چکیده:
تأثیر دکتر علی شریعتی بر جنبشهای نواندیش دینی در ایران تا قبل از دههی شصت برکسی پوشیده نیست؛ وی تلاش میکند با رویکردی جامعه شناسی، تحلیل عصری از باورهای دینی ارائه کند که همین عملکرد گاهی سبب برداشتهای اشتباه در مطالعات دینی اوست.
حضرت ابوطالب(علیه السلام) از جمله شخصیّتهایی است که با نگاه سطحی وی، «بت پرست» معرفی شده است و تطهیر او و حضرت عبدالمطلب(علیه السلام) تنها به عنوان یک تمایل عمومی برای پاک نشان دادن اسطورهای به نام حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) ترسیم شده است؛ با بیان چنین مطلبی شریعتی حتی رشد پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در محیط شرکآلود تصوّر کرده است که این تفکر، کمک شایانی به اندیشههای مستشرقان علیه اسلام و اهلتسنن علیه شیعه دارد؛ چراکه این نگرش جایگاه امام علی(علیه السلام) به عنوان جانشین پیامبر(صلی الله علیه و آله) خدشهدار میکند؛ این همه در حالی است که صریح روایات مأثور به اثبات ایمان حضرت ابوطالب(علیه السلام) پرداخته است و اهلبیت(علیهم السلام) با همهی ناملایمات عصر خود در بیان حقایق، انسجام معناداری را در دفاع از حضرت ابوطالب(علیه السلام) داشتهاند و هر گونه تردید در جایگاه او را مردود دانستهاند.
کلیدواژه:
ابوطالب بن عبدالمطلب، علی شریعتی، ایمان، ادله، پیامبر،جعل حدیث،تاریخ نگاری، اهلتسنن.





