: نَحْنُ عَهْدُ اللَّهِ فَمَنْ وَفَی بِعَهْدِنَا فَقَدْ وَفَی بِعَهْدِ اللَّهِ وَ مَنْ خَفَرَهَا فَقَدْ خَفَرَ ذِمَّهًَْ اللَّهِ وَ عَهْدَهُ.

یعنی: ما عهد خدا هستیم؛ هرکه به عهد ما وفا کند به عهد خدا وفا کرده و هرکه با ما پیمان‌شکنی کند پیمان و عهد خدا را شکسته است.

📚 شیخ کلینی الکافی، ج۱، ص۲۲۱

⚜ امام صادق (علیه السلام) می فرماید: أَوْفُوا بِوَلَایَهًِْ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ(علیه السلام) فَرْضاً مِنَ اللَّهِ تَعَالَی أُوفِ لَکُمْ بِالْجَنَّهًِْ.

یعنی: به ولایت علی(علیه السلام) که خدا، قبول و اطاعت او را بر شما واجب کرده وفا کنید تا من به وعده‌ی خود در مورد بهشت برای شما، وفا کنم.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱۳۰ ۳۵۸ و ج۳۶، ص۹۷ و ج۳۷، ص۶۲ و ج۶۶، ص۳۴۰ و العیاشی، التفسیر، ج۱، ص۴۲

 

⚜ امام عسکری (علیه السلام) می فرماید: قَالَ الله عزّ‌وجلّ أَوْفُوا بِعَهْدِی الَّذِی أَخَذَتْهُ عَلَی أَسْلَافِکُمْ أَنْبِیَاؤُکُمْ وَ أَمَرُوهُمْ أَنْ یُؤَدُّوهُ إِلَی أَخْلَافِهِمْ لَیُؤْمِنُنَّ بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) الْعَرَبِیِّ الْقُرَشِیِّ الْهَاشِمِیِّ الْمُتَأَتَّی بِالْآیَاتِ الْمُؤَیَّدِ بِالْمُعْجِزَاتِ الَّتِی مِنْهَا أَنْ کَلَّمَتْهُ ذِرَاعٌ مَسْمُومَهًٌْ وَ نَاطَقَهُ ذِئْبٌ وَ حَنَّ إِلَیْهِ عُودُ الْمِنْبَرِ وَ کَثَّرَ اللَّهُ الْقَلِیلَ مِنَ الطَّعَامِ وَ أَلَانَ لَهُ الصُّلْبَ مِنَ الْأَحْجَارِ وَ صَبَّتْ لَهُ الْمِیَاهُ السَّیَّالَهًُْ وَ لَمْ یُؤَیِّدْ نَبِیّاً مِنْ أَنْبِیَائِهِ بِدَلَالَهًٍْ إِلَّا جَعَلَ لَهُ مِثْلَهَا أَوْ أَفْضَلَ مِنْهَا وَ الَّذِی جَعَلَ مِنْ آیَاتِهِ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) شَقِیقُهُ وَ رَفِیقُهُ عَقْلُهُ مِنْ عَقْلِهِ وَ عِلْمُهُ مِنْ عِلْمِهِ وَ حِلْمُهُ مِنْ حِلْمِهِ مُؤَیِّدٌ دِینَهُ بِسَیْفِهِ الْبَاتِرِ بَعْدَ أَنْ قَطَعَ مَعَاذِیرَ الْمُعَانِدِینَ بِدَلِیلِهِ الْقَاهِرِ وَ عِلْمِهِ الْفَاضِلِ وَ فَضْلِهِ الْکَامِلِ أُوفِ بِعَهْدِکُمْ الَّذِی أَوْجَبْتُ بِهِ لَکُمْ نَعِیْمَ الْأَبَدِ فِی دَارِ الْکَرَامَهًِْ وَ مُسْتَقَرِّ الرَّحْمَهًِْ.

یعنی: خدای تبارک‌وتعالی فرمود: [ای یهودیان!] به عهدی که پیامبران شما از پدرانتان گرفتند وفاکنید. و پیامبران به پدرانتان امر کردند که به فرزندان خود [سینه به سینه] برسانند که به محمّد عربی قریشی هاشمی (صلی الله علیه و آله ) ایمان بیاورند؛ پیامبری که آیات الهی را آورده و معجزاتی را ارائه می‌نماید که آیاتش را تأیید می‌کند؛ از قبیل سخن‌گفتن دست بزغاله‌ی مسموم [که یهودیان معاند به عنوان غذا و به قصد کشتن پیامبر (صلی الله علیه و آله) به او پیشکش کرده بودند و آن بزغاله به امر خدا، برای نجات پیامبر (صلی الله علیه و آله) به حرف آمد، سخن‌گفتن گرگ و ناله سردادن چوب منبر خدا (ستون حنانه)؛ [خداوند] غذای کم را برای او زیاد می‌کرد؛ سنگ‌های سخت برایش نرم شدند؛ چشمه‌های جوشان و آب روان برایش ایجاد و جاری شد. خداوند هر معجزه‌ای که به پیامبران پیشین خود داده، معجزه‌ای مانند آن یا برتر از آن را نیز به او (پیامبر خاتم (صلی الله علیه وآله) عطا کرد. محمّد (صلی الله علیه وآله)پیامبری است که یکی از نشانه‌های او علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) محبوب و دوست اوست که عقل او از عقل پیامبر (صلی الله علیه و آله)، علمش از علم او و حلمش از حلم اوست. علی(علیه السلام) دین او را با شمشیر برّان خود تأیید می‌کند بعد از آنکه بهانه‌ی دشمنان را با علم بالا و فضائل کامل خود [رفع کرده و] قطع می‌نماید. [که اگر به این عهد وفا کنید] من نیز به عهدی که به واسطه‌ی آن عهد، بهشت و نعمت‌های ابدی آن را برای شما واجب کردم، وفا خواهم‌کرد؛ شما تا ابد در آنجا در محلّ لطف و عنایت و جایگاه رحمت من ساکن می‌شوید.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۸و ج۶۶، ص۳۴۰؛ بالإختصار و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۲۷

⚜أمیرالمؤمنین (علیه السلام)می فرمایند: إِنَّ اللَّهَ ذُو {ذَا} الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ لَمَّا خَلَقَ الْخَلْقَ وَ اخْتَارَ خِیَرَهًًْ مِنْ خَلْقِهِ وَ اصْطَفَی صَفْوَهًًْ مِنْ عِبَادِهِ وَ أَرْسَلَ رَسُولًا مِنْهُمْ وَ أَنْزَلَ عَلَیْهِ کِتَابَهُ وَ شَرَعَ لَهُ دِینَهُ وَ فَرَضَ فَرَائِضَهُ فَکَانَتِ الْجُمْلَهًُْ قَوْلَ اللَّهِ جَلَّ ذِکْرُهُ حَیْثُ أَمَرَ فَقَالَ أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا ألرّسول وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَهُوَ لَنَا أَهْلَ‌الْبَیْتِ (علیهم السلام) خَاصَّهًًْ دُونَ غَیْرِنَا فَانْقَلَبْتُمْ عَلَی أَعْقَابِکُمْ وَ ارْتَدَدْتُمْ وَ نَقَضْتُمُ الْأَمْرَ وَ نَکَثْتُمُ الْعَهْدَ وَ لَمْ تَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئاً وَ قَدْ أَمَرَکُمُ اللَّهُ أَنْ تَرُدُّوا الْأَمْرَ إِلَی اللَّهِ وَ إِلَی رَسُولِهِ وَ إِلَی أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمُ الْمُسْتَنْبِطِینَ لِلْعِلْمِ فَأَقْرَرْتُمْ ثُمَّ جَحَدْتُمْ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ لَکُمْ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ.

یعنی: خدای صاحب عظمت و اکرام مخلوقات را آفریده و بهترین ایشان را برگزید؛ منتخبی از بندگان خود انتخاب نمود و رسولی از آن برگزیدگان و نیکان ارسال و کتاب آسمانی خود را بر او نازل کرد و دین خود را تشریع فرمود و فرایض خود را بر وی واجب و لازم گردانید. پس همه‌ی این‌ها در این قول خداوند وجود دارد که می‌فرماید: اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر (اوصیای پیامبر) را. این تعبیر اولی‌الأمر فقط مخصوص ما اهل‌بیت(علیهم السلام) است نه هیچ‌کس غیر از ما؛ [با این‌حال ما را واگذاشتید و] به وضعیّت گذشته‌ی خود (دوران جهل و جهالت) بازگشتید و همگی مرتد شده، امر ما را نقض کرده و پیمان‌شکنی کردید. [از این حرکت بد و سنّت قبیحه‌ی شما] اصلاً ضرری به خدا نمی‌رسد. خدا به شما امر کرد که امر [ولایت] را به خدا، پیامبر (صلی الله علیه وآله) و اولی‌الأمر خود ارجاع دهید که آن جماعت اهل استنباط علوم هستند. امّا شما در ابتدا به آن اقرار نموده و پذیرفتید و بعد از آن منکر آن گشتید حال آنکه خدا فرموده بود: أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَ إِیَّایَ فَارْهَبُونِ.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۲، ص۹۶ و شیخ طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۶۰

⚜أمیرالمؤمنین (علیه السلام)می فرمایند: وَ قَدْ أَخْبَرَکُمُ اللَّهُ أَنَّ أُولِی الْأَمْرِ هُمُ الْمُسْتَنْبِطُو الْعِلْمِ وَ أَخْبَرَکُمْ أَنَّ الْأَمْرَ الَّذِی تَخْتَلِفُونَ فِیهِ یُرَدُّ إِلَی اللَّهِ وَ إِلَی ألرّسول وَ إِلَی أُولِی الْأَمْرِ الْمُسْتَنْبِطِی الْعِلْمِ فَمَنْ أَوْفَی بِمَا عَاهَدَ اللَّهُ عَلَیْهِ یَجِدِ اللَّهَ مُوفِیاً بِعَهْدِهِ یَقُولُ اللَّهُ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَ إِیَّایَ فَارْهَبُونِ.

یعنی: امام علی (علیه السلام) و خدا آگاهتان کرده است که اولی‌الأمر همان استنباط‌کنندگان علم‌اند و نیز آگاهتان کرده که امر و کاری که در آن اختلاف کرده‌اید، عاقبت به خدا و رسول (و اولی‌الأمر که استنباط‌کنندگان علم‌اند [برای موازنه و تعدیل آنها] بازگشت می‌کند؛ پس هرکس به عهدی که با خدا دارد وفادارتر باشد خدا را وفادار به عهد خود می‌یابد (به همان میزان که او به عهد خدا وفا می‌کند، خداوند نیز به عهد خود نسبت به او، وفاداری می‌نماید). که می‌فرماید: أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَ إِیَّایَ فَارْهَبُونِ.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۳، ص۱۳۳

 

⚜رسول خدا(صلی الله علیه و آله)می فرماید: لَمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَ اللَّهِ لَقَدْ خَرَجَ آدَمُ (علیه السلام) مِنَ الدُّنْیَا وَ قَدْ عَاهَدَ عَلَی الْوَفَاءِ لِوَلَدِهِ شَیْثٍ (علیه السلام) فَمَا وُفِیَ لَهُ وَ لَقَدْ خَرَجَ نُوحٌ (علیه السلام) مِنَ الدُّنْیَا وَ قَدْ عَاهَدَ قَوْمَهُ عَلَی الْوَفَاءِ لِوَصِیِّهِ سَامٍ (علیه السلام) فَمَا وَفَتْ أُمَّتُهُ وَ لَقَدْ خَرَجَ إِبْرَاهِیمُ (علیه السلام) مِنَ الدُّنْیَا وَ عَاهَدَ قَوْمَهُ عَلَی الْوَفَاءِ لِوَصِیِّهِ إِسْمَاعِیلَ (علیه السلام) فَمَا وَفَتْ أُمَّتُهُ وَ لَقَدْ خَرَجَ مُوسَی (علیه السلام) مِنَ الدُّنْیَا وَ عَاهَدَ قَوْمَهُ عَلَی الْوَفَاءِ لِوَصِیِّهِ یُوشَعَ‌بْنِ‌نُون (علیه السلام) فَمَا وَفَتْ أُمَّتُهُ وَ لَقَدْ رُفِعَ عِیسَی بْنُ مَرْیَمَ (علیه السلام) إِلَی السَّمَاءِ وَ قَدْ عَاهَدَ قَوْمَهُ عَلَی الْوَفَاءِ لِوَصِیِّهِ شَمْعُونَ بْنِ حَمُّونَ (علیه السلام) الصَّفَا فَمَا وَفَتْ أُمَّتُهُ وَ إِنِّی مُفَارِقُکُمْ عَنْ قَرِیبٍ وَ خَارِجٌ مِنْ بَیْنِ أَظْهُرِکُمْ وَ قَدْ عَهِدْتُ إِلَی أُمَّتِی فِی عَهْدِ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ إِنَّهَا لَرَاکِبَهًٌْ سَنَنَ مَنْ قَبْلَهَا مِنَ الْأُمَمِ فِی مُخَالَفَهًِْ وَصِیِّی وَ عِصْیَانِهِ أَلَا وَ إِنِّی مُجَدِّدٌ عَلَیْکُمْ عَهْدِی فِی عَلِیٍّ (علیه السلام) فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفی بِما عاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً.

یعنی: به خدا سوگند حضرت آدم (از دار دنیا رفت، در حالی که با قومش پیمان بسته‌بود تا به فرزندش شیث (علیه السلام) وفادار بمانند ولی آن‌ها به آن عهد وفا نکردند. حضرت نوح (علیه السلام) نیز چشم از جهان پوشید در حالی‌که با قومش عهدکرد که نسبت به وصیّ او، سام (علیه السلام) وفادار باشند امّا چنین نکردند. حضرت ابراهیم (علیه السلام) نیز دار دنیا را وداع گفت و از قومش درباره‌ی وفادارماندن به وصیّش، اسماعیل (علیه السلام) پیمان گرفت امّا امّتش وفا نکردند. همچنین حضرت موسی (علیه السلام) از دنیا رفت در حالی که با قومش عهد بسته‌بود با وصیّش یوشع‌بن‌نون (علیه السلام)، وفاداری کنند امّا امّتش به آن وفا نکردند؛ حضرت عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) نیز به آسمان بالا برده‌شد درحالی‌که با قومش بر وفادارماندن به وصیّش شمعون‌بن‌حمون‌صفا (علیه السلام) میثاق بست، امّا قوم او نیز وفا نکردند. من نیز به زودی از شما جدا شده و از میانتان خواهم‌رفت؛ من با امّتم درباره‌ی علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) عهد کردم [که بعد از من از او اطاعت کنند] ولی می‌دانم امّت من نیز بر همان سنّت امّت پیامبران پیشین که مخالفت‌کردن با وصّی پیامبران بود، عمل خواهندکرد. آگاه باشید! عهدم را درباره‌ی علی (علیه السلام) بار دیگر به شما ابلاغ می‌نمایم. هرکس این عهد را بشکند، به خود خیانت کرده و هرکس به این عهد که از جانب خدا می‌باشد، وفادار بماند، خداوند به او اجر بزرگی خواهد داد.

📚 شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص۳۷۲

یعنی: [فردی از امام صادق علیه السلام پرسید:] خداوند می‌فرماید: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ حال آنکه ما او را می‌خوانیم ولی او ما را اجابت نمی‌کند إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ فَإِنَّا نَدْعُو فَلَا یُسْتَجَابُ لَنَا قَالَ: لِأَنَّکُمْ لَا تَفُونَ لِلَّهِ بِعَهْدِهِ وَ إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَ اللَّهِ لَوْ وَفَیْتُمْ لِلَّهِ لَوَفَی اللَّهُ لَکُمْ.

یعنی: حضرت فرمود: این بدان علّت است که شما به پیمان خود با خداوند وفا نکردید. خداوند می‌فرماید: أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ اگر وفا کرده بودید، قطعاً خداوند نیز به عهد شما وفا می‌کرد.

📚 بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۶۸ و ج۶۶،ص۳۴۰

⚜از هشام‌بن‌سالم نقل است که گوید: قُلْتُ لِلصَّادِقِ (علیه السلام) یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! مَا بَالُ الْمُؤْمِنِ إِذَا دَعَا رُبَّمَا لَمْ یُسْتَجَبْ لَهُ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ؟ فَقَالَ: إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا دَعَا اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بِنِیَّهًٍْ صَادِقَهًٍْ وَ قَلْبٍ مُخْلِصٍ اسْتُجِیبَ لَهُ بَعْدَ وَفَائِهِ بِعَهْدِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ إِذَا دَعَا اللَّهَ بِغَیْرِ نِیَّهًٍْ وَ إِخْلَاصٍ لَمْ یُسْتَجَبْ لَهُ أَ لَیْسَ اللَّهُ یَقُولُ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ فَمَنْ وَفَی وُفِیَ لَهُ.

یعنی: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: «ای فرزند رسول‌خدا! چگونه است که گاه مؤمن هرچه خدای را می‌خواند، دعایش به اجابت نمی‌رسد در صورتی‌که خداوند می‌فرماید: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» پس حضرت (علیه السلام) فرمود: «اگر بنده با نیّت پاک و خلوص قلب، خدا را بخواند، دعایش اجابت می‌شود، البتّه بعد از اینکه به عهد خود با خدا وفا کرده‌باشد؛ و چنانچه خدای را بدون خلوص نیّت بخواند، خواسته‌اش برآورده نمی‌شود. آیا خداوند نفرمود: وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ؟! پس هرکه وفا کند، به او وفا می‌شود».

📚 محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج۵، ص۱۸۹

📖 … وَ إِیَّایَ فَارْهَبُونِ [بقره،۴۰]

🔻و [در این راه] تنها از من بترسید

⚜ از هشام‌بن‌سالم نقل است که گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! مَا بَالُ الْمُؤْمِنِ إِذَا دَعَا رُبَّمَا لَمْ یُسْتَجَبْ لَهُ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ؟ فَقَالَ: إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا دَعَا اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بِنِیَّهًٍْ صَادِقَهًٍْ وَ قَلْبٍ مُخْلِصٍ اسْتُجِیبَ لَهُ بَعْدَ وَفَائِهِ بِعَهْدِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ إِذَا دَعَا اللَّهَ بِغَیْرِ نِیَّهًٍْ وَ إِخْلَاصٍ لَمْ یُسْتَجَبْ لَهُ أَ لَیْسَ اللَّهُ یَقُولُ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ فَمَنْ وَفَی وُفِیَ لَهُ.

یعنی:ای فرزند رسول‌خدا! چگونه است که گاه مؤمن هرچه خدای را می‌خواند، دعایش به اجابت نمی‌رسد در صورتی‌که خداوند می‌فرماید: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» پس حضرت (علیه السلام) فرمود: «اگر بنده با نیّت پاک و خلوص قلب، خدا را بخواند، دعایش اجابت می‌شود، البتّه بعد از اینکه به عهد خود با خدا وفا کرده‌باشد؛ و چنانچه خدای را بدون خلوص نیّت بخواند، خواسته‌اش برآورده نمی‌شود. آیا خداوند نفرمود: وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ؟! پس هرکه وفا کند، به او وفا می‌شود»

📚 همان، ج۵، ص۱۸۹

⚜امام عسکری(علیه السلام) می فرماید: إِیَّایَ فَارْهَبُونِ فِی مُخَالَفَهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فَإِنِّی الْقَادِرُ عَلَی صَرْفِ بَلَاءِ مَنْ یُعَادِیکُمْ عَلَی مُوَافَقَتِی وَ هُمْ لَا یَقْدِرُونَ عَلَی صَرْفِ انْتِقَامِی عَنْکُمْ إِذَا آثَرْتُمْ مُخَالَفَتِی.

یعنی: [منظور خدا از این تعبیرات آن است که] در مورد مخالفت با محمّد (صلی الله علیه وآله) از من هراس کنید چرا که من می‌توانم بلائی که از دشمنان به جانب شما حواله می‌شود برگردانم ولی وقتی شما راه مخالفت مرا از پیش بگیرید آن‌ها نمی‌توانند جلو انتقام مرا از شما بگیرند.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۸ و ج۶۶، ص۳۴۰و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۲۷

📖  وَ آمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ وَ لا تَکُونُوا أَوَّلَ کافِرٍ بِهِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتی ثَمَناً قَلیلاً وَ إِیَّایَ فَاتَّقُونِ [بقره،۴۱]

🔻و به آنچه نازل کرده‌ام ایمان بیاورید؛ که نشانه‌ها‌ى آن با آنچه در کتاب شماست، مطابقت دارد؛ و نخستین کافر به آن نباشید؛ و آیات مرا به بهاى ناچیزى نفروشید؛ و تنها از [مخالفتِ] من بپرهیزید!

📖  وَ آمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ … [بقره،۴۱]

🔻و به آنچه نازل کرده‌ام ایمان بیاورید

⚜ امام عسکری(علیه السلام) می فرماید: قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لِلْیَهُودِ: وَ آمِنُوا أَیُّهَا الْیَهُودُ بِما أَنْزَلْتُ عَلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) مِنْ ذِکْرِ نُبُوَّتِهِ وَ أَنْبَاءِ إِمَامَهًِْ أَخِیهِ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ عِتْرَتِهِ الطَّاهِرِینَ (علیهم السلام).

یعنی: خدای عزّوجلّ یهود را خطاب قرارداده و فرمود: «ای یهودیان! به آنچه بر محمّد (صلی الله علیه وآله) نازل کردم، که ذکر و یادآوری نبوّت او و اخباری از امامت برادرش علی(علیه السلام) و خاندان(علیهم السلام) اوست، ایمان بیاورید».

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۸ و ج۶۴، ص۱۹ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۲۸

⚜هم چنین می فرماید: هَؤُلَاءِ یَهُودُ الْمَدِینَهًِْ جَحَدُوا نُبُوَّهًَْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ خَانُوهُ، وَ قَالُوا: نَحْنُ نَعْلَمُ أَنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) نَبِیٌّ، وَ أَنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) وَصِیُّهُ، وَ لَکِنْ لَسْتَ أَنْتَ ذَاکَ وَ لَا هَذا وَ لَکِن یَأتِیَانِ بَعدَ وَقتِنَا هَذَا بِخَمسَمِائَهًَْ سَنَهًْ.

یعنی: یهودیان مدینه نبوّت محمّد(صلی الله علیه وآله) را پنهان کرده و به او خیانت نموده و گفتند: «ما می‌دانیم که محمّد(صلی الله علیه وآله) پیامبر و علی(علیه السلام) جانشین اوست؛ و لیکن تو محمّد(صلی الله علیه وآله) نیستی و این، علی(علیه السلام) نیست. بلکه محمّد(صلی الله علیه و آله) و علی(علیه السلام) پانصد سال بعد از زمان ما می‌آیند».

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۶، ص۳۴۰ و ج۹، ص۱۷۸ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۲۸.

⚜ امام باقر(علیه السلام)می فرماید: کَانَ حُیَیُّ‌بْنُ‌أَخْطَبَ وَ کَعْبُ‌بْنُ‌الْأَشْرَفِ وَ آخَرُونَ مِنَ الْیَهُود.

یعنی: حیّ‌بن‌اخطب و کعب‌بن‌اشرف و چند نفر دیگر از یهودیان، [خطاب آیه هستند].

📚 علامه مجلسی بحارالأنوار، ج۹، ص۶۴

📖 … مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ … [بقره،۴۱]

🔻که نشانه‌های آن، با آنچه در کتاب شماست، مطابقت دارد

⚜ امام عسکری(علیه السلام)می فرماید: مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ فَإِنَّ مَثَلَ هَذَا فِی کِتَابِکُمْ أَنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) النَّبِیَّ سَیِّدُ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ الْمُؤَیَّدُ بِسَیِّدِ الْوَصِیِّینَ وَ خَلِیفَهًِْ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِینَ فَارُوقِ الْأُمَّهًِْ وَ بَابِ مَدِینَهًِْ الْحِکْمَهًِْ وَ وَصِیِّ رَسُولِ الرَّحْمَهًِْ.

یعنی: مثال آن در کتاب شما (یهودیان) است که محمّد(صلی الله علیه وآله) سرور جهانیان گذشته و آینده است که او به وسیله ی علی(علیه السلام) مورد حمایت و تأیید قرار می‌گیرد؛ همان علی(علیه السلام) که سیّدالوصیّین، خلیفه‌ی پیامبر خدای جهان آفرین(جداکننده‌ی حق از باطل در میان امّت، در شهر علم و حکمت و وصیّ رسول مهربانی‌ها)است.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۸وج۶۴، ص۱۹ و ج۶۶، ص۳۴۰ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۲۸

📖  … وَ لا تَکُونُوا أَوَّلَ کافِرٍ بِهِ … [بقره،۴۱]

🔻و نخستین کافر به آن نباشید

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: وَ لا تَکُونُوا أَوَّلَ کافِرٍ بِهِ یَعْنِی عَلِیّاً (علیه السلام).

یعنی: از جمله اوّلین کسانی که به او کفر می‌ورزند، نباشید؛ منظور به علی(علیه السلام) است.

📚 علامه مجلسی بحارالأنوار، ج۳۶، ص۹۷ و العیاشی، التفسیر، ج ۱، ص۴۲

📖  … وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتی ثَمَناً قَلیلاً … [بقره،۴۱]

🔻و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتِی الْمُنَزَّلَهًِْ بِنُبُوَّهًِْ مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) وَ إِمَامَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ الطَّیِّبِینَ مِنْ عِتْرَتِهِ ثَمَناً قَلِیلًا بِأَنْ تَجْحَدُوا نُبُوَّهًَْ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ إِمَامَهًَْ الْإِمَامِ (علیه السلام) تَعْتَاضُوا مِنْهَا عَرَضَ الدُّنْیَا فَإِنَّ ذَلِکَ وَ إِنْ کَثُرَ فَإِلَی نَفَادٍ أَوْ خَسَارٍ وَ بَوَارٍ.

یعنی: [منظور خدا آن است که] آیات مرا که درباره‌ی نبوّت محمّد (صلی الله علیه و آله)،امامت علی(علیه السلام) و فرزندان پاک و طاهرش نازل کردم، به بهای بی‌ارزش دنیا نفروشید به طوری‌که منکر نبوّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امامت امام (علیه السلام) شوید تا بوسلیه‌ی آن دنیای بی‌ارزش را به دست آورده باشید که هر چقدر زیاد هم باشد، فانی زیانبار، و نابودشدنی است.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۸ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۲۸

⚜ امام‌ باقر (علیه السلام) می فرماید:  کَانَ حُیَیُّ‌بْنُ‌أَخْطَبَ وَ کَعْبُ‌بْنُ‌الْأَشْرَفِ وَ آخَرُونَ مِنَ الْیَهُودِ لَهُمْ مَأْکَلَهًٌْ عَلَی الْیَهُودِ فِی کُلِّ سَنَهًٍْ فَکَرِهُوا بُطْلَانَهَا بِأَمْرِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَحَرَّفُوا لِذَلِکَ آیَاتٍ مِنَ التَّوْرَاهًِْ فِیهَا صِفَتُهُ وَ ذِکْرُهُ فَذَلِکَ الثَّمَنُ الَّذِی أُرِیدُ فِی الْآیَهًْ.

یعنی: حیّ‌بن‌اخطب و کعب‌بن‌اشرف و چند نفر دیگر از یهود که هرساله از یهود مقرّری دریافت می‌نمودند نمی‌خواستند با اعتراف به نبوّت حضرت محمّد (صلی الله علیه وآله) مقرّری خود را از بین ببرند؛ به‌همین جهت آیاتی که در تورات درباره‌ی مشخّصات پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) بوده را تغییر دادند و این تفسیر آن ثمن و قیمتی است که در آیه به آن اشاره شده است.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۶۴

📖  … وَ إِیَّایَ فَاتَّقُونِ [بقره،۴۱]

🔻و تنها از [مخالفتِ] من بپرهیزید

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید:  وَ إِیَّایَ فَاتَّقُونِ فِی کِتْمَانِ أَمْرِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ أَمْرِ وَصِیِّهِ فَإِنَّکُمْ إِنْ تَتَّقُوا لَمْ تَقْدَحُوا فِی نُبُوَّهًِْ النَّبِیِّ وَ لَا فِی وَصِیَّهًِْ الْوَصِیِّ بَلْ حُجَجُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ قَائِمَهًٌْ وَ بَرَاهِینُهُ لِذَلِکَ وَاضِحَهًٌْ وَ قَدْ قَطَعَتْ مَعَاذِیرَکُمْ وَ أَبْطَلَتْ تَمْوِیهَکُمْ.

یعنی: در مورد کتمان امر محمّد (صلی الله علیه وآله)‌و امر وصیّ او از [عذاب] خداوند بترسید. اگر پرهیزگار می‌بودید در مورد نبوّت او و امامت وصیّش اشکال‌تراشی نمی‌کردید. حجّت‌های خدا بر شما تمام شده و دلائل واضحی در این مورد برای شما فرستاده شده است به‌طوری که بهانه‌ای باقی نمانده و دیگر جای باطل‌شمردن [و شک در باطل‌بودن پیامبر] نیست.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۸ و الإمام العسکری، التفسیر،ص۲۲۸

📖 وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَکْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ [بقره،۴۲]

🔻و حق را با باطل نیامیزید؛ ‌و حقیقت را با اینکه [از آن] آگاهید، کتمان نکنید.

📖 وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ … [بقره،۴۲]

🔻و حق را با باطل نیامیزید

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید:  خَاطَبَ اللَّهُ بِهَا قَوْماً یَهُوداً لَبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلَ بالبِأَنْ زَعَمُوا أَنَّ مُحَمَّداً(صلی الله علیه و آله) نَبِیٌّ وَ أَنَّ عَلِیّاً(علیه السلام) وَصِیٌّ وَ لَکِنَّهُمَا یَأْتِیَانِ بَعْدَ وَقْتِنَا هَذَا بِخَمْسِمِائَهًِْ سَنَهًٍْ فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله): أَ تَرْضَوْنَ التَّوْرَاهًَْ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ حَکَماً؟ قَالُوا: بَلَی! فَجَاءُوا بِهَا وَ جَعَلُوا یَقْرَءُونَ مِنْهَا خِلَافَ مَا فِیهَا فَقَلَّبَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الطُّومَارَ الَّذِی مِنْهُ کَانُوا یَقْرَءُونَ وَ هُوَ فِی یَدِ قَارِءِینَ مِنْهُمْ مَعَ أَحَدِهِمَا أَوَّلِهِ وَ مَعَ الْآخَرِ آخِرِهِ فَانْقَلَبَ ثُعْبَاناً لَهَا رَأْسَانِ وَ تَنَاوَلَ کُلُّ رَأْسٍ مِنْهُمَا یَمِینَ مَنْ هُوَ فِی یَدِهِ وَ جَعَلَتْ {جَعَلَ} تُرَضِّضُهُ وَ تُهَشِّمُهُ وَ یَصِیحُ الرَّجُلَانِ وَ یَصْرُخَانِ وَ کَانَتْ هُنَاکَ طَوَامِیرُ أُخَرُ فَنَطَقَتْ وَ قَالَتْ: لَا تَزَالَانِ فِی هَذَا الْعَذَابِ حَتَّی تَقْرَءَا مَا فِیهَا مِنْ صِفَهًِْ مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) وَ نُبُوَّتِهِ وَ صِفَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ إِمَامَتِهِ عَلَی مَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِیهِ فَقَرَءَا صَحِیحاً وَ آمَنَا بِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ اعْتَقَدَا إِمَامَهًَْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَلِیِّ اللَّهِ وَ وَصِیِّ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَی: وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ بِأَنْ تُقِرُّوا بِمُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ(علیه السلام) مِنْ وَجْهٍ وَ تَجْحَدُوا مِنْ وَجْهٍ.

یعنی: خداوند با این آیه، یهود را مخاطب قرار داده چرا که آنان، حق را با باطل می‌آمیختند آن‌ها معتقد بودند که محمّد(صلی الله علیه وآله) پیامبر است و علی(علیه السلام) نیز وصیّ اوست امّا می‌گفتند: «آنان پانصد سال دیگر خواهندآمد». پیامبر(صلی الله علیه وآله) به آنان فرمود: «آیا شما قبول دارید که تورات حاکم بین ما و شما باشد»؟ گفتند: «آری»! تورات را آوردند و شروع به خواندن آن نمودند. امّا بر خلاف مطالبی که در آن وجود داشت، می‌خواندند؛ خداوند طوماری که در دست خواننده بود برگرداند و زیر و رو کرد. مقداری از آن طومار در دست یکی و بقیّه در دست دیگری بود که به صورت اژدهایی در آمد که دو سر داشت؛ هر سر آن اژدها شروع به خوردن و تکّه‌تکّه‌کردن دست راست آن دو نفر کرد و آنان نیز شروع به آه و ناله و فریاد کردند. طومارهای دیگری نیز وجود داشت که به زبان آمده گفتند: «باید این عذاب را متحمّل شوید تا [عبرت گرفته] و آنچه را که درباره‌ی امتیازات محمّد (و وصیّ او علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) و جانشینی او در تورات وجود دارد، درست بخوانید». در این هنگام آنان شروع به خواندن تورات به صورت صحیح کردند و به [رسالت] پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امامت علیّ‌بن‌ابی‌طالب(علیه السلام) و جانشینی او ایمان آوردند خداوند فرمود: لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ یعنی چنان نباشید که از یک جهت به تصدیق محمّد (صلی الله علیه وآله) و علی (علیه السلام) اقرار و از جهت دیگر کتمان کنید.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۳۰۷ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۳۰

📖 وَ لا … تَکْتُمُوا الْحَقَّ … [بقره،۴۲]

🔻و حق را کتمان نکنید

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: وَ تَکْتُمُوا الْحَقَّ مِنْ نُبُوَّهًِْ هَذَا وَ إِمَامَهًِْ هَذَا.

یعنی: حقیقت را درباره‌ی نبوّت محمّد (صلی الله علیه وآله) و امامت علی (علیه السلام) کتمان نکنید.

📚علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۳۰۷ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۳۰

📖… وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ [بقره،۴۲]

🔻با اینکه [از آن] آگاهید

⚜ امام عسکری (علیه السلام)می فرماید: وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنَّکُمْ تَکْتُمُونَهُ وَ تُکَابِرُونَ عُلُومَکُمْ {حُلُومَکُمْ} وَ عُقُولَکُمْ.

یعنی: [امام (علیه السلام) درباره‌ی معنای وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ فرمودند:] شما خود می‌دانید که کتمان می‌کنید و [با این کار خود] با علوم و عقول خود مخالفت می‌ورزید.

📚 علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۳۰۷ و الإمام العسکری، التفسیر، ص۲۳۰