چکیده: در سالهای اخیر یکی از مباحث موردعلاقهی اندیشمندان مسلمان و روانشناسان بالینی، بررسی مفهوم عزّت نفس بوده است. طبق تعاریف رایج، عزّت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن. این حس از مجموع افکار، احساسها، عواطف و تجربههای ما در طول زندگی ناشی میشود. همهی افراد، صرف نظر از سن، جنسیت، زمینهی فرهنگی و جهتی که در زندگی دارند، نیازمند عزّت نفس هستند. دارابودن عزّت نفس موجب کسب سایر کرامات انسانی میشود.
در واقع عزّت نفس بر همهی سطوح زندگی انسان اثر میگذارد. بررسیهای روانشناسی، حاکی از آن است که چنانچه فردی عزّت نفس کافی کسب نکند، نیازهای گستردهتری نظیر: میل به خلاقیت و ابتکار، پیشرفت و یا درک استعداد بالقوه در او محدود میماند. فردی که عزّت نفس بالایی دارد از سلامت روان بهتری بهره مند بوده و در مقابل، شخصی که عزّت نفس او پایین باشد و خود را ناتوان و بیارزش دانسته و به بسیاری از اختلالات روانی دچار شده و از مهارت حل مشکلات و زندگی سالم بیبهره خواهد بود. مقالهی حاضر درصدد بررسی مفهوم عزّت نفس طبق آیات و روایات موجود و تطبیق این مفاهیم با دیدگاه روانشناسان بالینی معاصر میباشد.
کلید واژه ها: اسلام، دیدگاه، روانشناسان، عزّت نفس، مفاهیم تطبیقی، مفهومشناسی.





